پنجشنبه 1 اردیبهشت 1384

به جاى ايدئولوژى به فروتنى نياز داريم؛ نگاهى به كتاب «زندگى سراسر حل مسأله است» تأليف كارل پوپر، مسعود رضوى، ايران

كارل ريموندپوپر در سال ۱۹۰۲ در پايتخت اتريش به دنيا آمد . بنا به گفته ها و نوشته هاى خود وى ، خصوصاً خاطرات كم نظيرش با عنوان «در جست وجوى جهانى بهتر» در ۱۳ سالگى به ماركسيسم گرويد و در ۱۷ سالگى دشمن آن شد . با اين حال ، وى تا سن ۳۰ سالگى همچنان حامل آرمانهاى عدالت خواهانه و جمع گرايانه سوسياليستى بود . معهذا ژرفاى فكر و وسعت مطالعات كارل پوپر ، امكان چنين امرى را بيش از آن متداوم نساخت . او در زمانى كه اوج گرايش به چپ در ميان روشنفكران اروپايى بود ، يعنى در دورانى كه ماركسيسم، لنينيسم ، سوسياليسم و كمونيسم ، سكه رايج محافل روشنفكرى محسوب مى شد ، راهى ديگر را برگزيد. او تمايز و فاصله زيادى ميان سوسياليسم و استالينيسم كه چهره خشن آن به تدريج نمودار شد نمى ديد . او پيشاپيش ، همه آن عذابها و آسيبهايى را كه ديگرانى در ربع پايانى قرن دريافتند ، درك كرده و نسبت بدان هشدار مى داد . او احترام عميقى براى فرديت و جنبه هاى مشخص و ملموس انسانها قائل بود و ايمانى كه به بشر دوستى و عدالت و مساوات داشت ، موجب روى گردانيش از سوسياليسم شد (۱).
پوپر در جوانى دو كتاب بسيار مهم كه هر دو در شمار كتب مهم قرن بيستم در فلسفه علم است نگاشت . يكى از اين دو كتاب «منطق اكتشاف علمى» بود كه اثرى ژرف بر تحول و نظام مند شدن تفكر علمى در ميان دانشمندان اين قرن داشت . اما پوپر نتوانست در وطن خود به اين فعاليت ها ادامه دهد . از ميانه دهه ۱۹۳۰ او خطر هجوم هيتلر به اتريش را كه روز به روز نزديكتر مى شد حس كرد . اين مسأله گسترشى به فكر وى داد تا تنها با كمونيسم نستيزد و انواع ديگرى از توتاليتاريسم و حكومتهاى ضد دموكراسى را نيز تجربه كند و بيشتر درباره آنها بينديشد . پوپر به ناچار جلاى وطن كرد. از ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵ به تدريس فلسفه در زلاند جديد اشتغال داشت .
خودش مى گويد: روزى كه در سال ۱۹۳۸ خبر حمله آلمان نازى به اتريش را دريافت كردم ، تصميم گرفتم كتاب «جامعه باز و دشمنان آن» را بنويسم (۲).
جامعه باز و دشمنان آن اثرى ژرف و كم نظير بود ، چنانكه برتراندراسل در وصف آن نوشته است: اثرى است در طراز اول اهميت كه شايسته است به سبب انتقادات استادانه از دشمنان قديم و جديد دموكراسى ، هرچه بيشتر خواننده پيدا كند . حمله پوپر بر افلاطون با آنكه به روش متعارف صورت نمى گيرد ، به عقيده من كاملاً موجه است . هگل را با نظر صائب هدف تحليل قرار مى دهد . ماركس نيز با همان تيزبينى شكافته و تشريح مى شود و از مسؤوليت در قبال تيره بختيهاى امروز سهمى سزاوار مى برد ، جامعه باز ، دفاعى پر قدرت و ژرف از دموكراسى است . كتابى است به موقع و بسيار خواندنى و بسيار شيوا (۳).
پوپر براى نگارش كتاب فوق كه معروفترين اثر او در جهان است ، ولوله اى در ميان روشنفكران چپ و ليبرال برپا كرد . چپ ها تا اين زمان چنين نقد كوبنده و متقن و مستدلى به خود نديده بودند و ليبرالها چنين استحكام موضعى در مقابل رقيب را تصور نمى كردند . منظر آنها تا قبل از پوپر محدود به برخى سنتهاى متضاد ميان راست ها و چپ هاى آكادميك و سياسى بود . پوپر در سال ۱۹۴۶ براى تدريس به انگلستان دعوت شد و در ۱۹۶۵ به پاس خدمات پرشمارى كه به عالم علم و فرهنگ و انديشه انجام داده بود از سوى ملكه انگلستان به دريافت لقب «سر» مفتخر شد كه اختصاص به برجستگان يا شواليه هاى آن كشور دارد . كارل پوپر تا سال ۱۹۶۹ به تدريس ادامه داد تا آنكه در اين سال بازنشسته شد. ولى او فقط در انگلستان و مدرسه اقتصاد و علوم سياسى لندن درس نمى گفت ، بلكه در دانشگاه هاى آمريكا ، اتريش ، ژاپن و استراليا هم به تدريس منطق ، روش علمى و گاهى سخنرانى و خطابه در باب سياست و فلسفه سياسى اهتمام مى ورزيد.
وجوه تأ ثير كارل پوپر بر انديشه و فرهنگ معاصر ، منحصر به سياست و فلسفه علم نيست ، او حقيقتاً بر كيفيت زندگى و ماهيت فرهنگ آزادى گراى معاصر و شيوه دموكراتيك در حيطه اجتماع و سياست اثر گذارده و آن را تكامل بخشيده است . در اينجا اشاره به كتاب ديگر وى كه شهرت جهانى دارد نيز ضرورى است . اين كتاب «فقر تاريخيگرى» نام دارد و نقدى در ادامه جامعه باز ، بر نظريه هاى متكى به اصالت تاريخ ، خاصه ماركسيسم است . (۴)
آخرين كتاب پوپر در زبان فارسى كه توسط نشر مركز روانه بازار كتاب شده است عنوان جالبى دارد : زندگى سراسر حل مسأله است. اين كتاب كه به ترجمه شهريار خواجيان به فارسى سليس و مطلوبى برگردانده شد ، ذيل و تكلمه اى است بر بخش اول خاطرات وى به نام جست وجوى جهان يا دنياى بهتر(۵) . اين كتاب از دو قسمت كاملاً قابل تفكيك تشكيل شده است . بخش نخست به فلسفه علم و معرفت شناسى و مسائل علوم طبيعى مى پردازد و پوپر در آنها برخى از مهمترين و جسورانه ترين ديدگاه هاى خود در مورد معرفت و علم انسانى و مسائلى از قبيل چگونگى تكامل نظريه علمى ، نظريه سه جهان ، حدس ها و ابطال ها ، نظريه تكاملى معرفت و ... را بيان مى كند . بخش دوم مقالاتى در زمينه تاريخ و سياست هستند و به مسائلى از قبيل دموكراسى ، صلح ، پيشرفت، آزادى ، تكنولوژى ، فلسفه تاريخ، كمونيسم و سوسياليسم مى پردازند(۶) .
اين مقولات و موضوعات ، تقريباً غالب زمينه هاى پژوهشى و فكرى پوپر را در بر دارد.اما نبايد تصور كرد كه پوپر فردى است كه از اين شاخه به آن شاخه مى پرد و رابطه زيادى ميان نظريات روش شناسانه و علمى وى با سياست اش وجود ندارد. نظريات سياسى پوپر مستقيماً ناشى ازتئوريهاى او در فلسفه علوم است. نظريه اش در باب اينكه در علوم، قابليت تكذيب بايد ملاك باشد نه قابليت تصديق، تحولى بزرگ در افكار دانشمندان ايجاد كرد.
«زندگى سراسر حل مسأله است» ، به يك معنا، تقرير ساده ترى از امهات نظريات و آرا و آثار كارل پوپر است. بد نيست، كسانى كه حوصله خوانش كتب طويل و قطور و غوص در غوامض و دشواريهاى نظريات علمى يا تئوريهاى سياسى را ندارند، يا حتى وقت كافى در اختيارشان نيست، از اين اثر به مثابه دريچه اى به فرهنگ معاصر بهره گيرند. اين كتاب، پلى ميان منطق و اپيستمولوژى و روش شناسى علمى و فلسفه است با تاريخ و سياست. در هر دو طرف اين پل نيز انديشه هاى بديعى مطرح شده كه ارزش دقت و درنگ را خواهد داشت. بخش اول كتاب با عنوان «مسائل علوم طبيعى»، شامل ۶مقاله است به نامهاى: منطق و تكامل نظريه علمى‎/ يادداشتهاى يك رئاليست درباره مسأله جسم - ذهن‎/ معرفت شناسى مسأله صلح‎/ موقعيت معرفت شناختى معرفت شناسى تكاملى ‎/ به سوى يك نظريه تكاملى معرفت‎/ متافيزيك كپلر درباره منظومه شمسى و نقدتجربى وى. اما بخش دوم كتاب با عنوان «انديشه هايى در باب تاريخ و سياست»، شامل ۹مقاله بسيار خواندنى است كه عناوين آنها گوياى جذابيت موضوعى آن است: درباره آزادى‎/ درباره نظريه دموكراسى‎/ زندگى سراسر حل مسأله است‎/ عليه تفسير كلبى مسلكانه تاريخ‎/ جنگيدن به خاطر صلح‎/ سقوط كمونيسم: درك گذشته و تأثير بر آينده‎/ ضرورت صلح‎/ مازاريك و جامعه باز‎/ چگونه بدون زحمت فيلسوف شدم.
پوپر، علوم تجربى را نسبت به علوم انسانى - اعم از فلسفه و علوم اجتماعى - داراى فضايل و دستاوردهاى بهترى مى دانست. كبر و خودستايى فيلسوفان را كه با ابهام در ساختارهاى بيانى آنان عجين شد و فقدان دقت تجربى و روش مناسب در علوم اجتماعى را در قياس با دستاوردهاى مشخص و محدود علم تجربى و ابطال هاى تكامل بخش نظريات عالمان تجربى، بسيار واپس مانده مى دانست.
پوپر بر اين باور بود كه «هرچه كه ما عميق تر و از زواياى مختلف وارد عرصه هاى زيست شناسى مى شويم غناى ساختارهاى حيات بيشتر و پيچيده تر و كنش متقابل و همساز آنها عظيم تر و شگفت انگيزتر مى شود.»(۷) وى در پرتو همين نگرش خلاق و مجذوب نسبت به جهان دانش، به نظريه ها و تعاريف مهمى رسيده بود. از جمله اينكه «علم محصول ذهن انسان است، اما اين محصول به اندازه يك كليساى جامع عينيت دارد. وقتى كه گفته مى شود يك گزاره يا مسأله انديشه اى است كه بر زبان آورده مى شود، به قدر كافى حقيقى است، اما با حدت كافى بر عينيت آن تأكيدنمى شود. اين به دليل ابهامى است كه در واژه «انديشه» وجود دارد.»(۸)
پوپر در مقاله منطق و تكامل علمى، مشخصه هاى نظريه علمى خود را با مدلى چهار مرحله اى ارائه و بر آن تأكيدمى كند. اين مدل يا الگوواره شايد ساده به نظر آيد اما به قول خود وى «مدل چهارمرحله اى من امكان مى دهد تا طيف كاملى از نكات علمى مطرح شود.»(۹) اين چهار مرحله به ترتيب عبارتند از: «۱-مسأله قديمى ۲- شكل گيرى نظريه هاى موقتى ۳- اقدام به حذف از طريق بحث انتقادى، از جمله آزمايش تجربى ۴- طرح مسائل جديد كه از بحث انتقادى درباره نظريه هاى ما سر بر مى آورد.»(۱۰)
اما نظريه علمى تجربى پوپر با اين صراحت و بساطت، چه امتيازى براى ذهن پرسشگر پژوهشگر مى تواند داشته باشد؛ خود وى پاسخ مى دهد: ابطال پذيرى. «يك نظريه علمى - تجربى با نظريه هاى ديگر متفاوت است، چون امكان دارد با نتايج تجربى احتمالى باطل شود.»(۱۱)
پوپر يكباره از علم به تئورى نمى رسد. او در مسأله اى كه خودش جسم - ذهن مى نامد تأمل و درنگ مى كند. براى او پاسخ به اين پرسش حياتى است كه «چگونه روندهاى فكرى ما... با فعل و انفعالات مغزى پيوند برقرار مى كند.»(۱۲) اين امر از طريق زبان تجلى ويژه اى دارد كه بكلى با ساير انفعالات فيزيكى و غيره تفاوت دارد. پوپر مى گويد: «آنچه كه در زبان انسان تازگى داشت اين بود كه مى توانست به توصيف و استدلال بپردازد ... زبان منحصر به فرد انسانى با امكان گزارش دهى يا شرح آنچه كه روى داده، ارتباط دارد.» (۱۳) پوپر بى آنكه به گزاف ادعا كند مسأله غامض جسم به ذهن و تأثير مغز- شعور را حل كند، مى كوشد در مقاله بسيار عالى «يادداشتهاى يك رئاليست درباره مسأله جسم - ذهن» به شيوه اى نوين و متفاوت از روشهاى قبلى آن را طرح كند. او مى گويد: « ما فرآورده اى از فرآورده هاى خود هستيم. فرآورده تمدنى كه همه ما به آن يارى مى رسانيم (۱۴) يعنى ماهيتى اجتماعى و بسترى تمدنى براى فهم انسان ضرورى است. در اينجا بيش از اين مجال ورود به مباحث كتاب، خاصه درباره بخش سياست و تاريخ نيست. البته در اين زمينه نظرات پوپر شناخته شده تر است.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اما اجمالاً مقاله «معرفت شناسى و مسأله صلح» وى در كتاب مذكور، نمونه اى عالمانه ازطرح و توضيح يك مسأله يا معضل انسانى به شيوه اى كاملاً علمى است كه به تواضعى دانشورانه ختم مى شود. پوپر مى گويد ما به جاى ايدئولوژى به كمى تواضع روشنفكرانه نيازمنديم (۱۵) و سپس با لحنى اندوه زده، گويى با خود نجوا مى كند كه:
«ما روشنفكران چيزى نمى دانيم، و كوركورانه حركت مى كنيم. آن گروه از ما كه عالم هستيم موظفيم كه كمى متواضع تر، و مهمتر از آن، كمتر جزم گرا باشيم. در غير اين صورت، علم كه بزرگترين و نويدبخش ترين آفريده بشرى است در حاشيه قرار خواهد گرفت. روشنفكران چيزى نمى دانند و فقدان تواضع نزد آنها و بى پروايى شان، شايد بزرگترين مانع در برابر صلح بر روى زمين باشد. بزرگترين اميدآن است كه به رغم كبر و غرورشان آنقدر ابله نباشند كه اين مسأله را تشخيص ندهند.» (۱۶)
اشاره او به دانشمندان سازنده سلاح هسته اى و استراتژيست هاى موازنه گردر جنگ سرد است و نيز آفرينندگان و توجيه كنندگان عقايد جزمى و آرمانگرايان ويرانگر و همه آنچه كه ذيل نام ايدئولوژى مخفى مى شود. پوپر حتماً درست مى گويد كه: «بدون ايدئولوژى جنگى دركار نخواهد بود و مبارزه عليه ايدئولوژى ها حتماً ارزشمند است. (۱۷)
پانوشت ها:
۱- مقدمه «جامعه باز و دشمنان آن» ترجمه دكتر عزت الله فولادوند، خوارزمى، چاپ دوم شهريور ،۱۳۷۷ صفحه ۴
۲- درباره پوپر، ماهنامه نقد وفرهنگ، بهمن و اسفند ،۱۳۷۴ ص۴۹
۳- جامعه باز .... همان تقريظ برتر اندراسل بر آن.
۴- فقر تاريخيگرى به ترجمه احمد آرام توسط انتشارات خوارزمى انتشار يافته است.
۵- اين اثر يك بار توسط آقاى سيامك عاقلى از سوى نشر گفتار و ديگر بار با عنوان «جست وجوى ناتمام» برگردان مرحوم احمد آرام از طرف انتشارات علمى و فرهنگى منتشر شده است.
۶- زندگى سراسر ...، مقدمه
۷- زندگى سراسر...، همان، مقدمه
۸- همان،ص ۱۹
۹ و ۱۰ - همان، صفحات ۲۷ و ۲۸
۱۱- ص۳۱
۱۲ - ص ۵۳
۱۳- ص ۶۱
۱۴ - ص ۶۳
۱۵ و ۱۶ - ص ۷۶
۱۷ - همان

در همين زمينه:

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/21333

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'به جاى ايدئولوژى به فروتنى نياز داريم؛ نگاهى به كتاب «زندگى سراسر حل مسأله است» تأليف كارل پوپر، مسعود رضوى، ايران' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016