چهارشنبه 31 تیر 1383

سه گزارش عبرت آميز، دكتر كاظم وديعي، شهروند

تحقيقات روانكاوي سربازان امريكايي در عراق
اشتباه محاسبات امريكا در خاورميانه
ابهامات در امر سلاح هاي هسته اي اسرائيل

حسن دموكراسي در آن است كه در هر حال و در هر واقعه حقيقت امر بر مردم روشن ميشود. بعد از جنگ ويتنام به مدت بيست سال بعض دستگاهها مانع آن شدند تا محققان پزشكي مطالعاتي بر احوال آنها كه در ويتنام جنگيده بودند، انجام دهند. اين ممانعت ها خوشايند نبود و بي فايده ماند. پس جامعه دموكرات آمريكا آن را مردود دانست.
اين بار در جنگ با عراق محققان اجازه يافتند تا اثر جنگ را بر سربازان آمريكايي بررسي كنند و اين بر شأن مقامات نظامي آمريكا افزود. مجله پزشكي نيوانگلند در شماره اول جولاي 2004 گزارشي از اين مطالعات دارد كه براساس آن از هر شش نفر رزمنده آمريكايي در عراق يك نفر به تحقيق دچار اغتشاش رواني است و در معرض از دست دادن سلامت ذهن خويش است. دكتر Charles W.Hoge رئيس بخش روانكاوي و علوم رفتاري در موسسه تحقيقات نظامي، شش هزار رزمنده را از نيروهاي نظامي (زميني و دريايي) مورد مطالعه و پرسشگري قرار داده و نيز عده اي از لشكر 82 هوابرد و لشكر 3 توپخانه ــ كه همگي هنوز هم در عراق و افغانستان خدمت ميكنند ــ جزو آنها هستند.
بدون ترديد محققان متخصص وابسته به ارتش آمريكا مسئول روشهاي تحقيقي خويش اند. گزارش ميگويد كه محققان 2530 رزمنده را به وقت عزيمت به عراق و 3671 رزمنده را كمي بعد از بازگشت از عراق مورد پرسشگري قرار داده اند.
حاصل مطالعه اين است كه سربازان دچار افسردگي هاي عميق اند و آنها كه در عراق جنگيده اند به نسبت آنها كه در افغانستان جنگيده اند رنج بيشتر برده اند. و طبعا آنها كه با زد و خوردها سروكار داشته اند و شاهد صحنه هاي سخت بوده اند رنجورترند. اين افسردگيها و سپس اضطراب، آنها را آسيب پذير كرده است و خطر دوردست اختلالات حتمي است.
همچنين در اين گزارش آمده است كه ماهيت جنگ در عراق از اهميت و نحوه جنگ در افغانستان بسيار متفاوت است. يعني كه در عراق شدت عمل بسيار بالاست. از شگفتي ها آنكه اين آسيب ديدگان رواني مايل نيستند تحت درمان لازم قرار گيرند زيرا ميترسند شغل خود را از دست بدهند. گزارش تحقيقاتي باز متذكر ميشود كه اين عوارض رواني ظرف دو سال افزايش فاحش پيدا خواهد كرد، بخصوص اگر رزمندگان به كار خود ادامه دهند.

در اين گزارش طبعا جز جنبه هاي پزشكي مورد‌ اعتنا نبوده است. ولي اگر از لحاظ اجتماعي به قضيه بنگريم خواهيم ديد كه افسردگي ها، نگراني ها، و يأس و اغتشاشات رواني ريشه اي نيز در نگراني هاي معاشي و بيكاري دارد اما از آن مهمتر سربازان آمريكايي كه به عنوان رهايي بخش به عراق رفتند به لقب اشغالگر مفتخر يا متهم شدند. اين دو عامل "روحيه" را از رزمنده ميگيرد و او را نخست نگران و ضعيف و سپس حقير و سرخورده ميدارد.
آمريكا در اين جنگ پيروزي را به بركت سلاحهاي پيشرفته خود پيش خور كرد و نيز يقين كرده بود كه مورد‌ استقبال عراقيان قرار خواهد گرفت. هيچكدام از اين دو پيش خور كردنها به جا نبود، پس به اشغال سهمگين متوسل شد. و بعد از نايافتن سلاحهاي مخرب و جا نيفتادن دموكراسي، آمريكا عملا دچار شكست شده است. تلخ است. ولي واقعيت دارد. و كتاب يكي از مقامات عالي CIA نيز بر همين امر دلالت دارد (رجوع كنيد به گزارش آقاي Walter Pincus عضو هيات تحريريه واشنگتن پست در شماره 26 جون 2004)
آمريكا خاورميانه را نميشناسد و اين جهل بر احوال ملل و فرهنگ و تمدن و اديان چند و چندين هزار ساله، موجب شده كه ارزش ها و باورهاي مردم اين سرزمين را در محاسبات خود جاي ندهد. اين بي خبري و تنگ بيني به حدي است كه گاهي يك كشور و يك ملت تاريخي را در وجود يك حاكم يا رئيس كشور خلاصه ميكنند و مثلا عراق را برابر صدام و ايران را مساوي يك آيت الله و سوريه را برابر يك حافظ اسد يا مصر را مساوي يك ناصر يا عربستان را در وجود يك پرنس سعودي مييابند. آنها زيان اين طرز نگاه را نميسنجند، نميدانند كه در اين جوامع مردم به دلايل تاريخي تحمل يك ظالم خودي را بر وجود يك بيگانه اشغالگر يا دخالت گر ترجيح ميدهند. اين طرز نگاه آمريكا را در ويتنام و سراسر خاورميانه متضرر كرده است. چه سود از اين دخالتهاي نسنجيده كه بعد صرف آن همه مال و جان و وقت، در به همان پاشنه بچرخد.
تحليلگران عاليمقام امريكا در همان گزارش كه فوقا اشاره شد صريحا ميگويند كه داوريها و ارزيابي هاي امريكا در باب مسلمانان به جا نبوده است. آنها ميگويند جنگ عليه عراق از لحاظ اشتباهات مقدماتي يادآور اشتباه امريكاييان در 1846 به هنگام اقدام به جنگ عليه مكزيك است. در جنگ و اختلافات امريكا با جهان مسلمان پيوسته گرايش بر اين است كه هر مقاومتي به حساب تروريسم نهاده شود. مسلما از اين بابت سياست خارجي امريكا تحت تاثير مستقيم و غيرمستقيم سياست يك سويه اسرائيل است. اين است كه گاهي جان هزاران نفر را به خطر مي اندازند تا يكي دو تروريست را دستگير يا نابود كنند. حقايق اشتباهات امريكا را از زبان خود امريكاييان شنيدن، مزه دارد.
گزارش و كتاب اين صاحب مقام در CIA (همان منبع) هر چند با اسم مستعار منتشر شده است باز خود نشان دهنده وجود نوعي دموكراسي است كه به هر حال حقايق را كشف كرده و به اطلاع همگان ميرساند.
اينك كه اين اميد بجاست كه به هر حال آفتاب زير حصير پنهان نميشود و حق برملا خواهد شد فرصتي است كه رقيب انتخاباتي آقاي بوش تدابيري تازه انديشد. يعني علنا از سياست فعلي، خود را بر حذر بدارد. اگر جز اين شود به اين نتيجه ميرسيم كه امريكا يك قدرت كور است كه ميل وافر به توسعه يابي دارد و هر بار زخمي خويش است. در اين صورت اين سئوال پيش مي آيد كه نجات او در وجود دموكراسي اين كشور است. شاهد مثال همين رسانه هايند كه با وجودي كه وجودشان وابسته به سود آني است مجبور به رسانيدن حقايق امر هم هستند. گزارش طبي محققان در باب سربازان رزمنده در عراق و گزارش آن عاليمقام عضو CIAنشانه دموكراسي مبتني بر آزادي بيان است. پس دروغ چرا؟
سومين مثال در باب حقايق امر در خاورميانه نيز قضيه گزارش آقاي البرادعي است و ابهاماتي كه در امر سلاح هاي هسته اي اسرائيل كشف ميكند. ايشان كه نقش مهمي به عنوان مديرعامل آژانس بين المللي انرژي اتمي دارد مدتي نسبتا مديد صنايع اتمي ايران را مطالعه و افشا كرد و هنوز هم معتقد است كه ايران همه حقايق را نميگويد و پنهانكاري ها دارد، اما اخيرا همين بزرگوار سفري به اسرائيل كرده تا مقامات اين كشور را در باب اظهارات آقاي Mordehai Vanunu مورد سئوال قرار دهد. اين شخص كه به خبرچين صنايع اتمي اسرائيل معروف است در اين كشور دمكرات 18 سال زندان كشيد و اينك هم از مصاحبه با خودي و غيرخودي منع شده و در يك معبد در جنوب شرق اسرائيل مسكن گزيده است حرفها دارد در باب مركز اتمي ديمونا كه آقاي البرادعي به ديدن آن ميرود تا ابهامات را كشف كند. و نخست وزير اسرائيل كه اريل شارون سازنده ديوارهاي مابين فلسطين و اسرائيل با دستپاچگي ميگويد خيال ندارد در مركز اتمي را بر روي كسي بگشايد يا از آن مركز توضيحي به كسي دهد. باري اسرائيل عضو آژانس جهاني انرژي اتمي است و معهذا در اين باب هرگز گزارشي به آن آژانس جهاني نداده است. پس كشمكشي است بين اين دولت و رقابتش در پنهانكاري با ايران و پاكستان و غيره. درگذشته به عهد شاه ايران حرف ايران اين بود كه منطقه خاورميانه بايد غيراتمي باشد و بي طرف در اين مقوله و قراردادي هست كه همه كشورهاي منطقه امضا كرده اند جز كشور اسرائيل. البرادعي امروز ميگويد اين نميشود و بايد كه منطقه از اين خطر رهانده و پاك شود. اسرائيل ميگويد كه موافق اين امر است ولي اول بايد‌ كه صلح تامين شود. اينك همه در تلاش اند تا گرد ميزي بنشينند و اين صلح را پذيرا شوند. البرادعي از باب سياست يك بام و دو هواي آژانس جهاني نيروي اتمي مورد سرزنش كشورهاي مسلمان است.
ملاحظه ميفرماييد سالهاي دراز اسرائيل معاف از بازرسي است، زيرا آمريكا پشت سر اوست. حالا كه زور آمريكا به جهان مسلمان نميرسد و نيز آمريكا به صلح در خاورميانه نياز فوتي و فوري نفتي دارد‌ اسرائيل در پرتو افشاگري البرادعي قرار ميگيرد و حق و حقوق آقاي وانونو كه هيجده سال زندان كشيده پايمال ميشود.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در اين مورد نيز ميبينيم كه آزادي بيان منتهي به كتاب و گزارشهاي وانونو و مقاومت ملل عرب و مسلمان منتهي به آن ميشود كه اسرائيل و آمريكا دست از سياست تهديدات اتمي در خاورميانه بردارند. يعني كه به سياست انصراف عمل در توسل به نيروي اتمي برسند. و براي اول بار نقص كار سازمان جهاني نيروي اتمي كه ايران به بهانه آن كار بازرسي را مكررا عقب انداخته است، برملا شود. و برسيم به اينكه ايران بمب اتمي ندارد و نميتواند داشته باشد و روسيه ايران را با اشاره آمريكا مهار ميكند و اسرائيل به صلح و امنيت و همزيستي با فلسطين روي ميكند؛ با شارون يا بي شارون.
يك خاورميانه امن رها از تهديدات اتمي و دخالتهاي بيگانه و سروري اسرائيل ــ آمريكا، حتما و قطعا شدني است و به سود همه. اين سه گزارش مايه عبرت سياسي اند.

در همين زمينه:

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/10241

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سه گزارش عبرت آميز، دكتر كاظم وديعي، شهروند' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016