سه شنبه 9 تير 1383

روشنفكران دينى، ادواردشيلز، برگردان: محمدسعيد حنايى كاشانى، بخش دوم و پايانى، روزنامه ايران

وقتى روشنفكران تعاليمى را پرداخته مى كنند كه مبتنى بر متون مقدس ذاتاً مسأله زا است، جريانهاى تعليمى مختلف و لذا متضاد از اعتقاد به ناگزير به ظهور مى رسد. چنين تضادهايى در هر دين جهانى رخ داده اند و به مباحثات شديد انجاميده اند تا هنگامى كه يك جريان بر جريانهاى ديگر غالب شده است و موضعى سالم عقيده را به كرسى نشانده است، اما تفاوتى مهم وجود دارد ميان تعليمى غالب كه تنها به واسطه اجماع فكرى اساسى عقيده سالم [orthodox] است و تعليمى غالب كه با قدرت نهادهاى داراى مرجعيت عقيده سالم اعلام شده است. تعليمى كه با قدرت نهادهاى داراى مرجعيت اعلام شده اصول دين [dogma] است و در جايى كه اصول دين وجود دارد، عقايد ناسالم يا دگرانديش [heterodoxies] ممنوع و مدافعان فكرى آنها سركوب مى شوند.
مراجعى كه روشنفكران دينى بايد با آنها رويارويى كنند، مرجعيت متون مقدس و تعاليم شكل گرفته از آنهاست، مرجعيت اجتماع فكرى دينى و مرجعيت نهادهاى كليسايى است. مرجعيت نوشته هاى مقدس، در اصل نقض نشدنى است، اما مرجعيت اين نوشته ها در واقع مرجعيت سنت تعليمى غالب و مرجعيت آن كسانى است كه در درون آن نهاد از آن دفاع مى كنند. تأويل و تفسير انتقادى متون مقدس بنابراين تهديدى دائماً بالقوه براى مرجعيت «رسمى» و مؤثر نهاد دينى است.
در جوامع پيچيده تر، حتى جوامع بسيار محدود از حيث سواد، برخى از افراد غير متخصص خودآموخته از حيث اشتغال و منزلت شان با اكثريت روشنفكران دينى جامعه شان تفاوت داشته اند. آنان را مى توان روشنفكران دينى غير متخصص [lay] يا غير حرفه اى [amateur] ناميد. اين اشخاص گاهى بازرگان يا صنعتگر، گاهى كاتب و كارمند يا سرباز بوده اند. اين افراد غير متخصص متون را با اشتياق مطالعه كرده اند و گاهى به نتايجى متفاوت با تعاليم غالب رسيده اند. آنان از تظاهرهاى رسماً تصديق شده و روحانيانه خودنماى روشنفكران دينى دانشگاهى يا صومعه نشين نيز بيزار بوده اند. ناخشنودى آنان از تأويل و تفسيرهاى نوشته هاى مقدس گاهى در انفجار موقت ناخشنودى پرشور و عمومى از تعاليم حاكم و از ارائه روحانيانه و دانشگاهى آن تعاليم بروز كرده است. اين روشنفكران خودآموز، گاهى تقويت شده به وسيله ياغيانى از لايه تثبيت شده تر روشنفكران دينى، اغلب به تقبيح بدنه اصلى روحانيت برخاسته و آنان را به طور بنيادى از معناى «حقيقى» متون مقدس دور دانسته اند. روحانيان و بويژه سطح بالاتر سلسله مراتب روحانيت، به خدمت مفرط به خاندان حاكم و خانواده هاى قدرتمند زميندار نيز متهم شده اند.
تعاليم ناسالم يا مخالفت آميز گاهى كار روشنفكران درون خود روحانيت نيز بوده است. چنين تأويل و تفسيرهايى در وهله نخست در حياتى «زيرزمينى» به سر مى برند. برخى از آنها را روشنفكران دينى خودآموز و ناراضى در انزوا و خلوت پرورش داده اند. اين گروه از روشنفكران اغلب زيرك و فرهيخته و نابغه اند.
از جمله بزرگترين اين روشنفكران كه ناقد تأويل و تفسير روحانيان يا سالم عقيده بودند آن پيامبرانى بوده اند كه بنيانگذاران اديان تازه بوده اند، يعنى اديانى كه خود را متمايز از پيكر تاكنون غالب اعتقاد دينى و مدافعان آن اعلام كردند. بودا، عيسى (ع) و محمد (ص) از اين گونه پيامبران بودند. آنان منتفعان وحى ها يا اشراقهاى تازه بودند.
عيسى (ع) گفت كه خدا او را برگزيده بود تا رسالت پيامبران پيشين را به انجام رساند. بودا پيامبرى عميقاً مبتكربود، اما او نيز ادامه دهنده آيين هندو بود. محمد(ص) نه تنها مدعى بود كه گيرنده وحيى تازه است بلكه مدعى بود دين ابراهيم(ع) و عيسى (ع) را درست تر شناخته است.
برخلاف اين پيامبران، دانشوران كنفوسيوسى درچين مدعى هيچ مرجعيتى از ناحيه وحى نبودند و از صفوف شان پيامبرى نيز برنخاست.
پيامبرانى نيز بوده اند كه مدعى وقوف به نيات حقيقى تعاليم ديرباز پذيرفته در برابر آن تعاليمى شده اند كه آنها را باطل دانسته اند.
روشنفكران نبوى عبرانى در هيچ زمانى ادعا نمى كردند كه دينى تازه بنياد گذاشته اند.
آنان طالب اعاده دين يهوديان به وضع خالص آن در آغاز بودند. مارتين لوتر، جان وايكليف و مصلحان صومعه نشين سلسله هاى دينى مسيحى را بايد به منزله روشنفكران نبوى در همين مقوله قرارداد، چرا كه آنان مى انديشيدند كه امت شان از معناى آغازين دينشان دور شده بود و به راههاى دنياى مادى تن داده بود.
سنتهاى فكرى دينى از ناحيه اى به ناحيه اى ديگر و از نسلى به نسلى ديگر دگرگون مى شود. اديان جهانى ـ آيين هندو، آيين بودا، آيين كنفوسيوس، آيين يهود، مسيحيت و اسلام ـ فراز ونشيبهاى تعليمى متعددى را به خود ديده اند.
آنها عمدتاً به اين دليل باقى مانده اند كه تعاليم شان با جرح و تعديلها و افزايشهاى روشنفكران دينى دريافت شده بودند و دوباره انتقال يافته بودند.
بدون اثبات مجدد پايدار و جرح و تعديلهاى سنتهاى اعتقادى روشنفكران دينى، هيچ امتى نمى توانست با اعمال و اعتقادات كم يا بيش يك دست درطى دوره هاى ممتد و مناطق بزرگ جغرافيايى وجودداشته باشد.
فعاليتهاى فكرى دينى و غيردينى. درهيچ جامعه بزرگى فعاليتهاى فكرى دينى يگانه فعاليتهاى فكرى نبوده است. ولى بجز در يونان و روم قديم، اكثر فعاليتهاى فكرى درجوامع جهان قديم را روشنفكران دينى انجام مى دادند. در عصر نو، حجم متزايد آثارفكرى و تفكيك متزايد موضوعات فعاليت فكرى و تخصصى شدن متزايد روشنفكران در بحث از جنبه هاى جهان( كه اكنون بطور نسبى مستقل از قواى متعالى پنداشته مى شود) با افزايش بسيار در تناسب روشنفكران غيردينى و كاسته شدن از دايره نفوذ روشنفكران دينى همراه بوده است.
درمناطقى كه سنتهاى فكرى خودمختار ـ هم دينى و هم غيردينى ـ خوب توسعه يافته بودند، روشنفكران دينى اغلب سنتهاى فكرى اى را جذب كردند كه در بيرون از سنت دينى خود آنها قرارداشت.
بطورنمونه، اين امر در مسيحيت و بعدها در اسلام رخ داد و آن هنگامى بود كه اين اديان در قلمرو تمدنهاى يونانى مآب مستقرشدند.
روشنفكران مسيحى ميان اعتقادات مسيحى خودشان و فلسفه افلاطونى و بعدها ارسطويى، خويشاونديهايى يافتند.
روشنفكران اسلامى به سرعت دانش علمى و فلسفى دوره يونانى مآبى را جذب كردند كه در سوريه و ديگر بخشهاى خاورميانه درعهد سلوكيان و روميها پرورش يافته بود.
روشنفكران دينى مسيحى، تا پايان قرون وسطى، مستقيماً از منابع غربى غيردينى قديم اخذ دانش مى كردند.
تا قرن هفدهم، هم كميت و هم مرجعيت فكرى آثار فكرى غيردينى رشد صعودى كسب كرد.
روشنفكران دينى مقدارى از اين دانش غيردينى را جذب كردند و كوشيدند آن را با اعتقاد مسيحى سازگاركنند.
روشنفكران انسان گراى دوره رنسانس، باوجود قبول سنتهاى فرهنگهاى غيردينى يونان و روم، همچنان مسيحى باقى ماندند، اما توجه آنان به سوى مطالعه امورزمينى معطوف شد. بعد از اصلاح طلبى دينى اين تفكيك و تكثر روشنفكران دنيوى يا غيردينى ادامه يافت.
روشنفكران دينى نيز در مقايسه با روشنفكران دنيوى يا غيردينى روزبه روز از منزلت شان كاسته شد.
روشنفكران دينى اكنون اقليتى كوچك از روشنفكران جوامع اروپايى و آمريكايى را تشكيل مى دهند. بسيارى از آنان امتيازهاى بسيارگسترده اى به معيارهاى اساسى و فنى روشنفكران دنيوى يا غيردينى داده اند. آنان يافته هاى تحقيقات دانشمندان طبيعى و زيست شناس و رويكردها و تحليلهاى مورخان دنيوى يا غيردينى و دانشمندان اجتماعى را پذيرفته اند.
روشنفكران دينى، در عصر نو، فعاليتهاى فكرى خود را محدود به موضوعات دينى به معنايى محدودكرده اند: مطالعات كلامى يا خداشناختى، تحليل تاريخى و متنى نوشته هاى مقدس و تفاسير آنها، باستان شناسى اماكن مقدس، تاريخ كليسا و تاريخ تعاليم دينى و مباحث دقيقاً مربوط به آنها.
اما حتى در درون برخى از اين سپهرهاى محدود مطالعه دينى، معيار غيردينى اعتبار غالب شده است.
شيوه هاى غيردينى مطالعه درتحليل پديدارهاى دينى مسلط شده اند و دربرخى حوزه ها، ازقبيل تاريخ كليسا، تاريخ تعاليم و مطالعه جامعه شناختى و انسان شناختى دين، شگردهاى تحقيق و تأويلهاى روشنفكران غيردينى مسلط شده اند.
روشنفكران دينى، قرنها، جزو لازم زندگانى سياسى جوامع مربوط به خود بودند. مراكز زمينى قدرت نمى توانستند بدون گواهى روشنفكران دينى مدعى مشروعيت خود براى جلوس بر تخت قدرت باشند.
گمان مى رفت كه نظم اجتماعى تنها درصورتى مى تواند استوار باشد كه مركز زمينى به طور اخص با مركز متعالى متحدباشد.
مراكز زمينى براى خدمات ادارى خود به روشنفكران دينى متوسل مى شدند. آموزش اشخاص جوان و كودكان به روشنفكران دينى سپرده مى شد. روى هم رفته رابطه حمايت متقابل ميان روشنفكران دينى و اميران و مالكان بزرگ وجودداشت. روشنفكران دينى، در عصر بورژوازى، بيشتر به ناقدان نخبگان توانگرسالار جديد و نظم بورژوايى جامعه تبديل شدند.
دركشورهاى اروپاى غربى و آمريكاى شمالى روشنفكران دينى به طور روزافزون درفعاليتهاى سياسى مخالفت آميز با روشنفكران غيردينى همداستان مى شوند.
در سرزمينهايى كه زمانى مستعمره بودند و اكنون دولتهاى داراى حاكميت مستقل اند، روشنفكران دينى «سنت گرا» و «احياگر» فعالترشده اند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دراين كشورها، در اثناى دوره حكومت خارجى، روشنفكران دينى سنتى عمدتاً درمقابل فرمانروايان بيگانه منفعل بودند. فرمانروايان بومى درجوامع آسيايى داراى استقلال نيز به همين گونه از تسليم روشنفكران برخوردار بودند.
چنين انفعالى درميان روشنفكران دينى سنتى ديگر چندان متداول نيست.
بطورنمونه، آنان در ايران موفق به استقرار حكومتى دينى [theocracy] شده اند.
آنان درچندكشور اسلامى ديگر نيز آن قدر نفوذ داشته اند كه فرمانروايان نظامى و مدنى غيردينى را مجبور به نامگذارى دولتهايشان به دولتهاى «اسلامى» و تدوين «قوانين اساسى اسلامى» بكنند.
روشنفكران دينى مسيحى درجوامع سابقاً استعمارى از حيث سياسى چندان فعال نبوده اند، آنان درصدد غلبه بر موقعيت «بيگانه»شان با تأويل دوباره مسيحيت بوده اند تا آن را با سنتهاى فرهنگى بومى سازگار سازند.
روشنفكران دينى، دركشورهاى غربى در قرن بيستم، فعاليتهاى فكرى خود را مطابق با گرايشهاى غالب به سوى تخصصى شدن و حرفه اى شدن تنگ تر كرده اند.
آنان درعين حال، بسيارى از سنتهاى علمى و فرهنگى و اخلاقى و سياسى روشنفكران دنيوى يا غيردينى را كسب كرده اند. روشنفكران دينى در كشورهاى غربى، از بسيارى جهات، اكنون به روشنفكران دنيوى يا غيردينى شبيه شده اند.
يادداشت:
اين مقاله ترجمه اى است از:
Edward Shils. زIntellectuals,س in The Encyclopedia of Religion, ed, by Mircea Eliade, Macmillan Publishing Company, New york, 1987, Vol.7, pp. 259-63.
منبع: www. fallosafah. org

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9490

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'روشنفكران دينى، ادواردشيلز، برگردان: محمدسعيد حنايى كاشانى، بخش دوم و پايانى، روزنامه ايران' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016