پنجشنبه 11 تير 1383

برنامه هسته‌اي ايران: زمينه‌ها و بحث‌ها، ناصر هاديان، وقايع اتفاقيه

هدف از اين نوشتار فراهم كردن نماي كلي از فضاي امنيتي ايران، بررسي چالش‌ها و موقعيت‌هاي همراه با برنامه هسته‌اي ايران است. اين مقاله ابتدا سابقه‌اي درباره ماهيت تحول يافتن فضاي امنيتي ايران و عوامل تأثيرگذار بر پندارها و خط‌مشي‌هاي ايرانيان ارائه مي‌دهد. سپس به زمينه‌ها، منابع و عوامل شكل‌دهنده روند تصميم‌گيري در ارتباط با برنامه هسته‌اي و امنيت ملي، مي‌پردازد. آنگاه ديدگاه‌هاي متفاوت ايرانيان در خصوص بحث‌هاي هسته‌اي بررسي مي‌شود و توصيه‌هايي در زمينه خط‌مشي‌ها پيشنهاد مي‌كند، بخش آخر اين مقاله بر مشاهده‌هاي مهمي راجع به چگونگي شكل‌گيري چالش‌هاي امنيتي ايران متمركز مي‌شود.

سابقه: ايران كشوري است كه با هفت كشور ديگر هم‌مرز است و در يكي از راهبردي‌ترين مناطق جهان قرار دارد. اين كشور خاورميانه را به آسياي ميانه و جنوب غرب آسيا وصل مي‌كند، مابين منطقه‌اي نفت‌خيز و در نتيجه از لحاظ راهبردي مهم، بين درياي خزر و خليج فارس واقع شده است.

در طول جنگ سرد، ايران مرز خود را با اتحاد جماهير شوروي پيشين حفظ و نقش مهمي را براي غرب ايفا كرد. ثبات داخلي ايران براي حفاظت از منافع غربي‌ها بسيار حياتي بود. به خاطر اهميت راهبردي ويژه ايران در جلوگيري از گسترش شوروي، اين كشور به صورت يكي از ستون‌هاي «خط‌مشي دو ستوني» آمريكا براي حفظ ثبات در خليج فارس و عربستان سعودي درآمد. به هر حال، انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 ژئوپولتيك ايران را يك‌شبه دگرگون كرد و آن را از صورت يكي از نزديك‌ترين و راهبردي‌ترين متحدان آمريكا به يكي از سرسخت‌ترين مخالفان اين كشور بدل كرد. در اين برهه مهم، اولويت‌هاي خط‌مشي و پندارهاي ايران از تهديدها با در نظر گرفتن فضاي آني و كل جهان، به شدت تغيير كرد.

جنگ ايران- عراق (1988-1980) تأثير بسيار بسزايي بر ذهن مردم ايران و سياستگذاران اين كشور گذاشت. ايران در جنگ با عراق احساس تنهايي كرد. از كشور مشتري غرب بودن، تبديل به جنگيدن با عراقي شد كه از حمايت سياسي كشورهاي مهمي در جهان عرب و غرب از جمله آمريكا، برخوردار بود. از لحاظ تجهيزات نظامي، روسيه، چين و فرانسه ميلياردها دلار سلاح به عراق فروختند. اعراب پول آن را فراهم كردند و آمريكا تصاوير ماهواره‌اي همراه با حمايت‌هاي ديگر در اختيار عراق قرار داد. مهم‌ترين عامل تحليلي در اين بحث استفاده عراق از سلاح‌هاي كشتار جمعي- در اين مورد سلاح‌هاي شيميايي- بر ضد نيروهاي ايراني و جمعيت كرد عراق است. برآورد شماري از دانشمندان و روزنامه‌نگاران اين است كه سلاح‌هاي شيميايي ده‌ها هزار تن از نيروهاي ايراني را در طول جنگ به قتل رسانده است. ايرانيان فرض را بر اين گرفته بودند كه به كارگيري سلاح‌هاي شيميايي در نبرد «خط‌قرمزي» است كه از آن عبور نخواهد شد. چيزي كه بيشتر آنان را به هراس انداخت اين بود كه جامعه‌ بين‌المللي و به خصوص غرب نه فقط اين موضوع را ناديده گرفت، بلكه حتي از رژيم صدام حسين در حالي كه همچنان سرگرم به كارگيري سلاح‌هاي شيميايي بر ضد ايرانيان بود، حمايت كرد. نخبگان ايران با مشاهده چنين حقايق رعب‌انگيزي، به اين نتيجه رسيدند كه ايران بايد بر منابع خويش متكي باشد تا بتواند امنيت شهروندانش را تضمين كند. آنان همچنين به اين باور رسيدند كه رهبران كشورهاي قدرتمند جهان را به سادگي مي‌شود متقاعد كرد كه عبور از خط قرمزها را به خاطر منافع كوته‌بينانه و يا فقط به دليل دشمني ساده با حكومت تهران، ناديده بگيرند.

رويداد مهم ديگري كه تأثير بسيار شگرفي بر ايران داشت فروپاشي اتحاد جماهير شوروي بود. فضاي ژئوپولتيكي جديدي به وجود آمد كه موازنه قوا را در اطراف ايران تغيير داد. ايران به يكباره خود را ديد كه با سه كشور جديد هم‌مرز شده است كه دوتاي آنها براي دسترسي به درياي خزر رقابت مي‌كردند. فرصت‌هاي جديد براي همكاري با اين كشورها با مانورهاي كشورهاي منطقه‌اي و قدرت‌هاي بزرگ براي به انزوا كشاندن ايران به ويژه در بخش انرژي، مسدود شد.

بروز كشمكش قومي منطقه اي بين جمهوري‌هاي آذربايجان و ارمنستان، تلاش‌هاي بيشتر ايران در نفوذ بر همسايگان جديدش را پيچيده‌تر كرد. در افغانستان و بر اثر عقب‌نشيني نيروهاي شوروي، دوره‌اي از جنگ داخلي ميان جناح‌هاي گوناگون مجاهدين درگرفت كه منجر به بي‌ثباتي در اين كشور و بحران شديد پناهندگان براي ايران شد. در اين زمان ايران به صورت مسير مهمي براي انتقال مواد مخدر به ويژه مواد توليد شده در افغانستان درآمد.

اين رويدادهاي حساس با آغاز به قدرت رسيدن علي‌اكبر هاشمي رفسنجاني و رياست جمهوري وي همزمان شد. تحت رياست رفسنجاني ايران تلاش كرد نقش سازنده‌تر منطقه‌اي و بين‌المللي ايفا كند. در نتيجه مناسبات ايران با همسايگانش در خليج فارس و نيز با اروپا و شرق آسيا بهبود يافت.


برنامه هسته‌اي ايران: زمينه‌ها

در روند تصميم‌گيري ايران دو نكته حائز اهميت وجود دارد. نخست، يك شخص يا يك گروه خاص درباره امور اساسي تصميم نمي‌گيرد، هيچ فردي يا مؤسسه‌اي در دنياي واقعي چنين اختياري را ندارد. دوم، ايران تصميم‌گيري در زمينه امور مهم را به اتفاق آرا انجام مي‌دهد. تصميم‌گيري درباره مسائل دفاعي و امنيتي ايران در روندي روشن و پيچيده شكل يافته است. نهادهاي رسمي فراوان، شبكه‌هاي غيررسمي، روابط شخصي و ابتكار عمل‌هاي فردي در شكل‌گيري خط‌مشي ايرانيان نقش دارند. از خارج، شايد به نظر رسد كه بسيار آشفته و درهم‌برهم است و غالباً براي بيگانه‌ها دشوار است كه دريابند توسط چه كسي و چگونه تصميم‌گيري در ايران صورت مي‌گيرد. به هر حال، نتايج تصميم‌گيري اين نظام بر اجماع متكي است. در حالي كه روند تصميم‌گيري انجام شده از طريق اتفاق آرا منجر به ثبات در خط‌مشي مي‌شود، دستيابي به تصميم‌ نهايي را دشوارتر، پيش‌بيني نشدني‌تر و طاقت‌فرسا مي‌كند. با وجود اينكه نخبگان مسائل اصلي امنيت ملي را از جمله آنهايي كه به برنامه هسته‌اي ارتباط دارد، حريصانه جناحي و سياسي مي‌كنند، اتفاق آرا تضمين‌كننده دست يافتن به تصميم منطقي در نهايت امر است.

ترديدي وجود ندارد كه تصميم‌گيري درباره برنامه هسته‌اي در دايره‌اي نسبتاً كوچك‌تر اتخاذ مي‌شود ولي به هر رو، دايره‌اي است كه نمايندگي جناح‌هاي سياسي بانفوذ و مطرح را برعهده دارد. اجماعي كه از روند موشكافانه مصالحه در درون سردرگمي منافع پيچيده و باورنكردني گروه‌ها و جناح‌ها به دست مي‌آيد، در نهايت يك روند مردم‌سالارانه است. گرچه محافظه‌كاران قدرت مهمي دارند، لفاظي‌هاي آنان هم از طريق شعور واقع‌گرايي خود بررسي مي‌شود و هم از سوي هم‌رتبه‌هاي جناح خود و هم از سوي اصلاح‌طلبان مورد چالش دقيقي قرار مي‌گيرد. نبايد نقش عجيب و غريب و در عين حال سازنده‌اي كه محافظه‌كاران مسؤول ايفا مي‌كنند، ناديده گرفته شود. آنان كنترل «معتقدان واقعي» و تندروهاي تندخو را در دست دارند، كاري كه اصلاح‌طلبان توان انجام دادن آن را ندارند. جرو و بحث و مبارزه دشواري كه با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در نوامبر 2003 درباره موضوع هسته‌اي ايران صورت گرفت، در چنين فضاي پيچيده‌اي به سرانجام رسيد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

شرايط و فضا: مركز توفان‌هاي منطقه‌اي و جهاني

نيازي نيست كه انسان طرفدار رژيم ايران باشد تا چالش‌هاي امنيتي را كه با آن مواجه است دريابد. در شمال، ثبات جنگ سرد با مبارزه فشرده‌اي (با «بازي‌هاي عظيم» جديد) بر سر منابع درياي خزر بدل شد و اين امر عمدتاً به خاطر عزم اقتصادي، سياسي و شرايط ايران به اين صورت درآمد. در شرق، افغانستان تحت اشغال اتحاد جماهير شوروي با رژيم متخاصم طالبان عوض شد و اكنون آمريكا افغانستان را اداره مي‌كند، پاكستان كه در ظاهر با ايران روابط ديپلماتيكي «دوستانه» دارد، از طالبان حمايت كرده است و ميزبان جنبش‌هاي متعصبانه منطقه‌اي ضدشيعيان و ضدايرانيان و مجهز به سلاح‌هاي اتمي است. جبهه شرقي نيز به صورت نگراني امنيتي ملي بسيار شديدي براي ايران درآمده است زيرا عموماً سرچشمه قاچاق مواد مخدر است كه از لحاظ اجتماعي بنيان‌كن است و بر جوانان ايراني تأثير‌ مي‌گذارد. در غرب، تركيه قرار دارد. اين كشور عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) است و ارتباطات بسيار مستحكمي با آمريكا دارد و تا اين اواخر يكي از پرچمداران علني «تهديد ايرانيان» محسوب مي‌شد. تركيه همچنين از صدام عراق و از جمله جنگ و استفاده وي از سلاح‌هاي كشتار جمعي برضد ايران، حمايت كرده است. حال كه آمريكا عراق را اداره مي‌كند، وضعيت از ديدگاه ايرانيان همچنان تيره و تار به نظر مي‌رسد، زيرا آمريكا ايران را عضوي از «محور شرارت» مي‌خواند و آشكارا درباره تغيير حاكميت در ايران سخن مي‌گويد، در خليج‌فارس كه منابع مالي و راهبردي ايران قرار دارد، اين كشور باز هم با آمريكا كه پايگاه‌هايي در كويت، قطر، بحرين و عربستان سعودي دارد، مواجه است.

ظرف 25 سال گذشته‌ رويداد بسيار مهم تاريخي، موقعيت ملي، منطقه‌اي و جهاني ايران را دگرگون كرد كه عبارتند از: انقلاب 1979، فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001. انقلاب اسلامي نه فقط منشوري را كه از خلال آن جهان خارجي دريافت و تفسير مي‌شد،تغيير داد بلكه چگونگي رفتار با ايران و تلقي از آن را نيز دگرگون كرد. تجاوز صدام و قطع روابط ايران با آمريكا، مهمترين پيامدها را در برداشت، فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ژئوپولتيك ايران را تغيير داد، چتر حمايتي محدود جنگ سرد را برچيد و آسيب‌پذيري بيشتري را در جبهه شمالي ايران به وجود آورد و مشكلات كشوري كه پيش از اين خود با چالش‌هاي دشوار و پيچيده‌اي در مرزها و با همسايگانش مواجه بوده است، انباشته كرد.

بنابراين، مشخصه عمده تلقي ايرانيان «تنهايي و بي‌كسي راهبردي» است، بخشي از اين امر به سرشت و ماهيت انقلاب و بخش ديگري به خود كرده ايران برمي‌گردد. اين تنهايي به صورت بسيار جدي در طول هشت سال جنگ با عراق و هنگامي كه قدرت‌هاي اصلي منطقه‌اي و جهاني از جمله آمريكا از صدام حسين و استفاده وي از سلاح‌هاي شيميايي برضد ايران حمايت كردند، به نمايش گذاشته شد. اين مسأله موجب به وجودآمدن روحيه بي‌اعتمادي ميان ايرانيان به همه پيمان‌‌ها و نهادهاي بين‌المللي شد. روحيه‌اي كه بر اتكا به منابع خودي، چه از لحاظ فكري و چه از لحاظ فيزيكي در امر حفاظت ملي و امور دفاعي تأكيد دارد.

در حالي كه هزينه و ضايعات ناشي از اين خودكفايي تحميلي بسيار زياد بوده است، با اين وجود، توانسته است اعتماد به نفس را بيفزايد و غرور ملي را القا كند، توانايي اداره بحران‌‌ها را بيابد و توسعه منابع داخلي را به گونه‌اي انجام دهد كه در منطقه بي‌نظير است. اين تركيب تنهايي، استقلال و خودكفايي تأكيدي بر شيوه محتاطانه ايران در مقابل كشمكش‌هاي منطقه‌اي از يك سو و شيوه جسورانه و حتي خشن آن در خصوص امور ملي مهم، از سوي ديگر است. ايران نخبگان كار كشته‌اي دارد كه ويژگي‌هاي فردي غيرعادي در از دست دادن موقعيت‌‌ها از خود نشان مي‌دهند و در عين حال، به شايستگي قادر هستند در بحران‌هاي واقعي نه فقط با كشورهاي منطقه‌اي بلكه با قدرت‌هاي بزرگي همچون آمريكا، مانور بدهند. نبايد قدرت ايران را ناچيز شمرد، قدرتي كه نبايد لزوماً يا در وهله اول، فيزيكي باشد. قدرت پايدار نخبگان ايران به‌ويژه در زمان بحران‌‌ها، چشمگير است. به لطف اقدام آمريكا در برداشتن دشمنان ايران در افغانستان و عراق، اين امر كاملاً درست است كه ايران اكنون در بهترين موقعيت ژئوپولتيكي خود از هنگام پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 قرار دارد.

بر اين اساس، به عنوان يك نمونه واقعي از سيستم بين‌المللي متكي بر خودياري، شرايط «آشوبگرانه» منطقه‌اي ايران همه اجزاي سازنده يك كابوس اساسي را در خود دارد. همسايگان متخاصم، فقدان توافق و پيمان با قدرت بزرگ، مبارزه 25 ساله با بزرگترين ابرقدرت جهان در تاريخ، زندگي در منطقه جنگ خيز (پنج جنگ عمده در كمتر از 25 سال)، دست و پنجه نرم كردن با نزاع‌هاي قومي- قلمرويي در مرزهاي خود (ايران يكي از عمده‌ترين مركز پناهندگان بوده است) ، رقابت‌ با جنبش‌ وهابي غالب فرا منطقه‌اي كه به لحاظ اعتقادي و سياسي از ايران نفرت دارد، حريف قدرت‌هاي هسته‌اي مجاور (پاكستان، اسرائيل و هند) شدن. از چند جهت، ايران در وسط «مركز كنترل ناپذيري» واقع شده است كه در دوره پس از جنگ سرد و سياسي شدن جهاني پس از 11 سپتامبر 2001، به وجود آمده است.

براي درك فضاي امنيتي ملي ايران، سه نكته حائز اهميت است. نخست، بايد اهداف و خط مشي‌هاي ايران را از لحاظ منطقي- و نه احساسي – ارزيابي كرد و شرايط ژئواستراتژيك نفس‌گير آن را به حساب آورد. دوم، به رغم اين ساختار امنيتي چالش‌انگيز، ايران نه فقط توانست يكپارچگي ارضي و سياسي خود را حفظ كند، بلكه موفق شد تأسيسات زيربنايي مهمي را توسعه دهد و جامعه با ثباتي را ايجاد كند و همه اين كارها را بدون هرگونه كمك خارجي انجام دهد. سوم، ايران مهمترين حلقه ارتباطي در خاورميانه است. اين كشور به خاطر جغرافياي خود، انقلاب، بلندپروازي‌‌ها و نيز احساس تعصب به استقلال و مركزيت، همه امور مهم خاورميانه يا از روي خطا و يا به صورت عمدي در ايران مرور مي‌شود. از كشمكش فلسطينيان- اسرائيل گرفته تا تكثير سلاح، تروريسم، آينده عراق، ثبات در افغانستان، آينده روابط بين اسلام و غرب، دگرگوني‌هاي سياسي منطقه‌اي و اصلاحات، امنيت خليج‌فارس تا مسأله تأمين دسترسي به منابع انرژي در درياي خزر و خليج‌فارس، همه و همه به ايران ارتباط پيدا مي‌كند.

منابع سياستگذاري: تصميم‌گيري درباره برنامه هسته‌اي ايران تحت تأثير برآيند ايدئولوژيك اسلام و ملي‌گرايي (ناسيوناليزم) است. پندارهاي ايران در خصوص تهديدها، رفتارهاي ناشي از ساختارهاي چندقوميتي، تحكم نهادهاي درگير در سازماندهي و غرور ملي، همه و همه در تحت تأثير قراردادن و شكل‌گيري خط مشي هسته‌اي ايران نقش دارند. پنج جنبه مهم در نحوه پي‌ريزي ويژه برنامه هسته‌اي ايران تأثيرگذار هستند كه عبارتند از:

منابع ايدئولوژيكي: سه جهت‌گيري مهم ايدئولوژيكي در شكل‌گيري خط مشي دفاعي ايران تأثير دارد: اسلام‌انقلابي، اسلام اصلاح‌طلبانه و ملي‌گرايي ايرانيان، توانايي هريك از اين ايدئولوژي‌‌‌ها در اثرگذاري بر خط مشي، بستگي به نوع خاص موضوع، آرايش نيروهاي سياسي و نحوه رفتار جامعه بين‌المللي، متفاوت است.

چنانچه اتفاق نظر ميان اين گروه‌‌ها نباشد كه غالباً اين چنين است، مشكلات جدي در به اجرا گذاشتن سياست‌‌ها به وجود مي‌آيد.

جهت‌گيري ايدئولوژيكي و تعهد، گرچه شور و حرارت آن اكنون مثل گذشته نيست، هنوز بسيار مهم است. در تحليل اهميت آن بدنيست پرسيده شود: چرا ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 به صورت موقت برنامه هسته‌اي خود را متوقف كرد؟ ديدگاه فراگير در ميان دانشمندان ايران اين است كه به تعويق انداختن برنامه از تعهدهاي ايدئولوژيكي نشأت مي‌گرفت.

تفسير غالب از اسلام در آن زمان اين بود كه توليد، تحصيل و استفاده از سلاح‌هاي هسته‌اي با تعاليم و اصول اسلام مغايرت دارد. از اين رو سلاح‌هاي كشتار جمعي بر مبناي اسلام در ايران ممنوع شد. اين موضوع را نيز بايد يادآور شد كه ايران از مقابله به مثل با حملات موشكي صدام حسين به شهرهاي ايران به مدت چندين سال خودداري كرد.

2-پندارهاي ايران در خصوص تهديدها: پندارها درباره تهديدها را مي‌توان تهديد به ايدئولوژي انقلاب، ارزش‌‌ها و تهديد به منافع ملي طبقه‌بندي كرد. رويكرد ايدئولوژيكي غالب ديدگاه «ام القري» بودن ايران است. براساس اين ديدگاه، «مستكبران جهاني (امپرياليسم آمريكايي) و صهيونيسم بين‌المللي در پي نابودي اسلام برآمده‌اند. تنها قرائت پذيرفتني غرب از اسلام، اسلام ارتجاعي غيرسياسي است كه از غارت منابع و ثروت مسلمانان حمايت كند. از اين چشم‌انداز، ايران ام‌القراي اسلام به شمار مي‌آيد كه رهبري امت اسلامي را كه آمريكا در پي نابودي آن است، فراهم مي‌كند. دفاع از ام القري در برابر تجاوز و مستكبران جهاني با هر ابزار و با هر هزينه‌اي كه باشد، تكليف اوليه هر مسلماني محسوب مي‌شود. «مستكبران جهاني» و تجاوز اسرائيل عمده‌ترين و فوري‌ترين تهديدهاست.

دست‌نشانده‌هاي آمريكا در منطقه نيز خطرناك هستند اما فوريت خطر آنها كمتر است.

منافع ايرانيان، هنگامي كه با اولويت‌هاي ايدئولوژيكي ناسازگاري پيدا مي‌كند، مهمتر مي‌شوند.

مسائل ژئوپولتيكي، يكپارچگي ارضي، بهبود موضع بين‌المللي ايران از طريق نشان دادن اولويت منافع ملي ايران، همه اينها تأثير بيشتري در شكل‌گيري و قالب‌ريزي خط‌مشي‌هاي امنيتي و دفاعي ايران دارند.

تهديدهاي ناشي از شرايط آني اطراف ايران خطرناكتر از تهديدهاي كشورهاي دورتر تلقي مي‌شود مشروط بر اينكه ملاحظات ايدئولوژيكي نيروي محركه خط مشي‌هاي خارجي كشورهاي ديگر نباشد. بي‌ثباتي در افغانستان، عراق، آذربايجان و پاكستان- و نيز در عضويت تركيه در ناتو و محاصره ايران از سوي آمريكا- همه اين امور عوامل مهمي در تدوين سياست‌هاي امنيتي و دفاعي ايران محسوب مي‌شوند. طرفداران اين چشم‌انداز واقع‌گرايانه اولويت تهديدها را به‌گونه‌اي متفاوت مدنظر قرار مي‌دهند و به صورت عملي به آن مي‌پردازند.

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9579

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'برنامه هسته‌اي ايران: زمينه‌ها و بحث‌ها، ناصر هاديان، وقايع اتفاقيه' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016