« عليرضا رجايي» از فعالان ملي-مذهبي، در تحليل فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات رياست جمهوري گفت: «عليرغم نااميدي عقلاي جريان راست از حركت و مهار افراطيون اين طيف، به نظر نميرسد كه آنان بتوانند با جرياني كه به رغم آنها اصلاحطلب ميانهرو هستند، در خصوص يك كانديدا كه به چپ گرايش دارد، به توافق برسند.»
وي روز دوشنبه 12 مردادماه در گفتوگو با خبرگزاري ايسنا با اشاره به تجربه دو دوره رياستجمهوري خاتمي و ارايه لايحه تبيين اختيارات رييسجمهوري از سوي وي به عنوان «مجري منويات و روح قانون» و عدم پذيرش آن از سوي شوراي نگهبان، يادآور شد: «كساني كه قصد كانديداتوري در انتخابات رياستجمهوري را دارند، بايد پيشاپيش متوجه تنگناهاي پيشرو باشند، بهويژه آن كه تجربه چند سال اخير حاكي از آن است كه برخي از نهادها و دستگاهها از توان و اختيار لازم براي ممانعت از اجراي برنامههاي رييسجمهور برخوردارند.»
به اعتقاد رجايي، موانعي همچون موانع موجود در قبال لوايح رييسجمهور، در همان جرياني ريشه دارد كه در برخي بحرانهاي سالهاي اخير خود را نمايان كرد.
اين كارشناس علوم سياسي با اشاره به يكي از سخنرانيهاي رييسجمهوري كه در آن علت بروز فاجعه 18 تير را «پيگيري مجدانه قتلهاي زنجيرهاي» دانسته بود، گفت: «اين سخنان رييسجمهور از فعاليت مركزي حاكي است كه حدود و ثغور و اختيارات آن براي مردم مشخص نيست و خاتمي نيز پس از آن سخنراني هيچ توضيحي نسبت به آن و اين كه چرا به تعبير خود هر نه روز با يك بحران مواجه شده است نداد، چنانچه تا كنون نيز مشخص نشده است كه اين بحران با اتكا به چه قدرت، اهرم و مديريتي، برنامهريزي شده است؟»
وي با بيان اين كه «هستهاي كه در جريان اين بحرانها ضربه خورده است، به شكل سازماندهي شدهاي از تحقق برنامههاي خاتمي ممانعت به عمل آورده است»، گفت: «اگرچه جريانهاي سياسي به حل و يا عبور از موانع يادشده اميدي ندارند، ولي قصد دارند تا چنانچه كانديدايشان از صافي شوراي نگهبان بگذرد، در انتخابات حضور يابند، رخوت ايجاد شده در عرصه سياسي كشور را كنار بزنند و روحي فعال و اميدوار در جامعه بدمند، زيرا به اين ترتيب آنها نشان خواهند داد كه نيروهاي حامل دموكراسي و اصلاحات فعال و درصدد تدوين برنامههايي براي اثرگذاري در صحنه سياسياند.»
عليرضا رجايي، حضور «ميرحسين موسوي» در انتخابات را به معناي «اعاده و استقرار حركت اصلاحطلبي» دانست و گفت: «چناچه اصلاحطلبان بتوانند بار ديگر با آراي غافلگيركننده، به پيروزي برسند، به آراي ماخوذ در جامعه اتكا خواهند كرد و با انجام مانورهاي سياسي و اجتماعي به فعال كردن قدرت رايدهندهها ميپردازند و قدرت جريان مقابل را تضعيف ميكنند.»