ما ايرانی ها آدم های شگفت انگيزی هستيم. اين نکته ای است که بسياری از سفرنامه نويسان خارجی به آن اذعان کرده اند. البته خودمان هم عميقاً به اين صفت شگفت انگيزی باور داريم. به عنوان مثال در زمينه «ميهمان نوازی» گل سرسبد همه عالم هستيم. پی درپی از قول ديگران نقل کرده ايم و در هر مناسبت و بی مناسبتی تکرار می کنيم که ايرانی جماعت، بسيار ميهمان نواز است، کشته و مرده ميهمان است، بهترين اتاق خانه اش را با سليقه تمام می آرايد و نام آن «ميهمانخانه» می گذارد. هر چند در طول سال تنها يکی دو بار پای ميهمان به آن برسد. خلاصه، ايرانی در مواجهه با ميهمان، عجيب آبروداری می کند. همه اينها را گفتم تا شاهد مثال بسيار گويا و زنده ای تقديم کرده باشم.اين روزها حضرت آقای هوگو چاوس رئيس جمهور ونزوئلا ميهمان حضرت آقای خاتمی هستند. قدم شريفشان بر ديدگان ما (لابد). رسم و عهد ميهمان نوازی را نيز بايد تمام و کمال گذاشت، بی هيچ اما و اگر.
ولی يک پرسش نابهنگام ذهن حقير را چند ساعتی است می خاراند. رابطه عمران شهری در تهران با سيمون بوليوار و سفر جناب چاوس به ايران چيست؟!
بيشتر توضيح می دهم:
در يکی از مرتفع ترين نقاط شمال غرب تهران، در دامنه وسيعی از تپه های حصارک و در بستری از سرزمينی که در گذشته باغ های سرسبز پونک جلوه گری می کرد، به همت متوليان دانشگاه آزاد اسلامی، يکی از بزرگترين واحدهای اين دانشگاه _ واحد علوم و تحقيقات _ تاسيس شد. دست مريزاد! برخلاف همه جای عالم که ابتدا طرح های آماده سازی و زيربنايی همچون جاده و خيابان و ديگر تاسيسات فراهم می شود و سپس ساخت وساز موسسات صورت می گيرد، در اين منطقه جای مقدمه و نتيجه عوض شد.
چندين سال است که خيل عظيم دانشجويان و استادان و همراهان و ساکنان اين منطقه، در تابستان و پاييز، هنگام عبور و مرور از کوره راه هايی که قرار است به خيابان تبديل شود، دوش غبار غليظ می گيرند و در بهار و زمستان گل اندود می شوند و البته نقش بسزايی در تسطيح و زيرسازی جاده ای دارند که قرار است در آينده بلواری زيبا و چشم انداز شود: «بلوار، سيمون بوليوار!» شخصيت پرآوازه آمريکای لاتين! عجب حسن انتخابی! به برکت روابط صميمانه و دوستانه دو کشور و به ويژه مواضع انقلابی آقای چاوس.
بنده نزديک به دو سال است که هفته ای چند بار از اين جاده سنگلاخ و پردست انداز که در زمستان ها بلای جان عابران و خودروها می شود گذر کرده ام و هر بار از خود پرسيده ام: چرا نام اين معبر ناهموار را سيمون بوليوار گذاشته اند؟! و چرا دستگاه محترم و مسئولی که متولی عمران شهری است (احتمالاً و با کمال ادب، لابد شهرداری تهران) از آسفالت و آماده سازی دو سه کيلومتر جاده (بخوانيد بلوار سيمون بوليوار) عاجز و ناتوان است؟!
تا اينکه به برکت سفر اخير جناب آقای هوگو چاوس معما حل شد. چه حل شدنی!
در خبرها شنيديم که در برنامه سفر حضرت ايشان به تهران، در کنار ملاقات ها و گفت وگوها و توافقات بسيار سودمندی که در زمينه های اقتصادی و غيره خواهد شد، «بلوار سيمون بوليوار» نيز مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت. ابتدا به ذهنم خطور کرد که آيا قرار است همان جاده سنگلاخ و ناهموار و پرخاک و گل افتتاح شود؟! اما ناگاه به ياد صفت شگفت انگيز «ميهمان نوازی» ايرانيان افتادم و صبح روز يکشنبه ۸/۹/۸۳ هنگام عبور از بلوار مورد نظر به رای العين ديدم که «سيمون بوليوار» و «هوگو چاوس» چه معجزاتی دارند! دستگاه متولی عمران شهری تهران، راه چند ساله را چند روزه و شايد هم چند شبانه روزه، طی کرده است! عجب بلوار زيبا و هموار و سرسبزی در اين فصل سرد! خدا سايه ميهمانان را از سر ما کوتاه نسازد و روح پرفتوح سيمون بوليوار را شاد گرداند و سفر جناب هوگو چاوس را بی خطر نمايد و به همت و سرعت عمل ايثارگرانه متوليان عمران شهری تهران جزای دوچندان عطا فرمايد. وقتی برای ميهمان خارجی اين گونه جانفشانی می کنند، در مورد ميهمانان عزيز داخلی چه خواهند کرد!!