امروز در دو سایت پیک نت و پیک ایران بیانیه ای از زندان سیاسی اعتصابی آمده بود که مایه شگفتی بسیار شد. در این بیانیه از دو زندانی سیاسی سخن رفته بود که در کار این اعتصاب اخلال نموده و حتا "با ماموران اطلاعاتی زندان" همکاری می کنند! دست اندرکاران پیک نت و پیک ایران تیز هوشي و فراست به خرج داده و نام این دو زندانی سیاسی بسیار شناخته شده را از گزارش خود برداشته و آنرا درج نکرده اند. اهمیت این بیانیه سبب شد که نگارنده به سرچشمه نخستین خبر، که سایت "خبرگزاری جبهه دمکراتیک ایران" باشد، سری زده و بیانیه را بخوانم. این بیانیه در روز 22 تیرماه در این خبرنامه درج شده. نمی توان پذیرفت و باور کرد که زندانیان سیاسی در این زمان حساس، که در خودداری از خوردن غذا به سر می برندو هدف روشنی را نیز که همآنا برخورد با ستم رفته به خانواده پیمان پیران وباز پس دادن خانه واثاثیه آن هاست، دست به انتشار چنین بیانیه ای با چنین انشایی بزنند! زندانیان سیاسی گرامی و همه ما مردم باید بسیار هشیار باشیم. این بیانیه بسیار بسیار مشکوک است و نمی توان بدون اندیشه در باره "یک دام و فریب تازه" بر سر راه زندانیان اعتصابی، آنرا پذیرفت. ما ایرانیان با پدیده فریبکاری و فراهم نمودن دام های گوناگون بر سر راه مبارزان راه آزادی و مردم در بند، پیش از این ها به خوبی آشنا شده ایم. دام و فریبی که در مورد "فرج سرکوهی" به کار بردند تنها یک نمونه کوچک و برای یاد آوری است.
دید نگارنده در این باره از این قرار است:
1 ـ حمله ناگهانی،بی سابقه و شرم آوربه خانواده پیمان پیران، کتک زدن و دستگیرکردن پدر، بیرون ریختن اثاث خانه و مهر وموم کردن خانه خالی و آواره کردن مادراین خانواده در خیابان ها، بسیار هدفمند و برنامه ریزی شده بوده است؛
2 ـ هم زمان گماشتگان امنیتی به گونه ای در درون زندان و یا شاید از طریق زندانیانی که بی هیچ آگاهی و ناخواسته در دام و فریب برنامه های این گماشتگان گرفتار آمده اند، دست به تشویق و تحریک برای خود داری از خوردن غذا زده اند و روشن است که این ایده به جهت اعتراض به این برخورد غیر انسانی با خانواده از پیش آسیب دیده و بی پناه یک زندانی سیاسی، از سوی بسیاری (تا کنون 12 نفر) مبارزان درون زندانها(دست کم آنها که توانایی آنرا در خود می دیده اند) مورد پذیرش قرار گفته است؛
3 ـ در این میان این گماشتگان وسیله افرادی به اختلاف نظرهایی، که وجودش در بین مبارزان زندانی انکار ناپذیر است و طبیعی است، دامن زده و آنرا شاید به بحث و جدل تبدیل نموده اند تا زمینه برنامه های پس از آن و انتشار چنین بیانیه ای از زبان زندانیان اعتصابی فراهم شود.
اما پرسش های زیادی در این باره وجود دارد:
ـ چگونه ممکن است یک زندانی سیاسی با تجربه و با درایت چون وکیل شرافتمندو مبارز آقای ناصر زرافشان، حاضر شود چنین بیانیه ای را امضاء کرده و به دو تن از هم بندان شناخته شده ای که در این سال ها شریک درد ورنج یکدیگر بوده اند، به این آشکاری و با ضریب سد در سد تهمت همکاری با گماشتگان اطلاعاتی رژیم را بزند؟ اگر به اندیشه ناممکن نیز چنین چیزی درست است، آیا بر چه زمینه ای استوار است و چرا یکباره و درست در این زمان حساس چنین افشاگری انجام می شود؟ آن زندانیان سیاسی خود بهتر از هر کس می دانند که در این روزها تا چه حد به همکاری یکدیگر نیاز دارند حتا آنها که در این اعتصاب به هر دلیل شرکت نکرده اند. سرو کارما که با کودکان نیست. سخن از کسانی جون دکتر فرزاد حمیدی، دکتر ناصر زرافشان و زندانیان مقاوم دیگری چون باطبی و پیران و سعید ماسوری(حبس ابد) و دیگران در میان است . در بندی از این بیانیه آمده است که:"....[نام دو تن از زندانیان] عوامل تخریب این اعتصاب با همکاری ماموران اطلاعاتی زندان هستند." و در بندی دیگر"...[نام یک زندانی مشهور] کاملا با حفاظت زندان همکاری کرده و فعالیت در توطئه برای شکستن اعتصاب دارد، به طوری که با مقامات حفاظت زندان در ارتباط کامل است و این دو نفر به تحقیر و تمسخر اعتصابیون غذا می پردازند"
آیا این نوشته، این سبک نگارش و این چنین افشاگری درباره دو هم بند مبارز، حتا اگر اختلاف دیدگاه های شدید هم داشته باشند، کار این زندانیان مبارز، با تجربه و با دانش ما است؟
ـ دستگاه مافیای حاکم، که پی درپی در درون و برون مرز، در باره زندانیان سیاسی زیر فشار بوده است؛ در همه برنامه های گذشته اش، از شوهای تلویزیونی و اعتراف های ساختگی زیر فشار شکنجه گرفته تا نامه ها و کتاب های قلابی زندانیانی که در محکومیت و رد دیدگاه های گذشته، سازمان و یا گ!روه خود نوشته اند، تا برنامه "تواب سازی" که همه از چگونگیش خبر دارند تا.. شکست خورده است و مورد تمسخر است ودیگر نمی تواند مردم را با چنین ترفندها فریب دهد. آیا اکنون که با یکدست تر شدن دستگاه قلدری خود و با میدان دادن هر چه بیشتر به نظامیان سر سپرده و خود فروخته که موجب فشار بیشتر به مر!د م شده اند و حکومت توانسته است با برقراری حکومت نظامی ناگفته از برگزاری سالروز حمله خونین به دانشجویان، آنگونه که مردم می خواستند، جلو گیری کند، احساس قدرت بیشتر ننموده است و برنامه ریزی نکرده است که به نوعی آسیب های جدی نیز به زندانیان وارد آورد تا کار در همه زمینه ها ، آنگ0ونه که می خواهد بشود و شاید درون زندان را این بار به شیوه دیگری به هم ریخته وبا خبر سازی و وارد کردن اتهام از زبان زندانیان به بکدیگر، هم در درون زندانها ایجاد شک و تردید کند و هم ساده دلان و زور باوران در بیرون از زندانها را بفریبد وزندانیان سیاسی را بد نام کند؟
ـ پرسش بزرگتر اما در باره " جبهه دمکراتیک ایران" است. فهم کار این جبهه در انتشار ناگهانی چنین بیانیه مشکوکی برای نگارنده بسیار سخت است! آیا این جبهه در این باره آگاهی های کافی دارد؟ آیا از درستی آنچه که منتشر کرده است اطمینان دارد؟ اگر چنین است چرا خبری و سخنی از آقای طبرزدی که دبیر کل این جبهه است، نیست و ایشان در این باره هیچ سخنی نگفته است؟ آیا ایشان خبر دارد که جبهه دمکراتیک چنین نامه مشکوکی را، بدون کمترین اشاره ای به پیشینه چنین حرکتی از سوی دو زندانی مبارز، درج و انتشار داده است؟ آیا مسئولان جبهه دمکراتیک ایران به نتیجه چنین کاری، که می تواند آسیب سختی به حیثیت و شرف این دو فرد وارد کند، خوب اندیشیده اند و در آینده می توانند پاسخ گو باشند؟
ـ آخرین پرسش کنونی اما این است که آیا برای خود این جبهه نیز دامی گسترده نشده است؟ آیا برنامه ندارند که با چنین کارهای شتابزده، نسنجیده و شک بر انگیزی از سوی این جبهه، مردم باورمند به آن را دچار تردید کنند و به هرج ومرج سیاسی در بین مبارزان دامن زنند؟ آیا رهبران این جبهه سخنان این مادر دلیر(مادر پیمان پیران) را خوانده اند:
"اصلا قابل تحمل نيست. اگر مسلمانيت اينه , من اين مسلمانيت را نمي خوام , نمي خوام. ميخوام کافر باشم , نمي خوام مسلمان باشم. خبرنگار : حالا الان خبر داريد که اقاي مصطفي پيران کجا هستند الان ?
مادر پيمان پيران : نخير , اطلاعات برده با لباس شخصي ها , نمي دونم , اصلا خبر ندارم کجا بردن. به اقاي پيران هر چي گفتند بيا برو به قاضي التماس کن , گفت اثاث را بريزيد بيرون , من التماس نمي کنم. پسرم هم در زندان در حال اعتصابه , اون هم هرگز تن به وطن فروشي نمي ده. اين را خيالتون راحت باشه , ما تا اخرش مي ايستيم. اگر از اين هم بدتر کنند. اينه ديگه , ما تا زنده هستيم , زير بار ظلم اينها نمي ريم. من زير بار حرف اينها نميرم. هر چي از دهنم در امد , بهشون گفتم. هيچ ترس و وحشتي هم ندارم. از مردم خواهش مي کنم نترسند , مثل مرد و مردونه بيان جلو , نترسن..."(1)
آیا چنین شیرزنی را می توان فریفت؟
این مادر و پدر ستم کشیده و همه دیگر خانواده های زندانیان سیاسی و مردم ایران حق دارند که هر چه زودتر شرح درست و بی کم وکاست این رویداد را از زبان رهبران جبهه دمکراتیک ایران بشنوند.
زیر نویس:
1 ـ پیک ایران، 16 تیرماه 1383