عضو شوراي مركزي خطاب به اعضاي شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت:
آگاهي شما ضامن جلوگيري از انحراف يك حركت اصيل دانشجويي است
تهران-خبرگزاري كار ايران
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با ارسال نامهاي به " ايلنا" در خصوص وضعيت اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور- دفتر تحكيم وحدت- و فراز و فرودهاي اخير توضيح داده است.
مجيد حاجي بابايي در بخشي از نامه خود خطاب به اعضاي انجمنهاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور آورده است: همانطور كه ميدانيد بعد از شكلگيري شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت, اميدواريهاي زيادي در بين دانشجويان و آزاد انديشان ايجاد شد و آنان هريك به گونهاي شادماني و خوشحالي خود را ابراز كردند, اما در مقابل؛ اين انتخابات لرزه بر اندام آنان انداخت كه تضعيف و نهايتاً فروپاشي دفتر تحكيم وحدت را برنامهريزي كرده بودند. شرح چگونگي اين انتخابات حديث مفصلي است كه اينجانب با ثبت تمام گفت و گوها و مراحل آن, اين انتخاب تاريخي را براي حفظ در حافظه تاريخ مكتوب كردهام و به زودي آن را منتشر ميكنم, اما همين اندازه ميگويم كه بنا به گفته يكي از دانشجويان طيف مقابل, آنان در مرحله اول كساني را برگزيده بودند كه از اعضاي شوراي مركزي دانشگاه .... ضعيفتر بودند ( هر چند ما اينگونه فكر نميكنيم) و اين اقرار آنان به اين مساله، حكايت از پروژه تضعيف تحكيم وحدت دارد.
وي در بخش ديگري از اين نامه با ادعاي اين نكته كه با حضور سعيد رضوي فقيه شورايي ديگر براي دفتر تحكيم وحدت رقم خورد, آورده است: اين شورا اميدواريها را برانگيخت، اما متاسفانه از همان جلسات اوليه شوراي مركزي خط تضعيف و انشقاق در درون مجموعه و تاكيد بر نكات اختلاف برانگيز و مطالب خلاف تعهدات شروع شد. ما از همان ابتدا تاكيد كرديم ميبايست براساس توافقنامه مكتوب در دانشگاه خواجهنصيرالدين طوسي امور اتحاديه و شوراي مركزي را اداره كنيم. اما متاسفانه اكنون به نقطهاي رسيدهايم كه تمام آن توافقات نقض شده و حتي يك مورد از آن نيز پا برجا نمانده است. اگر منصفانه قضاوت كنيم؛ پديد آمدن چنين شرايطي را چگونه ميتوان تحليل كرد؟ آيا باز هم خوشبينانه بايد آن را به حساب تحليل غلط دوستان از اوضاع و شرايط دانست؟
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در ادامه نامه خود به شرح مختصر پنج جلسه شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت اشاره كرده و آورده است: اولين جلسه در روز پنجشنبه 31 ارديبهشت ماه در دانشگاه تربيت معلم برگزار گرديد, در اين جلسه ابتدا از ضرورت وفاق و همدلي در بين مجموعه و توجه به اميدواريهاي ايجاد شده سخن گفته شد, اما بلافاصله با شروع به كار شوراي مركزي براي تقسيم واحدها, بازيها آغاز شد و همه حرفهاي اول جلسه فراموش گرديد. البته در انتخابات مسوول واحد تشكيلات سخني گفته نشد؛ چون گمان ميكرديم طبق توافقات عمل خواهد شد, اما به محض ورود به بحث واحد سياسي نق زدن و اشكال تراشي طرف مقابل شروع شد و اعلام كردند؛ واحد سياسي نيز بايد براي ما باشد و يكي از اعضاي شوراي مركزي كانديداي اين واحد شد, اين مساله براي ما غير منتظره و ناخوشايند بود و طبيعي است كه با آن مخالفت كرديم. نهايتاً علي افشاري پادرمياني كرد و با بيان اين كه؛ ما با دبير سياسي براساس توافقنامه مشكلي نداريم، فقط عليالبدلها به ترتيب آراء جايگزين اصلها شوند, در حاليكه طبق توافقنامه هر اصلي ميبايست به جاي اصلي خود باشد و اصولاً تركيب چهار - سه در اصلي و يك- يك در عليالبدل به همين منظور انتخاب شده بود. اين مكانيسمي است تا هر دو طرف توانايي از رسميت انداختن جلسات را داشته باشند و مصوبات با توافق كامل طرفين باشد, اين جلسه بدون هيچ گونه نتيجه مشخصي به پايان رسيد.
وي ميافزايد: جلسه دوم در روز شنبه 16 خردادماه در دانشگاه تربيت مدرس تشكيل شد. در اين جلسه بسيار شفاف دغدغههاي طرفين مطرح شد, مهمترين دغدغه دوستان ما اين بود كه ميبايست شرايطي ايجاد شود كه امكان از رسميت انداختن شوراي مركزي براي مدت طولاني ممكن نباشد, ما نيز با تاييد اين مطلب گفتيم اين شرط را به توافقنامه اضافه كنيم كه اگر تا سه هفته جلسات شوراي مركزي به رسميت نرسيد, پنج نفر بدون توجه به اصلي يا عليالبدل بودن و عضويت فراكسيوني بتوانند جلسه شوراي مركزي را تشكيل دهند در اين جلسه مصوب و مكتوب شد كه هر عليالبدل به جاي اصلي خود در جلسات شركت كند. طبيعي است كه در چنين شرايطي هيچ فراكسيوني به تنهايي نميتواند جلسه شوراي مركزي را تشكيل دهد. در اين جلسه واحدها براساس توافقات صورت گرفته تقسيم شد و قرار گرديد بيانيه آغاز به كار شوراي مركزي صادر شود. در اين جلسه همچنين بحثي كوتاه در خصوص 18 تيرماه صورت گرفت كه دوستان رسماً اعلام كردند؛ قصد هزينه دادن و رفتن به زندان ندارند.
حاجي بابايي در ادامه نامه خود آورده است: جلسه سوم در روز پنجشنبه 28 خردادماه در حياط دانشگاه تربيت معلم برگزار شد و اختلاف چنداني وجود نداشت، جلسه چهارم نيز روز جمعه 29 خردادماه در پارك خانه هنرمندان برگزار گرديد. در تمام اين مدت در اين فكر بودم كه تحكيم وحدتي كه جايي براي تشكيل جلسات ندارد, چرا بايد اين همه در درون آن جنگها و چالشهاي فرسايشي وجود داشته باشد, واقعاً تاكنون پاسخي براي اين پرسش نيافتهام. در جلسه چهارم بحثهاي مهمي صورت گرفت و قرار شد كار دانشجويي انجام دادن و برنامه داشتن به عنوان اصل اول شورا باشد. در جهت تفاهم و توافق و تسهيل هر چه بيشتر امور قرار شد كه بيانيهها و نامههاي شوراي مركزي بعد از نوشته شدن توسط هر يك از اعضاء به وسيله من و عبدالله مومني تاييد شود, در غير اين صورت منتشر نشود. در اين جلسه همچنين مجدداً به نوشتن بيانيه شروع به كار شوراي مركزي تاكيد شد. من نيز ساده دلانه اين حرفها را باور كردم و شروع به تنظيم جلسات سخنراني و نقد كتاب و تهيه ليستي از سمينارهايي كه در طي سال تحصيلي جديد ميتواند انجام شود، نمودم. با كمك يكي از دوستان عزيزم كه مسووليت كتابخانه بعثت را بر عهده دارد, اين كتابخانه را براي برنامههاي تابستاني در نظر گرفتم. گمان ميكردم " كاركردن" و "برنامه داشتن" در تحكيم وحدت جدي است. اما اندك اندك احساس كردم خط جديدي در شوراي مركزي در حال شكلگيري است. گويي اينكه براي عدهاي اين انسجام و يكنواختي چندان خوشايند نيست و بيشتر مرد ميدان بحران و درگيري ميباشند تا كار فكري و تئوريك در كنار عمل سياسي و اجتماعي مثبت و با برنامه، خلاصه جنگ حيدري و نعمتي و كارشكني و قانون گريزي مجدداً شروع شد و اوج آن وقتي بود كه بيانيه آغاز به كار شوراي مركزي جديد بعد از 40 روز تاخير منتشر شد, بدون اينكه من در جريان آن باشم. البته من پيگيرترين عضو مجموعه براي انتشار اين بيانيه بودم و به گفته عبدالله مومني در جلسه پنجم شوراي مركزي، من هفتهاي دهها بار به ايشان زنگ ميزدم و از صدور بيانيه ميپرسيدم, اما هر بار بهانهاي ميآوردند و من خوش خيال, خوشبينانه مساله را به عدم جديت دوستان نسبت ميدادم. اما وقتي بيانيه بدون توافقات قبلي صادر شد, تازه فهميدم, آنچه دوستان گذشته از رفتارهاي خلاف اخلاق و عدم پايبندي تشكيلاتي اين جماعت ميگفتند, گزاف نيست و با من كه بيشترين همراهي با آنها را داشتهام چنين برخورد ميكنند, پس واي به حال ديگران! البته در همان تحليل اوليه دانستم كه اين اقدام استارت از هم پاشيدن اتحاديه است ولي اميدوار بودم كه اين اقدام با هماهنگي صورت نگرفته باشد و فقط يك "اتفاق" باشد, بهر تقدير با عذرخواهي و قبول اشتباه از طرف ايشان, رفع شد, اما ندانستم كه اين تازه آغاز سوءتفاهم است! عليرغم اينكه ميدانستم اصلاحيه چندان خوشايند نيست، براي حفظ و انسجام مجموعه اين اقدام را انجام دادم و بر خواست نفساني خويش غلبه كردم. اما متاسفانه دوستان از اين رفتارها تحليل بازگونه داشتند و گمان كردند ميتوانند هر خواست و نظر غلط و غير اخلاقي خود را با اتخاذ چنين روشهايي به پيش ببرند، زيرا در تحليل آنها اين ما هستيم كه به دليل آزادگي و توجه به مصالح مجموعه نهايتاً كوتاه ميآييم. البته درست فكر كرده بودند اما نميدانستند آنجا كه لازم باشد در مقابل هر نهاد و جريان درون حكومت و بيرون حكومت كه در سر سوداي فروپاشي تحكيم وحدت را داشته باشند, خواهيم ايستاد و هزينه آن را براي ايشان بسيار بالا ميبريم.
وي در بخش ديگري از اين نامه آورده است: اين دوستان در راستاي پروژهاي كه با صدور بيانيه آغاز به كار شوراي مركزي انتخاب كردند در نقطه اوج آن در جلسه پنجم شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در روز پنجشنبه 11 تيرماه كه در باشگاه انديشه كه اكنون تعطيل گشته, برگزار گرديد, در آخر جلسه مساله دبير سياسي اتحاديه را مطرح كردند, در حالي كه طبق دستور جلسه اعلام شده, بندي در اين خصوص وجود نداشت, طرح اين مساله كه از اهميت زيادي برخوردار است و ايشان به خوبي ميدانند واكنش در مقابل آن چه خواهد بود؛ بسيار مشكوك و تامل برانگيز است، به خصوص اگر به رفتار آقايان در جلسه توجه داشته باشيد كه خود را به كوچه علي چپ ميزدند و گويي كه از مساله اصلاً خبر ندارند. طرح همين مساله و اصرار براي خارج كردن آن از دستور جلسه از سوي ما و عدم تمكين دوستان, باعث شد تا ما جلسه را ترك كنيم و جلسه از رسميت بيافتد و همان جا اعلام كرديم هر بيانيهاي به غير از بيانيه در خصوص 18 تيرماه را تكذيب ميكنيم و به لحاظ تشكيلاتي نيز طبق مصوبات قبلي نميتوانستند بدون حضور و تاييد ما بيانيه يا نامه صادر كنند. حداقل اصول اخلاقي, انساني و دموكراتيك ايجاب ميكند كه به اين تعهدات پايبند باشند. اما در اين خصوص نيز چنين نكردند و آخرين ضربهها را بر پيكره لرزان اخلاق و تشكيلات در اتحاديه زدند.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت خطاب به اعضاي شوراي عمومي اين تشكل آورده است: سوگمندانه به شما هشدار ميدهم پروژهاي در درون دفتر تحكيم وحدت در حال اجراست كه نقطه نهايي آن فروپاشي و اضمحلال تنها چراغ فروزنده و پابرجا مانده براي مبارزه عليه عاملان انحطاط و سقوط ايران زمين است. اين پروژه را دريابيد و از اجراي آن جلوگيري نماييد. مبادا اسمها و كلمات پر زرق و برق شما را فريب دهد, مطمئن باشيد دشمن براي نفوذ در صفوف شما هرگز از افرادي با هيبت و مارك لباس شخصيهاي معروف استفاده نميكند بلكه با صورت و ظاهري آراسته اين اقدام را انجام ميدهد. به دوستان عزيز در شوراي مركزي نيز تذكر ميدهم كه دست از اين اقدامات اختلاف افكن و تفرقه برانگيز برداريد و به تعهدات و توافقات كه حداقل شرط اخلاق و جوانمردي است پايبند باشيد. شما ناآگاهانه گام در مسيري ميگذاريد كه خواست دشمنان آزادي و دموكراسي است. مگر شما از ما خواهش نكرديد كه در شوراي مركزي باشيم؟ مگر شما توافقنامه امضا نكرديد؟ و مگر شما .... مرتب از عدد و تعداد و دموكراسي براي ما سخن نگفتيد؟ توافق و همكاري براساس منافع و خواستهاي متقابل شرط اول دموكراسي و تعهد به آنها از ذاتيات دموكراسي است.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در پايان بار ديگر با مخاطب قرار دادن اعضاي شوراي عمومي اين تشكل ميافزايد: دوستان دانشجو و خوانندگان عزيز, اين عبارات را كه مينويسم با بغض و اندوه و ناراحتي از دغل كاري در كار تشكيلات ما ايرانيان است, باور كنيد كه تلاش كردم دروغ نگويم هر چند بنا به ملاحظاتي همه حقيقت را نگفتم و آن را به آينده حوالت ميدهم، توصيه ميكنم سخنهاي ديگر را نيز بخوانيد و بشنويد و صادقانه و منصفانه قضاوت كنيد, آگاهي شما ضامن جلوگيري از انحراف يك حركت اصيل دانشجويي است.