چهارشنبه 18 خرداد 1384

تاريخ دوبار تكرار مي شود! بار اول تراژدي، اما بار دوم كمدي، و پارادوكس اپوزيسيون! عبدالستار دوشوكي

شكست اصلاحات خاتمي در عرصه سياسي ايران براي بسياري تراژدي بود بس غم انگيز و دردآور. بيش از بيست ميليون ايراني اميدوار در سوگ آن گريستند. حال ادعاي احياي مرده تحت شعار جبهه دموکراسی و حقوق بشر معين و همراهانش نيز كمدي است بسيار خنده آور و مضحك. اما افسوس در ايران به گورستان تبديل شده جمهوري اسلامي ، هيچكس را ياراي خنديدن نيست. در نتيجه صداي هيچ خنده اي بلند نشد و شايد بهمين دليل نيز هيچكس به كمدي بودن پيشنهاد جبهه دموکراسی و حقوق بشر معين و همراهان پي نبرد. شايد هم براي مردم ستمديده و سركوب شده ايران فرق عملي چنداني بين تراژدي و كمدي ديگر وجود ندارد. آنهايي كه به علم تبليغات و بازاريابي محصولات تجارتي وارد هستند، با مضمون بسته بندي ( يا جعبه بندي) جديد همان محصول قديمي آشنايي دارنند. آري دنياي مدرن تبليغاتي امروز با هنر ماركتينگ ( بازاريابي) همان جنس قديمي و از مد افتاده را در يك جعبه شيك و مدرن و يا كاغذ زرورق زيبا و جذاب قرار داده ( ريپاءكجينگ) و با قيمت بالاتر به خوردمان مي دهد. بسياري از هموطنان شايد تصور كنند كه اينگونه ابداع ، ابتكار و يا نوآوري فقط در حيطه علم و عمل مديران شركت هاي بزرگ غربي مي باشد ، و امثال معين و شركاء تا اين اندازه با سواد و يا مبتكر نيستند.

آري ! بعضي از كهنه كار سياسي ايران تصميم گرفته اند كه مرحوم جبهه دوم خرداد را نبش قبر كرده و لباس تازه ء عروسي به نام جبهه دموکراسی و حقوق بشر را بر جسد پوسيده و كرم خورده آن بپوشانند و آن را براي خواستگاران شيفته دموكراسي و حقوق بشر، در بازار انتخابات وسيله براي به قدرت رسيدن خود قرار دهند. البته دامادهاي پير، حرفه اي و شناخته شده به اصطلاح اصلاح طلب كه تاريخ نه تنها زمان دامادي بلكه مصرف سياسي آنها سالها پيش سپري شده است ، به موهاي سفيد خود رنگ سياه زده و به استقبال عروس خانم جديد شتافته اند. عزت الله سحابی و ابراهيم يزدي عصا به دست در داخل كشور به پيشتاز پدر عروس رفته اند ، وبعض سياسيون شناخته شده ساكن اروپا نيز آمادگي خود را براي عقد و نكاح شرعي اين نو عروس جذاب و دلپسند با "شرط المقبول و آيندة اتلمجعول ، اما طبق المعمول" اعلام داشته اند. حال هستند كساني در داخل ، مانند گنجي، كه زندان را بر عشوه هاي اين نوعروس ترجيح دادند و رفتند، و يا امير انتظام كه جوهر قلم خود را به عبث آلوده تمجيد از عروس هزار داماد نكرد و در عوض نوشت كه آنچه را كه مي بايد بنويسد. اعلاميه اخير عزت الله سحابی و ابراهيم يزدي را با پيام اخير امير انتظام كه به مناسبت مراسم بزرگداشت دکتر مصدق در واشنگتن پخش شده بود ، مقايسه كنيد. بعد از خواندن اين دو پيام پي خواهيد برد كه چگونه يك انسان آزاد و مختار با افتخار حبس در اوين را بر دريوزگي و گدائي در محضرخانه عجوزه اي كه عروس هزار داماد است، ترجيح مي دهد.

اما دكتر معين و همراهان هنوز آشكار نكرده اند كه منظور آنان از دموكراسي و حقوق بشر چيست؟ ما بيست و شش سال است كه در كشورمان از الطاف " دموكراسي اسلامي" بهره مند بوده ايم. ما بيست و شش سال است كه در كشورمان از موهبت هاي "حقوق بشر اسلامي" مستفيض بوده ايم. آيا منظور وي اين است كه تا به حال داشته ايم ، يا منظورشان دموكراسي و حقوق بشر وارداتي آمريكائي است؟ وي بطور علني التزام و پايبندي خود را به قانون اساسي ولايت مطلفه فقيه اعلام داشته است. همه مي دانند كه اگر او انتخاب شود، فقط و فقط به دليل لطف ملوكانه و حكم حكومتي رهبر معظم و فقيه عاليقدر عالم اسلام حضرت آيت الله سيد علي خامنه اي بود و بس ! حال اين آقاي دكتر معين چگونه و با چه روئي با ولينعمت خود شاخ به شاخ مي شود، رازي است عيان كه نگفتن آن صرفه جوئي عاقلانه در استعمال كلمات بيگناه مي باشد. تعجب آور نيز نيست كه مي بينيم چه نوع مگساني گرد چه نوع شيريني جمع مي شوند. البته من مطمئنم كه روزي ! دير يا زود ! امثال سحابي و يزدي ها ، چشم اميد را از آسمان لم يزرع جمهوري اسلامي ببرند و به صفوف آزاديخواهان و طرفداران منشور جهاني حقوق بشر سازمان ملل متحد ، و نه حقوق بشر قاضي مرتضوي و شاهرودي، به پيوندند.

در تجزيه و تحليل نهايي رهبران جمهوري اسلامي را مي توان به دو بخش تقسيم نمود. بخش متعصبيون و قشريون به رهبري آيت الله خامنه اي. بخش ديگر اصلاح طلبان و يا به اصطلاح ميانه رو ها. هر دو گروه براي فريب مردم شعار هاي مختلفي مي دهند. قشر هايي از مردم ايران به دلايل مختلف ظاهرا تحت تاثير اين گونه شعار ها قرار مي گيرند. و ظيفه اپوزيسيون ، نه تنها تعمق بر روي شعارهاي اين دو گروه بلكه موشكافي عملكرد اين دو گروه نيز مي باشد. از ديگاه علمي اگر قبول كنيم كه شعار هاي هر دو جناح كاذب و فريبنده هستند ، و مهمتر از آن اكثر مردم بدين شعار ها وقعي نمي نهند. در نتيجه تلاش و كنكاش ما بايد معطوف به عملكرد اين دو گروه باشد. يعني عمل آنها را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار بدهيم. البته ماهيت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي آنان نيز نسبتا مهم و قابل بررسي است ، اما براي اين مقوله بخصوص حياتي و يا اجباري نيست.

در بررسي علمي به يك عمل و يا عمل هاي فراوان، توجه خود را فقط و فقط به كنه و ماهيت عمل نمي توان خلاصه نمود. زيرا هر عمل عكس العملي دارد كه در تجزيه و تحليل علمي ، "عكس العمل" ادامه "عمل" محسوب مي شود و نمي توان آن را از "عمل" تفكيك نمود. وانگهي عواقب و نتايج يك عمل مشخص نمي توانند از خود "عمل" جدا محسوب شوند. در نتيجه از نظر علمي اطلاق "عمل" صرفا به يك "كار" و يا "ا كشين" مجزا خلاصه نمي شود، بلكه عكس العمل هاي آن و عواقب و نتايج متعاقب آن نيز بخشي از آن عمل هستند. ما ياد گرفته ايم كه مسئوليت اعمال خود را بپذيريم ، اما حاضر به پذيرش مسئوليت عكس العمل و يا مسئوليت اثرات متعاقب عمل خود نيستيم. اين نگرش اچتماعي در تعليم و تربيت ما وجود داشته ، و اكنون نيز از نظر فكري و وجداني بدان پايبند هستيم.

حال به توجه به معناي واقعي "عمل" ، اجازه بدهيد عمل و يا اعمال دو گروه فوق را در رابطه با خواسته هاي اكثريت ملت ايران و تمامي اپوزيسيون ، زير ذره بين تجزيه و تحليل قرار بدهيم. در ضمن اجازه بدهيد بدون طفره رفتن، خلاصه وار به اصل مطلب بپردازم: اگر نه همه ولي اكثريت ما قبول داريم كه روشهاي خشن و افراطي جناح متعصب و قشريون در نهايت منجر به متلاشي شدن نظام جمهوري اسلامي خواهد شد. در ضمن قبول داريم كه حداقل بخش وسيعي از جناح اصلاح طلب در پي سرنگوني جمهوري اسلامي نيست ، بلكه بدنبال اصلاحات از درون هستند. اصلاحات آنها نه از روي خير خواهي و يا دمكرات منشي است ، بلكه آنها نيك مي دانند كه بدون عمل جراحي و اصلاحات لازمه، كشتي جمهوري اسلامي در امواج متلاطم خاورميانه و در ميان خشم مردم ايران، با تمامي سرنشينان خود غرق خواهد شد. دعواي اصلاح طلبان ( حد اقل بخشي از آنان) با جناح قشريون بر سر لحاف ملاء نيست. اصلاح طلبان مي دانند كه با روش فعلي ، جمهوري اسلامي ابدي نخواهد بود. به همين دليل آنها براي هستي و موجوديت خود تلاش مي كنند. در پروسه علمي عمل آنها براي نجات اين كشتي طوفان زده تلاش مي كنند. آنها براي موجوديت و زنده بودن خود در كشتي جمهوري اسلامي به تقلاء مشغولند. در نتيجه اصلاح طلبان خواستار نهادينه شدن پايه ها و اساس جمهوري اسلامي هستند، اما در حين حال خواهان ساختاري هستند كه قابل حفظ و دوام باشد. آنها دنبال بحران زدائي هستند. بحرانهاي داخلي و بين المللي خطرات جدي را براي جمهوري اسلامي بوجود آورده اند. آرشيتكت هاي اصلاحات به دنبال تثبيت جمهوري اسلامي هستند. مدل آنها سوئد و سويس و ديگر كشور هاي دموكرات جهان نيستند ، انها به دنبال مدل چيني ، كره اي ، آذزبايجاني ، لبيايي، پاكستاني مي باشند. آنها به دنبال مدلي هستند كه از آزادي و حقوق بشر فرسنگها فاصله دارد ، اما به آمريكا و اروپا بسيار نزديك هست. آخر چطور مي شود كه آمريكا يك ديكتاتور نظامي را كه با كودتا به قدرت رسيده است و همسايه شرقي ايران است، به عنوان دوست و متحد خود بداند ، ولي دكتر معين را كه توسط مردم انتخاب شده است ، دشمن خود بداند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

پس در نتيجه ما مي بينيم كه اعمال و عملكرد قشريون منجر به سقوط رژيم جمهوري اسلامي مي شود. حاصل و نتيجه عمل آنان همخواني و يكسوئي استراتژيك دارد با آنچه كه اپوزيسيون مي خواهد. اما اپوزيسيون با تمام قوا مخالف اعمال آنها هست و از قشريون مي خواهد كه دست از اعمال خود بردارد. از طرف ديگر اصلاح طلبان تلاش مي كنند كه جمهوري اسلامي را تثبيت كنند، و تنها راه تثبيت را همخواني و همزيستي جمهوري اسلامي با دنياي غرب مي دانند. نتيجه و حاصل اعمال اصلاح طلبان ( يعني تثبيت دراز مدت جمهوري اسلامي) با آرزوها و خواسته هاي اپوزيسيون در تضاد كامل مي باشد. حال چرا بخشي از اپوزيسيون با تمام قوا از اصلاح طلبان حمايت مي كند ( تا رژيم جمهوري اسلامي تثبيت شود) ، اما در حين حال خود را مخالف جمهوري اسلامي نيز مي داند، خود داستاني است در خور تاملي ديگر. البته اگر ادعا شود كه در بين اصلاح طلبان نيز كساني هستند كه به دموكراسي واقعي و حقوق بشر اعتقاد دارنند ، بنده با شكاكيت مي گويم شايد! اما اگر واقعا هستند كساني كه اينگونه فكر مي كنند ، جاي آنها در صف حجله نوعروس هزار داماد نيست ، بلكه آنها يا در كنار گنجي و زرافشان و ديگران در اوين هستند و يا چون سازگارا و غيره به هجرت تن داده اند. البته در پايان بايد به روشني اعلام كنم كه قصد بنده از تجزيه و تحليل مافوق و نتيجه گيري اين نيست كه اپوزيسيون بايد از قشريون حمايت كند چون اعمال آنان اضمحلال جمهوري اسلامي را تسريع خواهد كرد، در حاليكه تقويت و تثبيت اصلاح طلبان منجر به اصلاحات سطحي و رفرم آرايشي خواهد شد كه نتيجه آن مقبوليت بين المللي رژيم و تثبيت دراز مدت آن خواهد شد. هدف بنده فقط آشكار كردن اين پارادوكس ( تضاد امتناعي) بود كه تشريح و تبيئن بيشتر آن مستلزم وقت و حوصله فراوان است. اينگونه پارادوكس ها نه تنها در ضمير ناخود آگاه ما ، بلكه در رفتار و كردار و پندار سياسي ما نهفته اند بدون آنكه به پيچيدگي و تضاد مباني اينگونه پارادوكس ها آگاهي روزمره داشته باشيم.

دكتر عبدالستار دوشوكي
[email protected]

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/24066

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'تاريخ دوبار تكرار مي شود! بار اول تراژدي، اما بار دوم كمدي، و پارادوكس اپوزيسيون! عبدالستار دوشوكي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016