جمعه 12 تير 1383

اياد علاوي , دست پرورده ي CIA ، پاتريس کلود، برگردان : سيامند

لوموند 28 ژوئن 2004

در ابتدا سايه ي سنگين اياد هاشم علاوي , بعنوان ناخداي کشتي طوفان زده ي عراق هيچ رغبتي در خيمه شب بازان امريکايي و انگليسي که از 15 ماه قبل ريسمان کنترل اين سرزمين را در دست دارند , برنمي انگيخت . نخست وزير دولت انتقالي , بعثي سفت و سخت سابق , سي و دو سال تبعيد , صاحب اشتهار در تقلب و دغل بازي , پايه گذارحزبي سياسي بدون کمترين حمايت اجتماعي , و بخصوص , بخصوص داراي پرونده اي قطور مبني بر داشتن نقش « ارباب رجوع محترم » در ابتدا براي آژانس جاسوسي انگلستان MI6 و سپس و بطور همزمان براي معادل امريکايي اش CIA .
در MI6 همان ابتداي سال 2003 , اياد علاوي تهيه کننده همان ادعاي پرسروصدايي بود که چيزي نمانده بود به قيمت کرسي نخست وزيري توني بلر تمام شود , يعني همان اطلاعاتي که بر مبناي آن گويا صدام حسين قادر به عملياتي نمودن سلاحهاي کشتار جمعي « در فاصله زماني اي معادل چهل و پنج دقيقه » است .
به قول پاتريک و اندرو کاکبورن در کتاب ارزنده ي « صدام حسين , عقده اي امريکايي » , CIA هم به مرحمت آقاي علاوي در سال 1996 با « بزرگترين ناکامي تاريخ خود , پس از موضوع خليج خوکها » مواجه شد . به اين موضوع بازخواهيم گشت .
دکتر حيفا العزاوي دوستمان را در جواني اش مي شناخته : « هر کسي که تحصيلات پزشکي اش را در سالهاي 1960 در بغداد گذرانده باشد , نمي تواند اين بعثي گردن کلفت را فراموش کرده باشد . مدعي بود که سنديکاليست است , در خوابگاه و دانشگاه کلتي به کمر داشت و کارش هم تعقيب و مراقبت بقيه ي دانشجويان تا منازلشان بود » . طبق گفته ي همين معدود شاهدي در نشريه اي عربي , مدرک و آنچه که « دکتر » علاوي خوانده مي شود , « ساختگي » است . « بعث پيش از اينکه او را روانه ي لندن کند , مدرکي هم در اختيارش گذاشت , بعلاوه ي يک بورس OMS ( سازمان بهداشت جهاني ) , براي مثلا پايان تحصيلات , ولي در واقع امر به قصد جاسوسيِ دانشجويان اعزامي به خارج از کشور » . در پايان سالهاي 1960 , اياد علاوي رئيس انجمن دانشجويان عراقي در خارج – منطقه ي اروپا است . اين مقام او را مجاز به سفرهاي بيشمار , گرم گرفتن با ديگر جوانان ناسيوناليست عرب , و به همين ترتيب تعقيب و پيگيري « خائنين » و ناراضيانِ آن زمان مي کند , کساني که به قول دکتر عزاوي برخي مواقع به نحوي تر و فرز « لو داده شده و ادب » مي شدند .
قطع رابطه رسمي با صدام حسين , که در اواخر سال 1969 معاون رئيس جمهور شده بود , دو سالي بطول انجاميد . برخي از اختلافات شخصي مي گويند . برخي ديگر نيز از متارکه ي سياسي سخن رانده اند . اياد علاوي تاريخا از بعثي هاي اوليه است . مثل اکثريت جوانان خاورميانه در دوره ي مورد بحث , او همزمان سوسياليست و ناسيوناليست عرب است . او معتقد به ايده هاي انقلابي است . « انحرافات » ايدئولوژيک و کودتاي طراحي شده توسط صدام و دارودسته ي قبيله اي اش در تکريت اصلا به مذاقش خوش نمي آيد .
مي بينيم که او تنها نيست . مطابق با تاريخ نگاري رسمي , در پايان 1971 رئيس سابق دانشجويان عراقي در اروپا , کارت عضويت حزبي اش را پاره کرد و تبعيد را برگزيد . ابتدا لبنان , و سپس بازگشت به لندن . تازه 27 سال دارد . هنوز مثل امروز شباهت غريبي به توني سوپرانو , مافيايي سريال مشهور امريکايي ندارد .
از اين پس به چه کاري مشغول است ؟ راز سر به مهر . طرف هيچ جوابي به تقاضاي مصاحبه ي ما [ لوموند ] نداد . و هيچ کدام از مصاحبه هايي هم که تا حالا انجام داده حاوي اطلاعات روشني از اين دوران از زندگيش نيست . طي بيوگرافي مختصري که در بغداد توسط نيروهاي ائتلاف توزيع شده , او ليسانس پزشکي اش را در 1976 دريافت کرده و سه سال بعد هم موفق به دريافت دکترا شده است . علاوه بر اين مشاور OMS ( سازمان بهداشت جهاني ) و همينطور PNUD ( طرح توسعه ي سازمان ملل متحد ) است . آيا آنطور که پاتريک و اندرو کاکبورن ادعا مي کنند « مخفيانه در خدمت بعث » هم هست ؟ يا اينکه , چيزي که زياد هم تناقض بار نيست , همچون فردي دوجانبه به خدمت MI6 انگليسي ها هم درآمده است ؟
همچنان که هفت سال بعد از « جدايي » رسمي اش [ از بعث ] سه ناشناس در چهارم فوريه 1978 به ويلاي لندني اش وارد شده و با تبر او را مورد سوء قصد قرار مي دهند . يک ضربه در ناحيه ي پشت سرش , يکي سينه و آخري روي ران , که « چيزي نمانده بود که پايش را قطع کند » . قاتلين خيال مي کنند مرده است و رهايش مي کنند . اما نه . MI6 مخفيانه و با هويتي مستعار او را در کلينيکي در ولز بستري مي کند . يک سال بعد , مجددا ظاهر مي شود . خانواده اش اعلام مي کنند که تهديداتي ناشناس تحت عنوان « به کره ي مريخ هم فرار کنيد , پيدايتان مي کنيم » دريافت کرده اند . براي آقاي علاوي که امروزه هيچ اثر آشکاري بر روي بدن ندارد و حتي نشاني از لنگيدن هم در او ديده نمي شود , همه اينها « مدرکي » است مبني بر اينکه اين افراد که هرگز شناسايي هم نشدند , فرستادگان جادوگر بغداد بوده اند .
برخلاف برخي از مخاطبين ما , که با ترديد به اين سوء قصد مي نگرند , پروفسور سعدون الدوليمي , که در سال 2003 از تبعيد بازگشته و مسئوليت مديريت مرکز مطالعات و تحقيقات استراتژيک عراق را بعهده گرفته , اين روايت رسمي را مورد شک قرار نمي دهد . « اياد علاوي شخصيت مهمي از بعث بود . او خيلي چيزها مي دانست و اطلاعات را در اختيار MI6 قرار مي داد . به همين دليل هم بود که ماموران مخابرات , اطلاعات حکومتي , دستور داشتند او را از ميان بردارند » . پيشاهنگ پروژه ي بزرگ امريکا براي عراق در سالهاي پس از آن , از نظرِ همه ي ردياب هاي خبرنگاران محو شد .
سپتامبر 1980 , صدام حسين جمهوري اسلامي ايران را مورد تهاجم قرار داد . قتل عامي فجيع به وسعت هشت سال بي پايان آغاز شد . حالا ديگر اياد علاوي با پاسپورت انگليسي اش , اين سالها را در کشورهاي حول و حوش عراق مي گذراند ؛ اردن , سوريه , کويت , عربستان سعودي . فرزند خانواده اي بزرگ , شيعه و تاجر در نصيريه , از پدري پزشک که در دوران حکومت سلطنتي نماينده مجلس بوده , برادرزاده ي مردي که تا زمان سرنگوني سلطنت در سال 1958 پست وزارت بهداشت را بعهده داشته , و نوه ي يکي از نجباي حاضر در مذاکرات استقلال بين النهرين سابق در سال 1932 , سياست در رگهايش جاريست . اياد علاوي هرگز پلهاي ارتباطي خود را با افسران بعثي ارتش و اطلاعات , که درست مثل او , منتها بدون اراده و تمايل به کاري , براين عقيده بودند که صدام حسين کشور را رو به نابودي مي برد , قطع نکرد .
در سال 1983 , اين بار سرويسهاي سعودي به خدمات او علاقمند شدند . او از جده راديوي عراق آزاد را راه اندازي کرد , که هيچ اثري هم از خود باقي نگذاشت , ولي به او اجازه داد که همچنان در بورس باقي بماند . به موازات اين کار وارد معاملات نفتي هم شد , طوري که پول و پله ي خوبي به هم زد . در فوريه 1991 که صدام حسين طي عمليات « طوفان صحرا » ي امريکايي ها از کويت فراري داده شد , و رژيم بيش از هرزمان ديگري لرزان و بي ثبات به نظر مي رسيد , اياد علاوي , الوفاق يا به قولي آشتي ملي عراقي ( ENI ) را پايه گذاشت . هدف : تهيه کلاهي براي خود از نمدِ دوران پس از صدام , که مي بايست نزديک باشد . ولي ديکتاتور , از علو طبعِ لژيونرهاي بوش قديمي برخوردار شد و برجا ماند .
سالهاي بعد الوفاق تحت حمايت سعودي ها و متحدين امريکايي – انگليسي شان با جريان ديگري ائتلاف کرد , کنگره ملي عراق ( CNI ) . اياد علاوي فرد راهبرِ اين جريان رقيب را بخوبي مي شناسد , پسرعموي مبارزاتي اش , احمد چلبي . هردو گوش به فرمان روساي مشترکي اند , هر دو به گرايش لائيک تر شيعه ي عراقي تعلق دارند و هر دو هم سن و سالند . علاوي متولد 1944 و چلبي 1945 . ولي محترمانه به يکديگر نفرت مي ورزند . خانواده ي ثروتمند چلبي ميليون هايشان را برداشته و عراق را با سقوط خاندان سلطنتي در سال 1958 ترک گفته اند . چلبي در 1992 موقعي که مجبور به اتحاد با پسرعموي مبارزاتي اش شده , متهم به کلاهبرداري از بانکي در اردن است و غيابا به بيست و دو سال زندان محکوم شده است . اتحاد تاکتيکي عموزاده ها زياد هم دوام نياورد .
احمد چلبي معامله گر ليبرال , از اساس ضد بعثي است . او با تشويق کردن امريکايي ها به بزرگترين خطاي تاکتيکي شان از موقع اشغال عراق در آوريل 2003 - « پاکسازي بعثي ها » در هر رده و انحلال کامل ارتش و سيستم اداري - اين ضديت خود را به نمايش گذارد . برعکس , اياد علاوي , به همان طريقي که از زمان بازگشتش به بغداد عمل کرده , کوشيد همه ي رفقاي سابق حزبي اش را به کار بازگرداند , و در جهت مخالفت با سياست انتحاري تصفيه ي وسيع گزيده شده توسط نماينده ي امريکا , پل برمر هر کاري مي کند .
در نهايت , چيزي تغيير نکرده . پيشتر از اين در اکتبر 1995 , احمد چلبي روساي امريکايي اش را به سرمايه گذاري روي جنبش مسلحانه اي درکردستان عراق تحت امر خودش ترغيب کرد . علاوي يک لحظه هم به موفقيت او متوهم نبود . حق داشت . نتيجه شکستي خونين بود . چهارماه ديرتر , آژانس لانگلي حسب الامر از کلينتون , که درگير مبارزات انتخاباتي دور دوم رياست جمهوري بود , اجازه يافت که براي بار دوم به کودتا بکوشد . اين بار عموزاده علاوي بود که از شانس برخوردار شد . ساموئل برگر مشاور امنيتي پرزيدنت کلينتون به ياد دارد « بر خلاف چلبي , علاوي مي دانست چگونه اعتماد قدرتهاي عرب منطقه را جلب کند . او احترام کساني که مشغول آماده سازي عمليات بودند را برانگيخته بود . او خيلي کمتر از عموزاده اش پرشروشور بود , و به نظر مي رسيد که به اندازه ي او موقعيت شخص خودش را در اولويت قرار نمي دهد » .
در اواسط ژانويه 1996 , معامله انجام شد . CIA شش ميليون دلار پرداخت , سعودي ها و کويتي ها هم همينطور . اردن پايگاههاي پشت جبهه را تضمين کرد . کودتا توسط ارتش مي بايست صورت پذيرد .
علاوي پُزِ داشتن حمايت از جانب دهها نفر از افسران عاليرتبه را مي دهد . شايد هم راست مي گفت , هيچوقت کسي نتوانست به راست و دروغ آن پي ببرد . يک ماه پيش از اواخر ژوئن , تاريخ درنظر گرفته شده براي عمليات , رهبر الوفاق که در فکر تهيه ي مقامي براي خود در پايان عمليات هم هست , در مصاحبه اي با واشنگتن پست از « قريب الوقوع بودن عملياتي مخفي » عليه رژيم مورد نفرت سخن مي گويد . هيچکس به غير از خود صدام , که يکي از فرستادگان علاوي به داخل کشور را دستگير کرده و به اعتراف واداشته بود , باور نکرد . از 20 ژوئن دستگيري ها شروع شد . طي ده روز , رقمي حدود سي ژنرال خائن اعدام شدند . صد و بيست تاي ديگر دستگير و شکنجه مي شوند . در مجموع تخمين زده مي شود که در اين تصفيه ي خونين 800 نفر از ميان برداشته شدند . کاکبورن نوشت « يک شکست بزرگ و مفتضحانه » . ولي شکست مفتضح و محرمانه اي , که جان هيچ امريکايي اي را به خطر نيانداخت , و مخفيانه هم در آرشيوهاي لانگلي دفن خواهد شد .

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

پس از اين شکست سنگين در 1995 , چلبي گوشهايي شنواتر در پنتاگون يافت . علاوي همچنان حقوق بگير CIA و MI6 و سعودي ها باقي ماند . در ژوئيه 2003 کميته ي امنيت شوراي حکومتيِ مرحومِ ساخته شده توسط پل برمر را مديريت مي کرد, در حالي که عموزاده اش ژنرال علي العلاوي و شوهرخواهرش نوري البدران , پست هاي پرطمطراق تر « وزارت » دفاع و کشور را بعهده داشتند – هيچيک در کابينه ي دولت جديد حضور ندارند . و بالاخره , بقول آنها « عدو شود سبب خير » , در 27 مه ماموران عاليرتبه ي وزارت کشور امريکا , رياست دولت موقت را به آدمِ خودشان سپردند , که خرسندي نه سازمان ملل و نه فرانسه , که طرف از آن اجتناب مي کند , را در پي نخواهد داشت . پيش از انتخاباتِ بزرگِ موعود , پيش بيني شده براي ژانويه 2005 , فعلا مي توان از طريق او يک تست عملياتي انجام داد . آيا دونده ي استقامت شانسي خواهد داشت ؟ يک تحليلگرِ بي توهم مشاهداتش را اينگونه بيان مي کند « با او تقريبا CIA است که کشورمان را به همسري مي گيرد , ولي در بلبشوي کنوني , که اولويت مطلقا به استقرار امنيت اجتماعي برمي گردد , علاوي بدون ترديد بهترين در ميان بدترين هاست , او شيعه است , بدون اينکه مذهبي باشد , طرفدار سني هاست , بدون اينکه سني باشد , داراي روابط خوبي با امريکائيها , انگليسي ها , سعودي ها و همه ي رژيم هايي که در اطراف داريم است . به جز شايد ايران , هرچند که آيت الله العظمي سيستاني - يک ايراني – شرمگينانه او را مورد حمايت قرار داده است . بهرحال , او کسي است که از اين برتري برخوردار است که باعث پديد آمدن ميزاني تقريبا معادل از بدگماني نزد همگان است » . مخاطب مان نتيجه مي گيرد « اين مي تواند مايه ي برتري او باشد » .
يک ديپلمات اروپايي معتقد است « مي بايست پذيرفت که نحوه اي که او استراتژي تصرف قدرت را پيش برد , با نفوذ اوليه به بقاياي سرويس هاي جاسوسي , پيش از اينکه مجددا آنها را عملياتي کند , و دلجويي و آشتي با ژنرالهاي سابق سني ارتشي که او با دست خود مشغول بازسازي آن است , بسيار زيرکانه است . يک استراتژي ديرسال است , که نتيجه داده است » .
اياد علاوي آيا واقعا همان « دمکرات عراقي » اعلام شده توسط کاخ سفيد است ؟ قيس العزاوي , مدير مسئول طرفدار فرانسه ي مجله ي سوسياليستهاي عراقي , الجديده , با خنده مي گويد « برو بابا , او يک افسر سابق « مخابرات », سرويس امنيتي مخفي , است . هنوز هيچي نشده , همه او را « صدام بي سبيل » نام گذاشته اند » .
حازم عبدالحميد النعيمي , محقق علوم سياسي در دانشگاه بغداد , نظري ديگر دارد , با لبخند مي گويد « البته که دمکرات است . يک دمکرات عرب . مدل مصري , يا شايد هم الجزايري اگر شما اين يکي را بيشتر مي پسنديد » .

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9612

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اياد علاوي , دست پرورده ي CIA ، پاتريس کلود، برگردان : سيامند' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016