سكون هميشگى حاكم بر كشور «تركمن باشى» در وراى مرزهاى شمال شرقى ايران و در حاشيه رود اترك و سكون غيرعادى حاكم بر ديگر همسايه شمال غربى، يعنى ارمنستان، حكايت غالب معادلات سياسى ـ امنيتى در مناطق پيرامونى ايران نيست. سال ۲۰۰۴ در مجاورت مرزهاى ايران، سالى سرشار از تحولات سياسى ـ امنيتى بود. ايران هنوز در همسايگى كانون هاى بحران و تغيير و تحول قرار دارد؛ كانون هايى كه با امنيت ملى ايران رابطه اى تنگاتنگ دارند. گويى سرنوشت تاريخ معاصر جهان ونظام نوين بين المللى در كنار مرزهاى ايران رقم مى خورد. مداخلات خارجى در افغانستان و عراق و تغيير رژيم هاى سياسى از طريق دخالت خارجى در مرزهاى شرقى و غربى ايران، احتمال گسترش مرزهاى اتحاديه اروپا به نزديكى مرزهاى كشورمان، تشديد نبردهاى آشكار و پنهان سياسى ـ امنيتى سوريه، ايران و حزب الله و جهاد وحماس از يك سو و آمريكا و اسرائيل در سوى ديگر در محيط منازعه فلسطين و لبنان و استقرار و تثبيت پايه هاى دولت نظامى هسته اى در همسايه شرقى ديگر ايران، تهران را به مونيتورينگ و نظاره دائم و مستمر تحولات آن سوى مرزهاى گسترده اش سوق داده است.
پايان انتظار تاريخى
رأى پارلمانى اروپا به شروع مذاكرات عضويت با تركيه، بزرگترين پيروزى حزب عدالت و توسعه، «رجب طيب اردوغان» و «عبدالله گل» در سياست داخلى و خارجى پس از پيروزى در آخرين انتخابات پارلمانى تركيه به شمار مى رود. ورود به اتحاديه اروپا، يكى از مهمترين اهداف سياست خارجى تركيه در چند دهه اخير بوده است. در شرايطى كه احزاب راست و چپ گرا در دولت هاى ائتلافى خود در دهه ،۹۰ توان پيشرفت جدى در اين راهبرد را نداشتند، حزب اسلامگراى عدالت و توسعه در دوران حكومت خود با سلسله اى از اقدامات تدريجى، بلندترين و سخت ترين گام را در اين فرآيند برداشت. دولت اردوغان با اتخاذ يك راهبرد بلندمدت، با شناسايى خواسته هاى مردم تركيه، به تغيير تدريجى در درون جامعه تركيه دست زد. اين تغييرات آرام و قانونى ازجمله اصلاح قوانين مربوط به مجازات اعدام و پخش برنامه هاى تلويزيونى به زبان كردى از يكسو به دولت فرصت داد تا مخالفين و رقباى سنتى خود را در بين نظاميان ارشد و احزاب راست و چپ گرا منفعل كند و از سوى ديگر، به آرامى استانداردهاى مورد نياز براى شروع مذاكرات عضويت در اتحاديه اروپا را ايجاد نمايد.
قدرت سياسى حاصل از پيروزى مقتدرانه در انتخابات، كنترل قاطعانه بر دولت و پارلمان و تكيه بر محبوبيت اجتماعى بالا، به اردوغان فرصت داد تا حتى اسلام گراهاى سنتى رقيب و جمع شده در حزب سعادت را نيز از دور خارج كند. علاوه بر اين، اردوغان در حوزه هايى كه براى هر نخست وزير تركيه چالش برانگيز است، با نوعى احتياط، تدبير و دورانديشى وارد شد. لذا در مسأله قبرس و روابط با اسرائيل، به گونه اى عمل نكرد كه فشار خارجى بر دولت خود را باعث شود و يا در برابر پان تركيست ها و نظاميان به عدول از منافع ملى متهم شود. در عين حال او تلاش كرده تا ضمن حفظ جايگاه تركيه به عنوان متحد اول جمهورى آذربايجان، روابط خاصى را با تهران برقرار كند؛ روابطى كه نه مانند روابط اربكان با تهران حساسيت برانگيز است و نه مانند دوران ييلمازوچيللر سرد و ساكن. همين ويژگى باعث شد كه حتى با وجود زير سؤال رفتن دو پروژه بزرگ اقتصادى «ترك سل» و «تاو»، ترك ها از راه احتياط و صبر خارج نشوند. اردوغان حتى مسأله حساسى چون چالش كردهاى عراق و تركيه بر سر كركوك و بحث فدراليسم را از مسيرى متفاوت يا مسيرهاى گذشته نظاميان و سياستمداران پيشين پيگيرى كرد تا تركيه در برابر متحد اصلى خود، آمريكا قرار گيرد.
رئيس جمهور قبايل
سال ،۲۰۰۴ سال پايان دولت ائتلافى حامد كرزاى بود و سال ،۲۰۰۵ سال دورخيز او براى فرستادن نامزدهاى نزديك به خود به پارلمان جديد افغان ها خواهد بود. سناريوى طراحى شده از سوى «زلماى خليل زاد» سفير ويژه آمريكا در كابل، طراحى نظامى براساس كاهش قدرت مجاهدين (و به تعبير آمريكا جنگسالاران) و سپردن اداره امور افغانستان به نخبگان غرب گرا بوده و هست. در چارچوب اين راهبرد، خلع سلاح و بازسازى بهانه هاى توأمانى براى حذف رهبران سياسى ـ نظامى محلى و رقيب كرزاى بوده است. در چارچوب اين راهبرد، اكنون سه سال پس از سقوط نظام طالبان، بسيارى از رهبران محلى، فرماندهان ذى نفوذ و واليان تقريباً مستقل، قدرت خود را به نفع دولت مركزى و كرزاى از دست داده اند: «گل آقا شيرازى» والى قدرتمند «قندهار» و مهمترين رقيب كرزاى در بين پشتون ها به كابل احضارشد و سمتى تشريفاتى در دولت گرفت كه حتى در دولت جديد نيز به وى اعطا نشده است، «حاجى عبدالقدير» مرد قدرتمند پشتون هاى «ننگرهار» ترور و حذف شد، «اسماعيل خان» والى قدرتمند هرات عزل و به وزارت كم اهميت انرژى در دولت جديد گمارده شده است. «عبدالله عبدالله» ديگر با هويتى مخالف يا رقيب كرزاى در معادلات قدرت حضور ندارد و به يكى از دستياران كرزاى تبديل شده است. «مارشال فهيم» قدرتمندترين عنصر ائتلاف شمال پس از ترور «احمد شاه مسعود»، ابتدا به همكارى موقت با كرزاى فرا خوانده شد و پس از انتخابات از دايره دولت وحكومت حذف شد و كسانى چون «كريم خليلى» شيعه جذب كرزاى شده اند. سياست كرزاى، عدم رويارويى همزمان با تمامى مخالفان و منتقدان بوده است. او زمانى كه با قانونى و فهيم همكارى مى كرد، «برهان الدين ربانى» را حاشيه نشين كرده بود و زمانى كه در آستانه انتخابات، حمايت ربانى را جلب كرد، قصد كنار زدن فهيم را كرده بود. وى هنگامى كه اسماعيل خان را حذف كرد، فهيم را در دولت داشت و اكنون كه اسماعيل خان را وارد دولت كرد، فهيم را حذف نمود.اكنون در حالى كه ائتلاف شمال به عنوان مهمترين جناح اپوزيسيون دچار فروپاشى شده و رئيس جمهور جديد ازحمايت ربانى، رهبران شيعه، سران قبايل پشتون و تكنوكرات ها برخوردار است، تمامى تلاش خود را متوجه قبضه كردن قدرت در پارلمان و تشكيل يك پارلمان همسو با دولت خواهد كرد. اگر چه رهبرى جناح اپوزيسيون جديد و دموكرات را بايد متوجه «يونس قانونى» دانست، نه رهبرانى چون فهيم با تكيه بر قدرت نظامى روبه افول.
پرخبر ترين كشور جهان
عراق تنها كشورى است كه در سال ،۲۰۰۴ هر روز آن براى رسانه هاى جهان حاوى خبر بود، اما فلوجه، «مقتدى صدر» و انتخابات، سه موضوع بحث برانگيز تر در عراق بودند كه در سال ،۲۰۰۴ هيچ روزى اخبار ارسالى از آن قطع نشد. عراق در حالى سال ۲۰۰۴ را به پايان برده كه پس از پشت سرگذاشتن حمله سنگين آمريكا به فلوجه و نجف، آماده برگزارى انتخابات شد. در آستانه انتخابات، اعراب سنى خواهان تأخير در انتخابات بودند. تند روتر هاى آنان خواهان برگزارى انتخابات بعد از خروج آمريكا بودند. در پى تلاش كشورهاى عربى، برخى محافل سنى براى انتخابات آماده شدند، اگر چه بسيارى از آنان نيز انتخابات را تحريم كرده بودند. كردها نيز به دليل سرماى شديد در مناطق كوهستانى نشين شمال خواستار تأخير در انتخابات بودند، اما مانند اعراب سنى اصرارى بر خروج آمريكا از عراق نداشته و ندارند. در اين ميان، شيعيان، با تدبير و هدايت مرجعى چون آيت الله «سيد على سيستانى» روز به روز متحدتر شدند. در حالى كه در اوايل سال ،۲۰۰۴ انتظار مى رفت با درگيرى هاى گروه مقتدى صدر و آمريكاييها، نوعى دو دستگى بين شيعيان رخ دهد، حضور بهنگام آيت الله سيستانى در نجف، باعث كنترل و مديريت بحران شد. اكنون نيز شيعيان بيش از هر بازيگر ديگر، بر برگزارى انتخابات در موعد مقرر اصرار دارند. آمريكايى ها در حالى كه اكثريت بودن شيعيان را در عراق پذيرفته اند و قصد به چالش كشيدن اين اصل مسلم را ندارند، در صدد استحاله كردن اين مفهوم هستند. آنها برپايه سه اصل «سكولو ريا مذهبى بودن» ، «نزديك به آمريكا يا ايران بودن» و «تشكيلات مستقل داشتن يا انفرادى عمل كردن» در مجموع، به دنبال تقويت آن دسته از شيعيان هستند كه سكولورند و ضمن نزديكى به آمريكا، از تشكيلات مستقل و نيرومندى كه باعث استقلال عمل آنها در برابر آمريكا باشد، برخوردار نباشند. در چنين فضايى مطلوب آمريكا، پيروزى عناصرى چون «اياد علاوى» وفهرست حزبى وى در انتخابات است. فهرست كردها نيز كه از انسجام بالايى برخوردار است و تحت مديريت مستقيم طالبانى و بارزانى بسته شده، در منطقه كردنشين از رأى مطمئنى برخوردار است. در اين ميان، به دليل تحريم انتخابات از سوى برخى از اعراب سنى، فهرست هاى اين جريان از نظر تعداد شركت كنندگان در انتخابات با مضيقه روبرو است. انتخابات مذكور كه از سال ۱۹۶۳ يعنى از زمان كودتاى اول بعثى ها بى سابقه است، براى دولت جورج بوش كه در عراق لبه تيغ حركت مى كند و زمانى با خطر گرفتار شدن در مناطق آشوب زده اى از نجف تا فلوجه روبرو بوده است، يك آزمايش جدى به شمار مى رود. نتايج انتخابات ممكن است به پيروزى نامزدهاى مورد نظر آمريكا منجر نشود و اين درست نقطه تفاوت انتخابات عراق با انتخابات مشابهى است كه آمريكا در افغانستان برگزار كرد.
وعده ژنرال
در سال ۲۰۰۳ هنگامى كه اعضاى مجلس متحد عمل، تظاهرات سراسرى را عليه ژنرال مشرف و اصلاح قانون اساسى پاكستان طراحى كردند، مشرف با دادن يك وعده مخالفان را به تأييد اصلاحات در قانون اساسى و افزايش اختيارات خود وادار كرد. او به مخالفان وعده داد كه در انتهاى سال ،۲۰۰۴ از سمت فرماندهى ارتش كناره گيرى خواهد كرد. اما در آخرين روزهاى سال ،۲۰۰۴ ژنرال خلف وعده كرد و گفت كه رياست جمهورى و فرماندهى ارتش را با همديگر حفظ خواهد كرد. رهبران احزاب مردم (بى نظير بوتو) و مسلم ليگ (نواز شريف) رهبران احزاب مذهبى را مورد انتقاد قرار دادند كه سال گذشته بدون دليل به وعده ژنرال اعتماد كرده و اكنون در برابر ژنرالها خلع سلاح شده اند.
ژنرال ها اكنون، هم بر ارتش فرمان مى رانند و هم نماينده اى عاليرتبه در كسوت رئيس جمهور، دارند. آنها سال گذشته نيز موفق شدند با ايجاد شوراى امنيت ملى به آرزوى ديرينه افسران ارتش در مورد دخالت در تصميم گيريهاى نهادهاى كلان كشور تحقق بخشند. در دوران اوج قدرت« نواز شريف »در اواخر دهه ،۹۰ ژنرال «جهانگير كرامت »فرمانده ارتش به خاطر مخالفت نواز شريف با تشكيل چنين شورايى از فرماندهى ارتش كناره گرفته بود، اما امروز، ژنرال ها مطمئن هستند كه در چارچوب يك نهاد قانونى قادر به تصميم گيرى درباره كلان ترين مسائل سياسى - امنيتى كشور هستند. از سوى ديگر، پس از چند تغيير و تحول، ژنرالها سايه خود را بر نخست وزيرى و دولت نيز گسترانده اند. پس از كنار گذاشتن« مير ظفر الله خان جمالى» و چند ماه نخست وزيرى تشريفاتى«شجاعت حسين»، اكنون اداره دولت به تكنوكراتى چون« شوكت عزيز » اقتصاددان معروف سپرده شده است، اما همگان مى دانند كه تصميم گيرى درباره امور اساسى نظير روابط با چين، هند و آمريكا، برنامه هاى هسته اى و موشكى و كشمير در اختيار ژنرال هايى است كه جلسات رسمى خود را در اسلام آباد ونشستهاى محرمانه خود را در مركز واقعى قدرتشان، يعنى پايگاه هوايى« چكلالا »و ستاد فرماندهى ارتش در« راولپندى »اتخاذ مى كنند.
تكرار يك سنت قبيله اى
شيخ« خليفه بن زايد »فرزند ارشد شيخ« زايد بن سلطان »پس از درگذشت پدرش جانشين او شد. اين سنت قبايل عرب است كه فرزند ارشد برجاى پدر بنشيند و در امارات عربى متحده نيز واقعه جديدى به وقوع نپيوسته و سنتى تاريخى تكرار شده است. دركشورى كه از اميرى و رياست دولت و فرماندهى نيروهاى مسلح تا رياست باشگاهى ورزشى چون« الاهلى »همه مناصب و سمت ها در اختيار اميران و اميرزادگان است، همه، اين تغيير را پذيرفتند؛ هم شيوخ امير نشين هاى هفتگانه تشكيل دهنده امارات و هم كشورهاى منطقه و براى كشورى چون ايران نيز كه به دليل مسأله جزاير به تغيير و تحولات درونى امارات حساس است. آمدن شيخ جديد چيزى را عوض نكرده است. ايران هم در گذشت شيخ زايد را با پيامى ديپلماتيك و به دقت تنظيم شده، تسليت گفت و هم شروع به كار امير جديد راتبريك. تا هنگامى كه امير جديد، سياست هاى شيخ زايد را پيگيرى كند، تفاوتى اساسى در وضع موجود رخ نخواهد داد. شيخ زايد تلاش كرد در واپسين سالهاى عمر خود، به نوعى مسأله جزاير را حل و فصل كند حتى دو مرتبه فرستاده ويژه اش را راهى تهران كرد و در مقابل فرستاده ويژه خاتمى نيز راهى ابوظبى شد.
حتى در شرايطى كه همگان استدلال مى كردند كه«دوبى» نگاهى اقتصادى به ايران دارد و« ابوظبى » سياسى، آمارهاى تجارت خارجى ابوظبى در سال ۲۰۰۲ نشان مى دهد كه ايران يكى از مهمترين شركاى تجارى خارجى اين امير نشين بوده است. الزامات اقتصادى همواره خود را بر روابط سياسى تحميل كرده و نه ايران و نه امارات از اين وضعيت ناخرسند نيستند. در شرايطى كه تهران همچنان خواهان مذاكرات مستقيم و دوجانبه بر سر
« سوء تفاهم »موجود است، امارات به تكرار ادعاى خود در اجلاس هاى درون عربى ادامه مى دهد. در اجلاس هاى بين المللى، مدتى است كه چالش هاى طرفين محدودتر شده است و در مجموع، طرفين ترجيح مى دهند كه در محدوده خاصى به تعامل ادامه دهند. اظهارات ديپلماتيك طرفين نيز اگر چه تكرارى شده است و مضامين قابل حدس و گمان دارند، اما به عنوان يك اصل حقوقى سياسى ، هنوز تكرار مى شوند. وضع موجود نه ايران را آزار مى دهد و نه امير جديد امارات هنوز درصدد تند تر كردن گام ها ى خوداست.
سال سكوت
سال ،۲۰۰۴ سال سكوت طرفين ذينفع در رژيم حقوقى درياى خزر بود. هر يك از ۵ كشور ساحلى به لابى ها و رايزنى هاى خود ادامه داد، اما هيچ جلسه سرنوشت ساز يا اتفاق ويژه اى رخ نداد. پس از تقسيم بخش شمالى بين روسيه - قزاستان، روسيه ـ جمهورى آذربايجان و جمهورى آذربايجان و قزاقستان، شمالى ها به قراردادهاى دوجانبه اكتفا كرده اند و عجله اى براى تعيين تكليف حوزه جنوبى ندارند. در جنوب اكنون سه مرز
ايران ـ تركمنستان، ايران ـ جمهورى آذربايجان و جمهورى آذربايجان ـ تركمنستان نامشخص باقى مانده است. درحالى كه ايران خواهان سهم ۲۰ درصدى از درياى خزر است، جمهورى آذربايجان و تركمنستان ترجيح مى دهند كه اختلافات سنتى خود را بر سر مالكيت حوزه هاى مشترك، كنترل و مديريت كنند، اگرچه از حل و فصل آن درمانده اند. چالشها و تنش هاى محدود بين باكو و تهران برسر فعاليتهاى اوليه اقتصادى در مناطق مورد اختلاف نيز مدتى است كه ديگر جنجالى نمى شود. «الهام على اف» رئيس جمهورى جديد جمهورى آذربايجان ترجيح مى دهد ضمن همكارى راهبردى با آمريكا و تركيه و حتى اسرائيل، به اقدامى مبادرت نورزد كه ايران را به سوى ارمنستان سوق دهد. روسها كه سال گذشته يكى از بزرگترين تمرينهاى نظامى خود را در شمال خزر برگزار كردند، پس از سالها كشمكش بين دو دسته از نخبگان اقتصادى نگر و امنيتى نگر خود، اكنون به تركيبى از ملاحظات اقتصادى و امنيتى تن داده اند و هنگامى كه موفق به جلوگيرى از همكاريهاى نظامى ـ امنيتى ساير جمهورى هاى به جا مانده از اتحاد شوروى با آمريكا و ناتو نشده اند، ترجيح مى دهند با اصرار بر مخالفت با اين همكاريها، بيش از پيش، اين جمهوريها را از خود دور نكنند. نكته جالب توجه، همكارى قزاقستانى ها با تمامى طرفين معادله اعم از آمريكا، ايران، روسيه، جمهورى آذربايجان و تركمنستان و حتى چين است. به گونه اى كه هم به ايران نفت مى فروشند، هم با آمريكا همكارى نظامى دارند و هم به روابط بدون تنش با روسها اعتقاد دارند و هم صدور نفت به چين را در دست بررسى دارند. افزايش بى سابقه قيمت نفت در سال ۲۰۰۴ و رسيدن آن به بشكه اى ۵۰ دلار اين اميد را زنده كرد كه صادرات نفت خزر از طريق گرجستان و تركيه، به صرفه باشد، اما گويى هنوز متغيرهاى سياسى بيش از ملاحظات اقتصادى در اين منطقه مؤثرند.
رويارويى تندروها و تندروترها
«آريل شارون» با سابقه ۵۸ سال سابقه فعاليت نظامى - سياسى عليه فلسطينى ها، بيش از هر كس ديگر، نماد اسرائيل است. او كه به دليل تندرويهايش به بولدوزر مشهور بوده و هست و با تندروى بى سابقه اش در ديدار از مسجدالاقصى، دولت «ايهود باراك» را به بحران و شكست كشاند و خود برجاى او نشست، امروز نماد مصلحت انديشى در برابر تندروترها شده است.
شارون كه در دوران نخست وزيرى «بنيامين نتانياهو» در سمت وزير امور زيربنايى، حامى اصلى گسترش شهركهاى يهودى نشين بود، در سال ۲۰۰۴ طرح خود مبنى بر تخليه غزه را با چنگ و دندان پيش برد. او هم به مخالفتهاى داخلى ليكود بى اعتنايى نشان داد و هم وزيران مخالف عقب نشينى را از دولت خود اخراج كرد و هم به تظاهرات شهرك نشينان در برابر خانه اش بى اعتنا ماند و در نهايت نيز درحالى كه اكثريت خود را در پارلمان از دست داده بود، با حزب كارگر به رهبرى «شيمون پرز» براى تشكيل يك دولت ائتلافى به توافق رسيد.
شارون در كنار اين تحولات داخلى، به يك اقدام مهم ديگر براى پيشبرد ديدگاههاى خود مبادرت ورزيد و آن، حذف مهره هاى اصلى حماس به عنوان مهم ترين گروه در مديريت انتفاضه بود. ترور «شيخ احمد ياسين» و «عبدالعزيز رنتيسى» ضربات موردنظر شارون بود كه ضربه اى جدى به حماس به شمار مى رفت. درگذشت «ياسر عرفات» و آماده شدن فضا براى ظهور رهبرانى چون «ابومازن» و «احمد قريع» ، اكنون شارون را به اين نتيجه رسانده است كه با همكارى پرز و حزب كارگر، توان دستيابى به يك توافق با فلسطينيان ميانه رو ضمن حفظ ملاحظات اسرائيل را دارد. با توجه به آمادگى ضمنى ابومازن براى كنار آمدن با مسأله بازگشت آوارگان خارج از فلسطين، مهمترين نقطه مذاكرات سرنوشت ساز آتى را بايد مسأله قدس و بيت المقدس شرقى دانست. شارون كه تندروها را مهار كرده و ابومازن كه بر جايگاه عرفات تكيه زده است، در نقطه اى چون قدس، در صورت عقب نشينى از ملاحظات سنتى اسرائيلى ها و فلسطينى ها خود را در معرض انتقادات و حملات شديد داخلى قرار خواهند داد، مسأله اى كه مى تواند حتى منجر به تعرض جانى به اين دو شود. شارون اميدوار است كه در غياب عرفات، فلسطينى ها در موقعيت پايين ترى وارد مذاكره شوند، اما همين مسأله مى تواند دستيابى به هرگونه توافقى را دشوارتر كند، زيرا ابومازن، عرفات با قدرت مانور مثال زدنى اش نيست.
نگرانى هاى مشترك اسد و اردوغان
فراخواندن ژنرال «غازى كنعان» از لبنان به «دمشق» وسپردن وزارت مهم كشور به وى نشان مى داد كه دولت بشار اسد، درحال سفت كردن كمربندها براى مقابله با فشارهاى جديد آمريكا و اسرائيل پس از تغيير رژيم عراق است.
قابل پيش بينى بود كه بعد از سرنگونى صدام، فشارهاى آمريكا برحكومت اسد تشديد شود تا سوريه در مسأله اعراب واسرائيل ، به رفتارهاى مطلوب آمريكا تن دهد. اتهامات جديدى متوجه سوريه شد. پناه دادن مقام ها، اسلحه ها وپول هاى رژيم بعث، توليد سلاح هاى كشتار جمعى، دخالت درامور داخلى عراق و حمايت از گروه هايى چون حزب الله، حماس وجهاد،يكى پس از ديگرى به عنوان اتهام عليه سوريه مطرح شدند. هنگامى كه در درگيرى تماشاچيان عرب و كرد درشهر «قامشيلى» درشمال شرقى سوريه،تعدادى كشته ومجروح شدند ودامنه درگيرى ها به محله هاى كردنشين دمشق كشيده شد، سوريها خطر را بيشتر احساس كردند. با چراغ سبز آمريكا، جت هاى جنگنده اسرائيلى برفراز خاك سوريه به پرواز درآمدند و آمريكا وفرانسه با ارائه پيش نويس قطعنامه مشتركى به شوراى امنيت و تصويب آن خواهان خروج نيروهاى سوريه از لبنان شدند و با تمديد رياست جمهورى اميل لحود طرفدار سوريه مخالفت كردند و درآخرين روزهاى سال، فرانسويان پخش برنامه هاى شبكه «المنار» حزب الله را ممنوع كردند.
سوريها نيز ساكت ننشسته اند. اگر ادعاى آمريكا مبنى بر كمك هاى سوريه به مخالفان مسلح آمريكا درعراق درست نباشد، دمشق از اينكه آمريكا در مناطقى چون «فلوجه» ، «رمادى» و «موصل» دچار گرفتارى هاى بزرگى شده، خرسند است. سوريه اميد وار است كه جنگ عليه آمريكايى ها دراين مناطق، فرصت استقرار وتثبيت آمريكا درعراق را بگيرد. جالب آنكه جاى نيروهاى عراقى نزديك به سوريه درمقايسه با دوران صدام عوض شده است. درحالى كه در دوران صدام، كردهايى چون «بارزانى» و «طالبانى» و يا «حكيم و جعفرى» حزب الدعوه در دمشق مستقر بودند و يا به سوريه آمد و شد داشتند، اكنون آمريكايى ها مدعى هستند كه دمشق به پايگاهى براى طراحى حملات اعراب سنى مخالف آمريكا تبديل شده است. چنين تغييراتى باعث شده است كه سوريها وتركيه اى ها كه تا قبل از دستگيرى «عبدالله اوجالان» رقباى منطقه اى يكديگر بودند، اكنون با احساس نگرانى هاى مشترك از تحولات عراق به يكديگر نزديك شوند. اردوغان و اسد، نگران آينده بحث فدراليسم و مسأله كركوك هستند. سوريه و تركيه تقويت هويت سياسى كردهاى عراق را مطابق منافع ملى خود نمى دانند و ديدار اردوغان از سوريه درآخرين روزهاى سال ۲۰۰۴ را بايد نماد اين نگرانى مشترك دانست.
رياض توفان بعد از آرامش
سال ۲۰۰۴ ، نا امن ترين سال براى «آل سعود» بود. درگيرى هاى خيابانى دررياض ، قطيف، طائف وجده درتاريخ ۷۰ ساله حكومت سعودى ها بى سابقه بوده است. اگر چه درسال ۲۰۰۳ ، دولت آمريكا فشار سنگينى را بر آل سعود وارد آورد تا به همكارى بيشترى عليه تروريسم تن دهد، ولى نتيجه تمامى اقدامات عليه القاعده وسلفى هاى تندرو، ناامنى بيشتر بوده است. آمريكايى هاى مقيم عربستان و حتى مسؤولان سعودى از دامنه حملات جديد القاعده در امان نبودند. طى سال ۲۰۰۴ ، بحران عراق به القاعده فرصت داد تا خود را درسرزمين هاى اطراف عراق به ويژه درشبه جزيره عربستان بازسازى وتجديد ساختار كند. حتى كشته شدن «مقرن» رئيس شاخه عربستانى القاعده را نمى توان براى دولت آل سعود يك پيروزى دانست ، زيرا على رغم ظاهر آن به عنوان يك موفقيت تاكتيكى براى نيروهاى امنيتى، اين حادثه، نشانگر قوت گرفتن شاخه عربستانى القاعده وافزايش دامنه تحركات آن است. پيام هاى ويديويى بن لادن كه خواستار سرنگونى دولت آل سعود درآنها شده، لبه حملات را به طور هم زمان متوجه آمريكا و آل سعود كرده است. از طرف ديگر، فشار دولت برعلما و وعاظ ومراكز خيريه واسلامى براى پرهيز از تبليغ افراطى گرى هنوز نتيجه مشخصى درپى نداشته است. اگر چه علما و ائمه جمعه و جماعات تحت فشار قرارگرفته اند كه مسؤولانه تر عمل كنند، ولى از ديدگاه تندروهاى سلفى، آل سعود به تقاضاى يك دولت بيگانه، يعنى آمريكا چنين عمل مى كند واقدامات حكومت به شدت قابل انتقاد است. علاوه براين ، سخنرانى ها وخطابه هاى اميرعبدالله وساير مسؤولان ارشد عليه افراطى گرى و تشويق وترغيب علماى ارشد و ذى نفوذ به موضع گيرى عليه اقدامات تندروها ، باعث كاهش گرايش جوانان به آنان نشده وحتى گزارش ها نشان مى دهد كه پس از حمله آمريكا به عراق، درصد جوانانى كه براى عضويت درالقاعده وشعبه هاى ملى ومحلى آن تمايل نشان مى دهند، افزايش پيدا كرده است.
آنچه كه مشكلات آل سعود دراين زمينه را دو چندان مى كند، فشار اصلاح طلبان ازجمله روشنفكران مذهبى وغيرمذهبى براى پيشبرد اصلاحات وكاهش اقداماتى است كه منجر به نقض حقوق سياسى اجتماعى ازجمله آزادى بيان مى شود. درمقابل علمايى كه به طور خاص از سوى خاندان «آل شيخ» رهبرى مى شوند، با قدرت تمام در مقابل اصلاحات درحال مقاومت هستند. اين درحالى است كه از آمريكا نيز فشار زيادى بر دولت سعودى وارد مى شود تا ضمن ادامه همكارى عليه تروريسم، به تفسير هاى آمريكا ازمفهوم اصلاحات نيز تن دهد.