پنجشنبه 11 تير 1383

ديپلماسي ايدئولوژيك؛ از شعار تا واقعيت، اكبر منتجبي، وقايع‌اتفاقيه

Tarh Vaghaye.jpg

«عده‌اي اين امر را كه تفكرات ايدئولوژيك بر سياست خارجي ‌ما حكمفرما باشد نكوهش مي‌كنند و اين يك سوءفهم است كه اين افراد دارند و ما در زماني كه در سياست خارجي خود با توجه بر ايدئولوژي عمل كرده‌ايم، موفق‌تر بوديم».

اين بخشي از اظهارات علي لاريجاني است. عضوي از راستگرايان كه در انديشه قباي رياست‌جمهوري است.

به باور او ديگر همفكرانش مشكلات امروزين سياست خارجي‌ ما، كه عنوان «تنش‌زدايي» را به‌ويژه از دوران خاتمي يدك مي‌كشد، بدين علت است كه نتوانسته از ايدئولوژي در سياست خارجي استفاده نمايد. يا سياست خود را بر اين امر استوار نكرده است. به همين دليل است كه علي لاريجاني در جمع دوستان خود و در كنگره جامعه اسلامي مهندسين مي‌گويد: «ما به عنوان نظام اسلامي كه تفكراتمان برخاسته از آرمان‌هاي اسلامي است، بايد تئوري‌هاي خود را نيز متناسب با آرمان‌هاي اسلامي انجام دهيم ولي متأسفانه در عمل و استراتژي‌ها، اين امر را شاهد نيستم».

اما استواري سياست خارجي برپايه ايدئولوژي تا چه حد امكان‌پذير است و چگونه مي‌توان به آن اميد بست كه منافع ملي كشور به‌خطر نيفتد؟ زيرا به باور اكثر كارشناسان منافع ملي و ايدئولوژي دو روي يك سكه هستند كه گاه ممكن است در تضاد با هم قرار گيرند.

«از جهاتي ممكن است اتخاذ سياست خارجي بر مبناي ايدئولوژي تأمين‌كننده منافع ملي باشد، اما اين هميشگي نيست. فقط زماني است كه كشور نياز به بسيج عمومي نيروها داشته باشد. مثل زمان جنگ. در آن زمان، ايدئولوژي، مي‌تواند به تقويت منافع ملي منجر شود، اما اين هميشگي نيست.» اين اظهارات دكتر داوود سيدآقايي، استاد دانشگاه تهران است. او مي‌افزائد: «اصولاً، ديپلماسي‌هايي كه برپايه ايدئولوژي استوار هستند،‌نمي‌توانند تأمين‌كننده منافع ملي باشند. زيرا غايت اين دو، اغلب، در تعارض باهم است. منافع ملي در وجه غالب خود، ابعادي اقتصادي دارد و ايدئولوژي برپايه يك پرستيژ بنا شده است».

نگرش ايدئولوژيك به مقوله ديپلماسي، پديده‌اي نادر نيست و ريشه در تاريخ دارد. كم نبودند كشورهايي كه بر اين نظر بودند تا مناسبات خود را با ديگر كشورها، با ستاره راهنماي ايدئولوژي تنظيم كنند.

«تاريخ جواب مثبت و قابل‌توجهي به كساني كه به دنبال اين سياست هستند، نداده است. ايدئولوژيك‌ترين كشور در طول تاريخ،‌شوروي بود كه فروپاشي آن نشان داد كه نه در بعد مسائل سياست داخلي و نه در مسائل سياست خارجي، مي‌توان بر نگاه ايدئولوژيك، حساب كرد. ايران موقعيت استراتژيك در خاورميانه دارد. در ميان دو قطب اقتصادي در شمال و جنوب قرار گرفته است و به لحاظ مسائل متعدد از جمله بازرگاني، انتقال انرژي و ... بايد به منافع ملي خود بينديشد. در بررسي اين امر، وقتي دقيق مي‌شويم، مي‌بينيم كه ديدگاه ايدئولوژيك، نمي‌تواند با اين مسائل ارتباطي پيدا كند». پرويز ورجاوند چنين اعتقادي دارد. او نيز تأكيد مي‌كند كه سياست خارجي تنها با منافع ملي مي‌تواند ارتباط برقرار كند.

تجربه شوروي، همانطور كه ورجاوند تأكيد كرد، تجربه بسيار روشني است كه ديگران مي‌توانند به آن نگاه كنند. از همين زاويه است كه دكتر داوود سيدآقايي مي‌گويد: «رهبران اين كشور كمونيستي،‌نتوانستند به آرمان‌هاي خود برسند. زيرا ايدئولوژي پايه سياست خارجي شد و برآن اساس آنها به يك پرولتارياي جهاني مي‌انديشند در حالي‌كه مردم در داخل كشورشان در حال رنج و فقر بودند. مديران اين كشور از يك‌سو منابع مالي را در جهت همسويي با همپيمانان خود و از ديگر سو در رقابت‌هاي تسليحاتي مصرف مي‌كردند و همين نهايتاً كشور را به سمت فروپاشي سوق داد.

منافع ملي، چراغ راهنماي سياست خارجي همه كشورهاست و قطعاً كساني كه آنرا در نظر نگيرند، بازنده ميدان، خواهند بود».

الهه كولايي نماينده مجلس ششم نيز بر اين باور است كه دستيابي به آرمان‌هاي طراحي شده بايد در ظرف واقعيت‌ها موردتوجه قرار گيرد.

او در اين‌باره به رويداد مي‌گويد: «در طول 25 سال گذشته ايران در زمينه سياست خارجي به نوعي در مسير تقويت‌گرايي حركت كرده و براساس كارآمدي سياست ايدئولوژيك بدون در نظر گرفتن واقعيت‌هاي جامعه بين‌المللي در سطوح منطقه‌اي و جهاني در سال‌هاي دهه اول برخي آثار و پيامدهاي آن را به مدافعانش داد. پيش از دوم خرداد با گسترش نوعي واقع‌گرايي مواجه بودم كه بعد از شكل‌گيري دوم خرداد به تبع نيازهاي داخلي اين روند شتاب بيشتري يافت كه دستاوردهاي مثبتي را براي كشور ما آشكار ساخت».

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

كولايي با اعتقاد بر اين كه سياست داخلي، سياست خارجي را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، تصريح مي‌كند: «با تغييراتي كه در سياست داخلي به ويژه پيش از انتخابات مجلس هفتم رخ داد، مباحث جديدي در سياست خارجي مطرح شده است. بدون ترديد اولويت دادن به معيشت مردم و بهبود زندگي مردم ارتباط مستقيمي با گسترش و تقويت آرمانگرايي در سياست خارجي ندارد و چنانچه محافظه‌كاران بخواهند برطبق شعارهايشان به معيشت مردم بپردازند و تنگناهاي اقتصادي را كاهش دهند، بايد در سياست خارجي رويكردي متناسب با آن را در پيش بگيرند و البته بنده فكر مي‌كنم چنين خواهد شد». اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، تأكيد مي‌كند: «برخلاف برخي اظهارات شفاهي به نظر نمي‌رسد اين ضرورت مورد غفلت قرار گرفته باشد و تنها مي‌توان به اتخاذ تاكتيك‌هايي در فضاي ديپلماتيك جهت دستيابي به مزاياي بهتر اين روش‌ها را مورد تحليل قرار داد». كولايي چنين تحليلي را «مبتني بر ديدگاهي خوشبينانه» مي‌داند و از «منظري بدبينانه» نيز آن را مورد بررسي قرار داد و مي‌گويد: «نوعي عقبگرد و احياي تلاش براي ناديده گرفتن واقعيت‌ها شكل خواهد گرفت و لذا باتوجه به شواهد موجود چنانچه محافظه‌كاران بخواهند شعارهاي خود را در داخل جامعه تحقق بخشند ناچار بايد سياست خارجي مناسب با آن را پيگيري كنند».

وي «سياست تنش‌آلود»‌را با اهداف اعلام شده از سوي محافظه‌كاران در سطح داخلي، متناقض ارزيابي كرده و مي‌گويد: «به نظر نمي‌‌رسد سياست ايدئولوژيك بتواند با شعارهاي داده شده كه مبتني بر نيازهاي مادي مردم است تناسبي پيدا كند. بهبود شرايط اقتصادي كشور با توجه به ظرفيت‌هاي عظيم در گرو توسعه روابط همكاري‌جويانه و بهبود روابط خارجي به‌ويژه با بازيگران مؤثر بين‌المللي است، تا اين تعارضات مانع پيشبرد برنامه رشد و توسعه همه‌جانبه كشور شود». عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ‌مجلس ششم، خاطرنشان مي‌سازد: اگر محافظه‌كاران امر بهبود زندگي مردم و رفع مشكلات معيشتي را هدف‌قرار داده باشند، بدون ترديد افزايش تنش و تقابل در سطوح مختلف خارجي پاسخگوي نيازهاي آنها نخواهد بود بلكه فقط پوششي براي پيگيري سياست خارجي است».

در همين زمينه:

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9575

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'ديپلماسي ايدئولوژيك؛ از شعار تا واقعيت، اكبر منتجبي، وقايع‌اتفاقيه' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016