دوشنبه 25 آبان 1383

برای جلوگيری از تشديد قوميت گرايی چه بايد کرد؟، عليرضا قصری، روزنامه ايران

دردنيايی که هرقوم وملتی می کوشد هويت خود را درمقابل جهانی شدن حفظ کند، بديهی است ، تشديد هر حس وتمايلی که به مرزبندی های شفاف تر ميان قوميتها دامن بزند نيز دور از انتظار نخواهد بود. جهانی شدن ، بويژه در کشورهايی ازجهان که اقوام واقليتها از حقوق ومنزلت بايسته خود بهره مند نيستند، آنها را درموضعی تدافعی قرارداده و نوعی انسجام قوميتی درآنها پديد آورده است. اين روند در نقاطی ازجهان، قالبی شديد تر به خود گرفته ودرقامت « تلاشهای استقلال طلبانه» رخ نموده است.
به اين ترتيب موج جهانی شدن از يک سو و ناتوانی نظامهای سياسی واجتماعی درارضای خواستها و تمايلات اقوام از سوی ديگر، طی دهه های اخير بر حرارت قوميت گرايی درنقاطی ازجهان دامن زده است.
به رغم آنکه پيش بينی می شد با سرعت گرفتن روند جهانی شدن و نوسازی کشورها تمايلات قومی در جوامع مختلف، بيش از پيش رنگ ببازد، تجربه دو دهه اخير به وضوح ثابت کرد نوسازی کشورها نه تنها کمکی به زوال احساسات قومی ومحلی نکرده بلکه در بسياری از زمينه ها اين احساسات را تشديد نيز کرده است.
به باور بسياری از صاحبنظران ، رشد همزمان دو پديده به ظاهر متضاد درسطح جهان از شگفتی های دو دهه اخير است. ازيک سو شاهد تعميق فرايند « جهانی شدن» فرهنگ وبازارهای اقتصادی وشيوه های حقوقی وسياسی هستيم و از سوی ديگر، ظهور انواع اختلافهای قومی و تأکيد بربنيادی ترين هويتهای گروهی و وفاداری های قومی درنقاط مختلف جهان بسياری از مناسبات را تحت تأثير قرارداده است.
مرور اين عبارات ، شايد دروهله نخست تداعی کننده متن های تحقيقاتی و احتمالاً خسته کننده باشد اما اگر اين واقعيت را درنظر بگيريم که ايران نيز به عنوان کشوری کثيرالقوم نمی تواند از اين روند جهانی جدا بماند، آنگاه خود را نه با يک سری اظهار نظرهای صرفاً کارشناسانه بلکه با واقعيتی عينی وکاملاً ملموس مواجه می بينيم.
اين واقعيت که تحولات نوين درعرصه های جهانی، قوميتهای مختلف درکشورهای گوناگون جهان را به نوعی رفتار واکنشی واداشته است واحساسات قومی وانگيزه اقوام مختلف برای دستيابی به نوعی انسجام را تقويت کرده، ازآن جهت مورد توجه دولتها ونخبگان کشورها قرار گرفته است که طی دو دهه اخير منشأ تحولات سياسی واجتماعی مهمی بوده است. به گفته يک کارشناس قوميت شناسی، اکنون شاهد تشکيل انواع اتحاديه ها وبازارهای مشترک در جهان هستيم اما درعين حال بسياری از اين اتحاديه ها دربطن خود انواع تفرقه ها وتضادها را می پرورانند.
دکترکاووس سيد امامی، عضو هيأت علمی دانشگاه معتقد است در جهان کنونی که پنج هزار (و به قولی ۱۰هزار) زبان جداگانه وجود دارد، اگر هريک از گروههای قومی جهان که به زبان خاص خود سخن می گويند، قصد داشته باشند يک دولت ملی جداگانه تشکيل بدهند، جهانی که در آينده شاهد آن خواهيم بود، طبعاً از جهان کنونی بسيار متفرق تر خواهدبود.
به گفته اين استاد دانشگاه روزگاری در اتحاد شوروی، ۱۰۴ گروه قومی در قالب يک کشور متحد همزيستی داشتند و امروز ۱۵کشور مستقل پرچم های ملی خود را برفراز جسد اتحادشوروی برافراشته اند.
اروپايی که اکنون وحدت خود را بطور نمادين در واحد پولی مشترک به نمايش می گذارد، متشکل از ۷۵ منطقه فرهنگی ـ قومی جداگانه است که بطور بالقوه، می تواند به ۷۵ کشور مستقل تقسيم شود.
در برآوردی کلی بايد اذعان داشت، تحولات دو دهه اخير در جهت تشديد اختلاف های قومی در درون کشورها، پيش بينی بسياری از نظريه پردازان نوسازی و نيز رهروان مکتب جهانی شدن را که براساس آن جهان به ناچار به سوی نوعی ادغام فرهنگی و قومی به پيش می رود، باطل کرده است. در مقابل جنبش های قومی و ناسيوناليستهای قومی در جهان، رشد قابل ملاحظه ای داشته اند. در چنين اوضاع و شرايطی، بسياری از کشورهايی که در گذشته با پشت سرگذاردن فرآيند سخت و دردناک «ملت سازی» تولد يافته اند، اکنون به عنوان يک واحد ملی زيرسؤال رفته اند و امواج قوم گرايی و جدايی طلبی، آنها را فراگرفته است.
در واقع بررسی جوامع مختلف نشان دهنده آن است که تنها ۱۰درصد کشورهای جهان به لحاظ قومی، همگن يا يکدست به شمارمی آيند.
با لحاظ کردن چنين واقعيت هايی، اين سؤال مطرح می شود که کشور ما کجای اين جداول آماری قرار گرفته و ملاحظات قومی، از نوع آنچه ذکر شد، تا چه حد درمورد ايران صدق می کند؟
دکتر جواد اطاعت، مشاور وزير کشور با استناد به يکی از تحقيقات معتبر درمورد قوميت های ايرانی درصد هر يک از اقوام ده گانه را اينگونه ذکر می کند: فارس ۵۰‎/۲ درصد، آذری ۲۰‎/۶ درصد، گيلکی ۶‎/۱ درصد، لری ـ بختياری ۵‎/۷ درصد، کرد ۵‎/۶ درصد، مازندرانی ۴‎/۹ درصد، بلوچ ۲‎/۳ درصد، عرب ۲ درصد، ترکمن ۱‎/۷ درصد و ارمنی آشوری ۰‎/۹ درصد.
وی با اشاره به محتوای کتاب «قوميت و قوم گرايی در ايران، از افسانه تا واقعيت» نوشته دکتر حميد احمدی می گويد: نگاهی به وضعيت قوميت ها در ايران نشان می دهد کشوری در طول تاريخ خود، مشکلی به نام قوميت نداشته ولی طی دهه های اخير وجود سه عامل باعث پررنگ شدن اين بحث شده است.
اين سه عامل را تحولات نظام بين الملل، نخبگان سياسی و مدرنيسم و نوسازی تشکيل می دهند.
به گفته اطاعت، بحران ها و رويدادهايی نظير جنگ جهانی زمينه ای در عرصه نظام بين الملل فراهم کرد که شوروی، نيروهای خود را از آذربايجان خارج نکند و حکومت خودمختار به وجود آورد،کردها نيز متأثر از آذری ها، جمهوری خود مختار مهاباد را به وجود آوردند و از آنجا که دولت مرکزی ايران، درگير بحران های آن زمان بود، مشکل سرفصل قوميت ها در آن منطقه بروز يافت.
از سوی ديگر طی سال ها اخير بارها مشاهده شده است نخبگان اقوام، طرح مطالبات قومی را به عنوان ابزاری برای تقويت پايگاه خود درميان جامعه مورد استفاده قرار داده اند. به عنوان مثال می توان به يکی از نمايندگان مجلس اشاره کرد که دائماً مشکلات قوميتی حوزه نمايندگی اش را پررنگ می کرد تا با گرفتن امتيازات بيشتر از دولت مرکزی پايگاه خود را نزد مردم تقويت کند.
مدرنيسم هم عامل ديگری است که ملاحظات قومی را در ايران تشديد می کند. تا زمانی که نظام های اجتماعی مناطق مختلف کشور سنتی است، رفتارها و رويکردها نيز ملاحظات خاص قوميتی را ايجاد نمی کند اما به محض آنکه دولت مرکزی درصدد بر می آيد مناطق سنتی را توسعه ببخشد و بحران نفوذش را در مناطق مختلف حل کند، خود به خود در تقابل با سنت ها و آداب و رسوم بومی و محلی قرار می گيرد. در واقع اين تعارضی است که ميان دولت مرکزی و بخش های سنتی جامعه ايجاد می شود اما در مناطقی که قوميت ها ساکن هستند، رنگ و بوی مشکلات قوميتی نيز بيشتر می شود.
آنچه برشمرديم مجموعه عواملی است که می تواند موجب بروز و ظهور قوميت گرايی در ايران شود، اما سؤالی که اينک مطرح می شود اين است که آيا اين عوامل در حال حاضر در ايران فعال است يا خير؟ به بيان واضح تر، آيا قوميت گرايی در ايران، آنچنان تشديد شده است که به پروژه مطالعاتی مهمی برای پژوهشگران و دغدغه ای جدی برای دستگاه های سياسی ـ امنيتی ذيربط تبديل شود؟
آنچه اخيراً تحت عنوان گرايش های پان ترکيسم مطرح می شود و يا تمايلات قوميتی که به ويژه پس از تحولات اخير عراق، در کردستان ايران مورد توجه قرار می گيرد تا چه ميزان واقعی است و تا چه حد سوژه ای تبليغاتی و رسانه ای به شمار می آيد؟
گرايش های قوميتی در نقاط مختلف ايران اعم از مناطق ترکمن نشين سيستان و بلوچستان، اجتماعات عرب زبان جنوب، کردستان ومناطق آذری زبان تا چه حد ملاحظات امنيتی و سياسی برای کشور ايجاد کرده؟ آيا اين تمايلات، آنچنان که برخی ناظران برآورد می کنند «فراگير» و «تأثيرگذار» است يا صرفاً از جانب چهره ها و گروه هايی خاص، ترويج می شود.
به گفته جواد اطاعت، مشاور وزير کشور، در حال حاضر هيچ پرونده خاصی به نام ملاحظات ناشی از قوميت گرايی در نقطه ای خاص از ايران در نهادهای ذيربط، گشوده نشده است و پديده قوميت ها در کشور، صرفاً از منظر تحقيقات و پژوهشی مورد توجه نهادها و بخش های اجرايی مرتبط، قرار دارد.
به هر صورت اين واقعيت ملموس را نمی توان ناديده گرفت به ويژه که پس از تحولات سال های اخير در منطقه، از جمله تغيير رژيم های افغانستان و عراق، نگاه به تأثيرات قوميت ها در معادلات سياسی و امنيتی ايران،موشکافانه تر و حساس تر شده است. همچنين در پيش گرفتن برخی رويه های سياسی و حاکميتی در داخل ايران توانسته است بر حساسيت اين موضوع بيفزايد؛ واقعيتی که محور بخش دوم گزارش ما را تشکيل خواهد داد.

شايد همين يک مثال کافی باشد:
«شيعه ها، سنی ها و زردشتی ها در روستايی به نام امام کندی با هم زندگی می کنند، در فضايی دوستانه، قرن ها است اين همزيستی ادامه دارد، بدون اينکه هيچ يک از اين گروهها بخواهد از ديگری جدا شود و شکافی ميان آنها به وجود آيد. روستايی کوچک در مجاورت اروميه.»
شايد همين يک مثال کافی باشد تا نشان دهد اقوام يا پيروان مذاهب مختلف در ايران قادرند قرنها بدون کمترين چالشی در کنار يکديگر زندگی کنند، بی اينکه هيچ يک نيازی به اعلام استقلال از ديگری داشته باشد.
اينها سخنان نماينده سابق مردم اروميه در مجلس است. او وقتی با سؤالی مبنی بر تمايلات قوميتی در مناطق آذری زبان روبرو می شود، تأکيد می کند زيستن در کنار يکديگر و در سايه کشوری بزرگ به نام ايران برای همه اقوام ايرانی مسأله ای حل شده است.
به باور وی و بسياری ديگر از نخبگان، تمايلات «مخرب قومی» نظير تمايلاتی که با محوريت استقلال خواهی بروز می کند، در حال حاضر به هيچ عنوان در ميان توده های مردم، شکل و قالبی فراگير به خود نگرفته است، يعنی مردمان اقوام و طوايف کشورمان به تمايلات قومی شان تا آنجا بها می دهند که مليتشان را به چالش نکشاند.
به گفته امانی، اين قاعده حداقل در مورد ۳۰ ميليون ايرانی صدق می کند که به زبان آذری تکلم می کنند و يا در محدوده جغرافيای انسانی آذری زبانها دسته بندی می شوند. در واقع روستای «امام کندی» مثال و مشتی از کل جامعه ايران و اقوام و پيروان مذاهب آن به شمار می آيد.
به گفته حميدرضا جلايی پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در صورتی که تعريف صحيحی از دولت ـ ملت در کشور رواج يابد، قوميتها به خودی خود منشأ هيچ دغدغه امنيتی نخواهند بود.
وی ادامه می دهد: می توان دو تعريف از ملت ارائه کرد که هر يک پيامدهای خاص خود را به همراه خواهد داشت. در تعريف نخست تمام انسانهايی که در يک سرزمين هستند، از حقوق برابر برخوردارند و دولت صرفاً نماينده آنها به حساب می آيد، لذا با اين تعريف اگر تنوع قوميتی نيز در يک ملت وجود داشته باشد، تمامی اعضای آن ملت از همان حقوق يکسان بهره مند خواهند بود و تنوع قومی و مذهبی، مانع از احقاق حقوقشان نخواهد شد.
در تعريف دوم، اعتقاد به ملت يعنی اعتقاد به زبان و تاريخ مشترک وجود دارد، در اين تعريف از آنجايی که مردم از يک قوم واحد نيستند، ناهماهنگی با فرهنگ مسلط بر کشور، مشکلاتی ايجاد می کند. نمونه اين مشکلات را در زمان رضاشاه شاهد بوديم، يعنی مقطعی که ناسيوناليسم باستان گرا تبليغ می شد، از نگاه چنين تعريفی، ايرانی يعنی آريايی ها و طبعاً از ملت ايران، فارسها مورد نظرشان بود.
اين گونه بود که بلافاصله پس از کاهش اقتدار رضاشاه، در کردستان جمهوری خودمختار به راه افتاد و ترکی گرايی تقويت شد. در خوزستان يا بلوچستان که جمعيت کمتری حضور داشت، مشکل کمتری بروز کرد. با لحاظ کردن اين دو تعريف می توان نتيجه گيری کرد که بروز يا عدم بروز مشکل قوميتی در کشور در ارتباط مستقيم با معنا و تفسيری است که از ناسيوناليسم تبليغ می کنيم.
اينک سؤالی که می تواند به نحوی ملموس مطرح شود، اينکه اگر بپذيريم تمايلات ضد ملی در ميان قوميتها، به هيچ وجه فراگير نيست و در ايران به خودی خود مشکلی به نام قوميت گرايی وجود ندارد، در اين صورت آنچه سبب نگرانی برخی ناظران سياسی و امنيتی شده، چيست؟
شايد نگاهی به عملکرد سالهای اخير نظام سياسی کشور پاسخ بخشی از اين سؤال را روشن سازد، آنجا که تأسيس احزاب سياسی فراگير تحمل نشد و زمينه حضور فعال نمايندگان شاخص برخی اقوام در کانون دموکراسی در نظام حکومتی آن گونه که بايد، فراهم نشد، فعاليت نهادهای اجتماعی نظير مطبوعات و «شکل های غير دولتی» با موانع جدی روبرو شد و در يک کلام برخی از مهمترين عوامل اجتماعی، فرهنگی و سياسی که می توانست نقش پيوند دهنده قوميتهای مختلف در کشور را ايفا کند، تضعيف شد و بسترهای نگرانی در حوزه قوميتها فراهم آمد.
با رويدادهای سالهای اخير، اينک هر نوع سوء تدبير در مواجهه با پديده تنوع قوميتها و يا تمايلات قوميتی می تواند منشأ نگرانی باشد.
جلايی پور می گويد: مثلاً در آذربايجان روزی هست به نام بابک خرم دين. در اين روز عده ای به مناطق طبيعی استان آذربايجان می رفتند. بديهی است آن تعداد از اين جمعيت که با گرايشهای آذری تجمع می کردند، بايد تحت درمان اجتماعی قرار بگيرند، اما تصميم سازان درصدد برآمدند مسأله را با اردوی يک هفته ای يکی از نيروهای نظامی در محل تجمع مردم حل کنند. طبيعی است که آن تجمع برگزار نمی شود، اما آيا مسأله حل شده است؟ مطمئناً نه. تمايلاتی که به داخل خانه ها برود، از جای ديگری سر بر می آورد. از سوی ديگر سوء تدبير در مواجهه با پديده قوميتها در کشور، آنجا که با اوضاع و وضعيت خاص حاشيه ای کشورمان توأم شود، تشديد خواهد شد. نمونه بارز آن را می توان در کردستان عراق، سراغ گرفت. به باور بسياری از ناظران تحولات عراق، سياستهايی را که از سوی نيروهای حاکم بر اين کشور پس از فروپاشی حکومت صدام حسين اعمال می شود، در راستای بسترسازی برای تجزيه اين کشور و يا اعطای نوعی استقلال به کردستان عراق می توان ارزيابی کرد. گرچه با به تعويق افتادن تأسيس فدراسيون کردستان تا سال ،۲۰۰۶ کردستان عراق عملاً امتيازی منفی پيدا کرده است، اما پيامی که در متمايز کردن کردها نهفته است، از منظر جداسازی قوميتها در عراق، پيامی مثبت ارزيابی نمی شود.
به اين ترتيب اگر به اراده ای که برای تشديد قوميت گرايی در منطقه از سوی قدرتها اعمال می شود، نگاه عميق تری کنيم، در می يابيم ضرورت اتخاذ تدابيری برای عميق تر کردن پيوند ملی ميان قوميتهای کشورمان، بيشتر نمايان می شود.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در اين باره، بزرگترين امتياز کشورمان در مواجهه با پديده تنوع قوميتها، پيشی گرفتن عرق ملی اقوام مختلف بر تمايلات قومی آنان است. شهربانو امانی ضمن تأکيد بر اين نکته می گويد: «من دو دوره نماينده اروميه در مجلس بوده ام و از نزديک با تمايلات و احساسات آذری زبانها آشنا هستم، براساس شناخت دقيقی که از حوزه اقوام کشورمان پيدا کرده ام، به اين يقين رسيده ام توده های مردم هرگز مليت خود را با هيچ نوع گرايش قوميت گرايی عوض نخواهند کرد. هيچ کردی، هيچ عربی، هيچ گيلکی و هيچ ترکمنی، خواسته های خود را منهای جغرافيای ايران نمی خواهد. آنچه تا حدی بستر فعاليت عناصری نظير «چهرگانی» را در مسير قوميت گرايی در آذربايجان يا ديگر نقاط کشور فراهم کرده، کج سليقگی هايی است که از سوی بخش هايی از حاکميت اعمال شده و زمينه های ناديده گرفته شدن حقوق شهروندی را فراهم ساخته است.» با وجود اين، برخی کارشناسان معتقدند نبايد بستر قوميت گرايی از درون گروههای محدود به جامعه فراهم آيد.

در همين زمينه:

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/14398

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'برای جلوگيری از تشديد قوميت گرايی چه بايد کرد؟، عليرضا قصری، روزنامه ايران' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016