پايين تر از اوين، مكانى است كه اگر چه تا ديروز، محل عرضه اقتصاد و فرهنگ بود اما امروز موقعيتى براى نمايش قدرت است؛ موقعيتى كه تمركز و تراكم انرژى هاى دو جبهه را در خود گرد آورده است: دولت اصلاحات و رقيبان آن. محوطه نمايشگاه دائمى تهران، اكنون وضعيتى يافته است كه به رسم اهل جنگ مى توان مختصات جغرافيايى اش را با كلمه «موقعيت» تعريف كنيم. بر اين اساس است كه مديران شهرى با اعزام نيروهاى خود به اين موقعيت، آرايش جنگى مى گيرند و در مقام تعطيل و توقف آن بر مى آيند. بيراه نيست كه اكنون متاع و محصولى را كه در نمايشگاه عرضه مى شود، از جنس فرهنگ و اقتصاد ندانيم بلكه از زمره قدرت نمايى و هماوردطلبى به شمار آوريم.نمايشگاه اكنون، نمايش قدرت سياسى يك جناح است نه عرضه ثروت ملى كشور؛ آوردگاه فزونخواهى يك جريان است نه ميعادگاه توليدگران و اصحاب اقتصاد.
گفته اند برپايى و برگزارى نمايشگاه در محل فعلى آفات و آسيب هاى متعددى در پى دارد: آمد و رفت روان را محدود مى كند، مضرات زيست محيطى مى آفريند و ساكنان مناطق پيرامونى را مى آزارد. آسيب هايى از اين دست، زمينه زندگى سالم شهرى را بى گمان مخدوش مى كند.
از فرط بداهت، گفتن ندارد كه بر عهده هر دولتى فريضه است كه از مشقات زندگى شهرى بكاهد و از اتلاف عمر و انرژى شهروندانش پيشگيرى كند. بهبود زندگى شهرى، اما هم اينك براى مديران و متوليان امور شهرى ما تنها و تنها مشروط به يك شرط است: تعطيلى نمايشگاه تهران! گويى ترافيك و اقتصاد ملى آنقدر تزاحم دارند كه جز با تعطيل نماد توليد ملى، امكان گره گشايى از مشكلات شهرى وجود ندارد. غافل ازآنكه هم ترافيك محصول جهان جديد است و هم اقتصاد مدرن، فرزند روزگار تجدد به شمار مى آيد. فرزندان دنياى نو هر عيب و ايرادى داشته باشند دست كم اين حسن و مزيت را دارند كه خود را ملزم و مكلف مى كنند تا همنوا با ساير برادران پيكره واحدى را بسازند. اگر اقتصاد مدرن اقتضا مى كند كه توليدات هر كشور در معرض نگاه و نظر توليدگران ساير كشورها قرار گيرد، مديريت مدرن شهرى نيز ايجاب مى كند كه ملزومات اين فرآيند مهيا شود. اقبال به آداب زندگى در جهان نو در گرو آن است كه نه خدشه اى در وجهه جهانى و بين المللى اقتصاد پديد آيد و نه خللى در آمد و رفت روان شهرى بروز كند و نه تنگناى زيست محيطى، زندگى شهروندان را به تهديد بگيرد. مديريت شهرى منطقاً مجاز نيست كه ميان فرزندان جهان جديد، تمايز و تبعيض قائل شود: اقتصاد ملى و بين المللى كشور را به مخاطره بيندازد تا ترافيك، ترميم شود. اگر شهرياران امور شهرى به سيره و سنتى كه مديريت مدرن مبلغ آن است گردن بگذارند، دستشان به هيچ اقدام و تصميمى كه اقتصاد بين المللى كشور را مخدوش و متزلزل كند، بازنخواهد شد. وانگهى، از مديرانى كه براى هر معضل و مشكل ملى، راهكار و رهيافتى بديع و بى سابقه در آستين دارند و با تخصيص يارانه به ميوه، اعطاى وام به زوج هاى جوان، كمك مالى به هيأت هاى مذهبى و ... اكسير باطل السحر مشكلات را آفتابى مى كنند، پذيرفتنى نيست كه عجزشان از حل معضل ترافيك يك منطقه تا آنجا باشد كه به تعطيلى اصل ماجرا اقدام كنند. اين نكته هر چه باشد، آبادگرى نيست. هنوز هيچ كس ثابت نكرده است كه سزاوارترين محلى كه تعطيل آن، ترافيك را روان مى كند، نمايشگاه بين المللى است. هنوز كسى پاسخ نگفته است كه چنانچه يگانه راهكار رفع ترافيك، «تعطيل كردن» است، آيا اولويت با مكانى است كه حلقه ربط و محور وصل اقتصاد ايران با اقتصاد بين الملل است يا مى توان نخست به سراغ ساير كانون ها و نهادهايى رفت كه حضور و فعاليت شان، سهم شايانى در ترافيك شهر دارد.
تعطيلى نمايشگاه به روايت سخنگوى دولت و به گواهى اهل حقوق ادارى، اولاً، عين تخلف از قانون است و ثانياً، عين مقابله جويى با سياست هاى اقتصادى و بازرگانى دولت. تخلف از قانون است چرا كه وفق مصوبات قانونى، تصميمات شوراهاى اسلامى شهر در صورتى قابليت اجرايى دارد كه عدم مغايرت قانونى آنها از سوى فرماندارى ها اعلام شده باشد. از سوى ديگر فرماندارى تهران نيز مصوبه شوراى شهر تهران داير بر تعطيلى نمايشگاه را غيرقانونى اعلام كرده است. وانگهى تصميم گيرى در مورد ادامه كار نمايشگاه، اساساً به عهده مجمع عمومى شركت نمايشگاه هاى كشور است نه شوراى شهر. تعطيلى نمايشگاه مقابله جويى با سياست هاى بازرگانى دولت است چون با توجه به قراردادهاى منعقده و برنامه ريزى هاى انجام شده براى توسعه صادرات غيرنفتى و گسترش ارتباطات اقتصادى بين المللى، تعطيلى نمايشگاه به خدشه در توسعه اقتصاد ملى خواهد انجاميد.
سال هشتم اصلاحات است، سال پايانى. رقيب مى پسندد كه در ذهن جمعى ايرانيان، اصلاحات به يك «خاطره بد» بدل شود. بر اين اساس است كه مى كوشد پس از سياست و فرهنگ اصلاح طلبان، تدابير اقتصادى شان را نيز زمينگير كند. لايحه برنامه چهارم را به تيغ نقد بيرحمانه مى كشد تا «اقتصاد كلان اصلاح طلبان» ناكارآمد شود.نمايشگاه بين المللى را تعطيل مى كند تا اقتصاد خرد ايشان، مختل و مخدوش شود. كار برادر بزرگتر را در گوشه هايى از نهاد قانونگذارى، برادر كوچكتر در بخش هايى از شهر كامل مى كند. يا گوش اين برادران، شنوا نيست كه به اندرز پدران مشفق گردن بگذارند و يا زبان پدران، خاموش و خسته است كه طرح و تدبير فرزند مى بينند اما چشم بر آن فرو مى بندند.