بدون شك يكي از آثار دوره حاكميت گروه موسوم به اصلاح طلب، غيرت زدايي و تلاش بخش افراطي اين جريان براي ايجاد جامعه بي تفاوت در مقابل اسلام ستيزي ها بوده است، چنانكه عدم پايبندي به ايدئولوژي و بي تفاوتي نسبت به سه عنصر حقيقت، فضيلت و عدالت، مهمترين ويژگي يك دولت سكولار است كه اصلاح طلبان افراطي درصدد ايجاد آن بودند، هرچند خود اين اصول يك ايدئولوژي به شمار مي رود.
اخيراً دو حادثه اتفاق افتاد كه دل هر مسلمان باايمان و علاقه مند به انقلاب اسلامي را به درد آورد، و عدم واكنش مناسب دولت جمهوري اسلامي در مقابل اين دو حادثه نيز اين دردمندي و تأسف را مضاعف كرد.
حادثه اول در جشنواره تئاتر ايران زمين اتفاق افتاد كه به نام هنر ترويج فحشاء شد و به عاملان آن از سوي دولت جوايزي اهدا گرديد. حادثه دوم اخراج يك دانش آموز دختر ايراني از يك مدرسه فرانسه به خاطر رعايت حجاب اسلامي است كه متأسفانه دولت اصلاحات هيچ عكس العملي در مقابل اين گستاخي نشان نداد. البته از مسئولاني كه براي برگزاري جشنواره مبتذل و فضاحت بار تئاتر ايران زمين از كيسه بيت المال هزينه مي كنند، چندان دور از انتظار نيست كه در مقابل اخراج يك دختر ايراني به خاطر حفظ پوشش اسلامي از مدرسه اي در فرانسه، بي تفاوت و ساكت باشند، ولي سؤال اين است كه قطع نظر از غيرت اسلامي، چرا دولت در مقابل مخدوش شدن غرور ملي نيز سكوت كرده و اقدام لازم را انجام نداده است؟ و اساساً چرا دولت جمهوري اسلامي قبلاً در مقابل ممنوعيت پوشش اسلامي در مدارس فرانسه واكنش مناسب را نشان نداد تا اكنون فرانسوي هاي جاهل و متعصب گستاخي اين اقدام را پيدا كنند؟ قطعاً اگر آن روز عكس العمل مناسب نشان مي داديم امروز شاهد اين گونه برخوردها نبوديم.
بجاست كه مجلس شوراي اسلامي وزير خارجه را مورد سؤال و بازخواست جدي قرار دهد تا دنيا صلابت ملت ايران و انقلاب اسلامي را دريابد. اكنون با ما مانند ملت هاي ضعيف و شيخ نشين هاي عشرت طلب خليج فارس برخورد مي كنند و اينها نيست مگر ناشي از ضعف نفس ما و تلقي دشمنان كه دولت جمهوري اسلامي از صلابت و حماسه، خالي است!
ممكن است عده اي گروگان بودن پرونده انرژي هسته اي ايران در دست اروپايي ها و وضعيت منطقه را يك توجيه منطقي! براي اين سكوتها بدانند زيرا اگر در اينجا حرفي بزنيم در آنجا فشار وارد خواهند كرد. اين سخن بهانه اي بيش نيست. سياست علوي اين است كه هيچ گاه از اصول خود كوتاه نياييم. اميرالمؤمنين علي عليه السلام در مقابل اصرار برخي اصحابش بر پذيرش حكومت معاويه براي مدت موقت، تسليم نشد و فرمود من حاضر نيستم حكومت او در شام را حتي براي يك روز امضا كنم. به علاوه هر قدر از مواضع خود كوتاه بياييم غربي ها گستاخ تر مي شوند و يك گام جلوتر مي آيند. آنها مي خواهند كه اسلام نباشد و به كمتر از آن قانع نيستند.
اقدامات دولتهاي فرانسه و آلمان در مبارزه با پوشش اسلامي و انفجار برخي مساجد در هلند، حاكي از وحشتي است كه آنها از پيشروي اسلام در اروپا دارند و اين پيشروي نيست مگر به خاطر حقانيت و مطابق با فطرت بودن اسلام و الا حجم تبليغات اسلامي در مقايسه با تبليغات برخي از اديان مانند مسيحيت نزديك به صفر است. همين طور است سياست آمريكا در مبارزه با فرهنگ اسلامي در خاورميانه. اولين كار آمريكا در افغانستان و عراق تغيير كتابهاي درسي آنها بود. امروز نيز بر كشورهاي عربستان و سوريه فشار وارد كرده است كه آيات جهاد و مبارزه با كفار از كتابهاي تعليمات ديني آنها حذف شود. اينها همه حاكي از ترس دنياي غرب از فرهنگ اسلامي است، پس ما بايد از همين نقطه بر آنها فشار وارد آوريم.
آرزوي آنها اين است كه ملت ايران يك ملت فاقد غيرت و بي تفاوت نسبت به نواميس و مقدسات اسلامي باشد، لذا به نكوهش تعصب مي پردازند در حالي كه خودشان بر عقايد خويش تعصب مي ورزند. به علاوه به قول سيد جمال الدين اسدآبادي آنچه كه مذموم است تعصب افراطي است. تعصب معتدل يعني غيرت حمايت از معتقدات معقول و منطقي نه تنها بد نيست بلكه ممدوح است. استاد شهيد مطهري در كتاب «نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير» مي گويند: «سيدجمال به مسلمانان هشدار مي داد كه روح صليبي همچنان در غرب مسيحي بالاخص در انگلستان زنده و شعله ور است. غرب علي رغم اينكه با ماسك آزادمنشي تعصب را نكوهش مي كند خود در دام تعصب، خصوصاً تعصب مذهبي عليه مسلمانان سخت گرفتار است. سيد مي گفت: اروپائيان چون اعتقاد ديني مسلمانان را استوارترين پيوند ميان آنان مي بينند، مي كوشند تا با نام مخالفت با تعصب، اين پيوند را سست كنند، ولي خود بيش از هر گروه و كيش به تعصب ديني گرفتارند.»
به راستي اين سخن سيدجمال امروز صادق آمده است و حاكي از بينش نافذ و قوي اوست. اروپا و آمريكاي امروز همان روح صليبي قرون وسطي را در خود حفظ كرده است، تنها نفاق آن افزايش يافته است. امروز همان روح در قالب دموكراسي و آزادي و حقوق بشر ظهور كرده و ماسك جديد به چهره زده است. اين ما هستيم كه نبايد فريب بخوريم و خيال كنيم كه اگر كوتاه بياييم آنها نيز كوتاه خواهند آمد. از قضا اگر بر مواضع خود پافشاري كنيم آنها احترام بيشتري براي ما قائل خواهند بود.
اكنون احساس مي شود ملتهاي مسلمان حالتي پيدا كرده اندكه در پاره اي از موارد يك فرد ضعيف در مواجهه با دشمني كه بسيار قويتر از خود اوست، پيدا مي كند به طوري كه نه فقط هيچ واكنشي نشان نمي دهد بلكه خود را در آغوش او مي اندازد، يعني از همان مقدار نيرو هم كه دارد نمي تواند استفاده كند و اي بسا كه اگر استفاده كند بتواند خود را نجات دهد. اگر اين حالت براي برخي كشورهاي اسلامي به دليل حكومتهاي وابسته و مردم به خواب رفته آنها پذيرفته باشد، براي ايران اسلامي پذيرفته نيست.
در اين ميان علاوه بر دولت، اقشار مختلف مردم نيز مسئوليت دارند. سكوت جوانان و گروههاي دانشجويي در مقابل اين حوادث پسنديده نيست. در سالهاي اول انقلاب اسلامي، جوانان و خصوصاً دانشجويان به سرعت در مقابل اين گونه حوادث عكس العمل نشان مي دادند. بجاست كه امروز نيز در مقابل گستاخي دولت فرانسه در برابر سفارت اين كشور تظاهرات نمايند و از اين حالت تماوت و مرده وشي و بي تعصبي و كم غيرتي بدر آيند. ما شيعه امامي هستيم كه فرمود اگر مسلماني بعد از شنيدن واقعه بيرون آوردن خلخال از پاي يك زن اهل ذمه توسط دشمن از غصه بميرد مورد ملامت نيست بلكه شايسته تمجيد است. بايد به دولت فشار آورد كه به آن شير دختر جايزه اي لااقل در حد جايزه اي كه به رقاصه ها در اهواز دادند اهدا كنند و از او استقبال شايان به عمل آورند. اين است راه تداوم انقلاب اسلامي، والا پس از چندي فقط پوسته اي از آن باقي خواهد بود در حالي كه محتوا از بين رفته است. عمل ما بايد با سخنان و ادعاهاي ما مطابقت داشته باشد والا شعبه اي از نفاق در قلب ما پديد آمده است. كجايند كساني كه روز عاشورا سينه مي زنند و فرياد يا زينب سر مي دهند. آيا اين عزاداريها براي آن نيست كه در روز حادثه به ياري زينبها بشتابيم والا عزاداري ما يك عزاداري فاقد روح و بي محتوا و از روي عادت خواهد بود. اكنون زينبهايي در فرانسه و آلمان در انتظار ياري ما هستند و باور ندارند كه سياست بازاني در ايران اعتقادي به اين مسائل ندارند و بخشي از انقلاب به دست نااهلان افتاده است. كوتاهي دولت مجوزي براي كوتاهي ما نيست. كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا. خوشبختانه ستاره غربزدگي و خودباختگي در برابر غرب در حال افول است، اميد است با انتخاب يك رئيس جمهور مكتبي و فاني در اسلام بار ديگر غيرت و صلابت و حماسه خويش را بازيابيم.