سه شنبه 13 مرداد 1383

جاي خالي احزاب، مرتضی کاظميان

تحولات و وقايع معطوف به انتخابات رياست جمهوری ۸۴ شتابی روزافزون گرفته است. مستقل از آنچه در اردوگاه محافظه کاران در حال تکوين و وقوع است، مطرح شدن «ميرحسين موسوی» به مثابه نامزد مورد اجماع قريب به اتفاق طيف های جبهه دوم خرداد، مقوله ای شايسته توجه ويژه است.صرفنظر از پذيرش يا عدم قبول نامزدی و دعوت مزبور توسط ميرحسين موسوی، و بی آنکه بخواهيم در اين مختصر، پيامدها و نتايج حضور آخرين نخست وزير جمهوری اسلامی را در انتخابات رياست جمهوری آتی، مورد تحليل قرار دهيم، نکته قابل تامل، درخواست مهم ترين جمعيت ها و سازمان های سياسی جبهه دوم خرداد از يک «چهره غيرحزبی» برای نامزدی در انتخابات ۸۴ است.ميرحسين موسوی، عضو هيچ حزب و جمعيت سياسی نيست.

او چهره ای سياسی است که در سال های اخير، هر جا که مصلحت ديده و لازم، ديدگاه شخصی خود را ابراز نموده است؛ آنچنان که پاره ای نقطه نظرات خود را عريان و تبيين نکرده است (از آن جمله است، آرای اقتصادی او، که مرزبندی ديدگاه های جديدش با آنچه که در دوران جنگ _ شايد به جبر موقعيت _ پی گرفته و انجام می داد، چندان معلوم و شفاف نيست.)اينک، مجمع روحانيون مبارز، پيشگام دعوت از ميرحسين موسوی می شود و به دنبال آن، جبهه مشارکت ايران اسلامی، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و حتی طيف هايی از کارگزاران سازندگی، نامزدی او را برای انتخابات ۸۴ پی گرفته اند.

در چند سال اخير (پس از دوم خرداد) همواره عادت داشته ايم که در مقام تحليل تحولات سياسی، «مخالفان اصلاحات» را به مثابه مقصر اصلی عدم پيشرفت دموکراتيزاسيون، مورد نقد و انتقاد قرار دهيم و آنان را به عنوان عامل اصلی در برون شد کشور از وضع نه چندان رضايتبخش موجود، معرفی کنيم. اما آيا نيم نگاهی هم به «خود» (جبهه اصلاحات) داشته ايم؟شناخته شده ترين و مشهورترين جمعيت ها و احزاب سياسی جبهه دوم خرداد، چند ماه مانده به آغاز رقابت های انتخاباتی، از معرفی نامزدی که عضو سازمان شان باشد، عاجزند و دست به دامان چهره ای شده اند که احتمالاً _ و تا حدودی _ با اقبال برخی لايه های اجتماعی موافق تحول، روبه رو خواهد شد.

آيا بخش قابل توجهی از عدم پيشرفت و تعميق اصلاحات، متوجه جمعيت های سياسی جبهه دوم خرداد نيست؟وقتی سازمان و احزاب سياسی ما، اينچنين فقر و يا ضعف تشکيلاتی و توان خويش را برای معرفی و تبليغ يک نامزد رياست جمهوری، عريان می سازند، چه توقعی از مردم داريم که به حمايتی جدی و همراهی همه جانبه از ما، اقدام نمايند؟

اگر بپذيريم که حزب سياسی، سازمانی است که هدفش دستيابی به تسلط مشروع بر حکومت _ از طريق فرآيند انتخاباتی _ است، و چنانچه با اين تعريف همراه شويم که احزاب سياسی، عامل نزديک کردن و تلفيق خرد گرايش های فردی و اجتماعی، در قالب دکترين ها و نظام های انديشه ای و برنامه های کم وبيش منسجمی هستند که رقابت های سياسی و انتخاباتی را از شکل فردی و سطحی خارج می کنند و شهروندان را بر اساس اصول مورد قبول گردهم می آورند و متشکل می سازند، در آن صورت، آيا ضعف احزاب يا جمعيت های سياسی مدعی فعاليت حزبی در ايران، يکی از عوامل و علل مهم در وضع قابل نقد کنونی کشور _ واصلاحات _ نيست؟ با تعريف فوق، منطقی به نظر می رسد که شهروندان، به برنامه های يک حزب _ و آنگاه نامزد پيشنهادی اش _ رای دهند؛ به ويژه در انتخابات رياست جمهوری که فرد برگزيده بايد تيمی کارا و توانمند را همراه برنامه خويش معرفی کند.

هنگامی که مشهورترين جمعيت های سياسی کشور، از معرفی و پيگيری پيروزی نامزد مورد حمايت خويش _ به پشتوانه ديدگاه ها و برنامه ها و توان مادی و انسانی حزب _ ناتوانند، و يا ناتوان نشان می دهند، و برعکس، همه توش و توان خود را برای يک «شخصيت مستقل» بسيج می نمايند، چه توقعی از شهروندان _ به ويژه طيف های آگاه تر و سياسی تر، نظير: فعالان سياسی، اهل قلم و مطبوعات، استادان، معلمان و دانشجويان _ دارند که به ياری همه جانبه اين جمعيت ها و مشارکت سياسی برخيزند؟ اين مختصر، در مقام تحليل احتمال رد نامزدهای وابسته به جبهه دوم خرداد نيست (چيزی که به نظر «قطعی» است.)

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

همه سخن اين است که جمعيت های سياسی مدعی حضور در ساخت قدرت و شرکت در رقابت های انتخاباتی، بايد از چنان توان انسانی و مادی برخوردار باشند که به معرفی نامزد خاص اقدام نمايند (صد البته، در گام نخست) تائيد يا رد صلاحيت نامزد مورد حمايت، خود در چارچوب يک استراتژی حزبی، رفتارها و راهکارهای ديگری را _ متناسب با شرايط _ برمی تابد و مورد توجه قرار می دهد (از آن جمله است، حمايت از يک نامزد ديگر.) اينکه احزاب و جمعيت های سياسی جبهه دوم خرداد، هفته ها مانده به کليد خوردن انتخابات ۸۴، همه تخم مرغ های خود را به يک رنگ درآورده و در يک سبد (معرفی او) قرار داده اند، چندان نسبتی با کار سياسی تشکيلاتی به ويژه در کادر يک حزب سياسی ندارد.

به نظر می رسد که آثار و نتايج نه چندان مطلوب چنين رفتارها و کنش های سياسی، مستقيم يا غيرمستقيم موجب عدم تعميق و رشد دموکراتيزاسيون در ايران خواهد شد و قوام و گسترش جنبش های اجتماعی دموکراسی طلب و آزاديخواه را به تعويق خواهد انداخت.

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/10638

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'جاي خالي احزاب، مرتضی کاظميان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016