فقط يک حرف بود. حتی اعضای کميسيون فرهنگی مجلس هم از احتمال تهيه يک نامه اعتراضی از سوی نمايندگان مجلس برای زير آب رفتن عيلام نو با چند هزار سال قدمت خبر ندارند. امروز آخرين روزی است که عيلام نو زير نور خورشيد نفس خواهد کشيد و از آن پس به جرگه ميراث زير آب خواهد پيوست. کلنگ سد ملی کارون ۳ دی ماه سال ۷۲ زده شد. در همان دوران مشخصات نيروگاه کارون ۳ مشخص و شفاف بود اما در آن سال ها مقوله ميراث فرهنگی هنوز چندان مشغله ذهنی دولتمردان نبود که بخواهند با احتمال به زير آب رفتن منطقه ايذه و آياپير تلاشی برای تغيير مکان پروژه و يا اقدامات احتمالی ديگری انجام دهند. ۹ سال و ۶ ماه کارگران و مهندسان طبق برنامه، بزرگ ترين سد تاريخ ايران را بالا بردند تا در آخرين ماه های پايان پروژه کشف تازه ای اعلام شد. با شروع آبگيری سد کارون ،۳ بخشی از محوطه باستانی آياپير پشت سد قرار گرفته و به زير آب خواهد رفت. در ادامه اين اتفاق تنها پل معلق قاجاری ايران، يک قبرستان، قلعه و کاروانسرای مربوط به دوره های عيلامی، پيش از عيلامی، تاريخی و اسلامی زير آب خواهد رفت. شايد بايد اين بار هم همچون هميشه پروژه های عمرانی و اقتصادی را عامل مهمی در تخريب محيط زيست و ميراث فرهنگی کشور دانست. همچون احداث پل مريدی در منطقه بيشابور که محوطه باستانی را مورد تعرض قرار داده و يا احداث پايانه در محوطه باستانی شوش، احداث متروی اصفهان و تخريب منطقه قديمی چهارباغ و هزاران مورد ديگر، اما اين بار می توان مسئولان حوزه ميراث فرهنگی را مورد پرسش قرار داد که قربانی شدن عيلام نو از سهل انگاری وزارت نيرو است و يا دست روی دست گذاشتن ميراث فرهنگی کشور؟ کارون ۳ يک پروژه ملی معرفی می شود. پروژه ای که همه ابعاد اقتصادی و ملی آن تعريف شده است. اما اعلام اين معرفی نه به منظور حمايت از کارون ۳ و شروع آبگيری آن از فردا است که به نشانه اعتراضی است که می توان گفت: همگان از اين پروژه از ساليان دور خبر داشتند و اينک در آخرين روزهای باقی مانده، مسئولان ميراث نمايندگان مجلس، NGOها و حاميان ميراث فرهنگی به فکر نجات محوطه باستانی چند هزار ساله برآمده اند. شايد امروز آخرين فعاليت های باستان شناسی در منطقه انجام شود. از فردا باستان شناسان و همه آنهايی که روزگاری از تاريخ زيستن انسان های منطقه زاگرس صحبت می کردند انگشت اشاره به نقطه ای دور در ميان درياچه تازه احداث شده در پشت سد خواهند گرفت و خواهند گفت: همزمان با اتمام بتون ريزی تاج سد کارون ۳ يک سايت که شامل اشيا و آثار زندگی در غار است در منطقه يافت شد، اما...
آياپير می توانست نجات پيدا کند. مثل يک رويا. اگر به همان اندازه که وزارت نيرو برای سد خود نقشه ريخت و برنامه ريزی کرد ما نيز مجال می يافتيم تا به جای مبارزه برای توجيه کردن ديگران مبنی بر حائز اهميت بودن ميراث فرهنگی برای آياپير برنامه بريزيم احتمالاً با قرار دادن بخشی از منطقه در يک آکواريوم، مجال می يافتيم با حفظ منطقه، فرصت جديدی در جذب گردشگر ايجاد کنيم. آکواريوم در زير درياچه پشت سد فقط يک رويا است اما واقعيت اين است که مثل هميشه روياهايمان به زير آب خواهد رفت. استاندار خوزستان به تکاپو افتاده است. گويی می خواهد در آخرين روز نفس کشيدن آياپير در زير نور خورشيد، حجت خود را تمام کند. اما مثل هميشه دير است.
نمايندگان مجلس خوزستان نيز به همان ديری اقدام کرده اند. گويی آنها هم می خواهند به مردم ديارشان بگويند ما تا آخرين روز تلاش مان را کرديم اما عجيب است که هيچ کس آغازين روز اين تلاش ها را نمی داند. وزير نيرو اعلام کرده است حتی يک روز هم آبگيری پشت سد به تعويق نخواهد افتاد. اهالی روستاها مدت ها است که بار خود را جمع کرده اند. باستان شناسان و مديران ميراث فرهنگی هنوز نمی دانند تا چه بخشی از منطقه به زير آب خواهد رفت. گويی آنها منتظرند تا سال ها بعد که از غرق شدن عيلام نو صحبت می شود انگشت اتهام را به سوی وزارت نيرو گيرند و فراموش کنند که هيچ کس برای نجات عيلام نو هيچ کاری نکرد. حتی يک نامه ساده با چند امضا با عنوان نمايندگان مجلس دو روز قبل از به زير آب رفتن عيلام نو.