گروه سياسى ، محمدجواد روح:«دانشجويان علم و صنعت نسبت به هتك حرمت رئيس دانشگاه خود به شدت معترض مى باشند و تا پيگيرى كامل موضوع در سر كلاس ها نمى روند.» اين متن پيام كوتاهى است كه پنجشنبه شب به تلفن هاى همراه بسيارى از دانشجويان، استادان دانشگاه و فعالان سياسى و مطبوعاتى ارسال شد. پيامى كه نشان مى داد با وجود گذشت ۴۸ ساعت از درگيرى ها و گروگانگيرى شكل گرفته در دانشگاه علم و صنعت و در حالى كه رئيس مضروب اين دانشگاه صبح پنجشنبه از بيمارستان مرخص شد، همچنان فضاى ملتهب و اعتراض آميزى در دانشگاه علم و صنعت حكمفرماست. فضايى كه نشانه هايى از تسرى آن به ساير دانشگاه ها نيز به چشم مى خورد و احتمال آنكه دور تازه اى از اعتراضات دانشگاهى را شكل دهد، به وجود آورده است. با توجه به حوادث شكل گرفته در دانشگاه علم و صنعت كه طى آن استادان دانشگاه و اعضاى هيات علمى نيز به شكلى گسترده در آن به موضع گيرى دست زدند، پيش بينى مى شود كه در دور تازه اعتراضات، دانشجويان تنها نمانند و استادان نيز در دفاع از جايگاه و حرمت دانشگاه نيز به ميدان بيايند. چنانكه اعضاى هيات علمى دانشگاه علم و صنعت ايران صبح ديروز با تشكيل جلسه اى ضمن بحث و تبادل نظر درخصوص حادثه اخير اين دانشگاه، با اكثريت قاطع آرا تصويب كردند كه تا اعلان كميته پيگيرى اعضاى هيات علمى دانشگاه مبنى بر اعاده از دانشگاه، اساتيد از شركت در كلاس ها خوددارى كنند. با اين حال نكته اى كه به نظر مى رسد در شرايط فعلى بيش از هر چيز توجه به آن ضرورت دارد، درس آموزى از تجربه هاى پيشين در اعتراضات دانشگاهى است. اعتراضاتى كه هرچند براى دفاع از اعتقادات و حقوق دانشگاهيان نظير حق آزادى آكادميك، دفاع از آزادى مطبوعات، مخالفت با خصوصى سازى دانشگاه ها، اعتراض به مسائل صنفى و محكوم كردن حكم اعدام يك استاد دانشگاه شكل گرفت ، اما در نهايت در برخى موارد سمت و سويى پيدا كرد كه در نقطه مقابل خواست اوليه دانشجويان قرار داشت. به گونه اى كه به عنوان نمونه در حادثه كوى دانشگاه خاتمى گفت «كه روند امور به سمتى رفت كه در نهايت جاى متهم و شاكى عوض شد.» چنين تجاربى است كه باعث شده برخى فعالان سياسى اصلاح طلب در روزهاى اخير از دانشجويان خواسته اند تا در موضع گيرى و واكنش خود به حادثه دانشگاه علم و صنعت با حساسيت بيشترى عمل كنند و از گسترده كردن مطالبات به گونه اى كه در نهايت حداقل خواست ها نيز محقق نشود خوددارى كنند. در عين حال فعالان سياسى اصلاح طلب و احزابى نظير جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب در بيانيه هاى خود در اين زمينه با دانشجويان و دانشگاهيان هم نظر هستند كه اگر واكنش مناسبى به حادثه اخير صورت نگيرد، احتمال تكرار حوادثى مشابه در آينده بسيار زياد است. اين تحليل هنگامى پررنگ تر مى شود كه به ويژگى هاى خاص حادثه اخير و نيز موضع گيرى هاى جريان مخالف اصلاحات توجه شود و تصويرى روشن تر جايگزين هاله خاكسترى رنگى شود كه پيرامون اين حادثه قرار گرفته است. برخى از اين ويژگى ها بدين شرح هستند.
۱-موقعيت دانشگاه علم و صنعت
دانشگاه علم و صنعت ايران كه در سال ۱۳۰۷ هجرى شمسى پايه گذارى شد از مهمترين دانشگاه هاى ايران در رشته هاى فنى و مهندسى است. اين در حالى است كه به طور كلى تمايل به فعاليت هاى سياسى و اجتماعى نيز در ميان دانشجويان رشته هاى فنى بيشتر از رشته هايى نظير علوم انسانى و پزشكى است. بر همين اساس دانشجويان دانشگاه علم و صنعت همواره در كنار همتايان خود در دانشگاه هايى نظير اميركبير، صنعتى شريف و دانشكده فنى دانشگاه تهران از دانشجويان فعال در اين عرصه ها به حساب آمده اند. گرچه كه بافت خاص اين دانشگاه به گونه اى بوده كه اغلب اختلافات بينشى و نگرشى نسبت به دانشگاه هايى نظير اميركبير (پلى تكنيك) و حتى دانشگاه تهران در آن وجود داشته است. اين مسئله بيشتر به خاطر وجود پايگاه و جايگاه نسبتاً قوى طيف هاى راست سنتى و راديكال در ميان دانشجويان و به ويژه استادان اين دانشگاه به وجود آمده است. پايگاه اين جريانات پس از انقلاب تقويت شده است، به طورى كه طيف استادان راستگراى دانشگاه علم و صنعت كه در تشكل هايى نظير بسيج اساتيد و حتى تشكل هاى سياسى جناح راست عضويت دارند، با استفاده از پايگاه و نفوذ خود در اين دانشگاه تلاش داشته اند سمت هاى مديريتى آن را به دست آورند . وجود چنين فضايى در دانشگاه علم و صنعت است كه باعث مى شود حركات و فعاليت هاى محدود گروه هايى نظير انجمن اسلامى دانشجويان و نيز نشريات دانشجويى فعال در اين دانشگاه با وجود آنكه نسبت به دانشگاه هاى ديگر تهران با ملاحظه كارى و ادبيات ملايم ترى همراه است، باز هم به آسانى تحمل نشود و واكنش هايى از آن گونه كه سه شنبه گذشته و به هنگام سخنرانى «سيد مصطفى تاج زاده» و «ابراهيم يزدى» شكل گرفت، شكل گيرد كه در سال هاى اخير نمونه هايى از آن را مى توان سراغ گرفت. در مهرماه سال ۷۷ سعيد حبيبى» برادر زاده دكتر «حسن حبيبى» (معاون رئيس جمهورى در دولت هاى رفسنجانى و خاتمى) كه از دانشجويان اين دانشگاه بود، به دنبال يك سخنرانى درباره مسائل سياسى با واكنش گروه هايى نظير بسيج دانشجويى مواجه شد و پس از دستگيرى، در دفتر اين تشكل چند ساعتى نگه داشته شد كه در نهايت و ظاهراً به دنبال اختلاف نظر ميان اعضاى بسيج دانشجويى به وى اجازه خروج از آن دفتر داده شد. در خردادماه سال ۷۸ نيز سخنرانى دكتر عبدالحسينى كه به مناسبت بزرگداشت دكتر شريعتى ايراد شده بود، با واكنش گسترده گروه هاى محافظه كار فعال در دانشگاه مواجه شد. پس از اين سخنرانى اعضاى بسيج دانشجويى و حزب الله دانشگاه علم و صنعت با مراجعه به مديريت دانشگاه به اين مسئله اعتراض كردند و گفتند كه ولايت فقيه در اين دانشگاه مورد هجمه قرار گرفته است. مديران دانشگاه در پاسخ اعلام كردندكه سخنران داراى مجوز بوده و اگر درباره محتواى آن شكايتى هست ارائه كنيد تا از طريق مراجع قانونى پيگيرى شود. به دنبال آن بسيج دانشجويى تحصنى اعتراض آميز را در مقابل دفتر رياست دانشگاه سازماندهى كرد و شكايتى نيز عليه عبدالحسينى مطرح شد كه به بازداشت وى انجاميد. پس از قضاياى سعيد حبيبى و عبدالحسينى كه دومى در آستانه حوادث كوى دانشگاه و در فضاى ملتهب سياسى سال ۷۸ رخ داد، حادثه سه شنبه گذشته سومين مورد عمده از اين دست حوادث طى سال هاى پس از دوم خرداد محسوب مى شود. سال هايى كه فضاى سياسى و فرهنگى دانشگاه ها به سمت و سويى مخالف خواست و ايده آل هاى محافظه كاران رفت و طبيعى بود كه در دانشگاهى چون علم و صنعت كه آنان پايگاه و جايگاهى دارند، واكنش ها بيشتر و چشمگيرتر باشد.
۲ _ موقعيت رئيس دانشگاه
«محمدتقى صالحى» تا سه شنبه پيش، وجهه اى چنين سياسى نداشت. شايد از همين رو بود كه مهاجمان اصولگرا به خاطر نداشتند كه او در اواخر دهه ۶۰ زمانى كه در انگلستان به سر مى برد، مسئول تيم پيگيرى حكم امام خمينى درباره سلمان رشدى بوده است. عضو هيات علمى و قائم مقام سابق دانشگاه علم و صنعت كه همين امسال با راى بالاى ۹۰ درصدى اعضاى هيات علمى دانشگاه به رياست آن رسيده، پيش از اين بيشتر تكنوكراتى محسوب مى شد كه البته وجهه اى دانشگاهى نيز داشت. صالحى كه در دوران اوج اصلاحات و گشوده بودن فضاى سياسى جامعه و دانشگاه در عرصه اقتصاد فعال بود و مدير عاملى منطقه آزاد چابهار را برعهده داشت، زمانى به دانشگاه و مديريت فرهنگى اقبال نشان داد كه نه تنها محافظه كاران در معادلات كلى قدرت به جايگاه پيشين بازگشته بودند و در مقام تحكيم و تثبيت خويش بودند كه در دانشگاه علم و صنعت نيز تحولاتى به ضرر اصلاح طلبان شكل گرفته بود. پيروزى ائتلاف آبادگران در انتخابات سال ۸۱ شوراهاى شهر و روستا و رسيدن «محمود احمدى نژاد» به شهردارى تهران از عناصر بانفوذ محافظه كاران در معادلات داخلى دانشگاه علم و صنعت بود. احمدى نژاد كه از اعضاى هيات علمى دانشگاه علم و صنعت و دانش آموخته رشته معمارى است در دو سال اخير پيشرفتى جدى در سلسله مراتب مديريتى كشور داشته است. او كه خود از اعضاى شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى است و نقش مهمى در سازماندهى انتخاباتى ائتلاف آبادگران به ويژه در انتخابات شوراى شهر تهران داشته، توسط شوراى شهر جديد به شهردارى تهران انتخاب شد. احمدى نژاد كه همواره از منتقدان جدى مديران اصلاح طلب در دانشگاه علم و صنعت محسوب مى شد، قدرتى فراتر از معادلات دانشگاهى گرفته است؛ تا آنجا كه از وى به عنوان يكى از گزينه هاى مطرح براى كانديداتورى از سوى محافظه كاران در انتخابات رياست جمهورى بهار آينده نام برده مى شود. در دست گيرى مسئوليت مديريت دانشگاه آن هم به شكل انتخابى و دموكراتيك در چنين شرايطى از سوى يك چهره دوم خردادى يا مستقل مى توانست شرايط سختى را براى وى به همراه داشته باشد و صالحى هم از اين قاعده مستثنى نبود. نهادهاى منتقد سنتى مديريت دانشگاه متاثر از تحولات شكل گرفته در فضاى دانشگاه و قدرت گرفتن طيف محافظه كار انتقادهاى خود را به عملكرد مديريت و فضاى فرهنگى دانشگاه شدت بخشيدند. اين امر مسئله اى است كه در ماه هاى اخير در دانشگاه هاى مختلف تهران و شهرستان ها به چشم مى خورد كه از جمله موارد اخير آن مى توان اطلاعيه بسيج دانشجويى دانشگاه علامه طباطبايى را نام برد كه عليه «نجفقلى حبيبى» رئيس اين دانشگاه صادر شده؛ رئيسى كه عضو دفتر سياسى جبهه مشاركت و از فعالان جريان دوم خرداد است. روشن است كه وقتى دانشگاه هايى نظير علامه كه در آن طيف هاى اصلاح طلب و حتى دگرانديش از پايگاه قابل توجهى برخوردارند، در شرايط جديد با چنين مسائلى مواجه مى شوند، وضعيت دانشگاهى چون علم و صنعت كه در آن محافظه كاران از پايگاهى سنتى برخوردارند، چگونه خواهد بود. حتى اگر مدير آن چهره اى نه چندان سياسى و برگزيده بيش از ۹۰ درصد اعضاى هيات علمى باشد.
۳- ويژگى هاى مراسم و سخنرانان
مراسمى كه روز سه شنبه در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد، دومين روز از سمينارى سه روزه تحت عنوان «انتخابات رياست جمهورى آينده» بود. در اين سمينار چهره هايى از همه جريان هاى سياسى فعال حضور داشته اند. در روز نخست «طه هاشمى» مديرمسئول روزنامه تعطيل شده «انتخاب» و نماينده سابق مجلس به همراه «حجت شريفى» از اعضاى سازمان ادوار تحكيم وحدت حضور داشته اند. هاشمى خود را از طيف موسوم به جريان سوم و ميانه مى داند و روابط خوبى با گروه هايى نظير مجمع روحانيون مبارز و كارگزاران سازندگى دارد. شريفى هم از فعالان سياسى جوانى است كه سابقه عضويت در شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت را دارد و اكنون با تشكيلات اصلاح طلب ادوار تحكيم همكارى دارد. روز دوم سمينار به سخنرانى «سيدمصطفى تاج زاده» عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت و «ابراهيم يزدى» دبيركل نهضت آزادى اختصاص داشت كه در نهايت با تنش همراه شد. در روز سوم سمينار هم كه به دليل درگيرى هاى روز قبل برگزار نشد، قرار بود «عماد افروغ» و «على يوسف پور» سخنرانى كنند. اين دو تن، هر دو از فعالان جناح محافظه كار به حساب مى آيند. افروغ از اعضاى ائتلاف آبادگران است كه از طريق اين ليست به مجلس هفتم راه پيدا كرد. يوسف پور نيز دبير انجمن روزنامه نگاران مسلمان و عضو شوراى مركزى جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامى است كه هر دو از تشكل هاى جوان اما فعال جناح محافظه كار به حساب مى آيند. اين سمينار توسط نشريه دانشجويى «سبزانديشان» برگزار شده بود و نخستين اقدام جدى جريان هاى دانشجويى در زمينه انتخابات رياست جمهورى به حساب مى آمد. اين مسئله از آنجا اهميت دارد كه انجمن هاى اسلامى دانشجويان و مجموعه دفتر تحكيم وحدت از زمان انتخابات مجلس ششم كه همراهى با اصلاح طلبان خواست ها و مطالبات آنها را تامين نكرد، به تدريج از فعاليت سياسى در شكل عادى آن فاصله گرفتند و به بحث هاى تئوريك توجه بيشترى نشان داد. ضمن آن كه برخى انجمن هاى اسلامى با نااميدى از ابزارهاى درونى و داخلى براى اصلاح امور، انتقادها و توجه خود را به جهان خارج معطوف داشتند و از ابزارهايى نظير انتخابات فاصله چشمگيرى پيدا كردند.
با اين حال تجربه اى كه پس از شكل گيرى شوراهاى شهر در شهرهاى بزرگ و نيز مجلس هفتم براى فعالان سياسى و از جمله دانشجويان به دست آمد، تا حدودى نگاه پيشين به مسائلى نظير انتخابات و به طور كلى سياست ورزى را تا حدودى تعديل كرده است تا آنجا كه تشكل هاى دانشجويى جلساتى را براى بررسى شرايط سياسى كشور و از جمله مسئله انتخابات رياست جمهورى سامان داده اند. اين نشست ها نه فقط در دانشگاه هايى نظير دانشگاه تهران كه به گروه هاى اصلاح طلب نزديك هستند تشكيل شده كه دانشگاه هايى نظير اميركبير هم كه رويكردى راديكال در اين زمينه دارند، اقداماتى را آغاز كرده اند. در اين ميان واكنش خشونت آميز شكل گرفته نسبت به همايش برگزار شده در دانشگاه علم و صنعت نشان از آن دارد كه طيف محافظه كار به شدت از فعال شدن دوباره دانشجويان در عرصه فعاليت هاى سياسى و انتخاباتى احساس نگرانى مى كند. كابوس تكرار آنچه كه در انتخابات دوم خرداد توسط دانشجويان شكل گرفت، هر چند محدودتر و كم عمق تر مى تواند در برهم زدن پروژه انتخاباتى و برنامه هاى سياسى كلان محافظه كاران نقش مهمى بازى كند. اين نگرانى از اواسط تابستان امسال و همان زمان كه روزنامه «كيهان» نسبت به اظهارات تاج زاده در جشنواره تابستانى پلى تكنيك واكنش نشان داد، آشكار شد. در آن جشنواره تاج زاده با انتقاد شديد از انفعال سياسى شكل گرفته در ميان دانشجويان آنها را به سياست ورزى فراخوانده بود. هرچند كه اين فعاليت سياسى، با نقد هاى صريحى عليه اصلاح طلبان توام باشد. در ميان فعالان دانشجويى نيز در ماه هاى اخير بحث درباره انتخابات رياست جمهورى درگرفت كه نمونه هاى از آن به شكل مقالاتى توسط اعضاى دفتر تحكيم وحدت در روزنامه ها درج شد. مسائلى كه از سوى فعالان سياسى، روزنامه ها و برخى اعضاى راستگراى مجلس هفتم در روز هاى پس از حادثه دانشگاه علم وصنعت مطرح شد مبنى بر اينكه «حضور غير قانونى ابراهيم يزدى و مصطفى تاج زاده در دانشگاه علم وصنعت عامل تشنج بود» (به عنوان مثال نگاه كنيد به ستون «شنيده ها و نكته ها»ى شماره ديروز «رسالت»)، نشانى ديگر از نگرانى محافظه كاران نسبت به شكل گيرى دور تازه اى از تعامل و همكارى سياسى و فكرى ميان اصلاح طلبان و دانشجويان است. چرا كه برخلاف ادعاى محافظه كاران سمينار برگزار شده در دانشگاه علم وصنعت داراى مجوز قانونى بوده است. ضمن آنكه مراجعه به متن سخنان يزدى و تاج زاده در اين سمينار كه عصر روز سه شنبه دوازدهم آبان ماه به روى خروجى خبرگزارى كار ايران (ايلنا) قرار گرفت نشان مى دهد كه اظهارات اين دو فعال سياسى با وجود لحن انتقادى كه در آن نسبت به شرايط كشور به چشم مى طورد، در دسته «سخنرانى هاى شديد اللحن» قرار نمى گيرند. يزدى در سخنان خود اعلام كرده كه نهضت آزادى انتخابات را تحريم نمى كند اما در عين حال فراهم شدن زمينه هاى يك انتخابات آزاد را به گفته وى، از جمله آنها رفع توقيف مطبوعات و آزاد شدن فعالان سياسى، روزنامه نگاران و دانشجويان است، خواستار شده است. تاج زاده نيز استراتژى هاى موجود در نزد اصلاح طلبان پيرامون انتخابات رياست جمهورى را تبيين كرده و از قوى شدن توامان جامعه مدنى و دولت در ايران دفاع كرده است. اين اظهارات براى كسانى كه مسائل سياسى كشور را پيگيرى مى كنند موضوع جديدى محسوب نمى شود و در واقع مطلبى است كه در ماه هاى اخير بارها توسط اعضاى جبهه مشاركت و فعالان ملى _ مذهبى (از جمله اعضاى نهضت آزادى) بيان شده و تاج زاده و يزدى نيز در مصاحبه ها و مقالات پرشمار خود به آنها پرداخته اند. بنابراين به نظر نمى رسد كه اظهارات اين دو فعال سياسى دليل مناسبى براى «واكنش خودجوش» معترضان باشد. در اين صورت تنها گزينه موجود آن است كه بگوييم معترضان نسبت به نفس حضور تاج زاده و يزدى در دانشگاه خود واكنش نشان داده اند و خواسته اند اين مطلب را بيان كنند كه برپايى چنين سخنرانى ها و سمينارهايى كه با نزديك شدن به زمان انتخابات بر تعداد آنها افزوده مى شود، امن و بى هزينه نخواهد بود. چنان كه روز جمعه نيز خبرگزارى فارس مدعى شد كه واكنش هاى مشابهى نسبت به حضور ابراهيم يزدى در دانشگاه شيراز به وجود آمده است. تداوم چنين اتفاق هايى كه مى تواند به افزايش حساسيت در ميان هيأت هاى نظارت و روساى دانشگاه ها و نيز نهادهاى امنيتى و انتظامى منجر شود و زمينه فعاليت سياسى گروه هاى غيرمحافظه كار در دانشگاه ها دست كم تا مقطع انتخابات رياست جمهورى را از بين ببرد. پس از آن هم ديگر دانشگاه مى ماند و مديران محافظه كار كابينه نهم .