در سوم خرداد 1361 در يك عمليات متحورانه و بسيار مهم بندر استراتژيك خرمشهر آزاد شد و مردم ايران جشني با شكوه گرفتند .
اينك كه چندين سال از پايان جنگ ايران و عراق مي گذرد و منطقه دچار تحولاتي شگرف گرديده است ؛ هنوز اين سوال در اذهان متصور است كه ايا فتح شكوهمند خرمشهر نمي توانست پايان خوش جنگ باشد ؟ و اگر جنگ در همانجا ختم مي شد ؛ امام راحل ( ره ) مجبور به نوشيدن جام زهر مي شد ؟
حقيقت اينكه پايان جنگ براي تمام ملت ايران غم انگيز بود ، غم هزاران جوان و كودك و مرد و زن كه مظلومانه به شهادت رسيدند ، هنوز بر دل ها سنگيني مي نمايد .
هنوز ملت ايران بر اين انديشه است كه چه شد ما در فتح خرمشهر كه سيلي سختي بر بعثيان خون آشام بغداد و بخصوص صدام بود ، اتش بس را نپذيرفتيم ؟ تداوم جنگ تصميم چه كسي يا كساني بود ؟ حتي ما پس از تسخير بندر استراتژيك عراق ( فاو ) مي توانستيم جنگ را با پاياني خوش تمام كنيم ؟
برخی معتقدند كه حضرت امام ( ره ) پايان جنگ در هنگام فتح خرمشهر را به اميران ارتش ( ارتش و سپاه ) سپرده بود و آنان بودند كه غرور پيروزي آنها را سرمست كرده بود و بر اين باور بودند كه مي توان تا قلب بغداد پيش رفت .
برخی نيز هاشمي رفسنجاني و محسن رضايي را در اين زمينه مقصر مي دانند و موج انتقاد را بر انها وارد مي كنند .
بهرحال اينك پس از سالها كه از ان زمان مي گذرد هنوز اين انديشه ساري و جاري است كه اگر جنگ ايران و عراق بدان صورت نيكو و با فتح آشكار ايران به اتمام مي رسيد ما امروز شايد در منطقه خويش با اين معضلات بزرگ روبرو نبوديم .
امروز عراق جاي چكمه اشغالگراني است كه صداي آن در گوش ما هم سنگيني مي نمايد و ما هر لحظه در اضطراب اين هستيم كه نكند اين چكمه ها بر سينه ما نيز فرود آيد ؟
اگر صدام آن كارهاي ابلهانه و احمقانه را نمي كرد امروز شايد بدين جا نمي رسيديم ؟ و ما به يقين اين فرصت را بر او داديم . فتح كويت و چنگ و دندان بكار بردن بجاي تدبير و انديشه و ديپلماسي خردمندانه نتيجه اعمال نابخردانه ما نيست ؟
آيا اگر دولت مردان ما تصميميات عاقلانه تري مي گرفتند امروز منطقه خليج فارس دستخوش اين ناآرامي ها نبود ؟
بگذاريد به تاريخ برگرديم ؟ سال ها پيش كه چنگيزخان مغول همسايه ايران آنروز شد . او چندين نفر را براي تماس با ايران و اتخاذ فعاليت هاي بازرگاني روانه ايران نمود . حاكمان مرزي بدستور محمد خوارزم شاه فرستادگان مغول را كشت و اين آغازي شوم براي حمله به ايران بود و كشتار و غارتي بزرگ و سال ها خرابي و ويراني و سال ها تدبير براي حل مشكلاتي كه يك حاكم جاهلانه گرفت .
امروز آمريكا قدرت بزرگ نظامي سياسي و اقتصادي است و در اين شكي نيست . تصميم رويارويي با مشكلاتي كه در مرزهاي ماست به عهده دولتمردان ماست و عواقب تصميمات با ملت مظلوم ايران .
اگر نبود بهانه جنگ افزار هاي هسته اي كه آمريكاييان عراق را به آتش كشيدند و اشغال نمودند و آنگاه هيچ چيزي را پيدا نكردند ؟ چه كسي و يا نهاد بين المللي بر آنان خرده گرفت و چه كسي پاسخگو بود ؟
ما بايستي يك دولت قدرتمند با ديپلماسي فعال داشته باشيم تا بتوانيم برمشكلات بدون وارد شدن به آتش جنگ فائق اييم وگرنه اين كه ما پوزه آمريكا را بخاك مي نشانيم و چنين و چنان مي كنيم هيچ نيست بجز خوش باوري . امروزه يك دولت قوي و كارآمد و با ديپلماسي فعال و تدبيرانه مي خواهد تا آتشي را كه هر لحظه ممكن است افروز شود ، بلا تاثير نمايد .
حقيقت اينكه آنها بهانه جويي مي كنند و دست آمريكا و اروپا در يك كاسه و بر عليه ما است و ترديدي در اين نيست و اگر آن شاه خوارزمشاهي ايران را به آتش كشيد و صدام ، عراق را ، امروز هم ايران ما در خطر رويارويي با ارتشي ويرانگر مي باشد .
تنها يك حكومت منتخب واقعي مردم مي تواند با تصميمات سنجيده و مدبرانه اين خطر را تا حد صفر تقليل دهد . نه دولتي كه با آراي قشر خاصي بر سر كار آيد . آنگاه اگر دولتي ايجاد شود كه خواهان جناح خاص يا قشر خاص باشد و علي الخصوص در راس آن يك نظامي باشد كه همه چيز را به چشم نظامي ببيند كلاه ما در پس معركه خواهد بود . و اينكه مثلا تاسيسات هسته اي ما صلح جويانه و در خدمت برق و صنعت و .. خواهد بود و چها و چها .... تاثيري نخواهد داشت چونانكه در عراق نداشت . و گرنه اسرائيل كه سرتا پا مسلح به نيروي هسته اي و غير هسته اي است چه كسي با او كار دارد ؟
نشود آن روز كه ما همين برق آبي و ديزلي و صنعت نسبي را هم با حملات ارتشيان ويرانگر جهاني از دست بدهيم و نه تنها از نيروي هسته اي بي نصيب باشيم كه از آن هم خبري نباشد ؟
پس تا دير نشده ‹‹ علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد ›› .