شنبه 20 تير 1383

خيزش جنبش دانشجويي، عطا مرادي

با نگاهي گذرا به تاريخ اعتراضات دانشجويان به خوبي ميتوان به اين امر اشراف داشت كه جنبش دانشجويي در اعتراض به وضعيت موجود در هر برههاي مقيد به ازمنه و امكنه خاصي نيست و سايه خودكامگي و خودمحوري را برخود نتابيده است.
اعتراضات دانشجويان كه در واقع به نوعي شكستن فضاي بسته سياسي را نويد ميدهد بيانگر آن است كه اين نسل از قشر جامعه همواره در صدد تحولخواهي قرار دارد كه در راستاي تحقق آزادي و استقرار دموكراسي هزينههاي گزافي را پرداخت نموده است. بيشك دانشگاهيان در تدوين نهادهاي سياسي، مدني و نقد قدرت و به چالش طلبيدن حاكمان و قدرتهاي توتاليتر در طول تاريخ ايران روند چشمگيري داشته و در طي طريق دموكراتيزاسيون حكومت تأثير قابل شگرف و غيرقابل انكاري داشتهاند.
تبلور قشر دانشگاهي در نقد نهادهاي غيرمنتخب و عملكرد حكومت سببساز آن بوده است كه اصولاً حاكمان تكيه زده بر اريكه قدرت بر نقش دانشگاهيان در رعايت حقوق و آزاديهاي شهروندان و تعيين روند چارچوب هرم قدرت پي ببرند. گرچه دولتمردان تاكنون نسبت به اين ايفاي نقش بياعتناء بودهاند. اساساً جوهرة جنبش دانشجويي جوهرة فكري و انديشهاي است، اما اين به معناي عدم توانايي اين قشر در برقراري اعتراضات منسجم در قالب تشكلات سياسي و خودجوش نيست، در نتيجه دانشگاهيان قدرت ايجاد تحول بنيادين را در سيستم حكومتي دارا ميباشند. بدون ترديد دانشجويان در برقراري دموكراسي و تحقق آزادي نقش بسيار اساسي دارند.
به عقيدة راقم سطور جنبش دانشجويي يك پديدة ارگانيك به مفهوم پويايي و فعال بودن است كه نميتواند نسبت به فضاي اختناق در بستر جامعه بياعتنا بوده و واكنش نشان ندهد اگر چه شايد طيفهايي از اين جنبش دوران كمون را طي كنند ولي هرگز اين را نبايد به معناي خاموشي جنبش تعبير كرد. اين قشر اكنون در بسترهاي مختلف سياسي، اجتماعي در تحقق بنيانهاي دموكراسي و دستيابي به آزادي فعالتر شده چرا كه به تداوم فعاليت در حوزة سياست پي بردهاند و اين امر نتيجه افت و خيزهايي بوده كه آنها را آزمودهتر و كارآمدتر از گذشته نموده است كه توجه به اين نكته در رشد و بسط دموكراسي بسيار حائز اهميت است. اينكه مخالفان حاكميت مردم و اقتدارگرايان همواره با اين قشر از جامعه -كه در تعيين وزنههاي سياسي جامعه نقشي اصيل را ايفا مينمايند- با حالت زور، قلدرمأبانه برخورد ميكنند امر بديهي و قابل پيشبيني است چرا كه محيط علم و دانش هيچگاه پايگاه سلطه خودكامگان نبوده و غالب حاكميتهاي غيرمردمي از دريچة فوق قابليت آسيبپذيري را دارا هستند.
نخبگان جامعه بر اين امر واقفند كه بازيگران نظام سياسي در كشور ما، گفتمانهاي رشدنيافتهاي نسبت به گفتمان رشد يافتة بدنة اجتماعي دارند و پتانسيلهاي اجتماعي (رشنفكران، دانشگاهيان) با پتانسيلهاي سياسي جامعه يكسانسازي نيست و از ورود اين نيروها -كه در رشد و پويندگي جامعه در امور سياسي، اقتصادي و فرهنگي ميتوانند ايفاي نقش نمايند- به عرصههاي سياسي و حكومتي ممانعت ميشود كه در بلندمدت به بحران منجر خواهد شد. از طرفي اين نكته را نبايد از اذهان دور نگه داشت كه حاكميت متشكل از دو جناح موجود، به طور جداگانه به يك نوع از بنبست رسيدهاند. در واقع اينگونه ميتوان از آن تعبير نمود كه تماميت خواهان يا جناح اقليت به نوعي از بنبست فكري و ايدئولوژيك رسيده و در حاليكه در مقابل جناح دوم خرداد به انسداد سياسي در بستر نهادهاي تشكيلدهندة قدرت رسيدهاند، كه مجموعة حاكميت راه حلي براي برون رفت از اين بحران و وضع موجود نداشته و از علت تامّة آن ميتوان به «عدم اعتماد عمومي قشرهاي مختلف مردم به قدرت حاكمه» نام برد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

حاكماني كه در صدد مغلوب نمودن آزادي در فضاي سياسي جامعهاي كه بر آن اعمال حاكميت مينمايند، گام برميدارند و اصول، قواعد و موازين حقوق بشر و بينالمللي را ملعبة خودكامگي خود مينمايند، يقيناً مطرود ملت واقع خواهند شد و انزواطلبي را براي آيندة سياسي خود به ارمغان خواهند آورد، بيشك آزادي به مفهوم رأي دادن در كشورهاي فردگرا و تكحزبي ابزاري جهت خفقان خواهد بود. آنچه به دموكراسي ماهيت ميبخشد عملكرد آن در ارتباط با حيطة حقوق و آزادييهاي فردي و تشكلي است. فضاي حاكم بر صحنة خارجي و ملاحظات داخلي در سطحي فروتر نخبگان سياسي را متقاعد كرده كه توسل به روشهاي دموكراتيك زمينهساز دستيابي به قدرت بدون بكارگيري خشونت است. اما نكتهاي كه باعث تشخيذ اذهان ميشود آن است كه اصولا دموكراسي در فضايي كه شهروند حضور ندارد و آزاديهاي طبيعي اعم از آزادي بيان، تجمعات، احزاب، تشكلها و آزادي پس از بيان مورد احترام نيست، تنها به تداوم اقتدار، تشديد انسانستيزي و ذبح آزادي منجر ميگردد. حاكميت بايد به اين نكته توجه نمايد كه آنچه در يك جامعه، رفاه، آزادي، امنيت و تبلور انسانيت را امكانپذير ميسازد سلطة ايدئولوژيك نيست بلكه گستردگي آزاديها و رعايت حقوق حقّة مشروع مردم است.
آنچه دانشگاهيان خواستار آن هستند در مجموعهاي از مطالبات نوين همگام با جامعه جهاني و تحولات جهاني نهفته است. جنبش دانشجويي خط مستقيم دموكراسي را به نقطه ثقلي از «آزادي» پيوند ميدهد كه تبلور همهپرسي و رفراندم را نويد ميدهد و جامعة مدنياي را ميطلبد كه در آن گروهها و سياسيون فضاي آزاد مخالفت و نفي سياستهاي داخلي و خارجي حاكميت را داشته و نهادهاي مختلف اعمال اقتدار در يد افراد خاص داخل قدرت حاكمه با روند «تسلل دور باطل» در گردش نباشد.
جامعة دانشگاهي بدليل اينكه متشكل از نيروهاي تحولخواه و حركت برانگيز و پيشرو در عرصههاي سياسي و به دليل گستردگي و فراگير بودن و ماهيت مردمي و اجتماعي آن داراي نفوذ و نقش غيرقابل انكاري در پيشبرد تحولات در اقشار گوناگون اجتماعي است درك موقعيت و نيازها و با توجه به انيگزة بالاي حضور و شعور سياسي در پيشبرد فضاي سياسي جامعه و جهتدهي آن مؤثر است.
عطا مرادي
دانشجوي حقوق
ازمحكومان واقعه18 تير ماه 1378كوي دانشگاه تهران
[email protected]
تهران-1383

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9912

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'خيزش جنبش دانشجويي، عطا مرادي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016