دوشنبه 22 تير 1383

چه کسی می توانـد این شماره تلفـن را به همراهان آقاجـری برساند؟ سین. ابراهیمی


[email protected]

... سر انجام محاکمه آقاجری پایان یافت ، و قاضی اسلامی ، که اجازه تمدید وقت دادگاه و ادامه دفاعیات را نداد ، گفت تا چند روز دیگر رای خود را اعلام خواهد کرد.

طی دو سال گذشته ،هر بار که اسم آقاجری را شنیده ام ،یاد دو نفر دیگر هم افتاده ام ؛ " ماه جبین" مادر یک شهید جنگ و" اومبرتو اکو" نویسنده ایتالیایی را می گویم.

ماه جبین ، قهرمان حقیقی و واقعی داستان کوچکی است که حدود 20 سال پیش نوشته ام ، و شاعرارجمند ی که اکنون در میان ما نیست ، آن را با ـ بزرگواری خود ـ در دفتری از اشعار ، مقالات و داستانها به چاپ رسانده است .

ماه جبین ، مادر تنها جوان نان آور خانواده بود ، که علی رغم بی میلی او ، با تشویق و تلقین عمویش به جبهه رفت ودیگر بازنگشت ، و این فاجعه ، او را از یک زن سربه زیر روستایی ، به مخالفت با عمویش که فرزندش را به "کشتن داده بود" رساند ، عمویش او را به از دست دادن مشاعرمتهم کرد و مدت ها بین تیمارستان و زندان همدان کشاند ، تا سرانجام ، به وساطت والده رییس کنونی دفتر رهبری ، در همان چند صد متری میدان بوعلی ، صاحب یک سرپناهی کوچک شد .
با دوا های آرامبخش و کمک نهاد ها ، روز ها را به سر می برد. و گاه به گاه ،اگر خبر شود که اسلام و یا حرمت خون شهدا به خطر افتاده است، چادرش را به سر می کند و بیرون می رود. و گرنه از جلو قاب عکس بر دیوار کوبیده فرزند شهیدش که نئون های قرمز در اطراف آن روشن و خاموش می شود ،تکان نمی خورد.

هاشم آقاجری " سعادت" این را نداشت ، که مانند پسر ماه جبین و برادر خود ش در جبهه شهید شود ، یک پایش را آن جا گذاشت، و" فقط" مانند خواهرش جانباز شد ، شاید پسر ماه جبین را هم هرگز ندید، ولی از تصادفات روزگار ، در سخنرانی آقاجری در باشگاه معلم همدان ، ماه جبین هم در میان گروه به هم زنندگان آن جلسه بود، و باز هم از عجایب دیگر روزگار ، آقاجری دو سال در همان زندانی ماند که بیست سال پیش ماه جبین بیوه زیبـا و جـوان پس از دیدن جسد پسرش ، و به جرم "توهین به مقامات" ، شب های غم انگیزی را در آنجا گذرانده بود.

نفر دومی که با شنیدن نام آقاجری به یادم می افتد "اومبرتو اکو" نویسنده ایتالیایی است ، اگر دقیق تر بگویم ، کتاب " نام گل سرخ " او ست.

موضوع اصلی این داستان تاریخی، حل معمای کشته شدن های مشکوک دریک صومعه است. معمایی پیچیده با لایه های تفسیری متعدد ،که با درایت کشیشی کشف می شود. گیوم ، ظرف هفت روز در سال 1323 ،در می یابد ، که همه مقتولین ، زبان یونانی می دانسته و درجستجو ی خواندن کتاب های ممنوعه بوده اند . ژرژ کشیش کتابدار نابینا و مخوف صومعه ، این نسخه های منحصر به فرد را مخفی و به زهر آلوده کرده است که اگر" تمایلات شیطانی کنجکاوی" کسی را به سوی باز کردن صفحات این کتاب کشاند، نتواند به دیگری آن چه را خوانده است،منتقل کند و راز آن کتاب محفوط بماند.

کشیش کور در هفتمین روز ، فهمید که گیوم دو باسکرویل همه حقایق را کشف کرده است ؛ و با دستکش مشغول خواندن کتاب های ممنوعه است ، کتابخانه را به آتش کشید . عبای او هم آتش گرفت و او را به خاک سیاه تبدیل کرد ، صومعه با این که سه روز در آتش سوخت، ولی با همه این ها مهمترین کتابهای پنهان شده در کتابخانه نجات یافتند.

کشیش کور یکی از دلایل ممنوع کردن خواندن کتاب ارسطو در باره خنده را چنین می گفت :
" خنده ترس را می کشد ،و نبود خوف ایمان را از بین می برد."
شاید ازطنز روزگار است که قاضی هم در باره چند جمله خنده دار سخنرانی آقاجری در همدان ، او را در دادگاه مورد باز خواست قرارداد!
برای ناظران بی طرف مسایل سیاسی ایران در چند روز جلسه محاکمه آقاجری مشخص تر شد ، مطالبی که ایشان در باشگاه معلم همدان عنوان کرده ، نه تنها بدعتی در شریعت نبوده است ،بلکه چنین نکته های برای حفظ اسلام ، و زدودن آن از خرافات عامیانه از صدر اسلام مطرح بوده است ، و جدا از نهضت های مذهبی، در ایران ، حتا در دوره صفویه به طور پنهانی ، و در دوره سلطنت قاجار علنی به وضوح از سوی برخی روحانیون بزرگ مطرح شده است .
این مطالب را که دکترشریعتی برای ـ به روز کردن ـ اسلام در حسینیه ارشاد با سخنان آتشین خود مطرح کرد ؛ قبلا هم توسط مهدی بازرگان و دکتر سحابی در مجالس محدودتر نهضت آزادی عنوان می شد. در اروپا ، حتا انشعاب کاتولیک ها از ارتدوکس ها و نیمه شدن امپراطوری روم ،به شرقی و غربی در پایان قرن چهارم میلادی از همین گفتگو ها نشات گرفته است . ریشه این مباحث با واژگان امروزی و به شکل بسیار عمیق تربه قرن پانزدهم میلادی می رسد.
پس دعوا و مجادله، ایدئولژیکی و مذهبی در میان نیست . طرح چنین اتهاماتی فقط از ریا و تزویر روحانیون معمم و مکلای طرفدار ولی فقیه برای تصرف باقیمانده قدرت وتشدید فضای ترس و ارعاب در جامعه بوده است.

جناح تمامی طلب حکومت ، که پس از انتخابات مجلس ششم،به طور پنهانی بسیار "فعال" شده ، در جستجوی گروگان هایی از تشکل های اصلاح طلب بود ، تا آنان را به "آرامش " بکشاند. نقشه "شیطانی" این جناح ، پنج ماه پس از دستگیری آقاجری، با گرفتن گروگان دیگری ، آن هم شخصی چون عباس عبدی ، درسالروز اشغال "لانه جاسوسی شیطان بزرگ" بطور کامل پیاده شد.
اکنون که مجلس ششم به تصرف مخالفان اصلاح طلبان در آمده است و احمدی نژاد شهردار تهران ، آماده پوشیدن لباس رییس جمهور تدارکاتچی ولی فقیه می شود، ،شاید دیگر ضرورتی به اعدام آقاجری به عنوان "مرتد" و عباس عبدی به عنوان "جاسوس گالوپ !!" نباشد ، و رهبر "بی طرف" برای " کم کردن هزینه ها" به چند سال زندان آنان رضایت بدهد .
این موفقیتی برای جنبش آزادیخواهی و تحول طلبی است که توانستند با افشاگری های وسیع از اعدام دو فرد بی گناه جلوگیری کنند، اما کماکان مبارزان راه آزادی و برابری ، درمحاق و جان بسیاری ، در خطر است و کسانی هم کلید دار هستند ، که مانند آن کشیش مخوف ، از آتش زدن صومعه و جهان ابایی ندارند.

اومبرتو اکو در مصاحبه با روزنامه فرانکفورتر آلگمانیه ، مطلبی را عنوان کرده است که قبلا ،طرح فلسفی آن با جملات وزین تر، سر وصدای زیادی در بین روشنفکران انداخت. او که استاد زبان و قهرمان تاویل و تفسیر است. به زبان خیلی ساده می گوید ،


تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

وقتی خانه در آتش است ، قبل از هر چیز، به جای دست و پا گم کردن ، باید شمـاره تلفــن آتش نشــانی را پیدا کرد ،و به آن زنگ زد .

صومعه ای که با لجاجت ژرژ کشیش کور در " نام گل سرخ " به آتش کشیده شد ، سه روزخدا در آتش می سوخت ، تا ساکنان صومعه و روستاییان اطراف با سطل ، سطل آب ، آن راخاموش کردند.
حالا ما هم وظیفه داریم ، برای خاموش کردن آتش افتاده به جمع آنانی که خرقه آزادی و برابری بر تن دارند ، مردم را خبر کنیم. نمی دانم چه زمانی مهار آتش طول بکشد. ولی می دانم از خبرکردن هیچ کس نباید پرهیز شود. حتا ماه جبین مرا هم نباید فراموش کرد. مطمئن هستم این بار ، وقتی او ، آن معلول یک پا ، و دو بار باز گشته از مرز مرگ را ببیند ، یاد پسر جوانش بیفتد.
من او را چند روز پیش دیدم ، او روبروی عکس پسرش نشسته و منتظر است.
آیا یکی پیدا می شود او را هــم خبـربدهد ؟

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9969

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'چه کسی می توانـد این شماره تلفـن را به همراهان آقاجـری برساند؟ سین. ابراهیمی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016