در نظر گرفتن نقش ويتريني و تزئيني براي مردم و نخبگان در پرونده هستهاي، مغاير با اصول و رويه نظام اسلامي و در تعارض با اهداف انقلاب است.
يك كارشناس ارشد مسائل هستهاي در گفتوگو با «بازتاب»، ضمن انتقاد از رويه حاكم بر فضاي اطلاعرساني در پرونده هستهاي جمهوري اسلامي گفت: مسئولان، نبايد شرايط را به گونهاي پيش ببرند كه اين تلقي در مردم و نخبگان ايجاد شود كه نقش آنان در پرونده هستهاي، صرفا نمايشي و ظاهري بوده و خواست افكار عمومي، در تصميمسازي اين پرونده نقشي نداشته است.
وي افزود: تاكتيك هميشگي مقامات مذاكرهكننده، مبني بر سري و محرمانه نگاه داشتن جزئيات پيشنهادها و مذاكرات از افكار عمومي تا مرحله نهايي شدن و تصميمگيري و سپس ممنوع كردن انتقاد و اظهارنظر افكار عمومي و نخبگان با اين بهانه كه تصميم گرفته شده و نبايد آن را تضعيف كرد، ميتواند به حذف افكار عمومي نخبگان و حتي مسئولان غيرمؤثر در مذاكرات از جريان پرونده هستهاي منجر شود.
اين استاد دانشگاه افزود: جاي اين پرسش وجود دارد كه اگر پرونده هستهاي مسئلهاي ملي است، چرا افكار عمومي و نخبگان، نبايد در جريان مذاكرات و پيشنهادهاي ايران و اروپا قرار گيرند و تنها پس از توافق و نهايي شدن نتايج، از آن باخبر شوند، در حالي كه به رغم آنكه موضوعات مذكور براي ملتهاي طرفهاي مقابل، به هيچ وجه اهميت مشابه ندارند، آنها پيش از اين روند مذاكرات، به صورت شفاف براي اطلاع رسانهها، نخبگان و انتقال پيشنهادات مطرح ميكردند و به تازگي با پافشاري طرف ايراني، قرار شده است كه هيچگونه خبري به صورت رسما يا غيررسمي از مذاكرات منتشر نشود.
اين كارشناس ادامه داد: وقتي همه اطلاعات محرمانه پرونده هستهاي به صورت فلهاي و در گزارشهاي صدهاصفحهاي در اختيار آژانس گذاشته ميشود و آژانس، نيز بخشهاي باارزش آن را در سايت اينترنتي خود در دسترس عموم قرار ميدهد، چرا اطلاعات مربوط به مذاكرات ـ كه طبقهبندي آن نسبت به اطلاعات محرمانه افشاشده هستهاي قابل مقايسه نيست ـ از ديد افكار عمومي پنهان ميماند؟
وي توضيح داد: به رغم اين شرايط، مسئولان توقع دارند كه اگر زماني، روند توافقات با اروپا به مشكل برخورد، مردم به صورت جدي وارد صحنه شده از موضع جمهوري اسلامي در پرونده هستهاي دفاع كنند.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: پررنگ و كمرنگ كردن نقش مردم در پرونده هستهاي و نامحرم دانستن آنان نسبت به برخي مذاكرات و توافقات، به بروز احساس دلسردي در افكار عمومي منجر ميشود و نخبگان اين احساس را پيدا ميكنند كه تنها براي برخي مواقع، حضور و نقش آنان مورد توجه است.
اگر ما واقعا در اين شعار كه پشتوانه اصلي نظام در پرونده هستهاي، حضور و حمايت مردم است، صادقيم، بايد صادقانه نيز افكار عمومي را در جريان مذاكرات و فراز و نشيبهاي پرونده قرار دهيم تا به يكباره، مردم از توافقات انجامشده، شگفتزده نشوند.
وي ادامه داد: وقتي ما مطالبات افكار عمومي را در پرونده هستهاي بالا برديم و در اظهارات مسئولان مختلف نظام، بر ايستادگي و عقبنشيني نكردن از حقوق خود تأكيد كرديم، ديگر نميتوانيم به سادگي، افكار عمومي را از پرونده هستهاي خارج كنيم و تنها به انتشار نتايج نهايي مذاكرات ـ كه با شعارهاي اوليه فاصله دارد ـ بسنده كنيم، چراكه در جامعه، با پيامدهاي نامطلوبي نسبت به نظام، روبرو خواهيم شد.
اين كارشناس در پايان تصريح كرد: عملكرد حكومت در پرونده هستهاي، به گونهاي بوده است كه مسائل اين پرونده، اكنون از محافل دانشگاهي، نخبگان و رسانهها به ميان عموم مردم كشيده شده و حتي در مساجد، مراكز فرهنگي و كوچكترين واحدهاي اجتماعي، نيز مورد توجه قرار گرفته است، بنابراين، مسئولان بايد به ديدگاههاي افكار عمومي در اين پرونده، كاملا توجه كرده، صرفا براي آنان نقش تزئيني و تبليغاتي در نظر نگيرند، چراكه عقبنشيني در اين پرونده، برخلاف ديدگاه جامعه، ميتواند، به كاهش بخش قابل توجهي از حمايتهاي مردمي از نظام بينجامد.