انتشار فراخوان ملی برگزاری رفراندوم با شرکت تنی چند از رهبران جنبش دانشجوئی و مبارزین خوشنام موجی از شادمانی و تحرک سیاسی را در میان شهروندان و فعالان سیاسی دامن زده است، و امید تازه ای در دل ایرانیان کاشته است. مطمئناً این فراخوان از منظر ارتقاء سطح جنبش سیاسی و حرکت در جهت شکل دادن به یک وحدت و ائتلاف وسیع در یک جنبش ملی و ایجاد بدیل مطلوبی در مقابل ارتجاع حاکم بر ایران میتواند بسیار موثر باشد. پیآمد انتشار این سند، دوران پس از انتشار مانیفست جمهوریخواهی اکبر گنجی را در اذهان زنده میکند.
فراخوان با نفی امکان اصلاح رژیم جمهوری اسلامی و نفی مشروعیت آن خواهان "شکل گیری حکومتی دمکراتیک "، و "تدوین قانون اساسی نوین" است. این فراخوان همچنین خواهان "برگزارِی يک همه پرسی با نظارت نهادهای بين المللِی براِی تشکِيل مجلس موسسان به منظور تدوِين پِيش نوِيس يک قانون اساسی نوِين، مبتنی بر اعلامِيه جهانی حقوق بشر و میثاق های الحاقی آن، با راِی آزاد مردم" میباشد.
انتشار این فراخوان حرکت شجاعانه ایست از طرف مبارزینی که در داخل کشور در زیر چتر اختناق رژیم قرار دارند و با اینحال حاضر شده اند در راه میهن خطر کنند. باید در نظر داشته باشیم که این فراخوان در شرایطی منتشر شده است که جامعه ایران در پی شکست جنبش اصلاح طلبی حکومتی در یک حالت انتظار و افسردگی نسبی بسر میبرد، و این بیانیه میتواند بمثابه جرقه ای برای شعله ور شدن مجدد جنبش ملی و مردمی و تکان دادن اقشار مختلف مردم عمل کند.
یکی از دستاوردهای مهم این فراخوان شفاف تر کردن مرزهای میان نیروهای پوزیسیون (طرفدار) و اپوزیسیون رژیم چه در داخل و چه در خارج کشور خواهد بود. مردم ایران پی خواهند برد که چه نیروهائی بخاطر حفظ نظام جمهوری اسلامی و یا به خاطر عافیت طلبی کماکان از رژیم ملایان واپسگرا حمایت میکنند. در عین حال مردم پی خواهند برد چه نیروهائی با ارائه "توجیهات تئوریک" در زمینه کاربرد استراتژی و تاکتیک و ارائه انتقاداتی از این زمره که شعار رفراندوم "قدرت بسیج مردمی نداشته و یا قابلیت سازماندهی ندارد"، باین حرکت مردمی نخواهند پیوست.
دستاورد دیگر این فراخوان بوجود آوردن محملی برای نزدیکی و فعالیت مشترک مبارزین داخل و خارج کشور است. با در نظر گرفتن اختناق موجود در ایران، انتظار شرکت و حمایت همه جانبه از ایرانیان میهن پرست خارج کشور، انتظار بیجائی نخواهد بود.
هنوز چند روزی از انتشار این فراخوان نگذشته است. در میان موج پشتیبانی گسترده شامل شهروندان مستقل، نیروهای چپ، مذهبی، ملی و مشروطه طلب، ما در عین حال شاهد مخالف خوانی نیروهای جناح راست اتحاد جمهوریخواهان، جناح راست و سر سخت سلطنت طلبان و عناصر چپ افراطی میباشیم.
نکته بسیار جالب توجه اینستکه فراخوان نه از طیف ها، اقشار، و یا نحله های فکری مشخص، بلکه از"تمام هموطنان شریف، میهن دوست و ترقی خواه" تقاضای امضاء کرده است، و در نتیجه عکس العمل برخی از مبارزین جناح چپ جمهوریخواهان و واهمه اینان از شرکت مشروطه طلبان در این کارزار که میتواند به ائتلاف احتمالی جمهوریخواهان و مشروطه طلبان بیانجامد، بسیار تعجب آور است. این امر با اعتقاد اینان به اصل کثرت گرائی بوضوح در تضاد است. جای تأسف است که مبارز سرشناسی همچون آقای علی کشتگر نیز با طرح انتقادات بیجائی از جمله اینکه فراخوان نظام آینده را مشخص نکرده و یا اینکه امضاء کنندگان اولیه بقصد "ائتلاف جمهوریخواهان و طرفداران سلطنت" این فراخوان را منتشر کرده اند، عملاً به فرقه گرائی و پراکندگی موجود دامن میزند. تجربه حمایت قاطعانه آقای کشتگر از حرکت اصلاح طلبی حکومتی در طی چند سال گذشته و حمایت وی از شرکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 نشان میدهد که شاید فرایند رسیدن ایشان به مواضع صحیح تا حدی دچار تأخیر زمانی است. امید است که در این زمینه ایشان در آینده نزدیک به مواضع اصولی نزدیک شوند. آنچه روشن است اینستکه ساختن محملی از این فراخوان برای دامن زدن به جدائی و تفرقه میان نیروهای اپوزیسیون تحت لوای "رعایت اصول"، بهیچ وجه کار عاقلانه ای نیست. پس از 26 سال مکافات آیا اکنون زمان شکستن این طوق لعنتی پراکندگی فرا نریسده است؟!
به باور من اهمیت این فراخوان لزوماً باین خاطر نیست که تحقق عملی برگزاری رفراندوم آزاد را در شرایط سلطه رژیم جمهوری اسلامی تضمین میکند، بلکه بیشتر بدان جهت است که بمثابه یک شعار بسیج کننده، قابلیت دامن زدن به یک جنبش ملی و مردمی را برای بر کناری رژیم جمهوری اسلامی داراست.
8 آذر 1383