چهارشنبه 5 اسفند 1383

... بودن برچسب نيست، نگرش سياسي ست، دنا رباطي، شهروند

از اين ستون تا تو

[email protected]
[email protected]

سلام
زنده ياد محمد مختاري با نوشتن آن مقاله معروف «شبان رمگي» قلم را چنان به فرهنگ جاري و ساري ايران نزديك كرده كه بعد از گذشت ساليان هنوز هم قابل ارجاع و معتبر است. و سئوال هنوز هم همان است كه بود: آيا من به عنوان فرد اگر بگويم چگونه مي انديشم و باورم چيست، باز هم در زندگي اجتماعي ام امنيت خواهم داشت؟ يا اينكه بايد به دو چهره گي خود ادامه دهم؟ آيا «من» به واسطه فرق/ فرق هايي كه با اكثريت همخوان و هم انديش دارم باز بايد تظاهر كنم كه من نيز چون آنهايم؟ يا اينكه حقيقت خودم را بگويم، و اگر بر زبان راندم آنچه كه منم آيا جامعه مرا طرد و تكفير نخواهد كرد؟

ما داريم در كانادا زندگي مي كنيم. از بيست سال پيش هم هر ساله به تعداد ما اضافه شده و دارد مي شود. هر كدام از ما به نسبت ظرفيت و حساسيت هايمان داريم دمكراسي كانادايي را تجربه مي كنيم. در اين جامعه احزاب از راست تا چپ آزادند تا در چهارچوب هاي دمكراسي و احترام متقابل دفتر و دستك داشته باشند و تبليغ باورهاي خود كنند. ما ايرانيان اين منطقه هم در نگاه و برخوردمان با قوانين كانادايي ــ تا حال ــ نشان داده ايم كه هميشه خواسته ايم بخشي از راه حل باشيم تا بخشي از مشكلات. و اين اصلاً ادعا نيست، بلكه با آمار و ارقام و شاخص ها قابل اثبات است. اما آيا در برخورد با همديگر هم اين دستاورد قابل افتخار را كسب كرده ايم؟

بيائيم اين مسئله «خود» بودن در جامعه را جدي تر بگيريم. از خود بپرسيم چرا بعضي از ما و ديگران ــ ابا دارند كه هويت تفكري و باوري شان را بي پرده اعلام كنند؟ بيائيم تمام برچسب هاي معمول و رايج را مورد مداقه قرار دهيم. بيائيم معضل را از زاويه ديگري بنگريم كه سلطنت طلب بودن يك برچسب نباشد، كه توده اي بودن يك برچسب نباشد، كه مجاهد بودن يك برچسب نباشد، كه اصلاح طلب بودن يك برچسب نباشد، كه ... نباشد.
بيائيم طوري به مسئله نگاه كنيم كه همه اينها را نوعي نگرش اجتماعي ــ سياسي ببينيم و به آن احترام بگذاريم تا به ما احترام گذاشته شود. تاريخ اجتماعي ــ سياسي كشورمان نشان داده است كه «قدرت» در بدترين حالت قادر به حذف هيچ نحله فكري ناموافق با ذائقه اش نشده و نخواهد شد. اين «نشده و نخواهد شد» را جدي بگيريم تا دريابيم كه مسئله كيفي ست و نه كمي.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

بيائيم قوانين بازي را از نو بنويسيم و دريابيم تنها چيزي كه به قدرت مطلقه هيچ ضرري نمي رساند، «شعار» است.
بيائيم به دمكراسي عميق تر فكر كنيم تا دريابيم چرا «قدرت» را ادواري و معطوف به راي مردم كرده است؟ آيا رويه ي ديگر سخن اين نيست كه اگر ادواري نباشد مهلك مي شود؟ و از شكنجه شده ديروزي شكنجه گر امروزي مي سازد؟

قدرت سياسي در مملكت ما معطوف به شبكه هاي نفت است و نه به آراء من و تو. حكومت هاي نفتي از نوع حكومت ما اصولاً براي راي مردم ارزشي قائل نيستند، مگر همين چند وقت پيش نبود كه آقاي هاشمي گفت كه با ده درصد هم مي شود حكومت كرد.
حال تصور كن در كشور ثروتمندي مثل ايران ــ فرهنگ سياسي ــ اجتماعي ما آنقدر بالا رفته باشد كه قدرت معطوف به اراده مردم شود و نه معطوف به نفت. و تا آن موقع ــ ابتدا بايد بپذيريم كه ... بودن يك برچسب نيست بلكه يك نگرش سياسي و يا اجتماعي و يا اجتماعي ــ سياسي ست. شما چه فكر مي كنيد؟

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/18686

فهرست زير سايت هايي هستند که به '... بودن برچسب نيست، نگرش سياسي ست، دنا رباطي، شهروند' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016