پنجشنبه 14 آبان 1383

آلترناتيو ، رفراندم ، حكومت آينده ، 16 سوال و 16 پاسخ، كاوه شيرزاد

رفراندم و ابزارهاي دمكراتيك ، بخش چهارم ، «آلتـــرناتيــو»

معادل فارسي كلمه آلترناتيو «‌ محرك » است ، محرك به معني تحريك براي حركت است ، امروزه تقريبا تمام فعالين سياسي و آزاديخواه به لزوم داشتن يك آلترناتيو فراگير و عمومي براي به حركت در آوردن توده هاي مردمي و نهايتا حركت به سوي جايگزيني يك حكومت دمكراتيك و مدني به خوبي واقفند و ضرورت آنرا درك مي كنند ، ولي سوال اينجاست كه چگونه مي توان يك آلترناتيو فراگير و عمومي تشكيل داد و چه موانعي بر سر راه تشكيل يك آلترناتيو قوي وجود دارد ؟ چرا با وجود بيش از 80 درصد نارضايتي ، مردم در جهت خواسته ايشان حركت نمي كنند ؟

به عقيده نگارنده آنچه كه مردم ايران را از شروع يك جنبش آزاديخواهانه باز مي دارد نه قدرت نظامي مقتدر و پر صلابت حكومت اسلامي است و نه ضعف و ناتواني مردم در فروپاشي اين رژيم ، به عقيده نگارنده آن چيزي كه مردم ايران را از شروع يك حركت آزاديخواهانه باز مي دارد ترس مردم از جايگزيني يك حكومت به مراتب مستبدتر و ديكتاتور تر در فرداي فروپاشي اين رژيم است ، به عبارتي ديگر مردم ايران از افغانستانيزه شدن ايران « افغانستان قبل از حمله آمريكا و متعاقب آن هرج و مرج طلبي و كشتار » در فرداي فروپاشي اين رژيم و نهايتا حاكم شدن حكومتي بدتر و مستبدتر از حكومت فعلي مي ترسند ، لذا تا زماني كه از جايگزيني يك حكومت ايده ال به روشي كم هزينه و مسالمت اميز اطمينان حاصل نكنند مايل به ريسك فروپاشي اين حكومت نيستند « در ضمن از تكرار تجربه اي ديگر مانند سال 57 مي ترسند » ، البته بايد در نظر داشته باشيم ، زمانيكه مردم از جايگزيني يك حكومت دمكراتيك و مدرن « در يك فرايند مسالمت آميز و كم هزينه » مطمئن شوند لحظه اي سنگ روي سنگ اين رژيم نخواهند گذاشت ، با اين تفاسير اين سوال پيش مي آيد كه چگونه مي توان اين اعتماد و اطمينان را در مردم ايجاد كرد و متعاقب آن شك و ترديد در گذار به يك حكومت مدرن و دمكراتيك را در مردم از بين برد ؟

متاسفانه قبل از اينكه عدم اعتماد و اطمينان مردم به يك گذار آرام و برنامه ريزي شده يك توهم و خيال واهي باشد يك واقعيت عيني و ملموس است ، البته در سالهاي گذشته و خصوصا ماههاي اخير مجموعه فعاليتهايي براي اطمينان بخشي از جايگزيني يك حكومت مدرن و دمكراتيك در يك فرايند كم هزينه و مسالمت آميز انجام گرفته است كه كم نبوده و كافي هم نيست . اما در بررسي هر چه بيشتر اين مسئله لازم است چند نكته رو در نظر داشته باشيم اول اينكه عدم اتحاد نيروهاي اپوزوسيون بر سر حداقلهاي موجود ، خود يكي از بزرگترين علايم موجود از آينده سياسي مبهم و تار بعد از فروپاشي حكومت اسلامي است .

متاسفانه بعد از گذشت بيست و پنج سال از عمر حكومت اسلامي بسياري از احزاب و گروهاي سياسي « به مانند سالهاي 57 » با نگاهي حذف گونه و قيم مآبانه به گروهاي رقيب و مردم ايران نگاه مي كنند « و در اين مدت هنوز هم نتوانستند بر سر كوچكترين توافقاتي به دور يك ميز بنشينند » ؛ در چنين شرايطي اولا اين ذهنيت در مردم به وجود مي آيد كه در فرداي حركت هاي آزاديخواهانه انها چه كسي و چه گروهي مي خواهد برنامه هاي جايگزيني حكومتي ديگر را تعقيب كند و ثانيا گروهايي كه امروز بر سر پيش پا افتاده ترين مسائل نمي توانند توافق كنند در فرداي فروپاشي اين نظام چه بلايي سر خود و گروهاي مخالف خود در مي آورند ، به عبارتي ديگر مردم در چنين شرايطي اين تصور را دارند كه نه برنامه اي براي جايگزيني حكومتي ديگر وجود دارد و نه افراد مطمئني اين ادعا را تعقيب مي كنند « لذا وضع موجود را به وضع ايده ال ترجيح دهند » . اما دومين مانع بر سر تشكيل يك آلترناتيو قوي زماني شكل مي گيرد كه بخواهيم گروهاي اپوزوسيون را بصورت منسجم و يكپارچه اي در نظر بگيريم ، در چنين شرايطي اين سوال پيش مي آيد كه چگونه و با چه برنامه اي مي خواهيم به استقبال جايگزيني يك حكومت مدرن و دمكراتيك برويم و چه پيش بيني هايي در اين زمينه انجام داده ايم ؟

من در سه مقاله پيشين به بررسي راههاي مسالمت آميز ، كم هزينه و دمكراتيك دستيابي به يك رفراندم آزاد و عادلانه پرداختم و در ادامه اين مقاله سعي مي كنم تا با تاباندن نور بر زواياي تاريك و مبهم جايگزيني يك حكومت دمكراتيك و مدني در فرداي فروپاشي اين حكومت به نحوه شكل گيري يك آلترناتيو قوي براي تشويق مجدد مردم به حضور در صحنه هاي سياسي و آزاديخواهانه بپردازم ، منتهي قبل از طرح اين مسائل لازم مي دانم به اين نكته اشاره كنم كه طرح اين موضوعات به صورت سوال و جواب بيشتر به منظور جلب توجه نيروهاي سياسي به اين شبهات و نكات تاريك در آينده سياسي ايران است و اميدورام با ارائه نظرات شخصي پيشنهاداتي را به منظور حل اين معضلات ارائه دهم با اين تفاسير ، به طرح اين سوالات مي پردازيم .

1ـ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي ، بر سر كساني كه در پستهايي از حكومت فعلي هستند چه خواهد آمد ؟ چه كساني تحت تعقيب دولت موقت « يا شوراي ائتلاف » قرار مي گيرند و چه كساني آزاد هستند ؟

جواب : دولت آمريكا قبل از اينكه به عراق حمله كند ليست تمام كساني كه مورد تعقيب قرار گرفتند را اعلام كرد « 52 يا 56 نفر » ، اين كار باعث شد اولا تكليف خيلي از مسئولين حكومت صدام « كه در ليست تعقيبي ها قرار نداشتن » روشن شود و بدين ترتيب عده اي كه در ليست نبودند با استدلال اينكه بعد از فروپاشي حكومت صدام تحت تعقيب قرار نخواهند گرفت دست از مقاومت در مقابل نيروهاي آمريكايي برداشتند ثانيا اين ليست باعث شد كساني كه در ليست نبودند حساب خودشون رو از كساني كه در ليست هستند جدا كنند و به اين صورت كساني كه در ليست هستند در يك نوع انزوا قرار گرفته و مشروعيت فرامين و دستورات آنها با استدلال اينكه به فكر نجات جان خويش هستند زير سوال برود ، به عقيده نگارنده چنانچه شوراي ائتلافي جهت گذار به حكومتي ديگر در ايران شكل بگيرد تعيين اين ليست توسط شوراي ائتلاف مي تواند همين نقش را در ايران داشته باشد ، كما اينكه مي توان عده اي را بصورت مشروط در ليست قرار داد و خارج كردن آنها « از ليست » رو منوط به همكاري يا عدم مقاومت در جايگزيني حكومتي ديگر قرار داد ، اين كار از جنبه رواني مي تواند جايگزيني حكومتي ديگر را تسهيل و نهايتا كم هزينه تر سازد ، « البته كساني كه شاكي خصوصي دارند تكليفشون از اراده حكومت آينده خارج است . »

2 ـ‌ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي ، آزاديهاي اجتماعي مانند حجاب ، روبط دختران و پسران يا آزاديهاي ضد اجتماعي مانند مزاحمتهاي ناموسي ، توهين به مقدسات ، روابط سكس نامشروع ، انتقام گيريهاي شخصي ، كينه توزي ، دزديها ، غارتها ، قاچاق ..... مشمول كدام قوانين و مقرارات مي گرددند ؟

جواب : اگر فاصله مابين فروپاشي اين حكومت تا استقرار حكومت قانوني و رسمي آينده را دوران گذار بناميم ، بايد گفت در دوران گذار هر انقلاب و هر تغيير حكومتي يك خلا قدرت پديدار مي گردد كه اين خلا قدرت باعث هرج و مرج طلبي ، دزدي ، غارت ، شورش ، انتقام گيري و حركاتي از اين دست مي شود ، لذا به عقيده نگارنده لازم است با پيش بيني هاي لازم در شوراي ائتلاف مجموعه اي از قوانين و مقراراتي را كه چه بسا سخت تر از قوانين جاري هستند را تنظيم و در دوران گذار به اجرا گذاشت تا بدين صورت خلا قدرت در دوران گذار را تا حدي با قوانين سفت و سخت جبران كنيم « در سوالهاي بعدي بيشتر به آن مي پردازيم . »

3ـ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي بر سر قوانين تجاري ، گمركات ، قوانين انتظامي ، دعاوي و قوانيني از اين دست چه خواهد آمد ؟

جواب : اوصولا لزوم تغيير بسياري از قوانين موجود در حكومت اسلامي در حكومت آينده وجود ندارد ، لذا مي بايد اولا قوانيني را كه از قوانين فعلي حذف مي گردد را معلوم كنيم و ثانيا مجموعه قوانيني را بصورت جايگزين قوانين حذف شده و يا مكمل و متمم قوانين كنوني به اجرا گذاشت ، در واقع با اين كار از سردرگمي و بي نظمي در فرداي فروپاشي حكومت اسلامي جلوگيري مي شود و پا به دوران گذاري مي گذاريم كه همه چي در آن روشن و شفاف است . « لازم است قوانيني كه آزادي هاي فردي ، اجتماعي و سياسي را در دوران گذار تضمين مي كند را پيش بيني و قوانين مغاير را حذف كنيم »

4 ـ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي در پستهاي مديريتي مثل شهرداري ، وزارت خانه ها ، پايگهاي نظامي ، بانكها ، ميراث فرهنگي و غيره چه خواهد آمد ؟ تا چقدر بايد دست به تعويض پستهاي مديريتي حساس برنيم ؟

جواب : حداقل تغييرات بعد از فروپاشي حكومت اسلامي مي تواند تنشها را به حداقل رسانده و در نهايت هزينه يك گذار آرام و مطمئن به حكومتي ديگر را به پايين ترين حد خود رساند « در مقالات قبلي به تشريح به چرايي آن پرداختم » ، لذا به عقيده نگارنده با اين استدلال لزوم واگذاري مديريتهاي غير ضروري به افرادي ديگر مي تواند تا مدتها در الويتهاي بعدي قرار گيرد و بصورت تدريجي اتفاق بيافتد « زمانيكه در يوگسلاوي انقلاب نارنجي به وقوع پيوست تنها در سطح مديريتهاي كلان تغييرات بوجود آمد و تغييرات در مديريت هاي خرده به صورت تدريجي و در طول زمان اتفاق افتاد » ، اين كار باعث مي شود مديريتهاي خرده با استدلال اينكه مي توانند با نشان دادن لياقت به حكومت آينده در پستهاي خود باقي بمانند و يا اينكه بعد از فروپاشي حكومت اسلامي پستهاي خود را از دست نمي دهند تشويق به همكاري با نيروهاي دگرگوني طلب و ترقي خواه شوند « يا لااقل از سنگ اندازي در كار انها جلوگيري كنند .» در واقع اگر تمام مديريت ها از سطر تا ذيل تغيير كند بسياري از مديران فعلي ، حكومت جديد را تهديدي براي موقعيت شغلي خود احساس مي كنند و ممكن است با چنين استدلالي به طرفداري از حكومت فعلي بپردازند . « هدف يك گذار آرام به حكومتي ديگر مثل مردم يوگسلاوي است نه يك انقلاب تمام عيار مثل سال 57 كه از صدر تا ذيل مديران را تغيير دهد »

5 ـ چگونه ميتوان بعد از فروپاشي حكومت اسلامي از اختلاسهاي كلان ، سودجويي هاي بزرگ ، خرابكاريها ، تخريبها و از بين بردن مدارك و اسناد جلوگيري كرد و آنها را به حداقل رساند ؟ در واقع چگونه ميتوان مديريتها و فرصتها را بي كم و كاست از حكومت فعلي به حكومت آينده واگذار كرد ؟

جواب : دو نوع جايگزيني داريم ، يك نوع همه چي رو خراب مي كنيم تا از نو بسازيم « مثل انقلاب سال 57 » يك نوع پا روي سازه هاي امروزي مي گذاريم و به مرحله بعدي مي رويم « مثل انقلاب نارنجي يوگسلاوي و گرجستان » ، نوع اول غير عقلاني ، احساسي و كور است و نوع دوم عقلاني و منطقي هست ، اين ديدگاه اولا لزوم حفظ امكانات و فرصتهاي موجود در حكومت فعلي را گوشزد مي كند ؛ ثانيا وجود يك توافق بصورت عرفي و قانوني مي تواند تضمين كننده انتخابي از نوع دوم باشد ؛ آن توافق مي تواند چنين باشد ، هر اداره و شركتي مانند بانكها ، شهرداريها ، اماكن ورزشي و حتي نيروهاي نظامي و انتظامي و نيروهاي حفاظتي و اطلاعاتي‌ ؛ مسول حفظ اسناد ، مدارك و امكانات دولتي مديريتهاي تحت نظر خود « از حكومت فعلي به حكومت آينده » هستند ، يعني هر مديريتي ، هر شخصي و هر ارگاني موظف به تحويل امكانات ، اسناد و مدارك اداره تحت نظر خود بصورت بي كم و كاست به مديران آينده هستند و لازم است مديران و كاركنان هر اداره و شركتي تمهيدات لازم براي حفظ و نگهداري وسايل و امكانات تحويلي خودش رو در دوران گذر به هر نحو ممكن فراهم آورند « و در اين زمينه مسئول وپاسخگو هستند » اين قوانين و توافقات مي تواند هم از لحاظ رواني و هم از لحاظ قانوني تضميني براي حفظ امكانات دولتي و عدم سواستفاده از آنها باشد .

6 ـ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي ، چه كساني مسول برگزراي نظم و انظباط در شهرها و مرزهاي كشور هستند ؟ در واقع نيروهاي انتظامي و نظامي براي اجراي قوانين و مقرارت كدامند ؟

جواب : به عقيده نگارنده بر خلاف تصورات موجود بيش از 80 درصد نيروهاي نظامي و انتظامي اهم از نيروهاي سپاه و ارتش از مخالفين حكومت اسلامي و خواهان تغيير در حكومت فعلي هستند « البته در صورت اطمينان از جايگزيني حكومتي مدرن و دمكراتيك بصورت كم هزينه و مسالمت آميز » ، يعني بسياري از نيروهاي نظامي و انتظامي در صورت اطمينان از جايگزيني حكومتي مدرن و دمكراتيك همگام و همقدم با نيروهاي ترقي خواه و دگرگون طلب حركت خواهند كرد ، لذا به عقيده نگارنده خود اين نيروها با مسئوليت دهي و مسئوليت سازيهايي كه در سوالات پيشين به آن پرداخت ايم مي توانند بديلي براي حفظ نظم و انظباط در دوران گذار باشند كما اينكه مي توان تدابيري اتخاذ كرد تا نيروهاي بين المللي زير نظر سازمان ملل « نه نيروهاي خارجي »‌ به اضافه نيروهاي مردمي به صورت سازمان يافته و برنامه ريزي شده در حفظ نظم و انظباط در دوران گذار تلاش كنند ، همچنين مي توان با برنامه ريزي و پيش بيني هاي لازم در تغيير مديريتهاي كلان و كليدي نيروهاي نظامي و انتظامي روندي شفاف و روشن را در دوران گذار رقم زد . « در عراق زماني كه شهر نجف توسط مقتدي صدر به هرج و مرج كشيده شد ، مردم عراق از اقصي نقاط كشور با ماشينها و خانواده هاي خود و به دستور آيت الله سيستاني به سمت نجف حركت كردند و بدين صورت خواستار توقف كشتار و هرج و مرج در اين شهر شدند ، استفاده از چنين روشهاي مدني و دمكراتيكي مي تواند الگوي مناسبي براي برخورد با هرج و مرج طلبيها و سنگ اندازيهاي معمول در جايگزيني هر حكومتي به جاي حكومت ديگر باشد »

7 ـ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي ، چه كسي يا چه گروهي به عنوان حكومت موقت يا شوراي ائتلاف قدرت را در دست خواهد گرفت ؟

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

جواب : پاسخ اين سوال مي تواند لزوم شكل گيري شوراي ائتلاف ، به منظور انتقال قدرت از حكومت فعلي به حكومت قانوني آينده را به ما گوشزد كند و اينكه در دوران گذار وظيفه رهبري دولت موقت را يك فرد يا يك گروه متشكل از نيروهاي سياسي در دست داشته باشد مي تواند شروع مباحثي باشد كه بعد از اتحاد نسبي نيروهاي اپوزوسيون بايد شكل بگيرد .

8 ـ اگر حكومت اسلامي بپذيرد ، تحت نظر خود ، يا با نظارت سازمان ملل ، رفراندمي را براي تعيين نوع حكومت آينده يا مشروعيت حكومت فعلي برگزار كند چه اكثل العملي بايد نشان داد ؟ يعني اگر حكومت اسلامي به نوعي خود قيم برگزاري رفراندم شود يا حداقل سهمي در آن داشته باشد چه اكثل العملي بايد نشان داد ؟

جواب : اساسا حكومت اسلامي در طول يك دوره تبليغات يك طرفه و سياست ترس و ارعاب فاقد جايگاه لازم براي برگزاري يك رفراندم جهت مشروعيت حكومت فعلي يا تعيين نوع حكومت آينده است لذا لازم است ابتدا حكومت اسلامي خلع و شرايطي فراهم گردد تا سليقه هاي مختلف در طول زمان و در طي امنيت كامل و شرايط عادلانه به تبليغات سليقه هاي خود براي تعيين نوع حكومت آينده بپردازند تا نهايتا مردم در كمال آرامش و امنيت با مدلهاي مختلف حكومتي آشنا شده و براي آينده سياسي ايران تصميم گيري كنند .

9 ـ بعد از فروپاشي حكومت اسلامي و در آستانه آسيب پذيري حكومت موقت « دوران گذار» ، احزاب و گروههاي مخالف عملكرد حكومت موقت يا شوراي ائتلاف از چه ابزارهايي جهت اعتراض مي توانند استفاده كنند ؟ از گرگان گيري ، حركتهاي تروريستي ، بمب گذاري ، راهپيماييهاي مسلحانه ، راهپيماييهاي مسالمت آميز ، اعتصابات ، تجمعات و تحصنات مسالمت آميز ، برگزاري ميتينگ ، سمينار ، نامه هاي اعتراض و افشاگرانه ، بخش اعلاميه ها و شبنامه ها و غيره ... از كداميك از اين روشها مي توانند استفاده كنند ؟ « نظام قانون مند فعاليت احزاب و گروها كدام است ؟ قوانين جاري يا قوانين پيش بيني شده آينده »

جواب : شكي نيست عرصه دوران گذار يا حكومت موقت عرصه رقابتهاي سالم و غير سالم گروهاي سياسي بر سر سليقه هاي مختلف شكل گيري و انتخاب حكومت آينده است ، لذا لازم است در قوانيني شفاف و روشن نحوه رقابتهاي سياسي و ابزارهاي مشروع آن بصورت مكتوب و شفاف ، روشن گردد .

10 ـ در دوران گذار بر سر مديريتهايي چون صدا و سيما و كلا رسانه هاي گروهي چه خواهد آمد ؟ آنها تا چه حد آزادند ، چه كساني مديريت عادلانه آنها را به عهده دارد ، و مشمول كدام قوانين و مقرارات هستند ؟ فرض كنيد با استفاده از رسانه هاي گروهي كسي يا گروهي بخواهد با تحريك احساسات ديني مردم ، هرج و مرج طلبي و اغتشاش بوجود بياورد در اينصورت چه بايد كرد ؟

جواب : يكي از بزرگترين عوامل رضامندي احزاب و گروها در تعيين نوع حكومت آينده ، تقسيم شرايط عادلانه رسانه اي براي تبليغات نظرات احزاب و گروهاهست ، در واقع اگر بتوان سلسله قوانيني را در مورد نحوه كاركرد اين رسانه و اصول عرفي و اخلاقي آن تنظيم كرد اولا مي توان از بسياري از تنش هاي دوران گذار مربوط به بي عدالتيها جلوگيري كرد و ثانيا ميتوان به انتخاب حكومت آينده توسط مردم مشروعيت هر چه بيشتر بخشيد . «‌ اگر بتوان با عدالتهاي قبل از انتخاب ‹ براي تعيين نوع حكومت آينده ›، انتخاباتي مشروع و مقبول گروها و احزاب سياسي را برگزار كرد ، چنين انتخاباتي اولا خود شروع شكل گيري يك حكومت مشروع است و ثانيا حافظ نظم و امنيت در حكومت آينده باشد « انتخابات نا مشروع مي تواند تشكيل دهنده اپوزوسيون جديد حكومتي و متعاقب آن دردسرساز حكومت آينده باشد »

11 ـ موضوع رفراندم دقيقا چيست ؟ آيا ابتدا بايد رفراندمي جهت مشروع يا نا مشروع بودن حكومت اسلامي برگزار كرد و بعد از آن رفراندمي براي تعيين نوع جمهوري يا سلنطنت و بعد از آن رفراندمي براي تعيين نوع سوسياليستي ، نيمه سوسياليستي و يا مبتني بر اقتصاد آزاد برگزار كرد ؟

جواب : پاسخ اين سوال كمي مشكل است ولي بهرحال براي شفافيت دوران گذار لازم است به اين سوال پرداخته شود « دكتر حسين باقرزاده در سلسله مقالاتي به اين موضوع و بعضي از موضوعات حساس ديگر پرداخته است كه در سايت ايران امروز و جبهه دمكراتيك ايران قابل دسترسي است » البته بررسي بيشتر اين موضوع منوط به توافقات نسبي بين نيروهاي اپوزوسيون بر سر چگونگي و كيفيت برگزاري رفراندم آينده است ، به عقيده نگارنده بعد از خلع حكومت اسلامي چنانچه ضروري باشد تا مشروعيت حكومت اسلامي به رفراندم گذاشته شود يكي از موضوعات رفراندم مي تواند نظام سكولار يا نظام دين سالار باشد يعني سوال شود حكومت دين سالار را مي پذيريد يا حكومت سكولار را ،

12 ـ مجلس موسسان براي تعيين قانون اساسي چه زماني شكل خواهد گرفت ؟ و براي چه نوع حكومتي قانون اساسي تهيه مي كند ؟

جواب : اوصولا يكي از مباحثي كه در ماههاي اخير مطرح مي شود اين است كه با تشكيل مجلس موسسان ، قانون اساسي حكومت آينده تهيه گردد ، به عقيده نگارنده اساسا تعيين جزئيات قانون اساسي حكومت آينده و مشروعيت اعضاي مجلس موسسان زماني مي تواند محقق گردد كه با راي مستقيم مردم انتخاب شوند ، لذا اساسا نوشتن قانون اساسي براي حكومت آينده نمي تواند مشروعيت عقلاني داشته باشد ، اما چنانچه پيشتر نيز گفتيم اگر فاصله حكومت فعلي تا حكومت آينده قانوني رو دوران گذار بناميم مي توانيم قانون اساسي و مجموعه اي از قوانين و مقرارات متمم رو براي اين دوران حساس و استراتوژيك در نظر بگيريم كه در سوالات پيشين به آن پرداخته ايم ، « البته ميتوان بر سر مجموعه اي از قوانين با وجود هر نوع حكومتي « چه جمهوري ، چه مشروطه » كه آزادي هاي فردي و اجتماعي را در حكومت آينده تضمين مي كند توافق كرد و بر سر آن چانه زني كرد . »

13 ـ تقريبا نظامي سكولار مورد تاييد نسبي نيروهاي سياسي ايران است ، سوال اينجاست دقيقا جايگاه روحانيون در حكومت آينده كجاست ؟ آيا نيروهاي مذهبي مي توانند تشكيل حزب و گروه بدهند ؟ آيا فعاليتهاي سياسي در مساجد و توسط روحانيون آزاد است ؟ آيا كسب قدرت سياسي براي روحانيون آزاد است ؟ اگر روحانيون عمامه را از سر در بياورد مي توانند در انتخاباتي چون رياست جمهوري شركت كند ؟ آيا نيروهاي مذهبي بايد اخلاقند از سياست دوري كنند يا بر حسب منع قوانين و مقررات ؟

جواب : اساسا در ماهها و سالهاي اخير سلسله مباحثي در مورد سوالات فوق اتفاق افتاده است كه به تنهايي هيچ گاه افكار عموي را اقناع نكرده است ؛ البته شايد رجوع به كشورهاي اروپايي و بررسي نحوه تعامل آنها با كليسا كليد بسياري از معماها باشد اما به عقيده نگارنده ، كاركرد مذاهب ، مساجد ، و هرگونه مكانها و تشكلات ديني مي تواند در قالب « N G O ها » و تشكيلات مستقل « مالي و ساختاري » از حكومت آينده معني پيدا كند كه اين موضوع مي تواند ماهيتا شروع حل بسياري از اختلاف نظرها و ديدگاهها باشد .

14 ـ چگونه مي توان مواضع اپوزوسيون اهم از مشروطه خواه و جمهوري خواه را به هم نزديك كرد تا به اين ترتيب سريع تر به شكل گيري يك آلترناتيو كمك كنيم ؟

جواب : چنانچه پيشتر گفتيم يكي از بزرگترين شروط تشكيل يك آلترناتيو قوي اتحاد نيروهاي اپوزوسيون و نهايتا ايجاد مديريت يكپارچه در مديريت دوران گذار است لذا در اين مسير ، براي اتحاد هر چه بيشتر نيروهاي اپوزوسيون دو پيشنهاد ارائه مي گردد ، اول اينكه نيروهاي اپوزوسيون با هم توافق كنند هر حكومتي كه به روي كار آمد اعم از جمهوري يا سلطنت ، بعد از بيست سال دوباره بايد به راي مردم گذاشته شود « تا مردم با ديدن عملكرد آن » بعد از بيست سال درباره بقاء‌ ، انحلال و تغيير آن تصميم بگيرند ، در اينصورت اولا هر حكومتي بر روي كار بيايد سعي مي كند از بروز انحراف و نهايتا راي نياوردن در بيست سال آينده جلوگيري كند ، ثانيا : مردم و فعالين سياسي و آزاديخواه در صورت پشيمان شدن از دادن راي خودشون مي توانند بصورت دمكراتيك و مدني نظر خودشون رو اعمال كند ، دوم : يكي از شبهات و ايرادات موجود بر ساختار حكومت آينده ، بر روي يك از شانس هاي حكومت آينده يعني حكومت پادشاهي است ، در واقع گروهاي سياسي از نحوه شكل گيري حكومت پادشاهي بصورت فرد گرا و استبدادي مي ترسند و با اين استدلال از هر گونه نسخه پيچي حكومت پادشاهي دوري مي كنند ، هر چند جواب اين معادله چندان سخت نيست اما به عقيده نگارنده گروهاي مخالف سلطنت مي توانند بر روي نحوه اي از سلطنت كه به همراه خود ديكتاتوري و استبداد را بوجود نياورد چانه زني كنند ، يعني به رسميت شناسي حكومت سلطنتي رو ، منوط به پذيرش شرايط ايده الي خود كنند « در واقع بگويند اگر پادشاهي به عنوان يك شانس راي آورد ملزم به رعايت خواسته هاي ما از تعريف پادشاهي است . »

15 ـ آيا امكان شكل گيري آلترناتيو فردي وجود دارد ؟

جواب : در گذشته شكل گيري يك آلترناتيو كار چندان سختي نبود ، كافي بود تا شخصي به عنوان رهبر كاريزماتيك « مقدس و مورد تائيد همه » پيدا شود و با بدست گيري رهبري حركتهاي مردمي ، مردم را به خواسته هاي خود برساند ، نلسون ماندلا ، گاندي ، فيدل كاسترو ، خميني و شايد خاتمي رهبراني كاريزماتيكي بودند كه توانستند رهبري حركتهاي مردمي را بدست بگيرند ؛ بعضي از اين رهبران متولد خواسته هاي مردمي بودند و بعضي ديگر خواسته و مطالبات مردمي را متولد كردند ، قطعا اگر آلتر ناتيوي در ايران شكل بگيرد از نوع اول است يعني متولد خواسته و مطالبات مردمي است اما به غير از جو سو ظني كه در مردم ايران نسبت به رهبري فردي وجود دارد و به غير از اينكه مردم ايران از تجربه هاي پيشين خود پشيمان هستند اما بايد در نظر داشت كه اساسا هدف جايگزيني حكومت ديگر بجاي حكومت فعلي ، تشكيل يك حكومتي دمكراتيك و مدني است ، لذا اخلاقند حركتهايي كه مبتني بر جمعيت و تشتت آرا نباشند مردود است «‌ دمكراتيك و مدني يعني حركتي كه بر آمده از سليقه هاي مختلف و تشتت آرا باشد و در نهايت تابع راي اكثريت باشد » ، لذا قطعا آلترناتيو فردي نمي تواند نسخه مناسبي براي برون رفت از شرايط فعلي باشد ، « آلترناتيو فردي يا رهبران كاريزماتيك در جوامعي شكل مي گيرد كه سطح آگاهيهاي مردم پايين و در نتيجه مردم ، رهبران كاريزما را كفيل و قيم خود انتخاب مي كنند كه چنين تفكري بر خلاف احترام به شعور و درك مردم قرار دارد . »

16 ـ آيا موسسه يا گروهايي هستند كه بر روي پيش بيني هاي لازم براي نحوه گذار به حكومت آينده و برنامه ريزي هاي بعد از فروپاشي حكومت اسلامي كار كنند ؟ چگونه مي توان عملكرد آنها را بهبود بخشيد ؟

جواب : بله وجود دارد ، لااقل دو تا از اين موسسه ها را نگارنده مي شناسد ، يك : تشكيلات « sos iran » دو : تشكيلات مربوط به منشور 81 ، نگارنده پس از مطالعه هر دوي اين موسسه ها به اين نتيجه رسيدم هيچ اختلاف نظر خاصي بين آنها وجود ندارد لذا تشكيلات جدا از هم آنان نه تنها نمي تواند كمكي به آنها كند بلكه مي تواند فعاليتهاي موازي آنها را خنثي كند ، لذا اميدورايم پس از تامل آنها با يكديگر بصورت متحد به ادامه پژوهش درباره ايران آينده بپردازند ، « متاسفانه در ايران روندي كه مانع اتحاد نيروهاي اپوزوسيون مي شود اين است كه هر گروه براي اتحاد با گروه ديگر خواستار ، قرار گيري گروه ديگر در زير مجموعه گروه خودش مي شود لذا اميدواريم اين دو گروه با حفظ احترام متقابل بدون اينكه گروهي زير مجموعه گروه ديگر قرار گيرد دست به ائتلاف بزنند قطعا نزديكي هر دو گروه به هم مي تواند پوشاننده ضعفهاي ديگري و تعميم دهنده مشروعيت ديگري باشد » شايان ذكر است تقريبا غالب نيروهاي سياسي اپوزوسيون دست به انتشار ويژگيهايي از حكومت آينده زده اند كه تقريبا همه آنها در خطوط اصلي داراي مواضع مشترك هستند اما با كمال تاسف هيچگونه بيانيه جمعي مشتركي توسط آنها صادر نشده است « اين موضوع نشان دهنده ضعف ديپلماتيك گروهي هاي سياسي با هم است » ادامه دارد

به اميد ايراني آزاد و مدرن

كاوه شيرزاد

[email protected]
www.kavehshirzad1.persianblog.com

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/13976

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آلترناتيو ، رفراندم ، حكومت آينده ، 16 سوال و 16 پاسخ، كاوه شيرزاد' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016