
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فقه و حقوق - حقوق سياسي
سيدهاشم آقاجري دفاعيات خود را در سومين جلسهي دادگاه با قرائت آيهاي از قرآن كريم آغاز و در حين دفاعيات خود تاكيد كرد: مقدس فقط ذات باريتعالي، پيامبر اكرم (ص) و ائمهي معصومين (ع) هستند و جز اينها هيچكس مقدس نيست
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در ابتداي اين جلسه آقاجري توضيح داد: « طبق قرار قبلي دادگاه در روز دوشنبه برگزار ميشد تا اينكه ساعت 8 صبح امروز گفته شد به دادگاه بروم. به هر حال عليرغم خستگي، وظيفهي خود دانستم كه در اين دادگاه شركت كنم تا حسن نيت خود را نشان دهم؛ اكنون شنيدم كه گويا در اواخر هفتهي گذشته اعلام شده كه دادگاه روز شنبه يعني امروز برگزار خواهد شد؛ به هر حال من از اين موضوع بياطلاع بودم».
آقاجري افزود: اي كاش به خبرنگاران اجازه ميداديد كه اظهارات دادگاه را ضبط كنند زيرا خبرنگاري كه ناچار است چندين ساعت مطالب را به سرعت ثبت كند، ممكن است در انعكاس آن گرفتار مشكل شود يا حتي گاهي تعابيري به اشتباه منعكس شود؛ همان مشكلي كه بخشي از شكايت من مربوط به آن و سخنرانيها و ميزگردهايي است كه مطبوعات آن را منتشر كردهاند و با كم و زياد شدن يك كلمه موجب شده كه كار به شكايت و پروندهسازي كشيده شود.
وي در دفاعيات خود خاطرنشان كرد: در بخشي از ادعانامه آمده است كه بنده با استفاده از كلماتي وهنآميز به مراجع و روحانيون توهين كردهام. در توضيح اين مسأله بايد بگويم كه اين تقسيمبندي من نيست، من در اين سخنراني گفتم كه اسلام تقسيم جامعه به روحاني و جسماني را نميپذيرد و اين واژه تحت تاثير فرهنگ مسيحيت وارد اسلام شده است؛ البته مسيحيت موجود در تاريخ نه مسيحيت راستين حضرت مسيح (ع)؛ جامعهي مسيحي به روحاني و جسماني تقسيم ميشود و تحت تاثير اين دوگانگي اين عنوان در جامعه رايج ميشود و گروهي متصف به صفت روحانيت ميشوند اما ما در اسلام عالم داريم و جامعهي اسلامي به دو گروه معلم و متعلم تقسيم ميشود كه رابطهي اين دو يك رابطهي پويا، دوسويه و تكاملي است اما رابطهي روحاني و جسماني يك رابطهي ايستا و دگم است؛ زيرا كه جسماني قابل تبديل به روحاني نيست اما متعلم قابل تبديل به معلم است به همين دليل در فرهنگ تشيع جامعهي ايدهآل جامعهي امام زمان (ع) است كه در آن انسانها از نظر دانش به حدي ميرسند كه ديگر در آن جامعه رابطهي تقليدي، منتفي و سلب ميشود.
در اين لحظه از دفاعيات آقاجري، قاضي اسلامي خطاب به او گفت: در اين جلسه از دادگاه شما بايد بگوييد كه كدام بخش از جامعهي ما اين تلقي را از روحاني دارد كه او يك فرد آسماني و پاك است و جسماني يعني مردمي كه در جامعه هستند و ساختارشان با روحانيون فرق ميكند. عرف ما چنين تلقي از روحانيون ندارد و اين تقسيمبندي است كه شما در ذهن خود انجام دادهايد.
آقاجري در پاسخ به قاضي اسلامي گفت: اين تقسيمبندي كه از موضع انتقادي صورت گرفته است، تقسيمبندي من نيست.
اسلامي مجددا تاكيد كرد: كجاي عرف ما جامعه را به روحاني و جسماني تقسيم كرده است و گفته جسماني يعني شخص ناپاك و نجس كه براي ارتباط با خدا واسطه ميخواهد؟
آقاجري پاسخ داد: اسلام واژگان را بسيار دقيق انتخاب كرده است زيرا در مسيحيتي كه دنيا و آخرت را از هم جدا ميكند اين عنوانگذاري پذيرفته شده است. در اسلام كه اخروي و دنيوي و مذهبي و سياسي از هم جدا نيست نميتوان واژهي روحاني را به كار برد و حول آن يك گروه و نقش در جامعه ايجاد كرد. آنچه در سخنراني همدان گفته بودم اين بود كه ما در اسلام چنين چيزي و طبقهاي به نام روحانيت نداريم اما در جامعه اين وجود دارد كه اين اصطلاح منعكسكننده جهانبيني است كه جسم و روح را از هم جدا ميكند.
قاضي اسلامي در اين لحظه مجددا تاكيد كرد : اين واقعيت جامعهي ما نيست و شما آن را در ذهنتان ساختهايد.
آقاجري در پاسخ به قاضي گفت: براي روشن شدن اين مسأله يك مثال ميزنم تا به اين سادگي در مورد فرهنگ ايراني حكم صادر نكنيد. در جامعهاي كه هنوز بخش عظيمي از آن در روستاها و بخشهاي دورافتاده، بيسواد هستند، افراد و قشرهايي هستند كه نهتنها از روحاني بلكه از بندهي غيرروحاني به دليل انتسابم به اهل بيت (ع) تلقي مقدس بودن دارند و در روستايي كه پدرم به دنيا آمد به او به چشم يكي از سادات جليلالقدر نگاه ميكردند و نميدانستند كه من صاحب هيچ كرامتي نيستم. در روستاي ما يكي از روستاييان، دختر خود را از زماني كه متولد شده بود نذر من كرده بود و من فراوان زحمت كشيدم تا اين هديه را قبول نكنم. همين مردمي كه فكر ميكنند لباس روحاني شفابخش است.
اسلامي در اين لحظه خطاب به آقاجري گفت كه اين سخنان شما توهين به مردم است چرا كه خود من ميگويم حاضرم هر بلايي كه قرار است سر تك تك مراجع بيايد سر من بيايد، به خاطر اينكه اسلام براي من عزيز است و اين آقايان براي اسلام زحمت كشيدهاند.
آقاجري ادامه داد: آقاي اسلامي نفرماييد كه چنين تفكري در ميان ايرانيان نيست حداقل بفرماييد كه وجه قالب مردم نيست. چرا كه فرهنگ اين جامعه متأثر از آبشخورهاي مختلف است. شما ديدگاه خود را بر كل جامعه تعميم ميدهيد در حاليكه بنده در اين سخنراني به هيچ اطلاق و تعميمي نپرداختهام ولي شما آن را تعميم ميدهيد؛ بله بنده هم قبول دارم كه در اين جامعه كساني هستند كه معتقدند پوشيدن اين لباس نوعي مانا در طرف ايجاد ميكند كه به صورت شفابخش است. رابطهي مانا و تقدس يك رابطهي قديمي است كه اسلام با آن مخالف است. تفكر عاميانهي زمان پيامبر (ص) وقتي كه بعد از فوت فرزند ايشان خورشيدگرفتگي را ديد، اين دو مسأله را (خورشيدگرفتگي و فوت فرزند پيامبر(ص)) به هم ربط دادند كه پيامبر آن را به شدت رد كردند و گفتند اين يك پديدهي طبيعي است. در جامعهي ما نيز كساني هستند كه بر خلاف شما (قاضي) طرز تلقي مانايي و غيراسلامي دارند كه ما با اين طرز تلقي در يك بحث تئوريك برخورد انتقادي ميكنيم.
وي گفت: من در سخنراني همدان نگفتهام كه آقاي ايكس چنين تلقي دارد اگر چنين چيزي ميگفتم آن فرد حقيقي يا حقوقي حق داشت عليه من شكايت كند اما من در اين سخنراني تصريح كردم كه اين تلقي از نظر اسلامي، موجه نيست و ريشهي اسلامي ندارد ولي در جامعهي ما چنين تلقياي وجود دارد.
در اين لحظه سيدرضا جعفري، نمايندهي مدعيالعموم در پروندهي آقاجري در اعتراض به اظهارات وي، گفت: بحث ما در اينجا، اهانت است نه بحث فلسفي يا سياسي. ايشان ادعا دارند كه انتقاد كردهاند در حاليكه ما هم قبول داريم كه انتقاد طبق قانون آزاد است ولي اهانت طبق همان قانون جرم است. وقتي يك نفر به خود اجازه ميدهد كه با الفاظي مثل چيچيالاسلام و با لفظ تمسخر، قشري از جامعه را به تمسخر بكشاند و در مقابل خندهي حضار در جلسه سكوت كند آيا اين انتقاد است؟ آيا شخصي را با يك لفظ خفيف مورد اهانت قرار دادن، انتقاد است؟
صالح نيكبخت، وكيل مدافع آقاجري، ايراد نمايندهي مدعيالعموم را وارد ندانست و اظهار داشت: نمايندهي مدعيالعموم در هنگام دفاعيات متهم نميتواند صحبت كند. اين دادگاه براي من به عنوان وكيل و براي جنابعالي به عنوان نمايندهي مدعيالعموم وقت تعيين كرده است كه در چه زماني صحبت يا اعتراض كنيم.
قاضي اسلامي خطاب به نيكبخت گفت: شما اكنون وارد دفاع شدهايد؛ نمايندهي مدعيالعموم ميتواند تذكر دهد و اين حق اوست.
آقاجري در ادامهي دادگاه خطاب به قاضي اسلامي، گفت: شما به عنوان قاضي فقط بايد شاهد دفاع من و حملهي نمايندهي مدعيالعموم باشيد. در اين صورت حتما امكان كشف حقيقت و صدور حكم به عدالت برايتان بيشتر خواهد شد و اين ناهماهنگيها، اتفاق نخواهد افتاد.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: در مورد كلمهي چيچيالاسلام كه يكي از موارد اتهامي عليه من در ادعانامهي مدعيالعموم است بايد بگويم من در سخنراني ديگري كه در مورد اساتيد دانشگاه و روشنفكران بود وقتي ميخواستم مختصر صحبت كنم از كلماتي مثل چه و چه و چه كه در عرف رايج است، استفاده كردم؛ حتي گاهي بزرگان ديني و سياسي نيز ميگويند فلاني گفت، كذا و كذا. اهانت به مقدسات از دو كلمهي اهانت و مقدسات تشكيل شده است كه دو ركن مادي و معنوي دارد؛ معنوي يعني مقام گوينده و هدف او، تمسخر و وهن باشد در حاليكه من در مقام تمسخر و وهن نبودم بلكه در مقام تبيين و تحليل بودم. به علاوه مقام سخن، مقام اهانت و تمسخر نيست و من چنين قصدي نداشتم. عنصر مادي نيز چيزي نيست جز كلمه كه در عرف جامعه رايج است؛ فكر ميكنم روحانيت جزء مقدسات نيست؛ اگر در اين سخنراني به شخص خاصي اهانت كرده باشم بايد شاكي خصوصي از من شكايت كند نه مدعيالعموم.
آقاجري تاكيد كرد: مقدس فقط ذات باريتعالي، پيامبر اكرم (ص) و ائمهي معصومين (ع) هستند و جز اينها هيچكس مقدس نيست؛ اگر كسي به فرض به روحاني اهانت كند به شخص اهانت كرده است نه مقدسات و آن شخص ميتواند به عنوان شاكي خصوصي از توهينكننده، شكايت كند. اهانت بايد انشايي باشد نه خبري، يعني بنده مثلا به ˜سي بگويم كلبي، ولي اگر بگويم فلان فردچنين صفاتي دارد اين يا واقعيت دارد يا ندارد و اهانت نيست؛ ثانيا اهانت بايد مخاطب مشخص داشته باشد و شما (قاضي اسلامي) بهتر از من ميدانيد كه اهانت در ابهام و كليگويي تحقق نمييابد؛ اهانت در تخاطب با مخاطب خاص مصداق پيدا ميكند. اگر بنده بگويم بعضي از ايرانيها چنين و چنان هستند اين مصداق اهانت نيست البته ميتواند صادق يا كاذب باشد كه صدق و كذب آن در يك مناظره مشخص ميشود و احتياجي به دادگاه، زندان ندارد.
وي در ادامه گفت: اصلا قصد توهين نداشتم و اگر كل سخنراني من را بخوانيد خواهيد ديد كه من در مقام توضيح انديشهي شريعتي و پروژهي پروتستانتيسم اسلامي بودهام.
آقاجري افزود:ž خطاي فكري با جرم قانوني دو مقولهي جداست؛ ممكن است آنچه شما ميگوييد درست باشد و به واقع در جامعه احدي بيسواد يا باسواد چنين تلقياي از روحانيت نداشته باشد، در اين صورت من مرتكب خطاي فكري شدهام اما خطاي فكري جرم قانوني نيست و نيازي نيست كه براي آن حكم اعدام صادر كنند.
وي با بيان اينكه در سخنراني همدان در مقام تحليل تاريخي بوده است، يادآور شد: روحاني در جامعهي ايران از دورهي قاجاريه به سمت نوعي سازماندهي و انسجام در سطح ملي حركت ميكند و بعد از اينكه جريان اخباريگري در قرون 11 و 12 بر حوزههاي علميه مسلط شد اگر اين جريان باقي مانده بود ما شاهد شكلگيري يك رابطهي مذهبي و اجتماعي بين تودهي مؤمن مذهبي و علما نبوديم. از نظر اخباريها، تقليد حرام است. ما بعد از صفويه شاهد شكلگيري يك رابطهي سياسي و نوعي رابطه بين روحانيت با جامعهي مذهبي هستيم و اين يك تحليل تاريخي است.
آقاجري ادامه داد: در بخش ديگري از ادعانامه آمده است كه من امر تقليد را كه از مسلمات فقه است، زير سوال بردهام كه بايد بگويم من اصلا رابطهي تقليد شرعي را رد نكردهام چون خودم در مسائل شرعي، فردي، فرعي مراجعه ميكنم و من در اين سخنراني رابطهي مريدي و مرادي را رد كردم نه تقليد در احكام شرعي را؛ پس به مقدسات و احكام شرع اهانت نكردهام بلكه به رفتار يك قشر انتقاد كردم.
وي در ادامه افزود: متاسفانه متن ادعانامه اشكالات اساسي دارد كه نشان ميدهد نويسندگان آن با تاريخ فقه، تشيع، مباني و اصول اسلامي آشنايي كامل نداشتهاند.
در اين لحظه قاضي اسلامي از آقاجري خواست تا بيش از اين به سخنراني همدان نپردازد و در خصوص اتهامات مطروحه در مورد سخنراني دانشگاه شهيد بهشتي توضيح دهد و از خود دفاع كند.
آقاجري با بيان اينكه قاطعانه و به صراحت اعلام ميكنم كه اهانتي به مقدسات نكردهام، ادامه داد: شاهد مثال مدعيالعموم در مورد سخنراني شهيد بهشتي من اين جمله است كه «متاسفانه حكومتهاي ديني اغلب در طول تاريخ نشان دادهاند كه افيون تودههاي مردمند، گوهر دين آگاهي و رهايي است، حكومتي كه به نام دين، خرد و علم را سركوب ميكند نه تنها حكومت ديني نيست بلكه حكومتي انساني هم نيست» من در اين سخنان در واقع اعلام كردم كه حكومت ديني از حكومت انساني هم بالاتر است. اگر حكومت ديني به معناي راستين و واقعي داشته باشيم همچنان كه امام حسين (ع) در روز عاشورا گفت «اي آل ابوسفيان اگر دين نداريد حداقل آزاده باشيد» يعني كسي كه دين دارد آزاده هم هست. پس رابطهي حكومت ديني و انساني يك رابطهي عام و خاص است. من در اين سخنراني از حكومت ديني و دين دفاع كردم و گفتم اگر حكومت ديني به آنجا منجر شود كه با سوءاستفاده از دين و براي دفاع از حقانيت و صداقت گزارههاي ديني كور ذهنانه، سركوب عليه انديشه و علم و سخنراني به خدمت گرفته شود آن حكومت حقيقت ديني ندارد .
در اين لحظه، خطاب به آقاجري تاكيد كرد: شما بايد توضيح دهيد بر چه مبنايي گفتهايد كه دين افيون تودههاست؟
آقاجري گفت: من در اين سخنراني گفتهام كه حقيقت و گوهر دين، آگاهي و رهايي است و كساني كه اسلام را تبديل به ابزار كنند و آن را مورد سوءاستفاده قرار دهند، چنين دين و حكومتي افيون است.
وي در ادامه خاطرنشان كرد كه اين جمله را كه به قول ماركس دين نه تنها افيون تودهها بلكه افيون حكومتها هم هست، مربوط ميشود به دين كاذب، ادعايي و انحرافي. چگونه ممكن است در يك سخنراني گويندهاي كه حقيقت دين را تاييد كرده است، دين را به صورتي مطلق و محض، افيون تودهها بداند. سخن ماركس در مورد اديان كاذب و غير وحياني است كه در طول تاريخ به ابزار قدرت و ثروت تبديل شده بودند.
هاشم آقاجري در حين دفاعياتش تاكيد كرد: از اسلامي كه آزادي دروني، اجتماعي، سياسي و اقتصادي را به ارمغان آورده، دفاع ميكنم.
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي در ادامهي دفاعيات خود در سومين جلسهي محاكمهاش در شعبهي 1083 دادگاه عمومي تهران اظهار داشت: ما در طول تاريخ با دو دين روبهرو بودهايم، با دو دين اسارتآفرين و توجيه ˜نندهي زور و زر و ستم و استبداد و دين رهايي بخش كه انبياء و اولياي ما براي آن آمده بودند، مواجه هستيم. دين موسي رهايي بخش بنياسراييل از زير سلطهي فرعونيان بود و آنچه كه ماركس ميگويد بخشي از حقيقت است و آن حقيقتي است كه توجيه كنندهي ظلم، ستم و استبداد است؛ در حالي كه دين حقيقي چنين ديني نيست. ماركس گفته اين دين افيوني و دين كاذب و جهل و جور و ستم و سرمايه نه تنها افيون ملت است، بلكه افيون دولت هم است. من به سخنان و اظهارات ماركس نقد و تكملهاي زدهام. به اعتقاد من اديان غيرالهي و غير وحياني، ادياني كه ابزار زور و زر در طول تاريخ بودهاند، افيون تودههاست. چنين ديدگاهي تنها نسبت به چنين ديني صادق است، نه به كل اديان. از نظر من چنين دين افيونييي نه تنها افيون مردم است بلكه افيون حكومتها هم هست. بنده معلم تاريخ هستم و از نظر من يكي از علل سقوط ساسانيان، روحانيت ساساني بود. عملكرد برخي روحانيت شيعهي صفوي نيز باعث سقوط سلسله صفويه شد. به اعتقاد من دين وقتي توجيه كنندهي ستم باشد، نهايتا حكومت را به نابودي ميكشاند، من چنين ديني را نقد كردهام.
وي در ادامه افزود: دروغگوياني كه بمباران تبليغاتي در رسانههاي وابسته به جناح خاص شروع كردهاند، اگر كسي واقعا دنبال حقيقت است بايد بپرسد منظور از اين جملات چه بوده است؟ آيا جملهاي كه گفته شده راجع به همهي اديان است در حالي كه به عقيدهي من در خصوص اديان الهي و وحياني چنين امري صادق نيست. من ذات دين و اصل آن را نفي نكردم. سخنان من رد و نقد دين توحيدي و اسلام محمدي (ص) و تشيع علوي نيست اما وقتي دروغ مرتبا تكرار شود، به حقيقت تبديل ميشود كه خوشبختانه اين حقيقت ناروا نيز در ذهن گروهي اندك وارد شد.
آقاجري در ادامه دفاعياتش اظهار داشت: نبايد يك قضيه جزئيه شرطيه را به يك موجبه كليه تبديل كنيم. من در اين سخنراني گفتهام اگر ديني ابزار قدرت و ثروت شود، افيون ميشود. من گفتهام، حقيقت دين و حكومت ديني مخالف خرد و آزادي نيست و آنچه كه آزادي خرد را سركوب ميكند، دين راستين نيست. بنده با ديني كه به ابزاري براي استبداد و استعمار تنزل پيدا كرده مخالفم. من از اسلام راستين حمايت ميكنم. اسلامي كه من از آن حمايت ميكنم پيامبرش آمده تا براي مردم آزادي دروني بياورد. من از اسلامي رهايي بخش و آزادي بخش دفاع ميكنم. اسلامي كه آزادي دروني، اجتماعي، سياسي و اقتصادي را به ارمغان آورده دفاع ميكنم. اگر من به اين دليل محاكمه ميشوم كه دين را به دين افيوني و دين رهايي بخش تحليل كرده، امر ديگري است.
وي به اظهارات قاضي اسلامي در جلسهي گذشته محاكمهاش مبني بر اين كه شما در سخنراني همدان كلمهاي از يكي از آيات قرآن كريم را فراموش كرديد، اشاره كرد و گفت: من در متني كه عينا از نوار پياده كرده بودم، براي رعايت امانت آن يك كلمهاي را كه فراموش كرده بودم را نيز نياوردم و اين دليل ناآشنايي من با مفاهيم قرآني نيست.
به گزارش ايسنا، آقاجري پس از دفاع در قسمت اول اتهاماتش، به دفاع از خود در برابر اتهام تبليغ عليه نظام پرداخت. وي در همين مورد گفت: اول بايد مشخص كنيم كه اين اتهام از كجا آمده است. در سالهاي 76 و 77 مطبوعات فراواني چاپ ميشدند كه خبرنگاران اين مطبوعات نيز درصدد بودند كه اخبار تمامي ميزگردها را پوشش دهند. اكنون بعد از 5 سال دادگاهي تشكيل شده كه تعابير و برداشتهاي آن خبرنگاران مرا متهم به تبليغ عليه نظام كرده است.
قاضي اسلامي در اين لحظه خطاب به آقاجري گفت: من در تمام اين چند روز كارم روزنامه خواندن است تا خداي ناكرده مطلبي به اشتباه نقل نشده باشد.
آقاجري در اين لحظه اظهار داشت: من در جلسه گذشته گفتم مثلث زر و زور و تزوير، اما خبرنگاري شنيده، مسلط زر و زور و تزوير.
آقاجري در ادامهي دفاعياتش گفت: من از چاپ بسياري از اين سخنرانيها نيز بياطلاعم.
وي به قسمتي از ادعانامهي نمايندهي مدعيالعموم مبني بر اينكه آقاجري طي سخناني شوراي نگهبان را ابزار اجراي ديكته يك جناح خاص و حامي خشونت و نافي حقوق بشر و آزادي ناميده و گفتهاست«شايد برخي معتقد باشند كه وظيفهي شرعيشان مهمتر از وظيفهي قانوني است البته عدهاي رند هم پيدا ميشوند و براي رسيدن به اهدافشان از اين ديدگاه متشرعانه آقايان استفاده ميكنند»، اشاره كرد و گفت: من گفتهام عدهاي رند پيدا ميشوند كه از اين ديدگاه متشرعانه سوءاستفاده ميكنند، آيا اين جمله تبليغ عليه نظام است؟ من خواهش ميكنم به تفاوت انتقاد و تبليغ توجه شود. حق انتقاد و اعتراض، حقي است كه بر مبناي اسلام و قانون اساسي براي تمامي شهروندان پذيرفته شده است. ما مدعي حكومت اسلامييي هستيم كه امام و پيامبرش با مخالف خود چنين برخوردي نميكردند.
در اين لحظه قاضي اسلامي خطاب به آقاجري گفت: شما همان موضوع مورد نظر نمايندهي مدعيالعموم را توضيح دهيد كه آقاجري در پاسخ به قاضي اسلامي گفت: اول بايد مقدمه را بگويم تا بتوانم از خود دفاع كنم. من ميخواهم در برابر افكار عمومي از خود دفاع كنم، در زندان كه نميتوانم دفاع كنم.
قاضي اسلامي خطاب به آقاجري و حضار گفت: به هر حال كه تا آخر در زندان باقي نميمانيد، فرجي هم هست.
آقاجري گفت: اجازه بدهيد، متهم آنچه را كه براي دفاع لازم دارد، براي دفاع از خود بگويد. چگونه انتقادي كه من نسبت به شوراي نگهبان كردهام، ميشود تبليغ عليه نظام. من در آن سخنراني كه در آستانهي انتخابات مجلس ششم بود، بسيار محتاطانه عمل كرده و گفتهام «شايد شوراي نگهبان به وظيفهي شرعياش عمل كرده و يك عده رند دارند سوءاستفاده ميكنند» به نظر من اين تبليغ عليه نظام نيست. يعني من به عنوان يك شهروند نميتوانم به شوراي نگهبان و مسوولان اعتراض كنم؟
آقاجري در ادامه اظهار داشت: انتقاد از يك فرد و نهاد تبليغ عليه نظام نيست بلكه انتقاد از يك سازمان است. من گفتهام عدهاي رندانه از ديدگاه متشرعانه سوءاستفاده كردهاند. كجاي اين عبارات تبليغ عليه نظام است.
وي در ادامهي اظهاراتش به قسمت ديگري از كيفرخواست مطروحه عليه خود اشاره كرد و اظهار داشت: نمايندهي مدعيالعموم در كيفرخواست خود به نقل از من آورده «دليل رد صلاحيتم هم عدم التزام به اسلام و جمهوري اسلامي عنوان شده است و من خوشبختم كه به اسلامي كه آقايان مدافع آن هستند، يعني اسلام حامي خشونت و نافي حقوق بشر و آزاديها التزام ندارم» اصلا اين قسمت جمله كه «آقايان مدافع آن هستند، اسلام حامي خشونت و نافي حقوق بشر و آزاديها است »از بنده نيست. من گفتهام «اسلامي كه من معتقدم، مدافع حقوق بشر، آزادي و دموكراسي است. اگر به دليل اعتقاد به چنين اسلامي، متهم به عدم التزام شدهام، افتخار ميكنم». من به اسلامي كه ضايع كننده شخصيت انسانها و ذات انسانها باشد، اعتقادي ندارم. من معتقدم اسلام علي (ع) و محمد (ص) مدافع حقوق بشر و كرامت انساني است و اگر چيز ديگري به جملات من اضافه شده، بايد بگويم از من نيست.
وي در ادامهي دفاعياتش به سخنراني خود درخصوص بحث رابطه با آمريكا اشاره كرد و گفت: در كيفرخواست مطروحه به نقل از من آمده «... ضديت با آمريكا و آمريكا را دشمن معرفي كردن، پايه و اساسي ندارد و به عبارتي آمريكا دشمن نظام جمهوري اسلامي ايران نيست، بلكه كساني كه شعار دشمني آمريكا با نظام اسلامي را ميدهند، درصدند دشمنان متعدد فرضي توليد كنند تا بتوانند به بهانهي آن جو پليسي در جامعه حاكم كنند ...» اگر شما چنين چيزي را در متن سخنراني من پيدا كرديد كه من گفتهام آمريكا دشمن نظام اسلامي نيست، هر حكمي كه ميخواهيد صادر كنيد، من هم قبول ميكنم. من معتقدم كه آمريكا دشمن نظام اسلامي است و اين سخنراني نيز در سالگرد تسخير لانه جاسوسي انجام شده است. چنين جملهاي كه در متن ادعانامه آمده، در متن روزنامه و سخنان من نيست. حال فرض را بر اين بگذاريم كه كسي بگويد آمريكا دشمن نظام اسلامي نيست، آيا چنين چيزي جرم است؟ اگرچه من خود به چنين چيزي اعتقاد ندارم، اما ميخواهم اين منطق را به چالش بكشم كه هر اظهار نظري از سوي گوينده تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومي تلقي نشود. من پيرامون بحث رابطه با آمريكا گفتهام «بحث رابطه با آمريكا يك بحث سياسي است و بايد بر اساس منافع ملي آن را تحليل و نسبت به آن تصميمگيري كرد نه اين ديدگاه مورد قبول است كه عدهاي فكر ميكنند اگر امروز با آمريكا رابطه برقرار كرديم تمام مشكلاتمان حل ميشود و از طرف ديگر هم رابطه با آمريكا حرام نيست و عدم رابطه با آمريكا هم جزو اصول دين نيست. متاسفانه عدهاي سعي كردهاند با بزرگ كردن خطر خارجي و دشمن، مسايل داخلي را تحتالشعاع قرار دهند.در حالي كه ما هشت سال جنگ كرديم و مخالفان جنگ نيز نظراتشان را مطرح كردند. آيا امام (ره) گفت اين افراد مجرم هستند.
آقاجري در ادامهي دفاعياتش به قسمت ديگري از كيفرخواست نمايندهي مدعيالعموم عليه خود اشاره كرد و اظهار داشت: بنا به كيفرخواست مطرح شده و به نقل از نمايندهي مدعيالعموم آمده كه متهم طي سخناني نظارت استصوابي را كه مستند به قانون اساسي است، ابزار اعمال آپارتايد سياسي نام برده و ساختار جمهوري اسلامي را مخالف دموكراسي قلمداد نموده است.
آقاجري در دفاع از خود گفت : اين جملات از من نيست. من گفتهام عدهاي در جامعه ديدگاه غير دموكراتيك دارند و مشكل، مشكل فرهنگي است و ناشي از تعارض ديدگاه سنتي و مدرنيته است. كجاي اين سخنان تبليغ عليه نظام است.
آقاجري ادامه داد: نماينده مدعيالعموم در متن كيفرخواست به سوالي كه بازجو در سال 79 پرسيده اشاره ميكند بدون آن كه كلمهاي از جواب بنده را كه در 38 صفحه ارائه كرده بودم، بياورد. به اعتقاد من نويسنده ادعانامه و شاكيان، تاريخ و گرايشهاي فكري را نميشناسند. من گفتهام شاهد بازتوليد در جامعه هستيم نگفتهام كه در جمهوري اسلامي. اگر گفته بودم كه در حكومت جمهوري اسلامي، ممكن بود اين ابهام ايجاد شود كه من نسبت به اين حكومت چنين اعتقادي دارم. من ميگويم در جامعه گروهي هستند، اعم از روحاني و غير روحاني كه در مقابل مخالف خود به زور متوسل ميشوند و پرونده سازي ميكنند. جرم من چيست؟ جرم من اين است كه از انديشههاي نابخردانه كشف سر كردهام؟
به گزارش ايسنا، قاضي اسلامي در اين لحظه خطاب به آقاجري گفت: شما در آن زمان در حال بيان كردن يك بحث تخصصي بودهايد. چرا از افراد ديگري دعوت نكرديد.
آقاجري در پاسخ به قاضي اسلامي گفت: بحث تخصصي را بايد براي دانشجو كرد. من با بسياري از افراد مباحثه كردهام. اگر جرات دارند، فيلم اين مناظره را پخش كنند، آقاي X و Y چون از مناظره رودررو ميترسند، مناظره نميكنند. ميتوانيد فيلم را از دانشگاه امام خميني (ره) قزوين بگيريد. رييس حزب دست راستي وقتي كم ميآورد، پرونده سازي ميكند . من از همين جا ميگويم، آقاي مصباح يزدي كه مرا تكفير كرديد، اگر خدا و بندگان را قبول داريد، مناظره كن و اما اگر معتقدي من كافرم با من مباهله كن.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) آقاجري در ادامهي دفاعياتش به قسمت ديگري از كيفرخواست نمايندهي مدعيالعموم اشاره كرد و اظهار داشت: نمايندهي مدعيالعموم به نقل من در كيفرخواست خود آورده «...هر قانوني پذيرفتني نيست و مقبول نيست، قانوني كه محصول ارادهي يك گروه برگزيده از مردم، مستبد باشد، به صرف اين كه نامش قانون شد، قابل اطاعت نيست...» در اين سخنان نمايندهي مدعيالعموم چنين نتيجه گرفته كه من نظام جمهوري اسلامي را نظامي مستبد معرفي كردهام. من از منظر جامعهشناسي حقوقي قانون را تعريف كرده و ميگويم، قانون و قانونيت يافتن شرايطي دارد. يكي از اين شرايط اين است كه قانون محصول نمايندگان واقعي مردم باشد كه از طريق انتخابات آزادانه به محل قانونگذاري رفتهاند.
قاضي اسلامي در اين لحظه خطاب به آقاجري گفت: شما در مورد قانوني صحبت كردهايد كه مجلس شوراي اسلامي تصويب كرده است.
آقاجري پاسخ داد: بحث من، در مورد قانون خاصي نيست. به اعتقاد من و از منظر جامعهشناسي حقوقي، يك قانون وقتي قانونيت پيدا ميكند كه پروسهي لازم را طي كرده باشد.
قاضي اسلامي خطاب به آقاجري گفت: با اين شرايط كه سنگ روي سنگ بند نميشود.
آقاجري در پاسخ، اظهار داشت: شرط قانونيت قانون، طي پروسهي دموكراتيك آن است. قانوني قانونيت دارد كه ارادهي ملي پشت آن باشد و از يك پروسهي دموكراتيك حمايت كرده باشد. به اعتقاد نماينده مدعيالعموم، قانونگذار جمهوري اسلامي، مستبد معرفي شده است.
در اين لحظه رضا جعفري، نمايندهي مدعيالعموم گفت: به اعتقاد ما نه، به اعتقاد شما قانونگذار جمهوري اسلامي مستبد است.
آقاجري در پاسخ گفت: بنده به تبيين قانون از منظر جامعهشناسي پرداختم و اين نتيجهگيرييي است كه نمايندهي مدعيالعموم از سخنان من انجام داده و آن را بر ادعانامه تحميل كرده است. شاكي يا دادستان يا نويسندگان اين ادعانامه اگر يك كلمه پيدا ميكردند كه بنده قانونگذار را مستبد معرفي كردهام، حتما در ادعانامه ميآوردند. من بحث مفهومي كردهام كه اين ربطي به قانونگذار جمهوري اسلامي ندارد. به صرف اين كه صاحب قدرت، اسم چيزي را قانون گذاشت، قانون نميشود، قانون وقتي قانونيت مييابد كه پروسه دموكراتيك را طي كرده باشد. من به تحليل يك بحث نظري پرداختهام. استنتاجي كه مدعيالعموم انجام داده، ربطي به مقدماتي كه من گفتهام ندارد و اگر به سخنان من توجه ميشد، چنين ادعايي را مطرح نميكردند.
آقاجري در ادامه به قسمتي ديگري از كيفرخواست نمايندهي مدعيالعموم اشاره كرد و گفت: در كيفرخواست به نقل از من آمده «...مجلس خبرگان در نشست اخير خود را به يك نهاد تبليغاتي حمايتي و حتي جناحي سياسي تقليل داده است...» كجاي اين جملات تبليغ عليه نظام است. اگر من با اين سوابق نتوانم از يك موضعگيري انتقاد كنم آيا ميشود از آزادي عقيده و بيان در جمهوري اسلامي دم زد؟
وي ادامه داد: بنده به رفتار مجلس خبرگان كه موضعگيري كرده با الفاظ بسيار محتاطانه سخن گفتم. كجاي آن تبليغ عليه نظام است. انتقاد از مجلس خبرگان است نه نهاد خبرگان. الان هم ميگويم مجلس خبرگان نبايد در اختلافات جناحي وارد شود. من به اين انتقاد كردهام و اين تبليغ عليه نظام نيست. در حالي كه نمايندهي مدعيالعموم اين جملات را تبليغ سوء عليه نظام معرفي كرده است. جالب است عدهاي به دو قوهي مجريه و مقننه هر سخني كه ميخواهند ميگويند اما تبليغ عليه نظام نيست . من رفتار يك نهاد در جمهوري اسلامي را نقد كردهام كه اين حق تمامي شهروندان است. من انتقاد كردم حتي اعتراض هم نكردم.
به گزارش ايسنا آقاجري در ادامهي دفاعيات خود به قسمت ديگري از سخنان خود در رابطه با تز دشمنتراشي اشاره كرد و اظهار داشت: «كساني در جامعهي ما معتقد به تز دشمنتراشي هستند و به خطا گمان ميكنند وحدت مردم تنها در گرو يك دشمن خارجي است و اگر چنين دشمني وجود نداشته باشد، بر اساس ضرورت بايد آن دشمن را ايجاد كرد. آنها ميكوشند جامعه را ميليتاريزه و پليسي كنند . به اعتقاد نمايندهي مدعيالعموم اين مطالب درخصوص رابطه با آمريكا بيان شده است و خفقان را به جمهوري اسلامي نسبت دادهام. شما اگر جملهاي پيدا كنيد كه من گفته باشم آمريكا دشمن نظام جمهوري اسلامي نيست، هرچه ميخواهيد بكنيد. بحث من در اين جا بحث يك گروه و جناح است. اين گروه ميتواند دشمنتراشي كند و دشمن متعدد ايجاد كند، من نگفتم آمريكا دشمن جمهوري اسلامي نيست بلكه گفتهام عدهاي با القاي تئوري توطئه ميخواهند جوي را ايجاد كنند تا مطامع خود را حاكم كنند. تئوري توطئه روابط علي و معلولي را زير پا ميگذارد و سعي ميكند مسايل جامعه را به صورت خرافي و وهمي به دشمن نسبت دهد. دنيا ي سياست دنيا توطئه است. من تفكر يك جناح را نقد ميكنم. نقد تفكر يك جناح براي اين كه ميخواهد مخالفان را از صحنه خارج كند و به اين وسيله از تئوري توطئه و ساخت دشمنان كاذب استفاده ميكند. من نگفتم كه نظام جمهوري اسلامي ميخواهد چنين كند. من گفتهام كساني، فرد يا گروهي ميخواهند اين كار را كنند. جناح كه نظام نميشود.
به گزارش ايسنا، آقاجري در ادامهي جلسه امروز به دفاع از خود در برابر عنوان اتهامي نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي پرداخت و در اين مورد تصريح كرد: بايد محدودهي نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي مشخص شود. اولا بايد نشر باشد نه سخنراني. قانون نيز نشر را احصا كرده است. اكاذيب هم يعني دروغ. اول بايد اثبات شود كه دروغ است، بعد به آن متهم شويم. به قصد تشويش اذهان عمومي نيز يعني به قصد تشويش اذهان عمومي دروغي را چاپ كرده باشيم. بر همين اساس سخنان من نه شامل نشر، نه شامل اكاذيب و نه شامل اذهان عمومي ميشود.
وي در ادامه به قسمت ديگري از ادعانامهي نمايندهي مدعيالعموم اشاره كرد و گفت: نمايندهي مدعيالعموم اظهار داشته كه من در مطلبي با عنوان «امام حسين (ع) مقابل مردم نبود» گفتهام «امروز متاسفانه از حادثه عاشورا به عنوان منبعي براي توجيه اقدامات خشونتآميز و اقدامات تروريستي استفاده ميشود كه با روح عاشوراي حسيني در تعارض است اما امروز ...» در حالي كه من گفتهام عدهاي از عاشورا براي تئوريزه كردن خشونت استفاده ميكنند. برخي از كساني كه ميگويند ولايت فقيه را قبول داريم، در عين حال خشونت ميكنند. من اين تناقض را مطرح كردم. افرادي كه سعيد حجاريان را ترور كردند، فكر ميكردند كه اقدامي عاشورايي كردند كه با اين كار به امام حسين (ع) نيز ظلم كردند، عاشورا قرباني خشونت يزيد است. چگونه ميشود در منطق گروهي جاي جلاد و شهيد عوض شود. هستند كساني كه ميگويند ولايت فقيه را قبول داريم و در عين حال خشونت ميكنند. كسي كه ميگويد ولايت فقيه را قبول دارم يعني نظام جمهوري اسلامي را قبول دارم، من منطق اين گروه را نقد كردهام و ميگويم اين منطق با منطق اعتقاد به ولايت فقيه تناقض دارد. اما اين ديدگاه را نمايندهي مدعيالعموم نميبيند و در متن كيفرخواست نميآورد.
به گزارش ايسنا، آقاجري در اين لحظه به حضور تعدادي از افراد در راهروي دادسرا و سر دادن شعار از سوي اين عده اشاره كرد و گفت: كساني امروز در جنب دادگاه، بنده را به همه چيز متهم كردهاند اما كسي به آنها چيزي نگفت، حال اگر تعدادي دانشجو در دفاع از من سخني ميگفتند، به راستي با آنها چه برخوردي مي شد؟
قاضي اسلامي در پاسخ به آقاجري گفت: من نظم داخل جلسه را بر عهده دارم و حوادث بيرون جلسه ربطي به من ندارد.
آقاجري در ادامه دفاعيات خود گفت: اگر من از گروه خاصي انتقاد كردهام و يا تهمت زدهام بيايند شكايت كنند، چرا هر جا ما عليه گروه و جناحي حرف ميزنيم، فوري مدعيالعموم جلو ميآيد؟
در ادامه آقاجري در دفاع از اين اتهامي در باره دادگاه ويژهي روحانيت گفت: من گفتهام چيزي به نام دادگاه ويژه روحانيت در قانون اساسي نيست. آيا اين دروغ است؟ اين كذب است؟ من گفتهام دادگاه ويژه روحانيت در قانون اساسي پيشبيني نشده است، به اعتقاد من تا امري پروسهي قانون اساسي را طي نكند، نميشود قانون اساسي، الان هم همين را ميگويم.
قاضي اسلامي در اين لحظه خطاب به آقاجري گفت: اين ديدگاه با سخنان قبلي شما در تناقض است. آيا بايد هرچيزي در قانون اساسي پيشبيني شود تا قانوني باشد.
آقاجري در پاسخ اظهار داشت: من ميگويم دادگاه ويژهي روحانيت در قانون اساسي پيشبيني نشده است. حال اگر ميخواهند قانوني كنند، بيايند طبق يك متمم آن را به قانون اساسي اضافه كنند. پس اين سخنان من كذب نيست. كجاي اين سخن نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي است؟
آقاجري به قسمت ديگري از كيفرخواست مطروحه عليه خود اشاره كرد و گفت:نماينده مدعيالعموم به نقل از من در كيفرخواست آورده «در سال ٥٨ ولايت مطلقهي فقيه هنوز متولد نشده بود. ولايت مطلقه فقيه مربوط به سال ٦٦ و مطالبي است كه امام راحل در نجف بيان كرده است» به اعتقاد نمايندهي مدعيالعموم من در اين سخنان درصدد القاي اين مطلب بودهام كه امام (ره) پس از رسيدن به قدرت و براي تثبيت آن ولايت فقيه را مطرح كرده است. من چگونه ميتوانم در صدد القاي چنين مطلبي باشم در حالي كه امام (ره) پس از ١٠ سال از انقلاب به بيان ولايت مطلقه فقيه پرداخته است. امام (ره) در سال ٦٦ قدرتش تثبيت شده بود. كساني كه ادعانامه را عليه من نوشتهاند يا نسبت به اين موضوع كاملا بياطلاع هستند يا اطلاع دارند و تجاهل ميكنند. در سال ٦٦ كه امام (ره) ولايت مطلقه فقيه را مطرح كرد.برخي موضعگيري كردند
ولايت مطلقه فقيه در سال ٤٠ مطرح نشده بود. اگر ميگويند مطرح شده بود، دليل بياورند. ولايت مطلقه فقيه بعدها مطرح شد كه در همين زمينه نيز عدهاي از سنتگراها با اين امر مخالف بودند. امام (ره) بحث ولايت فقيه و حاكميت فراگير دولت اسلامي را مطرح و گفتند كه دولت اسلامي حق دارد آن جا كه مصالح ايجاب ميكند از احكام فرعيهي شرعيه بگذرد و به نفع مردم قوانين را تصويب كند. چنين تعريفي براي عدهاي مشكل بود و گفتند كه اين ديدگاه با فقه سازگار نيست اما به اعتقاد امام (ره) آن جا كه لازم باشد، رفتن به حج و نماز و روزه را نيز ميتوان براي مدتي تعطيل كرد. كتاب ولايت فقيه امام (ره) در سال ٤٩ فقط بحث استنباط اصل حكومت در عصر غيبت است. اگر ولايت مطلقه فقيه از سال ٤٠ مطرح بود، چرا عده اي در سال ٦٦ عكسالعمل نشان دادند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، آقاجري در آخرين جلسهي محاكمه و در دفاع از آخرين عنوان اتهامياش كه بنا به كيفرخواست مطروحه در آن به توقيف مطبوعات اشاره كرده بود، گفت: سخنرانييي كه من انجام دادم، در فروردين ماه صورت گرفته، در حالي كه توقيف مطبوعات در ارديبهشت ماه انجام شده است. من چگونه ميتوانستم در زماني كه هنوز توقيفي صورت نگرفته، نسبت به اقدام قوهي قضاييه اظهار نظري كرده باشم. من در آن سخنراني در واقع اظهارات و رفتار يك جناح را در انتخابات تحليل ميكردم.
آقاجري ادامه داد: من گفتهام كساني كه به دنبال اين بودهاند كه انتخابات مجلس برگزار نشود، به زعم خود به دنبال ضد كودتا بودند و با ابزارهايي كه در دست داشتند تلاش ميكنند رابطه اصلاح طلبان با مطبوعات را قطع كنند. من اين سخنان را در تاريخ ٢٨/١/٧٩ گفتهام، در حالي كه تعطيل مطبوعات در ارديبهشت ماه صورت گرفته است.. اين سخنان به هيچ وجه عليه قوهي قضاييه و نظام نبوده بلكه من رفتار سياسي يك جناح را نقد كردهام. من اين اتهامات را شديدا و اكيدا رد ميكنم.
به گزارش ايسنا، پس از پايان دفاعيات آقاجري كه ٣ ساعت طول كشيده بود، در ساعت ١٣:20 دقيقه صالح نيكبخت، وكيل مدافع هاشم آقاجري به دفاع از موكل خود پرداخت.
وي در ابتداي دفاعيات خود خطاب به قاضي اسلامي گفت: با توجه به اين كه دادگاه دير شروع شد و امكان اينكه تمام دفاعيات را در اين جلسه مطرح كنم، وجود ندارد، آرزو ميكنم كه يك جلسهي ديگري برگزار شود تا من نيز بتوانم مطابق قانون از موكلم دفاع كنم.
قاضي اسلامي در پاسخ به درخواست نيكبخت اظهار داشت: اين آخرين جلسه بوده و به هيچ عنوان قابل تمديد نيست.
نيكبخت خطاب به اسلامي گفت: پس در اين صورت اين دفاع، دفاع ناقصي است و من امكان دفاع مناسب ندارم.
اسلامي در پاسخ گفت: شما ميتوانيد لايحهي دفاعيه ارائه دهيد يا به صورت شفاهي دفاع كنيد.
نيكبخت گفت: شما با اين كار مرا محدود ميكنيد.
اسلامي در پاسخ به اين اظهار نظر نيك بخت گفت: تاسف بار است كه اين همه وقت گذاشته شده است ولي شما ميگوييد فرصت دفاع نداشتهام. من نيازي به وقت بيشتري نميبينم و جلسه قابل تمديد نخواهد بود.
نيكبخت در دفاع از آقاجري بر درخواست خود براي تبديل قرار بازداشت موكلش تاكيد كرد و گفت: آن زمان كه قرار بازداشت تمديد شد به لحاظ اين كه نخواستيم فرصت را از دست دهيم، از حق قانونيمان براي اعتراض به بازداشت موقت صرف نظر كرديم اما در حال حاضر با توجه به اين كه مدت ١٠ روزه به پايان نرسيده، اين درخواست را انجام ميدهم و طبق قانون تمديد قرار بازداشت موقت بايد به امضاي مسوول مربوطه رسيده باشد كه من نميدانم رسيده يا خير.
قاضي اسلامي در اين لحظه خطاب به نيك بخت گفت: شما چگونه نميدانيد به امضا رسيده يا نرسيده، شما پرونده را مطالعه كردهايد و امضا را هم ديدهايد. اين چه حرفي است كه ميزنيد؟
نيكبخت خطاب به قاضي اسلامي اظهار داشت: اين چه برخوردي است كه با من ميكنيد، من از همان شاني كه شما در دادگاه برخورداريد، برخوردارم.
اسلامي در پاسخ گفت: برخورد با شما مناسب است.
نيكبخت گفت: شما داريد جو سازي ميكنيد.
اسلامي پاسخ داد: حرف خارج از چارچوب بزنيد، قطع ميكنم.
وكيل مدافع آقاجري در اين لحظه اظهار داشت: پس تا زماني كه از حال نرفتهام به دفاع خواهم پرداخت.
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نيك بخت در ادامهي جلسهي علني دادگاه هاشم آقاجري در شعبهي ١٠٨٣ دادگاه عمومي تهران، و در دفاع از آقاجري با تاكيد بر اين كه تصدي دادگاه به پروندههاي ديگر در اين ايام نبايد موجب نفي مقررات آيين دادرسي كيفري شود، گفت: قوانين آيين دادرسي كيفري از جمله قوانين آمره بوده و با توجه به زنداني بودن موكل هيچ فوريتي در كار نيست بنابراين اقدام دادگاه براي عدم تمديد وقت دادگاه خلاف موازين قانوني است.
وي گفت: رياست دادگاه در اولين جلسه فرمودند كه اين دادگاه ادامه دادگاه قبلي است و با توجه به اين كه متهم دفاعيات و اعتراضات را بيان كردند، نيازي به دفاع مجدد نيست. پس اگر اين دادگاه ادامه دادگاه قبلي است، بايد عينا و رودرو تصميمات شعب ديوان عالي كشور يعني شعب ٢٠ و ٢٧ ديوان عالي كشور را اجرا شود. خوشبختانه دادگاه تهران وارد اتهاماتي از جمله ارتدادو سبالنبي نشده است. با عنايت به اين كه در راي شعب ٢٠ و ٢٧ ديوان عالي كشور بر كسب نظر اهل خبره تاكيد شده است و متاسفانه دادگاه همدان نيز دور از ديد ما اهل خبرهاي را معرفي كرده است، من به عنوان وكيل مدافع آن و فارغ از هر گونه ديدگاه جناحي ميگويم كساني كه دربارهي آقاجري قبلا اظهار نظر كردهاند، ديگر نميتوانند اظهار نظر كنند، زيرا طبق قانون كارشناس و خبرهاي كه در مورد امري اظهار نظر كرده باشد، نميتواند به عنوان خبرهي بيطرف مجددا اظهار نظر كند بر همين اساس تقاضا ميكنيم نظر بر اتهام توهين به مقدسات و با توجه به نظر شعبه ٢٧ ديوان عالي كشور كه مورد تاييد شعبه ٢٠ نيز قرار گرفته، از آقايان گرجي، كاتوزيان، سيد جعفر شهيدي، محقق داماد، محمد محمدي، محمود آخوندي، نوربها، حدادعادل، حبيب زاده، غلامحسين ابراهيمي، پورجوادي، مهرپور، حسن حبيبي و از آقايان روحاني موسوي بجنوردي، معرفت، احمد بهشتي، حجتي كرماني، جناتي، قمي، بيات و ميرحسين موسوي به عنوان افرادي كه در حوزه و دانشگاه تحصيل كردهاند، در اين زمينه جلب نظر شود زيرا نظرات اخذ شده از آقايان مصباح يزدي، خزعلي، فياضي به عنوان نظر اهل خبره در اين زمينه نميتواند قابل استناد واقع شود.
به گزارش ايسنا نيكبخت به دفاع از ماهيت اتهامات موكلش پرداخت و اظهار داشت: در اين جلسه ضروري است ابتدا در خصوص ايراداتي كه به نحوهي برگزاري جلسه و صدور مجدد بازداشت موقت موكلم دارم به عرض برسانم كه اولا امروز و پس از طي بيش از حدود ١٠ روز از تجديد قرار بازداشت موكلم كه من آنرا غيرقانوني ميدانم به موجب مادهي ١٨٢ قانون آيين دادرسي كيفري تبديل قرار بازداشت موقت به قرار تامين و آزادي او را تقاضا دارم.
وي افزود: طبق بند ط مادهي ٤ قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مدت زمان بازداشت موقت نبايد از حداقل مجازاتهاي پيش بيني شده بيشتر باشد كه متاسفانه موكلم ٢٣ ماه و ١٦ روز است كه در زندان به سر ميبرد. در حاليكه حداقل همهي مجازاتهاي پيشبيني شده براي اتهامات موكلم ١٧ ماه است.
نيكبخت ادامه داد: متاسفانه در مورد بحث تبليغ عليه نظام بايد بگويم كه اين موضوع خلط شده است و هر گاه از مقامي يا نهادي انتقاد ميشود، بعضا آن مقام و نهاد خود را كل نظام جمهوري اسلامي ميداند و اين در اصل جفا به نظام است ثانيا هيچ يك از نهادها نميتوانند به تنهايي مدعي شوند كه من كل نظام هستم. البته اكثر قضات دادگاهها به اين موضوع توجه دارند و هيچ نهادي را به تنهايي كل نظام نميدانند.
نيكبخت با بيان اينكه «افترا يعني نسبت دادن جرم به شخص حقيقي كه نتوان آنرا اثبات كرد» خاطر نشان كرد: بنده هيچ يك از عبارت منتسب به موكلم در سخنرانيها كه بعضا به صورت بريده بريده و گزينشي انتخاب شده است را تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي يا به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نميدانم بلكه عموما از مصاديق نقد ديدگاههاي سياسي رايج در جامعه و اظهار عقيده است كه اظهار عقيده هم جرم نيست.
وي ادامه داد: همانگونه كه موكلم بيان كردند توهين بدون احراز قصد گوينده نميتواند گوينده را متهم به توهين و او را محكوم كند. دوم اينكه اساسا در جرم توهين، مخاطب آن يا موضوع مورد توهين، بايد مشخص و معين شود در حاليكه موكلم اساسا درخصوص اصل دين و مذهب و حتي دين مسيح و نيز مقدسات مطلبي نگفتهاند.
وكيل مدافع آقاجري افزود: موكلم در سخنراني همدان خود به برداشتها و نظرات خاص در مورد دين به نقل از شريعتي پرداخته است كه هيچ مفسر و صاحب نظري نقد موكلم را توهين به خود ندانسته و شكايت نكرده است همچنانكه اصل دين مورد بحث و نقد واقع نشده است، مدعي العموم در اين مورد حق شكايت ندارد.
نيكبخت يادآور شد: جمله استفهامي موكلم درباره تقليد نه جمله انشايي و نه خبري است و نه مخاطب آن روشن است و آنچه در متن گفتههاي آقاجري آمده اساسا در بحث تقليد نيست بلكه در بحث آموزههاي ديني به طور عام از لحاظ اجتماعي و سياسي است.
وكيل مدافع آقاجري خاطر نشان كرد: در مورد موضوع تقليد و تشبيه كردن مقلدين بايد بگوييم با توجه به اينكه جمله استفهامي است و طبق گفته موكلم ، توسط مرحوم بهشتي تقليد كوركورانه تشبيه به حمار شده است بنابراين اين عبارت از طرف موكلم عليرغم سوالي بودن آن چون ناظر به تقليد كوركورانه است از مصاديق جرم و توهين به مقدسات نميباشد.
نيكبخت در پايان اظهار داشت: با توجه به اينكه پاسخ به تك تك اتهامات منعكسي در ادعانامه از نوعي كه آقاجري توضيح دادند، از منظر حقوقي نياز به زمان مناسب ديگري دارد آنرا به عنوان لايحهي دفاعيه خود تقديم دادگاه خواهم كرد.
به گزارش ايسنا بعد از پايان آقاجري مجدد در جايگاه متهم قرار گرفت و با بيان اينكه «مرا بدون آمادگي به دادگاه آوردند» اظهار داشت: بر اساس اطلاعيهاي كه روابط عمومي هفته گذشته (پنج شنبه) به من داده شد مرجع قضايي گفته بود كه لايحهي دفاعيتان را ظرف ٣ روز بفرستيد كه من بر اساس آن گفتم گويا ديگر دادگاه علني برگزار نخواهد شد.
قاضي اسلامي در پاسخ به آقاجري گفت: ما چهارشنبه براي شما نامه نوشتيم و زمان دادگاه را اعلام كرديم. در مورد تغيير زمان دادگاه از روز دوشنبه ٢٢/٤ به شنبه ٢٠/٤ بايد بگويم طبق تذكري كه دفتر ما داد روز ٢٢/٤ وقت دادگاه ديگري تعيين شده بود به همين دليل روز شنبه را به عنوان روز جلسه اعلام كرديم.
آقاجري با بيان اينكه يك سخنراني انتقادي در همدان باعث شده ٢ سال در زندان بماند، گفت: من يك زنداني عقيدتي و سياسي هستم كه براي متهم عقيدتي كارشناس عقيدتي بايد نظر دهد و در مورد متهم سياسي، هيات منصفه.
اسلامي گفت: هيات منصفه شما را مجرم شناخته است.
آقاجري ادامه داد: در روز اولي كه تفهيم اتهام شدم متهم به اهانت به مقدسات بودم اما در جلسه بعد با ادعانامهاي مواجه شدم كه دو اتهام ديگر نيز در آن درج شده بود كه نياز به تفهيم اتهام جديد دارد.
اسلامي پاسخ داد: نياز به تفهيم اتهام مجدد نيست.
آقاجري با ذ˜ر پيش بيني هايي در باره ح˜م دادگاهش خاطرنشان كرد: در اينجا از همهي حضار تشكر ميكنم و همچنين از آزاديخواهان ايران و جهان كه در طول ٢ سال از حقيقت دفاع كردند . همچنين از همه كسانيكه با وسيله قرار دادن دين براي حفظ و كسب قدرت مخالفند، تشكر ميكنم.
در اين لحظه، قاضي اسلامي ختم رسيدگي به دادگاه را اعلام كرد.
قاضي اسلامي گفت: ظرف مدت قانوني و پس از وصول لايحهي تكميلي وكيل، راي دادگاه صادر و اعلام خواهد شد.
به اين ترتيب آخرين جلسهي علني رسيدگي به اتهامات هاشم آقاجري كه صبح امروز در شعبهي ١٠٨٣ دادگاه عمومي تهران آغاز شده بود، ساعت ١٥ به اتمام رسيد.
قاضي اسلامي همچنين پس از پايان جلسه دادگاه به خبرنگاران گفت كه ظرف يك هفته راي دادگاه را صادر و اعلام ميكند.