یکشنبه 8 آذر 1383

فراخوان برگزاری رفراندوم و چند پرسش بی پاسخ، دادامن

اولین فراخوان ملی برگذاری رفراندوم که از جانب چند تن از فعالان بنام جنبش دموکراسی ایران عرضه شد در اولین گام چند سوال بی پاسخ در بر داشت .نقطه های تاریکی که بدون جوابگویی از جانب بانیان این طرح ، تردید و ترس عظیمی را برای خیل گسترده ای از هموطنان زخم دیده بر جای گذاشت ، که نکند بازی نوینی همچون بازی 8 ساله ی اصلاحات درون محوری دوباره آنان را به نام آزادی و حاکمیت ملی به دام فریبی دیگر اندازد و تعویق سترگ و دلسردکننده ای را در راه مبارزه ی همگانی توده ی معترض ایجاد کند . بنده نیز در جمع این مرددان بودم بدین لحاظ صلاح دیدم قبل از گذاشتن هرگونه نشانه ای از خود زیر این فراخوان کلی نگر به نمایندگی گروهی از هم میهنانم دغدغه ها و سوالهای خود را به امید یافتن پاسخی عیان و بدون پرده پوشی از جانب واعظان این جنبش مطرح سازم . امیدوارم این دوستان نیز مانند اسلافیان خود اهل معامله ی پشت پرده نباشند و از اعتماد مردم تنها در جهت ادای نیاز و جاه طلبی رفرمیستی خویش سود نجویند .
به امید یافتن پاسخی در خور و استدلالی مستدل !!
1 – عالی جنابان در ابتدای فراخوان منتشره ، راه قطعی رفع بحران مزمن در ایران را تشکیل ساختاری دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه ی جهانی حقوق بشر دانسته اید و در ادامه ، پروسه ی دستیابی به این ساختار را در تغییر قانون اساسی سیستم جستجو کرده اید . سوال اینجاست که این تغییر رادیکال را در چه بستری متحقق می دانید ؟ جمهوری اسلامی در دو سوی تحزبش نهادهای قانونی و فراقانونی بسیاری را به عنوان مانع متنفذی در مسیر تغییرات بنیادین دارد ، حتی تز تغییر قانون اساسی در بین گروهی از اصلاح طلبان درون سیستم نیز مغموم و مردود است ، آیا شما برای به ثمر رساندن این جنبش مجازی (اینترنتی ) که از منظر جهانی دارای سندیت رای گیری مستقیم نیست ، تصمیم به رایزنی با مقامات رده ی نخست سیستم دارید ؟ تامل منطقی در این ماجرا مسلما شما را بدین سوی سوق می دهد ، زیرا نهادهای بین المللی به هیچ عنوان حاضر نخواهند شد به این موج تصویری و بی حضور که نقش مستقیمی را از مخالفت مردمی رادیکال نمی نمایاند پاسخ مثبت دهند و بدین منظور فشار موثری را بر پیکر استبداد جهت تن دادن به این تقدیر وارد کنند . اگر برای به ثمر رساندن کارزار به پای میز مذاکره با مسئولان رژیم بروید عملا با دو رویکرد مواجه خواهید شد ، یا نفی تمام تقلا ها از سوی جناح اقتدارگرا رای دهندگان میلیونی شما را به تردید عبث بودن جنبش سوق می دهد و یا اینکه جمهوری اسلامی با گرفتن امتیازی چند به این رفراندوم کلی نگر تن می دهد ، امتیازاتی که مطمعنا شاخه های متنفذ و قدسی سیستم را در موضعی فراقانونی و پشت پرده ی سیاه وامی گذارد و آنان را از دست درازی توده ی معترض حفظ می کند. در این صورت جامعه عملا نقش دو جناح متخاصم را به خود می گیرد ، فراکسیون رهبران که عملا در اقلیتند اما کلیت نهادهای مسلح و تاثیر گذار را در ید و زیر عبای خویش دارند و به آسانی می توانند نقش محمدعلی شاه را با کودتایی سازمان دهی شده دربه توپ بستن خانه ی اکثریت بازی کنند و کل شاکله ی جنبش را با ایجاد حکومتی نظامی و کنترل شده ویران سازند . حال اگر فرض کنیم با وجود نافرمانی مدنی توده ی معترض نهادهای نظامی قسم خورده به حکومت موقتا سلاح ها را به زمین بگذارند و به تغییر تدریجی و موقتی تن دهند ، در این صورت عملا با حکومتی مواجه هستیم که دو گروه متخاصم نیرویی تقریبا مساوی دارند و شما جهت به تصویب رساندن قانون اساسی نوین و برای جلوگیری از اغتشاش اقلیت مسلح مجبورید به ماندن (قانونی ) عالی جنابان در گوشه ای از سیستم رضایت دهید و در این صورت سوال اینست ، آیا می توانید جواب گوی خیل مایوسی باشید که اکثریت آنها به دنبال نفی گسترده و تمام عیار سیستم مذهبی اند و با این دید استراتژیک زیر فراخوان شما امضا گذارده اند ؟ آیا با این کار عملا نقش شوق انگیز خاتمی دیگری را بازی نمی کنید که در یک سو امید بی ضابطه می دهد و در سوی دیگر با بی عملی و ناتوانی امید رادیکال را به سکون یاس آلود بدل می کند ؟آیا خود به انجام عملی دعوی خویش اندیشیده اید و ظرفیت پیاده نمودن موفقیت آمیزآن را دارید !؟
2 – شما در فراخوان کوتاه خود هیچگاه از میزان تغییر در قانون اساسی و حدود و چارچوب آن سخن نمی گویید . تنها با کلی گویی مبهمی وعده ی دموکراسی و حکومت عرفی می دهید . چه تضمینی وجود دارد که شما دموکراسی و عرفی گری را با موضع شخصی و انحصاری خود تاویل نکنید . دموکراسی شعار خاتمی هم بود ، بعدها مشخص شد او مدینه النبی آرمانی خود را در قالب نظامی شرعی عین دموکراسی می نامد ، راسیستها هم تعریف مشخص خود را از دموکراسی دارند ،یکی از عناصر مهم و کارساز دموکراسی عرفی و جهانی امروز مبحث سکولاریسم است ، همان رویکردی که به هیچ عنوان در بیانیه ی شما به آن اشاره ای نشده است!!. به راستی موضع شما در رابطه با جدایی دین از حکومت چیست ؟ عده ای از مردم همچون بنده ممکن است تصور کنند شما هم مانند بسیاری دیگر دو نوع حکومت دینی را در سر می پرورانید (حکومت اسلامی دروغین و واقعی ) شاید مانند دکتر سروش و شیرین عبادی اسلام واقعی و تساهل نگر را هم تراز با دموکراسی و عرفی گری بخوانید ، به خصوص که عده ای از شما پیشینه ی آشکار فعالیت در جنبش روشن فکری دینی دارید و خود می دانید ، فاصله ی شما با نگره ی لائیسیته ی جهانی از زمین تا آسمان است . بهتر بود جهت آشکارتر شدن دعوی تان در مورد دموکراسی و عرفی گری تکلیف خویش را با مساله ی سکولاریسم به طور مشخص و عیان روشن می کردید .
3 – چند روزپیش رادیو BBC در رابطه با این فراخوان مصاحبه ای با محمد محسن سازگارا ترتیب داد . ایشان به عملی شدن این جنبش مجازی بسیار امیدوار بودند و افقی روشن را از مبارزات مدنی ایرانیان و موفقیت گریزناپذیرشان در این کارزار مطرح کردند . پرسش این است که اگر شما به فرجام این داستان تا این حد امیدوار هستید چرا قدمها را مستقیم تر و بی وقفه تر بر نمی دارید ، به عنوان مثال می توانید به جای اینکه جهت لغو قاون اساسی کهن امضا جمع کنید ، رفراندوم ساختار شکن سیستم را به انتخاب بگذارید : مثلا با طرح این سوال (( جمهوری اسلامی آری یا نه ؟)) . آن گاه در رایزنی های موفقیت آمیزتان می توانید جامعه ی جهانی را به فشار رادیکال بر علیه کلیت سیستم وادارید ، آن گاه اگر فاز اول کارزار به ثمر رسید با فراق بال می توانید به تدوین یک قانون اساسی دموکراتیک و عرفی نگر بیاندیشید . سوال بنیادی این است ، چرا گام اول جنبش را در تغییر قانون اساسی در چنبره ی سیستم موجود می جویید ؟ آیا این تعویق علت استراتژیک به خصوصی دارد ؟
4 – اصولا برای چنین دعوی بزرگ و ساختاری که آینده ی نوین و تعیین کننده ای را در افق خویش دارد ، علاوه بر یک فراخوان چند پاراگرافی ، یک بحث تئوریک مفصل در رابطه با راهبردهای آتی جنبش مورد نیاز است . سایت شما بدون هیچ گونه تحلیل مستدلی تنها به صدور یک بیانیه ی تیپیک بسنده کرده است . این مساله دریافت استدلالی مردم را از زیر و بم این جنبش و میزان موفقیت عملی آن غیر ممکن می سازد و ارزش آن را در سطح یک پروپاگاندای مهیج سیاسی تنزل می دهد .
5 – در انتهای فراخوان، شما خود را کمیته ی اجرایی رفراندوم مزبور خوانده اید ، آیا رفراندومی با این وسعت سترگ (گرچه مجازی است! ) باید مجریانی از یک طیف واحد داشته باشد؟ . شاید بگویید این نشانه ها مقدمه ی رفراندوم بزرگ ذکر شده است و خود در نظر سنجی ساختاری مقامی ندارد اما باید گفت رفراندوم بزرگ شما نیز بدون تعلیق چماق سیستم و آزادی فعالیت تمامی افکار و منش ها دارای هیچ گونه ارزش داوری و اعتبار نیست . شما بگونه ای جملات را در فرخوان کنار هم ردیف نموده اید که این وهم درذهن مردم رسوخ می کند که شاید بتوان زیر چتر سیستم رفراندوم ساختاری را سازمان بخشید . اگر فرضا این اتفاق متناقض هم بیفتد چون دگراندیشان غیر خودی راهی به درون کشور ندارند لزوما داوری رفراندوم هم در زیر حکومت راضی شده به شما و دیگر اصلاح طلبان هم تراز تعلق خواهد گرفت گرچه ممکن است پای سازمان ملل را هم وسط بکشید و رفراندوم یک سویه را قانونی و ابدی جلوه دهید . شما مشخص ننموده اید که آن خیل میلیونی از طبقات مختلف و اندیشه های رنگارنگ ( ملی ، مذهبی ، سلطنت طلب، کمونیست ، مجاهد و ..) که به فراخوان ملی مهر تایید زده اند چگونه می توانند علاوه بر تثبیت شما خود نیز در ساز و کار داوری رفراندوم شرکت کنند و از صحت آن اطمینان حاصل کنند . این مبهم نمایی عیان از انتهای ماجرا نشانه ی چیست؟

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دوستان ! سوالاتی که مطرح شد خمیرمایه ی تردیدهایی بود که برخی را ازحمایت مستقیم ازاین فراخوان ملی وامی زند . لطفا اگر دورنمای روشنی از این تعهد ملی بزرگ دارید جهت روشن شدن این شبهه ها تحلیل مبسوطی از روند پیروزی این رفراندوم معهود بدهید و اتحاد بی ضابطه را به اتحادی فراگیر و مردمی بدل نمایید .

به امید آزادی و سرفرازی ملت ایران
با احترام . دادامن (سردبیر ماهنامه ی تجدد)

WWW.TAJADOD.5U.COM
WWW.DADAMAN.5U.COM

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/14948

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'فراخوان برگزاری رفراندوم و چند پرسش بی پاسخ، دادامن' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016