چهارشنبه 12 اسفند 1383

التهاب در خاورمیانه و احتمال تحول در ایران، م. چشمه

ایرانیان همراه بسیاری دیگر از مردم خاورمیانه اینروزها شاهد تحولات و فعل و انفعالات بسیار مهمی در این اقلیم اند. بسیاری از مردم ایران و نیروهای آزادیخواه از خود سؤال میکنند که آیا ایران تا کی میتواند از گسترش موج آزادیخواهی و دمکراسی خواهی در خاورمیانه مصون بماند، و آیا تحولات فعلی کشورهای این منطقه دامن ایران را نیز بزودی خواهند گرفت؟ بدون شک انتخابات اخیر عراق که اکثریت مردم آن با نادیده گرفتن خطر مرگ به پای صندوقهای رأی رفتند بعنوان نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه که با خود زنجیره ای از تحولات را بدنبال خواهد داشت، ثبت خواهد شد. موافقت و یا مخالفت با حمله نظامی آمریکا به عراق و حتی مخالفت با سیاستهای دست راستی و عقب مانده جورج بوش در زمینه سیاستهای داخلی آمریکا نمیتواند مانع از آن گردد تا اهمیت تاریخی انتخابات عراق و بطور کلی "استراتژی خاورمیانه بزرگ" آمریکا نادیده گرفته شوند. علاوه بر انتخابات عراق، فقط در عرض یکی دو ماه گذشته در خاورمیانه ما شاهد چندین واقعه مهم بوده ایم. از انتخابات در فلسطین و از سر گیری مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطین گرفته، تا تن دادن رژیم عربستان به برگزاری انتخابات محلی (هرچند ناقص و ابتدائی) تا تظاهرات اپوزیسیون در مصر بخاطر نجات یکی از آزادیخواهان در بند همزمان با عقب نشینی دولت آن کشور در مورد انتخابات ریاست جمهوری این کشور و خیزش مردم لبنان (بسبک اوکرائین) برای اخراج سوریه از میهنشان که منجر به استعفای نخست وزیر لبنان شد، همگی منجر به تضعیف ارتجاع منطقه و تقویت روحیه اپوزیسیون گردیده است. اگر چنانچه ما در کل منطقه در پیآمد فعل وانفعالات کنونی در آینده ای نه چندان دور در انتظار دگرگونیهای مهم سیاسی – اجتماعی هستیم، آیا میتوانیم تصور کنیم که اپوزیسیون سیاسی ایران بحالت فلج گونه تماشاگر این تحولات بوده و کماکان بر طبل بی عملی، فرقه گرائی و آمریکا ستیزی بکوبد و سترونی خود را به اثبات رساند! امید است که پاسخ بدین سؤال منفی باشد.

اگر التهاب در خاورمیانه را در کنار بحران اتمی ایران و خطر حمله نظامی آمریکا به ایران و تفرقه در صفوف مافیای حاکم بر ایران که بزعم عده ای بزودی میتواند منجر به درگیریهای جدی میان صفوف آنان و از جمله مابین شخص رفسنجانی و خامنه ای گردد قرار دهیم، پی خواهیم برد که بدون شک ماههای آینده میتوانند ماههای تعیین کننده ای برای سرنوشت ایران باشند.
آن بخش از اپوزیسیون که باز مبحث برخورد فعال به انتخابات ریاست جمهوری آتی و معرفی کردن یک "کاندیدای مستقل" را بطور سمبلیک به پیش میکشند باید بدانند که در شرایط حاضر هر گونه شرکت در کارزار رسوای انتصابات رژیم فقط در جهت مشروعیت بخشیدن بدان عمل میکند. در واقع فعالترین برخورد با انتخابات غیر دمکراتیک و نا مشروع پیش رو تحریم آن و کار در جهت ارائه یک بدیل مطلوب به افکار عمومی ایران و جهان است. در حال حاضر این بدیل سازمان دادن به جنبش رفراندوم و کمک به شکل گیری یک رهبری سیاسی – تشکیلاتی برای آنست. این رهبری میتواند نقش "کاندیدای مستقل" را بمنظور افشای قانون اساسی ارتجاعی رژیم و نفی کلیت نظام اسلامی حاکم بازی کند. چنین جنبش و رهبری سیاسی اگر در حال حاضر هیچ اثری نداشته باشد، دست کم دولت آمریکا را در زمینه سیاست حمله نظامی به ایران و یا در قطب مقابل، سیاست احتمالی سازش با رژیم ملایان با نادیده گرفتن نقض حقوق بشر در ایران، به تأمل وا خواهد داشت.

فراخوان رفراندوم اما اکنون ظاهراً به گردنه نفس گیری رسیده است. حدود سه ماه پس از انتشار این طرح با نشست گرد و غبار ناشی از طوفان اولیه، حقایق نشان میدهند که انتقادات اغلب کینه توزانه منتقدین طرح رفراندوم عمدتاً همسوئی و یا ائتلاف جمهوریخواهان حامی این طرح را با طرفداران سلطنت مشروطه حامی آن نشانه رفته اند، و قصد آن دارند که بهر قیمت این ابتکار جدید را نیز عقیم و یا متلاشی کنند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در پاره ای موارد نظرات از حالت یک مبارزه سیاسی معقول خارج شده و آشکارا حالت مچ گیری، شخصیت کشی، خصومت و آنتاگونیسم عریان بخود گرفته اند. بعنوان مثال، میتوان برخورد مخالفین را به آقای دکتر باقرزاده یکی از فعالین حقوق بشر پشتیبان طرح رفراندوم مشاهده نمود. از افتخارات مخالفین سرسخت فراخوان رفراندوم اینستکه حملات شدید آنان منجر به آن شده است که بانیان اولیه طرح رفراندوم از جمله آقایان ملکی، زرافشان و سازگارا و رهبران جنبش دانشجوئی در زمینه پشتیبانی و شرکت طرفداران مشروطه سلطنتی از طرح فراخوان رفراندوم، در حالت دفاعی قرار گیرند. از جانب دیگر همپای این حملات ما شاهد افزایش انتقادات تند این طیف از سیاستهای قدیم و جدید دولت آمریکا هستیم. در حالی که آمریکا در یکی دو سال اخیر بطرز بیسابقه ای علناً در بیانیه های زمامداران خود به حمایت از حرکتهای آزادیخواهانه مردم ایران برخواسته است، و یا بعبارت دیگر، در حالیکه سیاست خاورمیانه ای آمریکا و حرکت اپوزیسیون آزادیخواه ایران در حال حاضر در موارد مهمی همسوئی نشان میدهند، عده ای از مخالفین طرح رفراندوم، چپهای سنتی و یا افراطی و قلیلی از ملیون مصدقی ظاهراً بخاطر تنزه طلبی کوبیدن بر طبل مخالفت با آمریکا را تشدید کرده و بحث در مورد کودتای 28 مرداد 32 و سیاستهای استبدادی رژیم گذشته را بجای بحث در مورد چکونگی سازمان دادن به جنبش رهائی بخش ملی و کسب حمایت از دول بزرگ در شرایط حساس کنونی به اپوزیسیون تحمیل میکنند.

در عرض دو سه هفته آینده ما شاهد فرا رسیدن جشنهای نوروز و چهارشنبه سوری خواهیم بود. آیا ممکن است مردم ایران با درک موقعیت حساس منطقه و ایران این جشنها را به محمل و ابزاری برای رسانیدن فریاد آزادیخواهانه خود تبدیل کنند!؟ بدون شک چنین ابتکاری میتواند انعکاس جانانه ای در سطح جهانی داشته باشد و رژیم را در سراشیب مسیری بدون بازگشت قرار دهد.

13 اسفند 1383

در همين زمينه:

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/18911

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'التهاب در خاورمیانه و احتمال تحول در ایران، م. چشمه' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016