چهارشنبه 19 مرداد 1384

ایران خانه ماست، نگذاریم خانه ما را ویران کنند، ج.پاکنژاد

... امروز رودر رویی آقای گنجی با مرتضوی وحتی خامنه ای نیست . او بمانند سیاوش در آتش رفته است تا بی عدالتی را رسوا نماید، او و امثال او فریاد هیهات من الذله را سر داده اند تا به تبهکاری و شقاوت و ذلت سیدعلی خامنه ای و باند مافیای حاکم برایران و نهایتا ولایت زور شهادت دهند. از نشانه های ذلت و ضعف فرقه بنی مطلقه یکی این است که ایران امروز در حلقه آتش است . شکست مافیاهای نظامی - مالی کودتاچی در مشروعیت گرفتن از مردم ایران و تحمیل ریاست جمهوری دست نشانده ، ایجاب میکند که رژیم دست به ماجراجویی بزند. حوادث خوزستان، قتل وکشتار وایجاد جو خشونت در کردستان ، نا آرامی دربلوچستان و آذربایجان، ایجاد بحران اتمی و سروشاخ شدن با اروپا همه و همه نشان از این شکست دارد. سید علی مطلقه کنترل اوضاع را از کف داده و یکبار دیگر راه حل را در « النصر بالرعب » میجوید .در چنین وضعی است که مقاومت گنجی و محمدی و... جایگاه بایسته را میابند . مقاومت در نپذیرفتن زور مطلقه، شیشه عمر دیو بد اندیش را میشکند. این شیشه اینک ترک برداشته است اگر مردم ایران به مقاومت خویش جنبه عینی ببخشند…

یکصد سال پیش ایرانیان جنبشی را به نتیجه رساندند که هدفش آزادی و بدست آوردن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش بود. این جنبش، انقلابی در سطح منطقه بلکه جهان بود. آزادیخواهان ایرانی در حالی بدنبال مشروطیت و نظام پارلمانی بودند که بسیاری از جوامع امروز مردمسالار ، ﺁن روز ، از حقوق خویش غافل بودند. اما چگونه است که صد سال بعد در حالیکه وسعت و سرعت انتقال اطلاعات قابل مقایسه با آن دوران نیست ، هنوز سید علی نامی ادعای سلطانی و ولایت مطلقه را دارد که طرز فکر او و حامیانش مال دوران جاهلیت است نه عصر الکترونیک. شاید یکی از دلایل این باشد که طرز فکر جامعه ما به کل و جماعت روشن فکر خصوصا هنوز با روش و منش دمکراتیک و روش های مدرن حکومتی و دولت حقوق مدار خو نگرفته است . متاسفانه ما اغلب، ظاهر بینیم ، مثلا مدرنیته( تجدد) را در جاده و بلوار و ساختمانهای سر به فلک کشیده و اتوموبیلها لوکس و ... میبینیم، خلاصه تمامی مظاهر بیرونی مدرنیته بیشتر جذبه دارد تا عمق و درون آن . هنوز می توانند شکل مار را بر تخته سیاه بکشند و ما نیز بپذیریم که ﺁن شکل ،مار است و کلمه « مار » مار نیست . به سخن دیگر ، شکل، ما رااز محتوی غافل می کند . این چنین بودکه رضا خان قزاق توانست با کودتای انگلیسی علیه مشروطیت و آرمانهای آن تجربه مردمسالاری را متوقف کند و بر قراری ارتجاع واستبداد را بنام تجدد جایگزین جنبش مشروطیت نماید. فرزند او محمد رضا، با کودتای انگیلسی - امریکایی علیه حکومت ملی دکتر محمد مصدق که در زمره حکومتهای دموکرات ﺁن روز جهان بود، تا جایی پیش رفت که علیه نخست وزیر مردمی ، نزد بیکانگان جاسوسی میکرد. کودتای 28 مرداد مجددا ایران را به عقب برگرداند و شاه کودتاچی خود را پیامبر و راهبر ملت ایرن به "دروازه تمدن بزرگ" خواند ولو به زور. باغارت ثروتهای ملی صنعت مونتاژ وارد وجای رشد واقعی صنعتی را پرکرد. با آغاز حرکتهای آزادیخواهانه علیه نظام ستم شاهی و بالاخره پیروزی انقلاب در بهمن 57 امید آن میرفت که ملت ایران ثمره انقلاب مشروطیت وجنبش ملی شدن صنعت نفت را بیابد . اما نهادینه نبودن فکر آزادی و آزادیخواهی و نبود نهادها و بنیادهای مردمسالار در بطن جامعه ملی پی ﺁمدی بجز غلبه جنبه های ظاهری در بر نداشت. عمق فاجعه این بود که رهبری انقلاب گام به گام به دست ظاهرالصلاح هایی افتاد که باطنی شیطانی داشتند وبکلی با فکر آزادی و حقوقمند بودن مردم مخالف بودند. مردم مکلف و موظف بودند به پیروی از آنان که خود را نمایندگان خدا بر روی زمین میخواندند. ریا و تزویر راجایگزین معنویت کردند و بنام اسلام ناب بخورد مردم دادند . بخشی از جامعه فریب تصویر مار را خورد وبخشی نیز مرعوب این تصویرشد. آقای خمینی با استفاده از مقام مرجعیت، با قداست کاذبی که برای او ایجادشد (عده ای تصویر اور را در ماه دیدند و عده ای تارهای ریشش را در لابلای قرآن ، این کلام الهی که برای مبارزه با این طرز فکرها آمده بودیافتند!!) خویش را در موقعیتی دید که به خود جرأت بدهد وبگوید :« اگر35 میلیون نفر بگویند بله من میگویم نه!!» اگر ما ایرانیان به حقوق خویش آگاهی و عرفان داشتیم او به این راحتی نمیتوانست مالک جان و مال و ناموسمان بگردد. متاسفانه در ایران ، ما هنوزدر مراحل ابتدایی عرفان به حقوق خویش بطور خاص و انسان بطور عام هستیم وگرنه چرا باید بعداز گذشت صد سال از انقلاب مشروطیت انسانهایی برای احقاق ابتدایی ترین حقوق خویش که برخورداری از آزادی و منزلت انسان است دست به اعتصاب غذا بزنند و تازه مورد ملامت نیز قرار بگیرند . چرا جامعه ایرانی درون مرز عکس العمل بایسته در دفاع از حقوق آقایان گنجی و محمدی و... را نشان نمیدهد؟ بنا به روایتی ، مافیای بنی مطلقه 700 میلیون دلار خرج کرده تا ورود اخبار به ایران از طریق اینترنت را فیلتر گذاری و سانسورنماید. آیا در این کار موفق شده است؟ مردم ایران از اخبار مربوط به ایران ازجمله آنچه که برآقایان گنجی و محمدی و ... میگذرد بی اطلاعند؟ یاخود را به بی اطلاعی میزنند وبا این فرض آیا عدم اطلاع، از آنها سلب مسؤلیت میکند؟ دوستان او و مدعیان دفاع ازحقوق بشر در درون مرزنیز بی اطلاعند؟ آقای خاتمی چه تقصیری را ازجانب گنجی و امثال او مستوجب مرگ میداند(اگر اعتصاب غذا منجر به مرگ شود) . درست است که مسؤول جان گنجی سیدعلی خامنه ای است اما هیچ مسؤولیتی برعهده آنانی که از دفاع او غفلت کردند نیست؟ سید علی مطلقه و ذوب شدگان در ولایت مطلقه او تا به امروز بازندگان بزرگ این رویارویی اند ، بدین خاطر است که تمامی تلاش خود را میکنند تا گنجی و گنجی ها بشکنند تا تعادل قوا، بهم نخورد. مقاومت گنجی در نپذیرفتن زور مطلقه، شیشه عمر دیو بد اندیش را میشکند. گنجی همواره مبارزه خود را مبارزه ای بدور از خشونت اعلام کرده است اما ساحران ولایت مطلقه بکار سحر مردمند، خشونت های اعمال شده از جانب خویش را به او و هوادارانش نسبت میدهند ، او قربانی معرفی عالیحنابان رنگارنگ و دستور دهندگان ترور است ،اما ترورناقاضی مقدس که بعید نیست قربانی تصفیه های داخلی شده باشد را به هواداران او نسبت میدهند وکلای مدافع اورابا "شاه کلید" دستگیر میکنند و نهایتا با اتهامی واهی روانه زندان، زندانی که"امام کلیدش " در دست امام کفراست می نمایند. بسان لشکر مغول وابن زیاد به حریم خانه اش هجوم میبرند و ایلغار میکنند ، خود حضرات بارها بر منبر از ظلمی که بر اهل منزل حسین (ع) و یارانش در کربلا و پس از آن رفت یاد کرده اند و برظلمه لعن فرستاده اند و امروز، نه در خلوت ، که در جلو چشم مردم ، همان کار با زن و دو دختر بی پناه میکنند . با شوانه، جوان کرد شنیعترعمل میکنند که مغول با جوانان ایران زمین کرد .

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

امروز رودر رویی آقای گنجی با مرتضوی وحتی خامنه ای نیست . او بمانند سیاوش در آتش رفته است تا بی عدالتی را رسوا نماید، او و امثال او فریاد هیهات من الذله را سر داده اند تا به تبهکاری و شقاوت و ذلت سیدعلی خامنه ای و باند مافیای حاکم برایران و نهایتا ولایت زور شهادت دهند. از نشانه های ذلت و ضعف فرقه بنی مطلقه یکی این است که ایران امروز در حلقه آتش است . شکست مافیاهای نظامی - مالی کودتاچی در مشروعیت گرفتن از مردم ایران و تحمیل ریاست جمهوری دست نشانده ، ایجاب میکند که رژیم دست به ماجراجویی بزند. حوادث خوزستان، قتل وکشتار وایجاد جو خشونت در کردستان ، نا آرامی دربلوچستان و آذربایجان، ایجاد بحران اتمی و سروشاخ شدن با اروپا همه و همه نشان از این شکست دارد. سید علی مطلقه کنترل اوضاع را از کف داده و یکبار دیگر راه حل را در « النصر بالرعب » میجوید .در چنین وضعی است که مقاومت گنجی و محمدی و... جایگاه بایسته را میابند . مقاومت در نپذیرفتن زور مطلقه، شیشه عمر دیو بد اندیش را میشکند. این شیشه اینک ترک برداشته است اگر مردم ایران به مقاومت خویش جنبه عینی ببخشند ، اگر به حمایت عینی از خانوادهای زندانیان سیاسی بر خیزند عمر دیو بداندیش کوتاه میگردد . مگر نه این است که ایران خانه ماست تک تک ما سوای هر اندیشه و فکر که داریم در قبال آن مسؤولیم . امروز با این بحرانسازیها ایران در خطر جدی است ،نگذاریم خانه ما را ویران کنند.

[email protected]

در همين زمينه:

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'ایران خانه ماست، نگذاریم خانه ما را ویران کنند، ج.پاکنژاد' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016