“نهضت اطلاع رساني شامل دو بخش است يك انتقال اطلاعات سانسور نشده بدون اعمال سليقه در گزينش آن به داخل كشور، توسط وبلاگ نويسان كه در اين قسمت صدها سايت مانند گويا ايجاد مي شوندكه سايتهاي خبري مختلف مانند سايت امروز و ... را در خود جاي مي دهند. قدم دوم رساندن اين اطلاعات به دست مردم است كه با يك كار تشكيلاتي توسط احزاب معتقد به دموكراسي و به وسيله دانشجويان و خبر نگاران وهر آنكه در داخل با اينترنت در ارتباط است انجام مي شود.”
------------------------------
امروز بر هيچ كس پوشيده نيست كه گردش اطلاعات تا چه اندازه در پيشرفت دموكراسي اهميت دارد.آنگاه كه جريان اطلاعات در رگهاي جامعه در حال گذار بخشكد، نه تنها تن بي جان جامعه از مسير دموكراسي باز مي ماند، بلكه هر لحظه بيم آن مي رود كه كفتاران و روبهان فرصت طلب آنرا از هم بدرندو ضايعه اي جبران نا پذير را بر جامعه تحميل كنند.
در لزوم چرخش اطلاعات به همين چند سطر فوق اكتفا مي كنم چرا كه روي سخنم با عزيزاني است كه در اين جبهه مشغول فعاليتندولذا تذكر دوباره آن ضروري به نظر نمي رسد.
با قبول لزوم اطلاع رساني، گام بعدي اتخاذ روش مناسبي است تا بر تمام موانع فائق شودو تمامي اقشار جامعه را تحت پوشش قرار دهد.براي غلبه برموانع، شناخت دقيق از آنان لازم است و همچنين براي جامعه شمول بودن آن نيز بايد اقشار مختلف جامعه را بيشتر وبهتر بشناسيم.
آنچه كه امروز در جامعه ايران اتفاق افتاد، نتيجه خشكيدن خون اطلاعات در لايه هاي متوسط وزيرين جامعه ايران است. موانعي كه باعث شد اين جريان از لايه هاي فوقاني جامعه يعني نخبگان به لايه هاي زيرين يعني همان اقشار عادي جامعه نرسد را مي توان به دو نوع موانع طبيعي و مصنوعي تقسيم كرد.موانع مصنوعي ، موانعي است كه بوسيله آنانكه جريان اطلاعات را تهديدي براي منافع خود مي دانند ايجاد مي شود بطور مثال مي توان توقيف مطبوعات و فيلتر سايتها را از اين نوع موانع مصنوعي دانست . موانع طبيعي جريان اطلاعات ريشه در فرهنگ و ميزان توسعه يافتگي جامعه دارد بدين معني كه بطور مثال گروهي از جامعه هيچگونه تلاشي براي دريافت اطلاعات نمي كنند و اصولا هيچ واكنشي نسبت به آن نشان نمي دهند كه بر رسي آن در اين مقال نمي گنجد.
نبايد به فكر رفع موانع مصنوعي در كوتاه مدت بودو بايد تنها به فكر خنثي كردن آن برآمد يعني بايداطلاعات را از چشمه هاي مختلف به وسيله مسيلهائي به لايه هاي مختلف جامعه رساند. در اين مكانيزم دو مرحله ضروري به نظر مي رسد، يك انتقال اطلاعات سانسور شده به داخل كشور يعني خنثي كردن فيلترينگ كه اين كار به سادگي با همت وبلاگ نويسان داخل وخارج از كشور امكان پذير مي باشد. آنان مي توانند اطلاعات را از سر چشمه ها به دست گروهي از جامعه كه با اينتر نت در ارتباطند و براي جريان اطلاعات ارزش قائلند برسانند، از اين گروه ميتوان روزنامه نگاران و دانشجويان داخل كشور را نام برد و وظيفه آنان دريافت اطلاعات ، ايجاد ارتباط با قشرهاي مختلف جامعه و توزيع اطلاعات در بين آنان مي باشد.
نتيجه گيري آنكه نهضت اطلاع رساني شامل دو بخش است يك انتقال اطلاعات سانسور نشده بدون اعمال سليقه در گزينش آن به داخل كشور، توسط وبلاگ نويسان كه در اين قسمت صدها سايت مانند گويا ايجاد مي شوندكه سايتهاي خبري مختلف مانند سايت امروز و ... را در خود جاي مي دهند. قدم دوم رساندن اين اطلاعات به دست مردم است كه با يك كار تشكيلاتي توسط احزاب معتقد به دموكراسي و به وسيله دانشجويان و خبر نگاران وهر آنكه در داخل با اينترنت در ارتباط است انجام مي شود.
ذكر يك نكته را ضروري مي دانم و آن اينكه اين تنها يك طرف قضيه است طرف ديگر قضيه يكصدا شدن تمامي دموكراسي خواهان داخل و خارج و توافق آنان بر سر روش رسيدن به دموكراسي است كه اين كار با ايجاد جبهه دموكراسي خواهي فراگير امكان پذير مي باشد