سه شنبه 30 فروردین 1384

هرمنوتيك فلسفى و عقلانيت تفاهمى، عليرضا اسمعيل زاد، شرق

هرمنوتيك فلسفى Philosophical Hermeneutics، هر چند با اشاره به افق معنايى يا افق امكانات متن كه حدود تأويل هاى ممكن متن را مشخص مى كند، بازى باز و بى پايان دال ها و نشانه ها را سركوب مى كند، اما امكانات مناسبى به سوى عقلانيت معطوف به گفت وگو و تفاهم در اختيار دارد. هرمنوتيك فلسفى با فرا رفتن از نگرش استعلايى ناب Transcendentalism، به عنوان تفكرى غيرشالوده گرا شناخته مى شود.
از سوى ديگر چنين تفكرى در قالب ساختگرايى Structuralism محض نيز نمى افتد. استدلال اصلى ما اين است كه هرمنوتيك فلسفى به عنوان نحوه تفكر تكثرگرا Pluralist امكان مناسبى جهت فراهم كردن بنيادى معرفتى براى فرهنگى گشاده و جامعه باز دارد. هرمنوتيك فلسفى، از اين جهت، از آن ديدگاه «تقليل گرايانه» اى كه زمينه هاى آن را در متافيزيك كلاسيك و آموزه هاى خردباورى مدرن و حتى به نوعى در تاكيد خردباورى انتقادى برعلم مى توان مشاهده كرد، فاصله مى گيرد. ديدگاه تقليل گرا در تمامى اشكال خود _ چه در قالب نظام سازى هاى انتزاعى الهيات سنتى و چه يكتاانگارى علم مدرن _ متضمن نوعى توتاليتاريسم معرفتى است و از اينجا با فرهنگ متصلب و جامعه بسته نسبتى پيدا مى كند. تقليل گرايى به منزله ايمان به اصلى مركزى و حقيقتى يكه و نهايى و باور به ايده «دانش مطلق» است؛ دانشى كه قادر است با توسل به تقليل، تكثر «ديدگاه»ها و چندگانگى تأويل ها را به وحدتى فروكاهد و به يك كل تبديل كند. اين در واقع همان چيزى است كه بيشترين مخالفت هرمنوتيك فلسفى را برمى انگيزد.
هرمنوتيك فلسفى منكر ايده دانش مطلق و خواست «مركزيت»ى است كه «اختلاف تأويل ها» را ناديده مى گيرد. پل ريكور هيچ راهى را براى اين منظور كه سير و سلوك بى پايان و اختلاف تأويل ها، سرانجام به يك مركز واحد بازگردد و آنجا تأويل هاى مختلف و متعارض سخن انسانى گرد هم آيند و با يكديگر آشتى كنند، قابل تصور نمى داند. او تاكيد مى كند كه «[ما بايد اين] ادعاى خود را كه مركز عالم هستيم كنار بگذاريم و اين گرايش خود را كه تمامى سخن هاى ديگر را به طرح هاى تام گراى انديشه خويش فرومى كاهيم، رها كنيم.»۱
ايده هرمنوتيك فلسفى به اين حقيقت اشاره دارد كه بنياد معرفتى هر نوع فرهنگ گشاده و جامعه باز در توجه به تقليل ناپذيرى چشم اندازهاى مختلف، به ديدگاهى يكه و نهايى است. زمينه هاى تقليل گرايى به همان اندازه كه در تفكر متافيزيك كلاسيك قابل جست وجو است در فرهنگ و تفكر روزگار مدرن نيز مشهود است. خردباورى مدرن با استيلاى نگاه پوزيتيويستى به عالم و با بى معنا شمردن گزاره هاى غيرعلمى و متافيزيكى امكان درك تنوع راه هايى را كه انسان ها از طريق آنها به تفسير واقعيت مى پردازند از دست مى دهد. با پوزيتيويسم، خردباورى مدرن به نهايت تماميت طلبى خود مى رسد. گويى تنها يك راه صحيح تفسير عالم واقع وجود دارد و شعر، هنر، اخلاق، دين و يا اسطوره هيچ نسبتى با تفسير واقعيت پيدا نمى كنند.
رويه تقليل گرايانه خردباورى مدرن، مخالفت هايى را بر عليه آن موجب شده است. هرمنوتيك فلسفى جريانى است كه يكى از عمده ترين معارضه ها را با تقليل گرايى خرد مدرن پيش كشيده است. ويژگى مهم چنين معارضه اى آن است كه انديشيدن به زبان را در كانون انديشه قرار مى دهد. دليل چنين توجهى به زبان تا حدى روشن است؛ «در اين روزگار آنچه ما را به شاهراه بينشى سرشار و گرانمايه تر از واقعيت مى رساند درك گوناگونى واقعى و پهناى مشخص راه هايى است كه آدميان با آن جهان پيرامون و اندرون خود را تجربه كرده اند. زبان خانه اين تجربه است [...] چشم دوختن به زبان راهى است به پرسيدن اين كه معناى انسان بودن چى است. درك گوناگونى زبان ها به معناى درك گوناگونى راه هايى است كه در زندگانى مشخص تمدن هاى جهان پرسش از معناى انسان بودن را پى گرفته اند.»۲ زبان صرفاً ابزارى براى ارتباط و وسيله اى براى تفكر نيست، بلكه موجودات، نخستين بار در زبان هستى مى يابند. اساساً انسان هستى اى خارج از زبان ندارد؛ انسان در زبان زندگى مى كند و در ميان امكانات زبانى اش معنا مى يابد. هايدگر نشان مى دهد كه «زبان با سرشت انسان رابطه دارد و موقعيت گشودگى هستى است به روى آدمى. فرهنگ هاى تاريخى در زبان و از راه زبان توانسته اند افق وجودى خود و جهان ويژه خود را بيافرينند.»۳ هايدگر بر سر كلبه جنگلى اش اين عبارت را از هراكليت حك كرده بود كه: «اين آذرخش است كه همه امور را هدايت مى كند.» گادامر جايى از زبان تحت عنوان آذرخش زبانى Sprachblitz نام مى برد. او توضيح مى دهد كه «در لحظه گذراى زدن آذرخش، به ناگاه عالم در وضوحى خيره كننده نمايان مى شود و حتى اگر هم پس از آن دوباره همه چيز در تيرگى شب فرو رود [...] ما به طريق جست وجو و تلاش و پرسش رهنمون شده ايم؛ [طريق و راهى ميان فراموشى و تجلى و تنوير]»۴ زبان راهى را فراپيش ما روشن مى كند؛ اما در همين حال بسيارى راه هاى ديگر در تاريكى و فراموشى فرو مى رود. ناگزير بايد به حقيقت و گوناگونى راه هاى ديگرى كه در تجربه ما قرار نگرفته اند اعتراف كنيم. تنها «ديگرى» و تجربه اوست كه شايد «من» را به راهى يكسر تازه بكشاند. حضور «ديگرى» مرا با اين واقعيت مواجه مى كند كه «راه»ى ديگر و «عالم»ى ديگر، كه غيرقابل تقليل به «منيت» من است، وجود دارد.
به اين ترتيب هرمنوتيك فلسفى به «ديگرى» چونان ابژه اى كه بايد به نيت سوژه تقليل يابد نگاه نمى كند. ديگرى و عالم او و فرهنگ و ارزش هايش منطق خاص خود را دارد، من نمى توانم ملاك هاى موردنظر خود را معيار داورى نهايى در مورد او قرار دهم. هرمنوتيك فلسفى با تاكيد بر موقعيت مندى و تاريخمندى فهم، ايده دانش و حقيقت مطلق را بى اعتبار مى داند. هر فهمى تنها به مثابه تأويلى است از واقعيت و راه بر روى تأويل هاى ديگر باز است. براى من ممكن است يك تأويل صحيح از واقعيت وجود داشته باشد اما بايد اين را بپذيرم كه براى تأويل كننده ديگر كه انتظارات و موقعيت مندى و زمينه فرهنگى متفاوتى دارد، تأويلى ديگر از همان ميزان صدق برخوردار باشد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

هرمنوتيك فلسفى راه را بر گفت وگوى تأويل ها مى گشايد چنين تفكرى متضمن عقلانيتى مبتنى بر گفت وگو و تفاهم است. در واقع جى . پى. مديسون از هرمنوتيك فلسفى، به درستى، تحت عنوان «عقلانيت تفاهمى» نام مى برد.۵
هرمنوتيك فلسفى، به عنوان فلسفه و نحوه اى از تفكر، به دليل آن كه از نوعى عقلانيت معطوف به گفت وگو و تفاهم حمايت مى كند، زمينه معرفتى مناسبى براى جامعه باز فراهم مى كند. اين بدان معنا نيز هست كه مى توان يكسرى بنيادهاى هرمنوتيكى براى جامعه باز تصور كرد.
پى نوشت ها:
۱- پل ريكور، زندگى در دنياى متن، ترجمه بابك احمدى، تهران؛ نشر مركز، ،۱۳۷۳ ص ۸۵.
۲- عزيز اسماعيل، زمينه اسلامى شاعرانگى تجربه دينى ، ترجمه داريوش آشورى، تهران؛ فرزان ،۱۳۷۸ صص ۹۰- ۸۹.
۳- بابك احمدى، آفرينش و آزادى، تهران؛ نشر مركز، ،۱۳۷۷ ص ۲۳- ۲۲.
۴- هانس گئورگ گادامر، «زندگى: درنگيدن و مراقبه در زبان»، ترجمه محمد فرمانى، نامه فلسفه، سال سوم، ش. سوم، بهار ،۷۹ ص ۷۳.
۵- جى. پى. مديسون، اقتصاد سياسى جامعه مدنى، ترجمه قدرت احمديان، تهران؛ نشر سفير، ،۱۳۷۸
ص ۹۲.

در همين زمينه:

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/21265

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'هرمنوتيك فلسفى و عقلانيت تفاهمى، عليرضا اسمعيل زاد، شرق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016