بيش از يك هفته است كه جامعه دانشگاهى كشور در واكنش به هتك حرمت رياست دانشگاه علم و صنعت لباس اعتراض بر تن كرده اند. دانشجويان دانشگاه هاى تهران در حالى نشست هاى اعتراضى خود را نسبت به گروگانگيرى و ضرب وشتم رئيس دانشگاه علم و صنعت برگزار مى كنند كه اساتيد و اعضاى هيأت علمى را نيز در اين جمع همراه خود مى بينند. گويى هتك حرمت دكتر صالحى حلقه مفقوده همراهى و يكرنگى اساتيد و دانشجويان بود و پس از مدت ها اين دو گروه علمى را در فضايى خارج از كلاس درس در كنار هم قرار داد.
اگر چه در سال هاى اخير برخورد با اساتيد و اعضاى جامعه علمى كشور نيز در كنار برخورد با حركت هاى دانشجويى به عنوان ابزارى براى نيل به اهداف سياسى توسط برخى افراد تبديل شده و اعضايى از اين جامعه چه در كسوت استاد و چه در لباس دانشجو را به مهاجرانى موفق به جرايم ديگر تبديل كرده است، اما هيچ گاه نتوانسته انفعال و سكوت محض را بر فضاى علمى و دانشگاهى كشور تحميل كند. چرا كه اگر دانشجويان در حادثه كوى دانشگاه، اعضاى هيأت علمى دانشگاه ها را نيز در كنار خود ديدند و پيام همدردى آنان را از زبان خودشان شنيدند، در عوض اساتيد و اعضاى هيأت علمى نيز اعتراض هاى يكپارچه دانشجويان به حبس هاشم آقاجرى استاد دانشگاه تربيت مدرس و گروگانگيرى نجفقلى حبيبى رئيس دانشگاه علامه طباطبايى و ديگر برخوردها را شاهد بوده اند.
رابطه دوسويه اى كه اگرچه در زير سايه سنگين تفاوت جايگاه استاد، شاگردى در جامعه نيمه سنتى ايران پنهان شده است، اما تكانه اى كافى است تا اين دو قشر را در كنار هم بنشاند كه جز با همراهى استاد و دانشجو و در نتيجه تكريم و بزرگداشت جايگاه علم آموزى و وارثان دانش نمى توان سخن از پيشرفت و دستيابى به فناورى هاى جديد براى ورود و ماندن در دنياى امروز را به بيان آورد. پس بى سبب نبود كه يك هفته پس از تشكيل زنجيره انسانى دانشجويان بسيجى دانشگاه هاى تهران در اطراف سازمان انرژى اتمى، دانشجويان دانشگاه اميركبير در حركتى خودجوش و نمادين با تشكيل دو زنجيره انسانى در صحن دانشگاه بر پاسداشت مقام علمى و حرمت اساتيد و دانشجويان تاكيد كرده و اعتراض خود را اينچنين به هتك حرمت رئيس دانشگاه علم و صنعت نشان دادند.
اگر چه تعدادى از دانشجويان پيشتر با تشكيل يك سپر انسانى اطراف سازمان انرژى اتمى بر اين نكته تاكيد كرده بودند كه دستيابى به فناورى هسته اى صلح آميز از حقوق اوليه و غيرقابل چشم پوشى كشور است و بدين وسيله با عمل خود سياستگزاران دستگاه ديپلماسى كشور را بر اتخاذ موضعى محكم براى رسيدن به اين هدف فراخواندند اما دانشجويان دانشگاه اميركبير با تشكيل دو سپر انسانى متشكل از دانشجويان دختر و پسر بر اين مسئله پاى فشردند كه جز از طريق حفظ حرمت و تكريم شخصيت هاى علمى و دانشگاهى نمى توان و نبايد مدعى دستيابى به فناورى هاى جديد شد. بدين ترتيب بايد گفت كه فاصله آن زنجيره تا اين زنجيره جز از طريق علم و دانش و به بيان دقيق تر حاملان دانش پر نخواهد شد و مادامى كه تفكر برخورد با اهل علم به عنوان يك هدف بنيادى شناخته شود و در اذهان گروهى خاص جاى گيرد، زنگ خطر در جامعه همچنان خواهد نواخت. زنگى كه مانند هر اعلام خطرى بعد از وقوع حادثه به گوش خواهد رسيد.


