سه شنبه 9 فروردین 1384

راهکارهای جنبش دمکراسی خواهی برای مقابله با دیکتاتوری در ایران، حسن ماسالی

[email protected]

قریب بیست وشش سال ازاستقرارحکومت جهل و ترور درایران میگذرد. استقرار و استمرار حکومت جهل ، استبداد وتروریستی حاکم در ایران تنها بعلت باورهای مذهبی بخشی از مردم نا آگاه جامعه نبود، بلکه سرکوب آزادیخواهان و نفی آزادی اندیشه درزمان دیکتاتوری شاه، زمینه های سیاسی و فرهنگی مهمی برای استقرار نظام واپسگرای آخوندی فراهم کرد.
همچنین ضروری است که تاکید کنیم که عملکرد بخش مهمی ازنیروهای مخالف رژیم شاه که اسیر بینش و منش رادیکالیسم کور بودند و یادراثر فقدان چشم انداز و آینده نگری سیاسی و فقدان سازمان یافتگی کارساز، با ندانم کاری از حوادث روزمره و سناریو سازی ها دیگران دنباله روی میکردند، به استقرار نظام کنونی یاری رساندند.
دراین مدت بیست وشش سال فجایع بیشماری درجامعه ایران روی داده اند وافراد زیادی که متعلق به گرایش های سیاسی و گروههای اجتماعی گوناگون بودند، قربانی رژیم جمهوری اسلامی شده اند.ضرباتی که در اثر روی کارآمدن این رژیم به ابعاد مختلف سیاسی - اجتماعی ایران وحتی بمناسبات انسانی و روانی افراد جامعه وارد آمده است در این سطور قابل توصیف نیستند .
همه ما، چه آنهائی که حامیان نظام استبدا دی شاه بودند و چه آنهائی که درمخالفت بارژیم استبدادی شاه مبارزه کردیم ، هرکدام به نوعی قربانی رژیم آخوندی شده ایم.
عقل سلیم، منطق ودرایت سیاسی حکم میکند که هرفردوگروه سیاسی واجتماعی که خودرا متعلق به این جامعه میداند به دنبال راهکارهای اساسی برای نجات ازاین سقوط و منجلاب باشد.
قبل ازاینکه درباره راهکارهای مشترک جنبش دمکراسی خواهی برای مقابله با استبداد و دیکتاتوری سخنی مطرح کنیم ، ضروریست که ابتدا دیدگاه خود را درباره عوامل شکل گیری نظام های استبدادی و دیکتاتور پروری بیان کنیم.
حکومتهای استبدادی و دیکتاتوری بطور انتزاعی شکل نمیگیرند و زائیده نمیشوند، بلکه شرایط اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی خاصی موجب شکل گیری چنین نظام هائی میشوند. و دراین ارتباط افراد و گروهای اجتماعی معینی نیزوجود دارند که در خدمت دیکتاتور پروری قرار میگیرند و بطور مستقیم وغیر مستقیم نقش فعالی درراه استقرار مناسبات دیکتاتوری ایفا میکنند.
بنابراین، افراد و محافلی که در ساختار رژیم دیکتاتوری سابق نقش قعالی ایفا میکردند، زمینه ساز انحرافات دیگری نیز بودند، بطور مثال:
الف- با استقراردیکتاتوری شاه مانع ازرشد اندیشه آزادیخواهی وفرهنگ دمکراسی درمیان مردم وازجمله در میان گروههای سیاسی جامعه شدند. ترویج فرهنگ جهل ، چابلوسی، جمود فکری و خشونت پروری از محصولات و دست آوردهای حکومتهای استبدادی گذشته میباشند و کارگزاران وحامیان نظام گذشته نقش موثری دراین زمینه برعهده داشته اند.
ب – در جامعه ایران که مردم کشورآن سالها از آزادی ودمکراسی محروم بودند و نهادهای سیاسی و اجتماعی حق فعالیت و ابراز وجود نداشتند، جای تعجب نیست که پس از فروپاشی نظام دیکتاتوری" شاه"، شرایط برای استقرار دیکتاتوری واپسگرایانه تر " شیخ" فراهم گردد.
بررسی رویدادهای سیاسی گذشته نشان میدهند که درشکل گیری فاجعه ای بنام "جمهوری اسلامی"، کار گزاران نظام گذشته نقش اساسی برعهده داشتند وبخش مهمی ازمخالفین نظام گذشته گرچه خودشان ازقربانیان رژیم گذشته محسوب میشوند ، اما در هنگام شکل گیری "جمهوری اسلامی " دچار خطا واشتباهات فاحشی شدند. بنابراین نقش و جایگاه هرکدام را باید بطور دقیق مشخص کرد و سپس قضاوت کرد.
جالب توجه است که افراد و محافل گوناگونی از " اپوزیسیون سابق" که علیه شاه مبارزه میکردند درباره اشتباهات نظری( تئوریک )؛ سیاسی و عملکرد های خود که منجر به شکل گیری نظام استبدادی و ارتجاعی جمهوری اسلامی گردید، صادقانه و بطور باز و شقاف از خود شان انتقاد کرده اند و آنها را باز و علنی و با شهامت انتشار داده اند. اما کارگزاران نظام استبدادی گذشته که امروز با عناوین سیاسی مختلف فعالیت میکنند و دستگاههای تبلیغاتی گوناگونی نیز در اختیار دارند، هنوز در جهل استبدادخواهی گذشته باقی مانده اند.
نگاهی به کارنامه سیاسی بیست و چند ساله افراد و گروهها ی سلطنت طلب و از جمله حزب مشروطه بیانداریم مشاهده خواهیم کرد که اکثر آنان گرچه در برنامه سیاسی خود جملاتی درباره " دمکراسی " و
" حقوق بشر " گنجانده اند، اما همچنان خواستار باز سازی نظام دیکتاتوری گذشته ( بازگشت به اصل خویش ) هستند.از خطاهای دیکتاتوری گذشته و حال درس نیاموخته اند. نگاهی به گفتارها، نوشته ها و عملکرد های روزمره کارگردانان این گروها که در راُس آنان " حزب مشروطه " قرار دارد ، این امر را باثبات میرساند که این محافل هنوز بینش و منش " حزب رستاخیز" و" ساواک " سابق را دنبال میکنند .هنوز باکینه توزی و با شیوه پرونده سازی بر علیه دگر اندیشان فعالیت میکنند.
آیا شما در جائی سراغ دارید که حزب مشروطه و گروههای دو آتشه سلطنت طلب نقدی به دیکتاتوری گذشته و خطاهای خودشان در نظام گذشته کرده باشند؟
آیا نمونه ای سراغ دارید که حاضر شده باشند با دگر اندیشا نی که به حفظ هویت سیاسی – تشکیلاتی وباپذیرش اختلاف نظر ها اصرار می ورزند ، در مسیر دمکراسی خواهی مشترکاٌ گام بردارند ؟
از زمان فروپاشی رژیم شاه تاکنون اصرار ورزیده اند که خودشان همیشه حق داشته اند و " دگر اندیشان گناهکارند" و تلاش میکنند که از دگر اند یشلن بصورت ابزار بی اراده بهره برداری کنند. و بهمین دلیل است که با عناصری آماده همکاری هستند که فاقد هویت و شخصیت سیاسی مستقل هستند.
هروقت که بررسی بیغرضانه خطاهاو فجایع تاریخی گذشته که منجر به متوقف شدن روند دمکراسی و استقرار حکومت آخوندی درایران شد، مطرح میگردد، نه تنها از آن طفره میروند بلکه وقیحانه همه مناسبات گذشته را تمجید کرده آنها را توجیه میکنند.
آقای کلینتون رئیس جمهورسابق آمریکا و وزیر خارجه اش با بلند نظری از خطاهای آمریکا درباره کودتا و حمایت از شاه که منجر به متوقف شدن دمکراسی در ایران گردید انتقاد میکنند، اما هنوز ایرانی تبارهای کودتاچی و استبدادگر شهامت آنرا ندارند که نگاهی به روند دیکتاتور پروری و سیاست استبداد طلبی خودشان بکنند.
شخص خودم و بسیاری از دوستان مبارز دمکرات، آزاد اندیشانه و با شهامت درباره خطاهای سیاسی خود سخن گفته، مطلب نوشته و انتشار داده ایم . اما سردمداران محافل سلطنت طلب و از جمله حزب مشروطه بجای اینکه تشویق شوند و به فرهنگ دمکراسی خواهی و مناسبات دمکرات منشانه روی آورند، هنوز به دنبال بازسازی دیکتاتوری سابق هستند وحتی با جملات لمپن منشانه بما فحاشی میکنند که " چرا علیه دیکتاتوری سابق مبارزه کردیم" ! و وقیحانه خودشان را طلبکار معرفی میکنند.
بسیاری از این محافل حتی رضا پهلوی را " بی عرضه " می نامند ، اما میخواهند تحت نام ایشان بقدرت برسند تا به قتل وغارت مجدد خود ادامه دهند .
نقد به فرهنگ و سیاست دیکتاتور پروری گذشته بما می آموزد که به گفتگو واتحاد عمل در مسیر دمکراسی خواهی روی بیاوریم. اگر خواستار ساختن جامعه ای باز با مناسبات انسانی و دمکراتیک هستیم و اگر میخواهیم مشترکاٌ کشور خودرا بسازیم وتعالی ببخشیم ، ضروریست که صادقانه و بیغرضانه به بینش و منش گذشته خود و مناسبات ناسالم و غیردمکراتیکی که درآن قرار داشتیم و هنوز آنها را رها نکرده ایم انتقاد کنیم .
اسناد و مدارک فراوانی در اختیار دارم که نشان میدهند حزب مشروطه با چنین ترکیب رهبری و ساختار تشکیلاتی و رفتاری که با منتقدین خود میکند و همچنین مناسبات ناسالمی که با دگر اندیشان سیاسی ایران برقرار میکند، هنوزدارای خصلت ضد دمکراتیک و توطئه گرانه است.
سرکردگان این محافل کوشش میکنندبا پخش پول از ضعف سیاسی و شخصیتی برخی افراد استفاده کنند و از آنان بعنوان " عوامل نفوذی " برای توطئه علیه سازمانهای سیاسی دمکرات و جنبش دمکراسی خواهی استفاده کنند.
این محافل کوشش میکنند با " زد وبند پشت پرده " وبا در اختیار گرفتن چند عنصر بی مایه که هیچگونه پایگاهی درمیان مردم و سازمانهای سیاسی دگراندیش ندارند، خودشان را" قیم" طرح همه پرسی( رفراندم) جلوه دهند.
این محافل کوشش کردند و همچنان تلاش میکنند که از طریق عناصربی مایه ای از نام جبهه ملی و جنبش دانشجوئی داخل کشورنیز سواستفاد کنند.
رهبران این حزب و برخی از گروههای سلطنت طلب از گفتگو و اتخاذ سیاست باز و شفاف درباره گذشته، حال و آینده طفره میروند، چون آزاد اندیش و آزاد منش نیستند. این محافل تا زمانی که مواضع خودرا درباره نظام دیکتاتوری گذشته روشن نکنند قابل اعتماد نیستند. این محافل تا زمانی که دست از کتکاری ، فحاشی و توطئه گری برعلیه دگر اندیشان بر ندارند قابل اعتماد نیستند.
شخصاٌ چندین بار با آقای رضا پهلوی ملاقات داشتم و بایشان اعلام کردم که از مبارزه علیه دیکتاتوری شاه پشیمان نیستم اما بایشان پیشنهاد کردم که بعنوان یک شهروند با نفوذ ایرانی برای گسترش و تعمیق بخشیدن جنبش دمکراسی خواهی و برای ایجادهمبستگی ملی، رقابت دمکراتیک و ایجاد فضائی به دور از خشونت و انتقامجوئی تلاش کنند. بایشلن بطور خصوصی و در مصاحبه های رادیو/ تلویزیونی هشدار دادم که منافع مردم و مصالح کشور و اهداف دمکراسی خواهی ایجاب میکنند که با کسانی که خواستار باز سازی استبداد گذشته هستند همکاری نکند.ایشان در نوشته ها و مصاحبه های خود خیلی باز و شفاف اعلام کرده اند که امروز باید فقط برای برچیدن نظام جهل و دیکتاتوری مبارزه کنیم و تعین شکل نظام به آینده ، در شرایط دمکراتیک و به رای آزادانه مردم موکول میشود.
عده ای از جوانان طرفدار نظام پادشاهی که در " اتحادیه ملی برای دمکراسی " مبارزه میکنند و برخی افراد در درون حزب مشروطه رانیز می شناسیم که صادقانه در مسیر دمکراسی خواهی حرکت میکنند وبه آنچه آقای رضا پهلوی بیان کرده اند، عمل میکنند. بهمین دلیل این افراد مورد اتهام و حتی تهدید فیزیکی قزاقان استبداد طلب قرار گرفته اند. عقیده دارم ضروریست که از این افراد و محافل دربرابر عوامل استبداد طلب و توطئه گر حمایت شود.
روی دیگرسکه اینستکه برخی از"جمهوریخواهان" نیز خیال میکنند با یدک کشیدن نام"جمهوریخواهی" اتوماتیک دمکرات هستند. برخی از این عناصر با دگر اندیشان بطرز کینه توزانه رفتار میکنند و دست کمی از بقایای " حزب رستاخیز" ندارند.
آیا از خودمان پرسیده ایم که چرا پس از بیست وشش سال که از استقرار نظام جنایتکار و ارتجاعی جمهوری اسلامی میگذرد و با وجودیکه همه گروهبندی های سیاسی و اجتماعی از آسیب این رژیم در امان نبودند، چرا این "اپوزیسیون" اینقدر بی اعتبار و بی آبرو شده است؟ برای اینکه اکثریت ما حرف از دمکراسی خواهی میزنیم اما هنوز در درون و ذات خود " دمکرات " نشد ه ایم. هنوز نیاموخته ایم که با حفظ هویت مستقل خود، متمدنانه و با حفظ احترام متقابل با همدیگر بطرز دمکراتیکی رقابت کنیم و در ضمن برای مصالح مردم و کشورمان با همدیگر اتحاد عمل کنیم.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

ما هنوز نیاز داریم که در ذات خود پالایش فکری و فرهنگی دمکراتیک بوجود آوریم. ما نیاز مبرم داریم که صقوف خود را از سره و ناسره ، از دمکرات و ضد دمکرات جدا کنیم . ضروریست که دمکراسی خواهی را در صدر برنامه و عملکردهای روزانه خود قرار بدهیم . فاشیست ها ، استالینیستها و استبداد طلبان گذشته، حال و آینده را از خود دور کنیم تا قادر شویم دمکراتهارا متشکل سازیم و جامعه را از زنجیر اسارت و دور تسلسل خشونت و استبداد برهانیم.
بیست و شش سال را با غفلت درمیان دیکتاتور منشها گذراندیم، ضروریست که هرچه زودتر راه نوینی را با پیشتازان دمکراسی خواهی برگزینیم وغفلتهای گذشته را جبران کنیم.

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/19864

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'راهکارهای جنبش دمکراسی خواهی برای مقابله با دیکتاتوری در ایران، حسن ماسالی' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016