اعتبار جهانى دموكراسى در اين حقيقت نهفته است كه از گذشتگان به ارث باقى نمى ماند بلكه امرى «كسب كردنى» است. به عنوان يك مقوله اكتسابى وجود يك «معلم دموكراسى» بسيار ضرورى به نظر مى رسد. در حوزه هاى جغرافيايى به ضرورت تاريخى و الزامات فرهنگى، دموكراسى تجربه نشده است. نقشى كه تعليم دهندگان دموكراسى برعهده دارند، بسيار قابل توجه است. در عراق امروز به وضوح محرز است كه اين حوزه تنبل ترين شاگردان را براى فراگيرى دموكراسى دارا است. اين را گريزى نيست چرا كه ظرفيت هاى فرهنگى و ذهنيت هاى حاكم تاريخى، مستعدترين بسترها را براى نگرش هاى متعارض و ارزش هاى غيرمتقارن با اين ايده در عراق و ديگر كشورهاى خاورميانه عربى شكل داده است.به دليل وجود بسترهايى از اين دست قالب هاى فكرى و نگرش هاى ارزشى قوام دهنده و تكوين گر دموكراسى در عراق و ديگر كشورهاى خاورميانه عربى فرصت و اجازه شكفتگى را نيافته اند. در چنين فضايى بسيار طبيعى است كه اعتبار اخلاقى، الزام فرهنگى و حمايت توده اى براى متجلى شدن دموكراسى هستى نيابد. دموكراسى تلالو نيافت چون بستر فرهنگى آن را شايسته نمى يافت و كسى در طلب فهم آن تلاش نكرد، چرا كه منفعتى بر آن مترتب نبود. محيط فرهنگى در خاورميانه عربى به شدت ضددموكراتيك است و ماهيت فرهنگ حاكم بر خاورميانه به جهت ويژگى هايى كه در ريشه بحرانى آن نهفته است، به دموكراسى فضاى تنفس نمى دهد بلكه آن را برهم زننده روابط تك محورى حاكم مى داند. به لحاظ وجود چنين فضاى فكرى است كه كمتر اقدامى در جهت كسب دموكراسى صورت مى گيرد زيرا هزينه هايى كه بايد پرداخت شود فراتر از بضاعت ذهنى و مادى هستند. اين تصور شكل گرفته است كه دموكراسى نه تنها فاقد «اجر آن جهانى» است بلكه منجر به ايجاد «حزن اين جهانى» نيز مى شود كه در چارچوب حاكميت اين دو واقعيت است كه طبيعتاً شاگردهاى حوزه دموكراسى از تنبلى محيطى تاثير گرفته اند. با توجه به اين كيفيت پايين از درك و فهم دموكراسى نياز شديدترى به آگاه ترين، توانمندترين و دغدغه دارترين معلم ها براى تدريس دموكراسى حس مى شود. در كشورهاى خاورميانه عربى اين واقعيت تلخ و همه گير بايد در نظر گرفته شود كه چه در حيطه روشنفكرى و چه در قلمرو قدرت سياسى و آنانى كه كمترين باور هنجارى را به مقوله دموكراسى در خود داشته اند به تدريس آن پرداخته اند. در قلمرو كلام اينان فزون ترين تكريم را متوجه دموكراسى ساخته اند اما در هستى بخشيدن عينى به دموكراسى تخريب گر بوده اند. با وجود چنين معلمانى است كه نبايد انتظارى جز اين داشت، شاگردانى داشته باشيم كه كمترين ضرورت و قليل ترين درك از دموكراسى را دارا باشند. در خيابان هاى جهان عرب، در رسانه هاى اين منطقه و در عملكرد حكام به نيكى اين مثلث دموكرات ستيز را نظاره گر هستيم. مردم فرصتى براى كسب دموكراسى ندارند و نخبگان فكرى و سياسى هم استعداد و تمايلى براى ارائه آن احساس نمى كنند.
آنهايى كه وظيفه اخلاقى و انسانى را يدك مى كشند تا خصلتى طبيعى را به دموكراسى اعطاكنند و آن را به روزمرگى انداخته اند و خود هنوز آن را «هضم» نكرده اند و از ايفاى چنين نقشى عاجز بوده اند. بدين روى به وضوح معلوم مى شود كه چرا تمامى جنبش هاى اجتماعى در خاورميانه در جهت تحقق دموكراسى با شكست فاحش روبه رو شده اند. نمى توان از مردمى كه در روابط اجتماعى آن را تجربه نكرده اند انتظار داشت كه به ارزش هاى دموكراتيك به عنوان مبناى عملياتى و فكرى تكيه كنند. اين مردم بدين جهت مداوماً مقهور و جذب «قوى ترين»، «فاضل ترين» و بزرگترين مى شوند. اينان درك نمى كنند آنچه به روابط انسانى هويت مى بخشد حجم ها نيستند بلكه محتواها بايد در نظر گرفته شوند. نخبگان فكرى و سياسى كه در قلمرو روشنفكرانه و حكومتى حضور داشته اند به لحاظ اينكه خود هنوز در زندگى شخصى به قالب هاى دموكراتيك اتكا نكرده اند، از اين توان برخوردار نيستند كه آن را براى مردم _ شاگردان - «پخته» كنند. اينان به كرات چه در گذشته و چه در گفتار خود صحبت از دموكراسى مى كنند اما كلمات و نوشته هاى آنان از توان «چسبندگى» اجتماعى برى هستند. در ابتدا اينان خود بايد باورهنجارى از دموكراسى به دست آورند و بعد آن را به مردم انتقال دهند. خاورميانه عربى مملو از معلمان فاقد استعداد و توانايى براى تعليم دموكراسى است و تاسف در اين است كه اينان با آگاهى به اين عدم توانايى، سعى را هميشه بر اين قرار داده اند كه دموكرات منش هاى واقعى را كذب جلوه دهند. دموكراسى در خاورميانه جاده سنگلاخى را در برابر دارد كه در كوتاه مدت محققاً گرفتار آسيب هاى ناشى از آن خواهد شد. كسب دموكراسى براى شاگردانى هم كه خواهان درك آن هستند بسيار سخت خواهد بود چرا كه مواجه با مقاومت شاگردهاى تنبل كلاس و معلم هاى بدون ظرفيت براى تدريس دموكراسى خواهند شد. فراگيرى دموكراسى نيازمند روشنفكرانى است كه آن را بسط تئوريك دهند و سياستمدارانى كه آن را قالب عملياتى اعطا كنند. در كثيرى از كشورهاى خاورميانه عربى تنبل ترين شاگردان معيار هستند زيرا كه نه روشنفكران دموكرات و نه سياستمداران دموكرات دارد. آمريكائيان هم به اين موضوع وقوف كامل دارند و به همين روى است كه از بحرين گرفته تا مراكش سعى بر اين دارند كه معلم سازى كنند. در كنفرانس بحرين و همچنين در گردهمايى مراكش به وضوح هويدا بود كه تلاش در جهت ايجاد فضاى مساعد با اهداف آمريكائيان در خاورميانه است. آمريكائيان امنيت خود را در قالب ظهور دموكراسى در خاورميانه عربى مى يابند و بدين روى هر هزينه اى را در جهت تحقق آن عقلانى مى دانند.