دوشنبه 12 مرداد 1383

آخرين نحست وزير و دو اردوگاه، تحليلي از بازتاب هاي طرح نامزدي ميرحسين موسوي، نرگس ابراهيمي، شرق

نرگس ابراهيمى:دوم خرداد سال ۱۳۷۶، تجربه تلخ و گرانبارى براى محافظه كاران بود، تجربه اى كه سال ها وقت، نيرو و بسيارى از داشته هاى آنها را صرف خود كرد تا جناح پيروز در انتخابات سال ۷۶ نتواند پيروزى خود را نهادينه كرده و قدرت كامل را تصاحب كند.

هزينه هاى اجراى اين استراتژى طى هشت سال گذشته، محافظه كاران را به اين جمع بندى رساند كه نگذارند آن تجربه دوباره برايشان تكرار شود.

تلاش آنها در هشت سال گذشته منجر به كسب قدرت در شوراها و مجلس هفتم شد. نحوه برگزارى انتخابات مجلس هفتم عزم آنها بر جلوگيرى از تكرار آن تجربه تلخ را جزم شده نشان داد. چند هفته سروصداى اصلاح طلبان عليه انتخابات مجلس هفتم بلند شد. ولى اكنون مجلس در دست محافظه كاران است. بعيد است كه جناح محافظه كار در اين استراتژى تعيين شده خود براى انتخابات رياست جمهورى تغييرى ايجاد كند، بى ترديد آنها در آخرين مرحله از هيچ كوششى فروگذار نخواهند كرد.

چند روزى است كه بحث حضور ميرحسين موسوى نخست وزير دولت جمهورى اسلامى در ابتداى انقلاب به عنوان كانديداى اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى آينده مطرح است. حضور ميرحسين موسوى مى تواند نقطه اميدى براى اصلاح طلبان در گردآورى آنها حول يك كانديداى مشترك و تجربه اى دوباره در به دست گيرى قدرت باشد، در صورتى كه ميرحسين موسوى بپذيرد وارد صحنه رقابت هاى سياسى شود اين اميد وجود دارد كه او حتى با حداقل آرايى كه كسب مى كند يك بار ديگر طعم پيروزى را به اصلاح طلبان بچشاند.

ميرحسين موسوى به خوبى مى داند كه نمى تواند انتظارى شبيه دوم خرداد سال ۷۶ و راى بالاى سيدمحمد خاتمى داشته باشد. با تجربه ۸ سال حضور خاتمى در صحنه قدرت و انفعال سياسى كه در بخش وسيعى از مردم ايجاد شده بعيد است كه دوباره بتوان انگيزه هاى دوم خرداد را در مردم زنده كرد. مردم طى ۸ سال گذشته به تجربه دريافته اند كه ديگر به راحتى به شعارها و برنامه ها دل خوش نكنند.

آنها رابطه بين معادلات قدرت و اجراى برنامه ها را شناخته اند. و اما آنچه كه در مورد ميرحسين موسوى مى توان گفت اين است كه او سال ها از صحنه سياسى دور بوده است، كنار كشيدن هاى اوليه وى تصميمى شخصى بوده است اما در سال هاى اخير هر بار كه از او دعوت شده تا به صحنه بازگردد، محافظه كاران تلاش كرده اند تا او را از چنين تصميمى منصرف سازند و هر بار نيز موفق شده اند تا كماكان موسوى را در كنار صحنه نگه دارند.

اكنون يك بار ديگر اصلاح طلبان در تلاش راضى كردن او براى ورود به صحنه سياسى هستند. بى ترديد اين بار نيز محافظه كاران تلاش خود را مى كنند تا موسوى تصميم گذشته خود را تغيير ندهد به ويژه آنكه شرايط اصلاح طلبان اكنون نسبت به ۸ سال گذشته در وضعيت مساعد و مناسب ترى قرار ندارد. اگر مهندس موسوى بخواهد به يارى دوستانش بشتابد و اين بار برخلاف گذشته، مصمم به حضور در صحنه رقابت شود، آن وقت نوبت كسانى مى شود تا برنامه هاى خود را براى مقابله با اين رقيب قدرتمند پياده كنند.

در صورتى كه منع مهندس موسوى از پاى گذاشتن در ميدان رقابت نتيجه ندهد، مهم ترين برگ برنده اى كه مخالفان در دست دارند احتمال ردصلاحيت مهندس موسوى است، اگرچه هزينه رد صلاحيت مهندس موسوى براى آنها بسيار سنگين است. اما به نظر مى رسد مطمئن ترين و سهل الوصول ترين اهرم آنها ، رد صلاحيت مهندس موسوى است، كارى كه اگرچه به دليل دور بودن موسوى از صحنه سياسى و نداشتن موضع گيرى هاى روز، بسيار دشوار مى نمايد اما آنها نشان داده اند كه اين گونه راه هاى دشوار را به آسانى طى مى كنند. با كاهش شديد تريبون هاى اصلاح طلبان و مردمى كه حساسيت هاى سياسى خود را حداقل در ظاهر از دست داده اند، عبور از اين راه كار چندان دشوار به نظر نمى رسد.

آنها حساب مى كنند كه اگر بخواهند از اين اهرم اوليه استفاده نكنند بايد در ادامه راه هزينه هاى بيشترى پرداخت كنند، جمع شدن اصلاح طلبان پشت سر مهندس موسوى، وحدت دوباره جبهه اصلاحات، تلاش آنها براى ترغيب مردم به شركت در انتخابات و دادن راى به مهندس موسوى و از همه بدتر تكرار تجربه دوم خرداد سال ۱۳۷۶، موضوعى است كه نبايد تكرار شود. و اما در جبهه اصلاحات، حساسيت هاى سياسى جناح محافظه كار شناخته شده است و آنها هم مى دانند كه اين جناح چه دغدغه هايى براى كسب قدرت و تكميل حلقه آن در انتخابات رياست جمهورى دارد و بر اين نكته نيز واقفند كه ابزارهاى قدرت رقيب، بسيار تيزتر و كارى تر از آن است كه اصلاح طلبان قادر باشند آنها را از دست يازيدن به اين ابزارها جهت حفظ قدرت بازدارند.

لذا اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى در زمينى به بازى سياسى با رقيب مى پردازند كه يك سر آن حداقل ايجاد هزينه هاى سياسى براى رقباى محافظه كار و سر ديگر آن پيروزى حداكثرى بر رقيب است. جناح اصلاح طلب سعى مى كند شرايطى فراهم كند كه جناح مقابل يا نتواند از ابزار قدرت خود به ويژه رد صلاحيت كانديداهاى اصلاح طلب استفاده كند و يا اگر از اين ابزارها استفاده كرد بيشترين هزينه ممكن را بپردازد. در اين استراتژى مهندس ميرحسين موسوى بهترين و كامل ترين گزينه و برگ برنده براى اصلاح طلبان است.

او داراى جايگاه مثبت در ذهن نسل اول انقلاب و حتى در بين سنتى هاى محافظه كار است. پشتيبانى هاى بى دريغ امام از وى سابقه مثبتى را در اذهان توده هاى نزديك به جناح محافظه كار نيز ايجاد كرده است. ميرحسين موسوى طى سال ها دورى از صحنه سياست، پرونده اى سفيد و بدون بهانه براى خود ساخته كه كنار گذاشتنش را با مشكل مواجه مى كند. محافظه كاران اگر قصد حذف او را داشته باشند علاوه بر پرداخت هزينه سنگين سياسى در ميان مخالفان، نزد هواداران خود نيز با مشكل مواجه خواهند شد و لذا از ميان تمام گزينه هاى مطرح جبهه اصلاح طلبان براى انتخابات رياست جمهورى، هزينه حذف ميرحسين موسوى بسيار سنگين تر است، در صورت رد صلاحيت موسوى، اصلاح طلبان به حداقل خواسته خود يعنى ايجاد هزينه سياسى براى جناح رقيب دست مى يابند.

در شق دوم اگر اصلاح طلبان بتوانند ميرحسين موسوى را از سد نظارت بگذرانند، دستيابى به پيروزى براى آنها چندان دشوار نخواهد بود. زيرا در صورت حضور حداقل ۵۰ درصد مردم در پاى صندوق هاى راى، حداقل ۳۰ درصد آرا به ميرحسين موسوى تعلق خواهد گرفت. اين معادله مى تواند در مورد كمتر از اين تعداد شركت كننده نيز رخ دهد. تنها درصورتى ميرحسين موسوى شكست خورده از صحنه انتخابات كنار مى رود كه تنها شركت كنندگان در انتخابات، پايگاه سنتى محافظه كاران و آراى تشكيلاتى آنها باشد كه بسيار بعيد است.

ممكن است محافظه كاران شق هاى ديگرى را نيز در نظر داشته باشند، مثلاً مهندس موسوى را رد صلاحيت نكنند ولى راه هاى رسيدن او به پيروزى را سد نمايند. ايجاد مانع براى انجام تبليغات گسترده، به وجود آوردن وضعيتى كه اصلاح طلبان نتوانند فرصت حضور در رقابت ها را پيدا كنند و يا محدود كردن ابزارهاى فعاليت آنها كه براى جلب نظر افكار عمومى به كار مى گيرند نظير ايجاد مشكل براى ستادهاى انتخاباتى، مطبوعات، برنامه هاى سخنرانى و... رقيب را از صحنه سياسى خارج كنند كه اين راه ها نيز هزينه هاى سياسى خاص خود را براى محافظه كاران خواهد داشت و ممكن است منتج به نتيجه نيز نشود.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

يكى از دلايل عمده اصرار اصلاح طلبان به حضور در انتخابات، با وجود آگاهى از نحوه برخورد محافظه كاران در استفاده از اهرم هاى قدرت براى راندن آنها از صحنه و دلسردى و بى اعتمادى مردم نسبت به قدرت اصلاح طلبان براى انجام شعارها و برنامه هاى خود، ايجاد زمينه و شرايطى است كه اولاً محافظه كاران به راحتى نتوانند قدرت را به قبضه خود درآورند و ثانياً در صحنه رقابت، رقيب خود را بيش از پيش به مردم شناسانده و پايگاه مردمى و اجتماعى آنها را هرچه بيشتر كاهش دهند.

اصلاح طلبان بر اين باورند كه جلوگيرى از يكدستى قدرت، فرصتى براى نفس كشيدن نيروهاى سياسى را فراهم مى آورد، حتى اگر چنين فرصتى در كوتاه مدت باشد. اصلاح طلبان فعلاً به انتخابات رياست جمهورى و نحوه رقابت با رقيب فكر مى كنند. اينكه ميرحسين موسوى در صورت پيروزى و گذر از مرحله دشوار انتخابات مى تواند برنامه هاى اصلاح طلبان را به پيش ببرد يا خير؟ موضوعى است كه بايد در وقت خود مورد بررسى قرار گيرد.

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/10576

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آخرين نحست وزير و دو اردوگاه، تحليلي از بازتاب هاي طرح نامزدي ميرحسين موسوي، نرگس ابراهيمي، شرق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016