پنجشنبه 5 شهريور 1383

سرنوشت عراق عبرت زندگی یا سنفونی مردگان! زاله وفا

در مقاله قبلی که در موضو ع خود مستقل بود ,ضمن بررسی برآوردهای سازمان انرژی جهانی در مورد عرضه و تقاضای جهانی انرژی تا سال 2020 و محرزشدن این امر که در عرضه نفت کشورهای عضو اوپک بزرگترین میزان عرضه نفت را در سال 2020 یعنی 8/61 ( میلیون بشکه در روز) را به خود اختصاص خواهند داد, به بررسی گزارش " گروه توسعه سياستگذارى انرژى ملى " امریکا در طراحى برنامهاى بلندمدت براى تامين انرژىامریکا و « خط مشى انرژى ملي» موسوم به نپ (NEP) پرداختیم كه براساس يكى از فصول آن آمريكا بايد توليد نفت داخلى از طريق استخراج نفت از ذخاير ثابت شده اين كشور را افزايش دهد و تنها گزينه مهمى كه در اين طرح وجود داشت حفر چاههاى نفت در مناطق شمالى آمريكا خصوصاً آلاسكا بود. اما بحثها و اعتراضات شديد در آمريكا به دليل آسيب جدى به محيط زيست اين موضوع را از دستور كار خارج كرد و آمريكا به سوى ايجاد تسهيل در دستيابى به منابع نفت خارجى حركت كرد تا به هر نحوى كه شده امنيت واردات نفت از خارج را تامين كند.و تصریح داشتیم که سياست آمريكا در مواجهه با مسائل جهان در قرن 21، براساس يك استراتژى دومحوری پيش خواهد رفت، محور اول عبارت است از تامين امنيت كافى براى عرضه نفت از كشورهاى توليد كننده نفت خصوصاً كشورهاى حوزه خليج فارس كه داراى نفت فراوان و ارزان هستند و محور دوم ، تقويت قابليتهاى مداخله نفوذ آمريكا در اين مناطق است.
در این نوشته نمونه عراق را برگزیده ایم تا سیاست کوتاه و دراز مدت امریکا را درهمانا دست یازی به منابع نفتی عراق و در شماره آینده تجاوز به نفت افریقا و برنامه ریزیش را برای نابودی اوپک مورد بررسی قرار دهیم .
كارشناسان عراق را به اسفنجی از نفت تشبيه ميكنند، اسفنجی كه احتمالا هنوز بيش از 200 ميليارد بشكه نفت كشف نشده در آن ذخيره شده است اين ذخاير قادر خواهند بود با منابع عظيم 245 ميليارد بشکه اي عربستان سعودي نيز برابري کنند.
تاریخچه نفت عراق از سال ۱۹۲۷ ، زمانی که منابع عظيم نفت کرکوک کشف شدند ، آغاز میگردد. اکتشاف تا دهه شصت ادامه داشت. در سال ۱۹۷۲ حزب سوسياليستی بعث صنايع نفت را ملی کرد. از سال ۱۹۸۰ به بعد توليد نفت عراق به مقدار ناچيزی افزايش يافته است در حالی که اقتصاد اين کشور به مقدار ۶۰ درصد وابسته به درآمد نفت است .۸
سال جنگ عراق با ایران و آنگاه جنگ خليج فارس در سال1991 که در آن نيروهاى ائتلاف و امریکا ايستگاه هاى اصلى استخراج، مراكز جمع آورى و پالايشگاه هاى عراق را در هنگام عمليات «طوفان صحرا» در اوايل 1991 از بين بردند وكل صادرات نفت اين كشور را در نيمه اول سال 1991 متوقف كرد و در ادامه آن ۱۲ سال تحريم اقتصادى که باعث شد صادرات نفت عراق در قالب برنامه نفت در برابر غذاى سازمان ملل صورت گیرد و اکنون تجاوز اخير آمريكا به آن كشور همه و همه باعث شده اند تا عراق از امر مدرن سازى صنايع خود و بويژه صنايع نفتى خود بدور ماند.امریکا که خود را مالک الرقاب صحنه میدید در ماه ژانويه سال 2003 کميته ي اختصاصيِ پنتاگون را بنياد نهاد و زير نظر دوگلاس فيث نئو- کنسرواتيو شناخته شده به بررسي مسئله ي نفت عراق پس از اصطلاحا "آزادي" آن کشور پرداخت.
مقامات کاخ سفيد و پنتاگون در ابتدا بر اين باور بودند که خواهند توانست مخارج جنگ خود را با دست انداختن بر درآمد هاي نفتي عراق تامين کنند و گمان میکردند در جريان کار هرگاه که به بودجه ي بيشتري نياز داشته باشند , شیر لوله های نفت عراق را بازتر خواهند کرد! يك هفته پس از سقوط بغداد نيروهاى آمريكاي در ژانويه سال 2003 با گردآورى عده اى از افراد نزديك به اين كشور كنفرانسى را در شهر ناصريه تشكيل دادند . از آنجا که پیوسته زمینه ساز تجاوز بیگانه خائنین داخلی هستند که به سراغ سلطه گران می روند تا در سایه حمایت ﺁنها بر هموطنان خود به استبداد حکومت و کشور را به غارت سلطه گران بسپارند,"فاضل چلبى" سخنگوى "احمد چلبى" كه مدير عامل مركز پژوهش هاى انرژى جهانى در لندن به شمار ميرو د, جهت خوش رقصی در این کنفرانس ضمن نشان دادن درب باغ سبز پیشنهاد خصوصی سازی نفت عراق را داد و گفت :"عراق براى بازسازى و احياى تاسيسات زيربنايى و پيشرفت آن در پنج سال آينده به 300 ميليارد دلار نياز دارد و در پى خصوصى سازى نفت عراق به تدريج و در چند سال آينده مى توان بين 6 تا 7 ميليون بشكه نفت اين كشور را استخراج کرد.پس يگانه منبع بازسازى عراق وجوه دريافتى از محل فروش نفت است و براى دسترسى سريع به پول حداقل بخشى از صنايع نفتى بايد خصوصى سازى شود. "
ئئو- کنسرواتيو های موجود در حکومت بوش به این امر دل خوش کرده بودند که که عراق قادر است ظرف سه سال آينده ظرفيت نفت خود را به دو میلیون بشکه افزايش داده و حتي تا سال 2010 آنرا به شش میلیون بشکه برساند خصوصا اگر صنعت نفت عراق به بخش خصوصي سپرده شودو اداره ي آن به شرکت هاي عظيم چند مليتي که از تکنولوژي برتر و سرمايه هاي بالايي برخوردارند واگذار گردد. سرمايه و تکنولوژي برتر اين شرکت ها براي توسعه ي سريع توليد نفت حياتي خواهد بود.
اما آنها پس ازبررسی این حقايق تلخ را در يافتند که اولا توسعه ي توليد نفت عراق نه تنها زمان زيادي مي گيرد, بلکه بهاي سنگيني نيز دارد. تنها حفظ و تعمير زيربناي موجود صنعت نفت عراق و تعمير چاه ها و تلمبه خانه ها و لوله ها هزینه ای بسیار بالا دارد. بالا بردن توليد نفت به سطح 3.5 ميليون بشکه در روز مستلزم صرف اقلا سه سال وقت و 8 ميليارد دلار هزينه براي تعمير کارخانه هاي نفت خواهد بود و اين تازه قبل از احتساب 20 ميليارد دلاري است که بايد صرف تعمير کارخانه هاي برق و برق رساني که خود براي ادامه ي کار تلمبه خانه ها و پالايشگاه ها حياتي محسوب مي شوند، مي باشد. مقامات آمريكايى درعمل در عراق در ارتباط با صنايع نفتى كشور با دو وظيفه خود را روبرو یافتند . نخست اينكه ميبايست نياز عراق به انرژى تامين گردد. بعنوان نمونه شبكه برق رسانى عراق وابسته به نفت است. و سيستم تامين آب آشاميدنى عراق نيز بدون وجود برق عمل نميكند چرا كه سيستم پالايش آب و پمپهاى آب با انرژى برق كار ميكنند. و هرگاه سيستم آب و برق در عراق آنگونه كه بايد و شايد عمل نكند، مردم عراق آنرا بحساب نيروى اشغالى عراق ميگذارند. وظيفه دوم همانا آن است كه امر صدور مجدد نفت خام اين كشور را ممكن سازد. در نخستين روزهاى شروع جنگ عملا توليد نفت خام در عراق متوقف شد و ميزان صدور نفت خام عراق كه تا آن زمان روزانه بين يك تا ۲ ميليون بشكه نوسان داشت، عملا به حد صفر رسيد. و امر توليد نفت عراق تا امروز نيز آنگونه كه بايد و شايد از سر گرفته نشده است .علاوه بر آن در عمل چاهها و شبكه لوله انتقال نفت خام عراق به ترکیه بگونه اى مداوم هدف حمله مخالفين سياست بازسازى عراق توسط آمریکا و قاچاقچیان نفت که با انفجار چاهها میتوانند به محموله های کوچکی از نفت دست یازند و بطور قاچاق بفروش رسانند، قر ار میگیرد. . در پى حملات مكرر به تاسیسات و چاهها و خطوط نفتی نماينده وزارت نفت عراق در بغداد اعلام كرد كه شمار نگهبانان مسلح اين خطوط لوله دو برابر خواهد شد و به ۶۰۰۰ نفر خواهد رسيد. ايالات متحده پنج تيم ده نفره از تك تيراندازهاي دورزن هوابرد خود را براي حفاظت از خطوط لوله نفتي شمال عراق در برابر اقدامات خرابكارانه نيروهاي وفادار به صدام به خدمت گرفته است.
تخمين هاي خود کاخ سفيد از هزینه های درجریان و آتی از 100میلیارد دلار آغاز شده و روز بروز هم بيشتر صعود مي کند. و بااحتساب "اداره ي بودجه ي مجلس امريکا" خرج نگهداري نيرو هاي نظامي امريکا در عراق ساليانه به حدود 12 تا 45 ميليارد دلار بالغ خواهد شد.
لذا امریکا در صدد چاره بر آمد تا ضمن بوجود آوردن امکان تاراج عراق توسط شرکتهای نفتی امریکایی, از شر مخارج سرسام آور خود را رهایی دهد. در 14 ژوييه 2003 گروه موسوم به « ريو » (RestoreIraqi Oil,TIO) متشكل از نمايندگان حكمران آمريكايى عراق، گروه مهندسى و فنى ارتش آمريكا و دو شركت خدمات مهندسى آمريكايى برنامه ای ارائه داد و به تصويب رسيد. براساس برنامه يادشده ، طى يك دوره 9 ماهه (از ژوييه 2003 تا آوريل 2004) بایستی توليد نفت قابل استمرار عراق به تدريج به روزانه: 5/1 ميليون بشكه در اكتبر 2003، حدود دو ميليون بشكه در دسامبر 2003 و 8/2 ميليون بشكه در آوريل 2004 برسد . مديريت و اجراى اين طرح برعهده دو شركت نفت جنوب (Southern Oil Company, SOC) و شركت نفت شمال (Northern Oil Company, NOC) قرر داده شد ، و به برخی از شركت هاى تابعه وزارت نفت عراق نيز در مراحل مختلف اجراى پروژه سهم مختصر در قبال"سکوت" تاراج را داد.طبق این برنامه در این فاصله زمانی شركت هاى آمريكايى خدمات مهندسى نفت، يك ميليارد دلار هزينه خواهند كرد ومابقى آن يعني 20 ميليارد دينار عراقي را وزارت نفت عراق مي پردازد. احداث خطوط لوله فتا (fatha) براى انتقال نفت و فرآورده هاى نفتى از زير آب در نزديكى منطقه بيجى (Baiji)،ايستگاه هاى پمپاژ در تقاطع خطوط لوله استراتژيك مشرق به مغرب وكارخانه آب شيرين كن قرمات على (Qarmat Ali)از جمله پروژه هايى است كه شركت هاى آمريكايى به طور مستقيم عهده دار انجام آن ها خواهند بود. طرح ياد شده در نظر دارد استفاده از منابع و امكانات وزارت نفت و مشاركت بخش خصوصى را به حداكثر برساند اما هنوز نحوه تامين منابع مالى پروژه ها با استفاده از منابع داخلى مشخص نيست، زيرا نه تنها درآمد حاصل از فروش نفت عراق بلكه كليه منابع مالي، از دسترس عراقى ها خارج است. در واقع فدرال رزرو آمريكا عهده دار نقش بانك مركزى يا بانك ملى عراق است. اداره بخش قديمى صنعت نفت عراق پس از بازسازى برعهده وزارت نفت عراق و اداره بخش نوين آن برعهده شركت هاى آمريكايى خواهدبود.در بخش سنتى هم احتمالاً آمريكايى ها به دنبال نوعى خصوصى سازى به سبك صنعت نفت روسيه خواهندبود. به اين معنا كه به تدريج شركت هاى نيمه دولتى يا شبه دولتى درون صنعت نفت عراق ايجاد مي نمايند. اما هنوز بر روی ميزهای دولت عراق قراردادهايی با سایر کمپانیهای نفتی نیز قرار دارند.کمپانیهای روسی و فرانسوی و همچنين سرمايه گذاران چينی ظاهرا قراردادهايی به مبلغ حدود ۳۸ ميليارد دلار بسته اند. قرار بوده که اين قراردادها زمانی قطعيت يابند که محاصره اقتصادی پايان پذيرفته باشد. اما کار به اين مراحل نکشيده است . روس ها از آنجا که بيش از شرکتهاي غربي ريسکها و خطرات کار در عراق را پذيرفته بوده اند، بزرگترين سرمايه گذار در صنعت نفت عراق محسوب مي شوند و همين سرمايه و اشتياق روسها به کار ممکن است عامل مهمي در بالا بردن درآمد هاي نفتي عراق باشد. شرکت توتال نيز که در مجموع بيشتر از روسها در نفت عراق سرمايه گذاري کرده است از موقعيت ممتازي در امر ازدياد توليد نفت برخوردار است. شرکت نفتي شل و شرکت بريتيش پتروليوم -که زماني عراق را تحت سلطه ي خود داشته است- نيز در نفت عراق ذينفع تلقي مي شوند.اما در ورای قولهای توخالی بوش که "نفت عراق متعلق به مردم عراق است و میماند" قمار بر سر امتيازهای استخراج و قراردادهای ميلياردی برای بازسازی زيرساختهای عراق با شدت در جريان است. در اين قمار شرکتهای آمريکايی بهترين کارتها را در اختيار دارند. در تقسیم کیک قطعات کوچک و بزرگ بین کمپانیها تقسیم شده است . کمپانی ساختمانی و نفتی تکزاسیهالی برتون قرارداد خاموش کردن چاههای آتش گرفتهی نفت عراق را دريافت نموده است. يکی از شرکتهای زير مجموعهی اين کمپانی ، شرکت "کلاگ براوناند روت" ، متخصص اين امر میباشد. معاون رياست جمهوری فعلی آمريکا ، ديک چنی ، از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۰۰ رئيس کمپانیهالی برتون بوده است.
واشنگتن تا بحال قراردادهايی به مبلغ کل ۹۰۰ ميليون دلار امضا نموده است. اين قراردادها اغلب مربوط به بازسازی پلها ، ساختمانهای وزارت خانهها ، اتوبانها و بنادر تخريب شده میباشند.پرداختها را بايد خود عراق انجام دهد. آن هم با نفت. و اين جذابترين جايزه اين معاملات است.بوش میخواهد از اين طريق اين انتقاد را که مسئله آمريکا تنها دستيابی به نفت عراق است ، خنثی نمايد. در تقسيم قراردادهای مربوط به بازسازی تأسيسات فرسوده و تخریب شدهی نفتی عراق شرکتهای آمريکايی تقدم يافته اند. در رقابت بر سر دريافت حقوق صادرات نفت نيز شرکتهايی نظير اکسون موبيل و چورون تکزاکو بخت فراوانی دارند.جالب اینکه رئيس پيشين کمپانی شل، فيليپ ج کارول از سوی امريکا به رياست کمتيه مشورتی که مسئول صنعت نفت عراق است منصوب شد. وی در سال 2002 در مقام رياست شركت «فلور» بازنشسته شد و جالب توجه اینکه شركت مهندسی و ساختمانی «فلور» يكی از شركت كنندگان در مزايده برای اجرای قراردادهای بازسازی عراق است و يکی ديگر از مشاوران کليدی کمیته مشورتی کسی است که قبلا برای کمپانی امریکایی اکسون مو بيل کار می کرد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اما با همه تمهیدات در تاراج منابع نفتی, صندوق بین المللی پول اخیرا گزارش داده است که "اگر بخواهند عراق را به وضعیتی که در 1991 در جنگ خلیج داشت نیز برگردانند ,مبلغ 55میلیارد دلار سرمایه گذاری جهت بازسازی لازم است و تاکنون بازسازی نه در تاسیسات نفتی و نه در صنایع و نه در جاده سازی و مدارس و تاسیسات برق و آب رسانی صورت نگرفته است . " اما درماندگی امریکا در اداره صنعت نفت عراق باعث موافقت پنهاني آنان در حفظ و ابقاي تکنوکرات هاي نفتي در مقامات فعلي آنها در وزارت نفت عراق بوده است. به عبارت ديگر امريکا گذشته از آنکه تلاش در " بعثي زدايي" در صنعت نفت عراق نکرد بلکه برعکس مسئوليت بيشتر برنامه ريزي هاي نفتي را به عهده ي آنها گذاشت. همانگونه که نیروهای ارتش صدام را در سرکوب شهروندان عراقی و بمباران نجف و فلوجه دو پایگاه شیعه و سنی نشین به استخدام د رآورده است .
بنا بر تحلیل Yahya SADOWSKI استاد یار دانشگاه امریکایی بیروت در مقاله« جنگ براي نفت ؟ از دروغ تا واقعيت »آوریل 2003 مندرج در لوموند دیپلماتیک "بخشي از هدف درازمدت امریکا در استفاده ي آتي از عراقِ "آزاد" اکتشاف مخازن تازه ي نفت و ازدياد ظرفيت توليد و اشباع هرچه سريعتر بازار هاي جهاني از نفت عراق مي باشد. امریکا بخوبي مي داند که اجراي اين سياست به سقوط بي سابقه ي قيمت نفت و نزول آن به سطح بشکه اي 15 دلار خواهد انجاميد و اميدوارند که همين سقوط قيمت نفت از يکسو به تکان و تحرک در اقتصاد بيمار امريکا و غرب و از سوي ديگر به نابودي اوپک بيانجامد. امریکا اميد بسته است که حاصل اين کار بنوبه ي خود اقتصاد کشورهايي چون ايران، سوريه و ليبي را که اصطلا حا "کشورهاي ياغي" خوانده است نابود کند."
جالب توجه اینکه روزنامه" يديعوت احارنوت" چاپ اسرائیل اعلام كردكه امريكا از اسراييل درخواست كرده تا نقشه‏اي را براي انتقال نفت" كركوك" به بندر" حيفا" طرح ريزي كند.
پس محرز است که هدف امریکا از تجاوز به عراق نه استقرار دموکراسی که تحکیم سلطه امریکا بر حوزه های نفتی و تأمین هژمونی اسرائیل است و برای احقاق این اهداف سعی از دوباره بازسازی رژیم بعثی و بکار گیری همان نیروها منتهی به شکل کشوری اشغالی دارد که مردمش تحمیل روانشناسی تحقیر و تسلیم را ( شکنجه ها و تحقیر زندانیان عراقی توسط سربازان امریکایی ) از متجاوز پذیرا گردند و غرور یک ملت مستقل و توانا به زیست در استقلال در آن شکسته گردد تا ادامه اشغال و سلطه میسر باشد.
داستان غارت عراق توسط امریکا نگارنده رابه یادبخشی از رمان " سمفونی مردگان " اثر خارق العاده زیبای عباس معروفی میاندازد که حکایت شوربختی مردمانی است که در وابستگی و اسارت در وادادگی خود ,مرگ خود را بر دوش میکشند: " بعد از جنگ ( جهانی دوم ) و به خصوص بعد از مرگ لرد انگلیسی صاحب کارخانه پنکه سازی در اردبیل ,تقریبا همه خانه ها سمپاشی شد. مرم تصمیم گرفتند با سمپاشی مفصل حشرات موذی را بکشند. یک شرکت شیمیایی / دارویی امریکایی با اسم " بایکوت"نمایندگی اش را به شهر آورد و تبلیغات کرد .مردم برای خرید هجوم آوردند .سم تمام شد و مردم برای رعایت نوبت ثبت نام کردند. روی سمپاش عکس دختر موبوری گراور شده بود که با یک مگس کش موشهای بزرگ را از پنجره خانه اش بیرون میکرد . مهم تبلیغات بود" بعد از جنگ ادامه زندگی فقط با سمپاشی ممکن است "چند ماه بعد شرکت بایکوت کارخانه اش را در گوشه ای از شهر دایر کرد .کار بالا گرفت .سم همه شهر و نواحی آن را اشباع کرد.در هر دکان بقالی و میوه فروشها بایکوت میفروختند. بانکها آگهی تبلیغاتی شرکت را به شیشه نصب میکردند. شرکت دارویی تصمیم گرفت از آن پس اسباب بازی تولید کند , عروسک , توپ, آدمک ,حیوان ,بازی های فکری و سرگرم کننده ...و مدتی بعد این شرکت به کار دام و دامپروری و کشاورزی هم راه پیدا کرد , بانک , ماشین سازی , چاپ , نقاشی , صنایع الکترونیک و صنایع نفت ...!"
در واقع واقعیات تلخ ویرانی و تاراج عراق در دوجنگی که آمریکا بدان تحمیل کرد ,بایستی درس عبرتی برای آن بخش از مردم ایران باشد که با گول زدن خود با شعار " دشمن دشمن من, دوست من است! راه راحت سلب مسئولیت از خود در کوشش برای برداشتن مانعی چون نظام ولایت مطلقه فقیه از پیش پای استقرار نظامی مردمسالار به کوشش و همت خود ,انتخاب میکنند و به این خیال خام گرفتارند که متجاوز خارجی دست از منافع خود برمیدارد و " سازندگی " و " دموکراسی " به ارمغان میاورد و دولت دست نشانده مستقیم او کمتر از حاکمان فعلی وابسته خواهند بود!
انتخاب با ماست .
یا عزت زندگی در استقلال و آزادی را با مبارزه خود با نظام استبدادی حاکم و ندادن اجازه به دخالت قدرت خارجی ,خود میسر میکنیم و یا به تعبیری "ادامه زندگی ما تنها با سم امریکایی ممکن خواهد بود و یا بالاخره باد پنکه های انگلیسی یک روز همه ما راخواهدبرد!"

زاله وفا
از مجامع اسلامی ایرانیان

دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/11300

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سرنوشت عراق عبرت زندگی یا سنفونی مردگان! زاله وفا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016