پيرو انتشار گزارشهاي «بازتاب» درباره سفر معاون اول رئيسجمهور به اندونزي براي شركت در مراسم سالگرد جنبش عدم تعهد، يكي از كاركنان سفارت ايران در «جاكارتا» با ارسال نامهاي به «بازتاب»، از رفتارهاي هيأت ايراني در جاكارتا به شدت انتقاد كرد. در متن اين نامه آمده است:
اكنون كه اين نامه را براي شما مينويسم، پنجشنبه است و دقيقا يك هفته از ورود آقاي دكتر عارف به جاكارتا ميگذرد. بدون شك اين هفته، سختترين هفته عمرم بود، بارها در طول اين چند روز آرزو كردم كه كاش نبودم و صحنههايي كه از سفر مسئولان جمهوري اسلامي در يك كشور اسلامي ديدم، مشاهده نميكرد. واقعا نميدانم كه اگر شهدا و جانبازان؛ جواناني كه عمر و هستي خود را فداي حفظ اين كشور و نظام كردند، بودند و اين صحنهها را ميديدند، چه ميگفتند و من چه پاسخي براي اين سؤال آنان داشتم كه چرا براي حفظ يك پست كوچك در وزارت خارجه، در مقابل اين بيشرميها سكوت كردي و ننگ دنيا و آخرت را براي چند صباحي به مأموريت خارج از كشور خريدي؟
بگذريم؛ حالا كه سه روزي از خروج معاون اول رئيسجمهور از اندونزي ميگذرد، سرانجام پس از مدتها كشمكش، با خودم تصميم گرفتم آنچه را ديدهام، براي شما بنويسم و مسئوليت آن را نيز حتي اگر به قيمت شغل و زندگيام تمام شود، ميپذيرم.
پنجشنبه شب بود كه هواپيماي اختصاصي بوئينگ 747 آقاي دكتر عارف در فرودگاه «حليم» به زمين نشست و در شرايطي كه جنبش عدم تعهد، تأمين هزينه سفر سه نفر از هيأت ايراني را به عهده گرفته بودند، حدود شصت نفر از هواپيما پياده شدند كه البته چند نفر اضافه بر آنان از اعضاي هيأت نيز براي هماهنگي كارها، زودتر به جاكارتا آمده بودند.
با سفارش مسئولان هيأت، لوكسترين بنزهاي آخرين مدل براي اعضاي هيأت اجاره شده بود و ما سيزدههزار دلار؛ يعني دوازده ميليون تومان براي اجاره چهار روزه آنها پرداخت كرديم.
اعضاي هيأت معاون اول رئيسجمهور، اصرار داشتند كه در گرانترين هتل جاكارتا اقامت كنند، به اين خاطر، حدود پنجاه هزار دلار هم به عنوان هزينه هتل پرداخت كرديم. از بقيه هزينههاي سفر هم بگذريم كه حدود 150 هزار دلار، خرج سوخت و خدمات فرودگاهي هواپيماي اختصاصي هيأت شد به علاوه اجاره سنگين هواپيما و هزينه تلفن شخصي اعضاي هيأت از هتل كه حدود پنج هزار دلار شده بود و هزينه خريدهاي شخصي و حق مأموريت اعضاي هيأت كه مجموع هزينههاي اين سفر را به حدود يك ميليارد تومان ميرساند.
اما اين همه مشكل نبود، چراكه همراهان دكتر عارف، واقعا در اين سفر هيچ فعاليت كاري نداشتند، از خانم دكتر عارف كه چهار همراه را علاوه بر خودش با هزينه بيتالمال به جاكارتا آورده بود تا خود دكتر عارف كه هشت محافظ را از تهران همراه خود كرده بود و طوري رفتار ميكرد كه گويا امنيتش از اكثر رؤساي جمهور حاضر در جاكارتا مهمتر بود، در حالي كه ما كه ميدانيم ايشان تا چند سال پيش يك رئيس دانشگاه بود و چند ماه بعد هم احتمالا به يك فرد عادي تبديل ميشود، واقعا از لحاظ امنيتي چه چيزي آقاي عارف را تهديد ميكرد كه حدود 20 درصد هزينههاي هيأت؛ يعني حدود دويست ميليون تومان، خرج محافظان و همراهان خانم ايشان شود؛ باز هم اگر كار به اين بريز و بپاشها ختم ميشد، حرفي نبود.
تعدادي از همراهان هيأت كه مديران نهاد رياستجمهوري هم جزو آنان بودند، علنا اعلام ميكردند كه به سفر كاري نيامدهاند و قصدشان فقط تفريح است. ظاهرا آقايان، اندونزي و يك اجلاس سياسي را با جزاير قناري و سواحل هاوايي اشتباه گرفته بودند. در فرودگاه كه بوديم، گفتند كمتر از بنز آخرين مدل سوار نميشويم و به هتل كه آمديم، يكسره به دنبال خريد بودند و شبها نيز فقط حوالي ديسكوها و مراكز فحشا ميشد، آنان را پيدا كرد.
آقاي عارف، سؤال من اين است كه وقتي 23 دانشآموز در يك روستا به خاطر نبودن يك بخاري نفتي استاندارد، زنده در آتش ميسوزند، چگونه وجدان شما اجازه ميدهد كه هشتاد هزار روپيه بيتالمال را صرف مشروبات الكلي يك مديركل نهاد رياستجمهوري مملكت كنيد؟
آقاي معاون اول، نميخواهم بگويم همه اعضاي هيأت شما فاسد بودند، نه، من حتي پشت سر بعضي از اعضاي هيأت، نماز هم ميخوانم، اما در طول چند روز اقامت شما در اندونزي، ما نماز خواندن تعداد قابلتوجهي از همراهان شما را نديديم، اما ديسكو رفتن و شكمبارگيشان را چرا؛ آن هم با خرج خزانه مسلمين و در يك كشور اسلامي!
ديگر تحملم به پايان رسيده است و شما نيز هنوز چند ماه فرصت داريد تا هر بلايي را كه ميتوانيد، بر سر من بياوريد.
امضا محفوظ
يكي از كاركنان سفارت ايران در جاكارتا