سعيد رضويفقيه :
در حاليكه هر دو فراكسيون دفتر تحكيم وحدت را به تعامل سازنده دعوت ميكنم ، از عضويت در شوراي مركزي استعفا ميدهم .
تهران-خبرگزاري كار ايران
سعيد رضويفقيه طي نامهاي از عضويت در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت ، استعفا داد .
به گزارش "ايلنا" ، سعيد رضويفقيه دبير سياسي و عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت طي نمابري كه به دفتر خبرگزاري كار ايران ارسال نموده است ، از عضويت در شوراي مركزي اين تشكل دانشجويي استعفاء داده است .
متن كامل نامه رضويفقيه به شرح ذيل ميباشد :
اعضاي محترم شوراي عمومي و مركزي دفتر تحكيم وحدت
با توجه به وقوع برخي اختلافات در ميان اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و گسترش برخي موارد اختلافي مطروحه حول و محور نام و جايگاه اينجانب در تحكيم و به پاس احترام به حسن نظر و اعتماد شما نسبت به خودم لازم دانستم به منظور تلاش براي حل و فصل مسائل پيش آمده ، مواردي را به اطلاع برسانم.
1-اينجانب حتي در دوره قبل نيز نميخواستم وارد شوراي مركزي دفترتحكيم وحدت گردم و صرفا جهت تقويت طيف علامه به ميان آمدم و در دوره كنوني هم براي تداوم وفاق و پشت سرگذاردن فشارهاي 18 تيرماه و به شرط برگزاري انتخابات زودرس در آستانه بازگشايي دانشگاهها و با اصرار فراوان دوستان پذيرفتم كه به عضويت شوراي مركزي درآيم . ضمنا اگر ميدانستم دوستان ديگري تمايل به دبيري سياسي مجموعه دارند ، حتما اين سمت را با كمال ميل به آنها تقديم ميكردم.
2- در آستانه سفرم به فرانسه ، قرار بر اين بود كه به عنوان عضو شوراي مركزي و دبير سياسي زمينه برگزاري اولين همايش لژيون جهاني ؛ تلاش براي صلح را در اسلو در 11 سپتامبر فراهم كنم و با تشكلهاي دانشجويي اروپا نظير دانشجويان دموكرات اروپا EDS و دانشجويان آزاديخواه سوئيس SLS و شاخه دانشجويي حزب كارگر نروژ، و حزب سوسيال دموكرات آلمان ارتباط بگيريم و به همين جهت قبل از سفرم استعفا ندادم ، اما اينك به نظر مي رسد با توجه به وقوع اختلافات داخلي نه تنها ممكن بلكه اساسا به مصلحت نيست ، ارتباطات برون تشكيلاتي گسترش يابد.
3- اينجانب با بيانيه تحكيم وحدت پيرامون 18 تير و نامه به كميسارياي حقوق بشر سازمان ملل نه تنها مخالف نبودم ، بلكه در مصاحبههايم در روزهاي قبل و بعد از 18 تير بر اين امر تاكيد داشتهام و اساساٌ بر اين باورم كه بايد حاكميت را وادار به محترم شمردن حقوق شهروندان نمود و اين امر نه تنها قبيح نيست ، بلكه ضرورت نيز دارد ، اما با اين همه به احترام برخي دوستان پس از اطلاع از تكذيب نامه واكنشي نشان ندادم ، همچنانكه در مورد كارها و بيانيههاي ديگر چنين ميكردم و همواره كوشيدهام مسائل دروني مجموعه را هر چقدر هم حاد باشد به بيرون نكشانم و اكنون نيز از وقوع اتفاقات اخير كه احتمالا ناشي از سرخوردگي و تحمل فشارهاي طاقت فرساست ، متاسفم و هر دو طيف را متواضعانه به شكيبايي ، مدارا و لحاظ منافع جمعي و ملي دعوت مينمايم.
4-اينجانب تصور نميكردم با عزيمتم به فرانسه جهت ادامه تحصيل ، اختلافات تازه و انشعابي دوباره گريبانگير دفتر تحكيم وحدت شود و چنانچه اين مسئله به ذهنم خطور مينمود، هرگز به اين سفر نميآمدم و كماكان در خدمت تحكيم بوده و سعي در جلوگيري از وقوع و رفع اختلافات مينمودم ، اما اكنون از همه اعضاي شوراي مركزي ميخواهم بدون رجوع به ريش سفيدان بيرون مجموعه و به نشانه بلوغ سياسي خودشان ، گفتگوي همدلانه نمايند و اگر امكان توافق و تداوم ائتلاف وجود دارد ، طي بيانيهاي اين مسئله را اعلام نمايند و در غير اين صورت مجموعه گزينههاي عاقلانه و منصفانه ممكن را احصا و در اسرع وقت با فراخواندن شوراي عمومي در نشستي مطرح نمايند و حتي در صورت تصميم به جدايي و انشعاب ، دوستانه از يكديگر جدا شده و اولين انشعاب غيرخصمانه و غيركينه توزانه را در تاريخ معاصر تشكلهاي سياسي ايران به نام خود به ثبت برسانند.
5-من هيچگاه خواهان داشتن جايگاه يا جاي پايي هميشگي و حتي موقت در تحكيم نبودهام و صرفا براي ياري رسانيدن به دوستان و با اصرارهاي مكرر خودشان ماندهام ، چرا كه در حوزه مطبوعات ، دانشگاه و احزاب سياسي آنقدر زمينه براي فعاليتم موجود بود كه نخواهم با جنازه تحكيم، كاسبي كنم.
بنابراين با اشتياق فراوان و در حالي كه هر دو طرف را به همكاري و تعامل سازنده دعوت مينمايم از عضويت در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت استعفاء ميدهم و ضمن خداحافظي هميشگي با تحكيم براي همه دوستان آرزوي موفقيت ميكنم و به رغم آنكه حرفهاي بسيار در سينه بيكينه خود دارم ، اما هيچگاه راجع به آنچه طي 5/2 سال گذشته در تحكيم ديدم و شنيدم، سخني نخواهم گفت.
6- اينجانب افتخار عضويت در هيچ حزب و جمعيتي را ندارم و به رغم ارادت به احزاب و جمعيتهاي آزاديخواه و دموكرات و روابط دوستانه با آنها و باور به تقويت جبهه احزاب و شخصيتهاي دموكراسيخواه ، در سالهاي اخير همواره به انضباط تشكيلاتي تحكيم وفادار بودم و يقين دارم كه آينده اين حقيقت را آشكار خواهد كرد كه چه كساني عامل و ابزار غريبهها و پايمالكننده استقلال تحكيم بودهاند.
7-هيچ نيازي نميبينم كه امروز يا هر زمان ديگر بگويم كه مباني فكري و مواضع سياسيم در تحكيم چه بوده ، زيرا به قدر كافي در سخنراني ها و مقالاتم شرح و توصيف مواضع فكري و سياسيم آمده و پس از اين نيز به تبيين ديدگاهها و مواضعم خواهم پرداخت و همچنين نيازي نميبينم كه بگويم در مسائل سالهاي گذشته چه نقشي داشتهام ، زيرا معتقدم وظايفي را انجام دادهام كه خود آنها را آگاهانه پذيرفته بودم.
در خاتمه بار ديگر ضمن تذكر شرايط خطير كنوني هر دو طرف را به همكاري فرا خوانده و تاكيد ميكنم اختلافات موجود چنان ناچيز است كه خللي در تداوم ائتلاف و همكاريهاي سازماني بصورت استراتژيك ايجاد نميكند و با اميدواري به حل و فصل مسائل فيمابين براي همه دوستان عزيز، اعضاي شوراي عمومي و مركزي و همه فعالان انجمن هاي اسلامي و نيز ديگر دانشجويان دموكرات و آزادي خواه ، آرزوي كاميابي و سربلندي مي نمايم.