پنجشنبه 20 مرداد 1384

عجب دنیایی است، هر کسی یک بمب می خواهد، جرج مانبیه، گاردین، برگردان المیرا مرادی

شغلی در دنیا وجود دارد که مزخرف ترین «شرح وظیفه» ها را در جهان داراست. این شغل متعلق به شخصی است که بی وقفه و شبانه روز باید کار کند تا مانع از گسترش سلاح های هسته ای در میان کشورهای جهان شود. او در عین حال همزمان باید تلاش به خرج دهد و تشویق نماید تا کشورها به کار گسترش انرژی هسته ای ادامه دهند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

110805-ff-02.gif

سخن مترجم:

این مقاله را در سپتامبر سال گذشته از جرج مانبیه فعال ترقی خواه انگلیسی ترجمه کرده بودم.
روز چهارشنبه دهم آگوست سال جاری ، ایران در حضور نماینده آژانس بین المللی انرژی اتمی ، به برداشتن پلمب های تاسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان اقدام نموده است و تصمیم دارد فعالیت های خود را مبنی برغنی سازی اورانیوم از سر گیرد. ایران در توافقنامه ای که در ماه نوامبر سال گذشته با سه دولت اروپایی منعقد نموده بود، این تعهد را داده بود که در قبال دریافت امتیازات سیاسی و اقتصادی کلیه فعالیتهای مرتبط با غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت اتمی را تا زمانیکه این دولتها از صلح آمیز بودن اهداف فعالیت هسته ای ایران اطمینان حاصل کند متوقف نماید. اما اینک دو طرف ایرانی و اروپایی از پیشرفت مذاکرات بر اساس این توافقنامه ابراز ناخشنودی کرده اند. ایران با غیر قابل قبول خواندن امتیازاتی که اروپائیها می خواهند به ایران در قبال توقف غنی سازی اورانیوم به این کشور بدهند، اعلام کرد که بخشی از مراحل غنی سازی اورانیوم را از سر خواهد گرفت.
از یک طرف قوانین آژانس بین المللی اتمی ، این اجازه را به ایران و سایر کشورهای جهان می دهد که دارای صنعت هسته ای باشند ، اما از سوی دیگر بازی سیاسی از طرف کشورهای غربی و بخصوص آمریکا در غالب فشارهای سیاسی و گرفتن امتیازات از کشور صاحب این تکنولوژی عملی است که تنها منافع کشورهای غربی را در بر دارد، نه منافع مردم ایران را.
در عین حال کشورهایی مانند اسرائیل ، پاکستان در اطراف ایران از صاحبان بمب اتمی هستند و همواره می توانند به عنوان تهدیدی بر سر ایران باشند و کشورهای غربی هم از این لحاظ مشکلی با بمب اتم داشتن پاکستان و اسرائیل ندارند.
زمینه ساز دیگر این بحران، قوانین بین المللی در این زمینه است که دچار نواقص فراوان است. تنها در نظر داشته باشیم که آمریکا تنها کشوری در جهان می باشد که در جنگهای خود بر علیه دیگران از تسلیحات اتمی و بمب اتمی استفاده کرده است و کماکان دارای این حق می باشد که صنایع هسته ای را خود حفظ نماید. آمریکا هم اکنون همراه اسرائیل دو کشوری می باشند که در خاورمیانه به حد وفور از انواع سلاحهای هسته ای که حاوی اورانیوم تخلیه شده (Depleted Uranium) است بر علیه مردم این منطقه استفاده نموده اند. این ها از جمله موارد نقص قوانین بین المللی آژانس اتمی می باشد.
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است ، چگونه کشوری مانند آمریکا که چه در گذشته (بمب بر سر هیروشیما و ناگازاکی) و چه در حال (در افغانستان و عراق) از تسلیحات اتمی بر مردم این کشورها استفاده کرده است، همچنان می تواند و قادر است که حتی صنایع تسلیحاتی هسته ای خود را حفظ نماید و در مقابل کشور دیگری که ادعا دارد تنها از نیروی انرژی و صلح آمیز هسته ای قصد بهره برداری دارد،از داشتن چنین حقی در این زمینه محروم است؟
اما نکته اساسی و مهم که در دراز مدت برای فعالین صلح و نیروهای ترقی خواه مطرح می باشد ، آنست که نیروی هسته ای چه در اشکال صلح آمیز و چه در خدمت مصارف نظامی، خطری برای بشریت و دیگر گونه های زیستی بر روی کره زمین می باشد. روزانه نظرات متعددی از کارشناسان محیط زیست و دیگر متخصصان در این زمینه از طریق رسانه ها منتشر می شود که خطرات ناشی از راکتورهای نیروگاههای هسته ای تولید برق گرفته تا بکارگیری سلاح های ساخته شده از انواع اورانیوم ها را متذکر شده و هشدار می دهند. برای نیروهای سیاسی و اجتماعی مآل اندیش که جهانی بدور از خطرات اتمی و جنگ ها ارجح بر هر سیاستی است، شعار " جهان عاری از سلاح های هسته ای" می بایستی محتوای عمیق تری گرفته و "جهانی عاری از نیروی هسته ای" از هر نوع ، جایگزین آن شود.
جرج مانبیه
گاردین
برگردان المیرا مرادی
[email protected]


بیچاره جناب برادعی، شغل مضحکی دارد، به کشورها می گوید که آنها، هم "می توانند" و هم "نمی توانند" بمب اتمی داشته باشند.

شغلی در دنیا وجود دارد که مزخرف ترین «شرح وظیفه» ها را در جهان داراست. این شغل متعلق به شخصی است که بی وقفه و شبانه روز باید کار کند تا مانع از گسترش سلاح های هسته ای در میان کشورهای جهان شود. او در عین حال همزمان باید تلاش به خرج دهد و تشویق نماید تا کشورها به کار گسترش انرژی هسته ای ادامه دهند.
شغلی که از آن نام برده شد، شغل سرپرست آژانس بین المللی انرژی اتمی، محمد البرادعی است.

البته او یک دیپلمات متبحر است و مثل سلف خود ، هانس بلیکس در ایستادگی در مقابل قدرت های جهانی ، معروف است. اما چیزی او را ملزم می سازد با یک دست بدهد، و در واقع همان چیز او را ملزم می سازد که با دست دیگر پس بگیرد. پیام او به کشورهای فاقد قدرت هسته ای این است: " شما اجازه ندارید که بمب بسازید، اما ما به شما مواد لازم و متخصص می دهیم و به این ترتیب قادر می شوید که یکی بسازید. " همین تناقض مخرب است که به حکومت ایران اجازه می دهد که این هفته به البرادعی بگویند که: "بابا جان برو پی کارت ، بذار کارمان را بکنیم!"

شعار آژانس او "اتم در خدمت صلح" ، همیشه هم یک دروغ و خدعه نبوده است. در سال 1953 زمانیکه آیزنهاور در مراسم گشایش این آژانس در سازمان ملل نطق معروف خود را ایراد کرد (1) ، بنظر می آمد که مردم در آنزمان واقعا به این باور داشتند که شکافتن هسته اتم جهت مصارف صلح آمیز می تواند مشکلات جهانی را حل نماید. برای مثال طی مقاله ای که در روزنامه هرالد تریبون درج شده بود، وعده هایی در این زمینه به بشریت داده شده بود که نیروی اتمی قادر خواهد بود که زمین را به بهشت تبدیل سازد......." اتومبیل هایمان با ساخت وسایلی بر روی آنها، قادر خواهند بود که با سوخت هسته ای حرکت کنند و در اینصورت شما دیگرهرگز احتیاج به سوخت گیری با بنزین ندارید.....بزودی استخراج ذغال سنگ هم متوقف می شود."(2)

بنظر می آید که آیزنهاور هم متقاعد شده بود که نیروی هسته ای سبب می شود که شمشیرها به زمین نهاده شود و جنگ ها پایان گیرد. او گفت " این کافی نیست که تنها، این سلاح را از دسترس نظامیان خارج نمائیم، بلکه می بایستی آنرا در دستان کسانی قرار دهیم که قادر باشند آنرا از قالب و پوسته نظامی خارج نمایند و برای مصارف صلح آمیز آماده کنند. " آیزنهاور معتقد بود :" قدرت های هسته ای می بایست با یکدیگر تشریک مساعی نمایند و از ذخایر اورانیوم ( خام وغیر غنی) و مواد دیگر که مورد لزوم جهت شکافتن اتم است، در اختیار کشورهای فاقد نیروی انرژی در سراسر جهان قرار دهند تا این کشورها امکان تولید انرژی الکتریسیته فراوان را بدست آورند."(3) آیزنهاور اینطور استدلال می کرد که این قضییه انگیزه ای برای این کشورها خواهد شد تا از بکارگیری سلاح های هسته ای دست بکشند.

مصوبات و مقرارت آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA ) تصریح دارد که:" آژانس می بایستی مواد لازم، وسائل و تسهیلات ضرور را به کشورهای فاقد نیروی هسته ای عرضه کند."..." آژانس می بایستی دانشمندان علوم هسته ای را آموزش دهد و و میدان را برای مبادلات علمی و اطلاعات فنی آماده نماید." (4) بعبارت دیگر وظایف این آژانس ضمن جلوگیری از توسعه سلاحهای هسته ای ، از سوی دیگر بسط و توسعه تکنولوژی هسته ای به کشورهای بیشمار و متعدد می باشد. این آژانس همچنین متعهد است که " پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای" ( NPT) را هم به مورد اجرا گذارد.

کسی نمی داند، شاید این امکان بوده است، که رویای آیزنهاور تحقق پذیرد. اما بعد از مدتی روشن شد که ادامه این برنامه، سبب گسترش سلاحهای هسته ای شده است ، نه جلوگیری و ممانعت از آن . این مسئله خبر از آن می داد که دنیا در خوش خیالی بسر می برده است . سازمان بین المللی انرژی اتمی، تکنولوژی هسته ای را در " دستان کسانی گذاشته بود که بخوبی می دانستند چگونه آنرا از قالب و پوسته غیر نظامی خارج نموده و برای مصارف جنگ افروزانه آماده نمایند."

به این مناسبت درک این قضییه چندان دشوار نیست، که چرا ظرف 30 سال گذشته، کشورهایی چون : اسرائیل، آفریقای جنوبی، هند، پاکستان و عراق ، با ابتکاراتی که به خرج داده اند، از " برنامه انرژی هسته ای" به سمت تلاش و جستجوی برای " توسعه برنامه سلاح های هسته ای " چرخش داشته اند. (5) مسئله جالبی هم که وجود دارد اینستکه ، حتی بعضی کشورهای صاحب تکنولوژی سلاح هسته ای، بطور مستقیم از
" برنامه اتم در خدمت صلح" برای دستیابی به سلاح اتمی مدد گرفته اند.

هندوستان برنامه توسعه، ساخت بمب ، شکافتن هسته اتم و کمک های کارشناسی خود را با یاری گرفتن از کانادا، ایالات متحده آمریکا، آلمان، نروژ و بریتانیا بدست آورده است. پاکستان برای اینکه تهدیدی اتمی بشود، از کمک کشورهای کانادا ، ایالات متحده آمریکا، آلمان، فرانسه، بلژیک، چین و سرانجام بریتانیا برخوردار گشت. به نامِ نامی صلح ، ما خود، این کشورها را برای یک جنگ تمام عیار(اتمی) مسلح ساختیم. (6)

نتیجه آنکه هم اکنون متجاوز از 20 کشور در دنیا وجود دارند که بنا به کمک های خارجی داده شده به آنها، برای ایجاد برنامه های غیرنظامی هسته ای ( در صورت خواستن و تمایلشان) در یک فرصت چند ماهه قادرند به یکی از کشورهای دارای سلاح اتمی تبدیل شوند.(7)
هنگامیکه روسیه اورانیوم و تکنولوژی مورد نیاز برای ساخت بمب اتمی را به ایران ارسال داشت، این کشور بر اساس قوانین و مقرارت موجود بین المللی، نه فقط این حق را داشت که این مواد و کمکها را ارسال کند ، بلکه بر اساس " پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای" این مسئولیت و تکلیفی بود که بعهده اش گذاشته شده بود !8 ) )

هنوز روشن نیست که ایران تا چه اندازه پا فرا گذاشته است. زیرا پروسه های غنی سازی اورانیوم و تهیه آب سنگین، پروسه های دو منظوره ای هستند که از طرفی می تواند توانایی ساخت بمب های اورانیومی و پلوتونیومی را فراهم کند ، و از طرف دیگر این پروسه ها برای نیروگاههای هسته ای تولید برق هم مورد استفاده قرار می گیرند. برای غنی سازی اورانیوم از سطح انرژی هسته ای فراتر رفتن و رسیدن به نقطه ساختن بمب ، شما تنها به این احتیاج دارید که پروسه سانتریفوژ کردن را چند بار بیشتر انجام دهید. (9)
" پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای"(NPT ) اتفاقا به ایران داشتن هر دو حقوق، یعنی داشتن مواد و پوشش و مخفی کاری برای بکارگیری برنامه سلاح های اتمی را اعطا می کند . اگر شما هم
می خواهید یک بمب بسازید، خیلی ساده این قراردادها را امضا کنید و به آژانس بین المللی انرژی اتمی بپیوندید، آنوقت خیلی راحت از حقوق خود، مندرج در این قراردادها و پیمانها، برای ساختن بمب اتمی
می توانید استفاده نمائید.

ایران مطمئنا انگیزه های بیشماری برای تبدیل شدن به یک نیروی هسته ای دارد. اسرائیل به اندازه کافی سلاح های اتمی در اختیار دارد تا ایران را از روی نقشه جغرافیا محو نماید. محافظت و پشتیبانی بیدریغ ایالات متحده آمریکا از اسرائیل هیچ انگیزه و تشویقی برای اسرائیل فراهم نمی سازد تا حتی " پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای " را امضا نماید. دو کشور ایالات متحده آمریکا و انگلستان هم تعهدات خود جهت خلع سلاح را به کناری گذاشته اند و ظاهرا در نظر دارند که سرکردگی نسل نوینی از صاحبان سلاح های جدید هسته ای را بعهده بگیرند. (10) و هر دو این کشورها اظهار داشته اند که مایلند این سلاح های اتمی را برای عملیات
" پیشگیرانه " بکار گیرند. (11)

ایران هم اکنون بوسیله پایگاههای نظامی آمریکا محاصره شده است و یکی از دو سه محور باقیمانده شیاطین است. آن دیگری ، یعنی کره شمالی که همسایگان خود را تهدید کرده است، از مجازات معاف است. چرا؟ چون صاحب بمب اتم است. به این ترتیب می شود گفت با وضعیتی که قوانین و معاهده های بین المللی دارند و دست کشورها را در این زمینه ها باز می گذارند، اگر ایران تا بحال سلاح اتمی نساخته است، معنی اش اینست که به قوانین و سیاست های بین المللی در این مورد واقف نبوده است.

حالا البرادعی چه کاری می تواند انجام دهد؟ اوفقط می تواند از ایران استدعا و تمنا کند که برنامه توسعه غنی سازی اورانیوم اش را متوقف کند، زیرا آن قراردادهایی که قاعدتا می بایستی از آنها برای فشار آوردن بر ایران استفاده شود ، به او این مجوز و اختیار را نمی دهد: حکومت ایران هم به این اشاره کرده است که این حقوق قانونی آنان است که تمامی پروسه این کار را دنبال کنند. اینست که جناب البرادعی در جستجو راهی است برای ترغیب ایران به پیوستن به " موافقتنامه های داوطلبانه ".

امیدوارم مجبور نباشم که توضیح دهم چقدر این وقایع خطرناک هستند. کشورهای رسما صاحب سلاح
هسته ای( منظور 5 کشوراصلی عضو شورای امنیت که رسما اجازه داشتن سلاحهای هسته ای را
دارا هستند- م) خودشان "پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای " را به زباله دان انداخته اند . کشورهای فعلا فاقد قدرت هسته ای هم از همین پیمان استفاده می کنند که برنامه های هسته ای خود را گسترش دهند. اگر حزب الله به اسرائیل حمله نماید، اسرائیل هم ممکن است دق و دلی خودش را سر ایران در آورد و ایران را بزند، و آنوقت خاورمیانه به هوا می رود و در عوض گرد و غبار اتمی است که همه جای این منطقه را فرا می گیرد. بقیه نیروهای دیگر هم در سراسر دنیا که می خواهند در دومین مسابقه سلاح های هسته ای شرکت داشته باشند، به خاورمیانه ای ها خواهند پیوست. در این حال آقایی که مسئول جلوگیری از این وقایع است، بنا بر قوانین آژانس خود مجبور است که همچنان تسهیلات لازم را در اختیار مشتریان قرار دهد.

نتیجه روشن و بدیهی آن است که شما نمی توانید داشتن سلاح های هسته ای را محکوم نمائید، بدون آنکه داشتن قدرت هسته ای را محکوم نمائید.
از طرفی دیگر، در حالی که قرارداد قدیمی ( NPT ) بیش از هر زمانی دیگر بی فایده و بلااستفاده شده است، در حالی که قول و تعهد برای ایجاد یک " زمین بهشتی" دارای انرژی مجانی و برق بسیار ارزان ، باطل بودن خود را نشان داده است، آیا زمان آن فرا نرسیده است که قرارداد هسته ای جدیدی تدوین شود؟ قراردادی نه بر اساس : " فانتزی و رویای جهان اتمی شده و غرق در صلح و شادی" آیزنهاور، قراردادی براساس
" واقعیت ظالم و شوم جهان کنونی " .
آیا وقت آن نرسیده است که آقای برادعی نابودی و انهدام جهان را که ظاهرا به منظور حفظ آن صورت می دهد، متوقف نماید؟



References:


1. Dwight D. Eisenhower, 8th December 1953. Atoms for Peace. Speech to the United Nations General Assembly.


2. An article by John O’Neill, published in 1945 in the New York Herald Tribune, cited by Mohamed ElBaradei, 27th June 2004. Nuclear Power: A Look At the Future. International Conference on 50 Years of Nuclear Power, Moscow.


3. Dwight D. Eisenhower, ibid.


4. Article III of the Statute of the International Atomic Energy Agency.


5. All these states, with the curious exception of Israel, are listed by Paul Leventhal in an article by William J. Broad, 25th May 2004. Nuclear Weapons in Iran: Plowshare or Sword? The New York Times. Israel’s weapons programme, as Mordechai Vanunu showed, was developed at the Israeli Atomic Energy Commission site at Dimona, home to one of its two nuclear power plants.


6. See for example Steven Dolley, 9th June 1998. Indian & Pakistani Nuclear Tests: Frequently Asked Questions. The Nuclear Control Institute.


7. William J. Broad, 25th May 2004. Nuclear Weapons in Iran: Plowshare or Sword? The New York Times.


8. See Article IV of the Treaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons


9. Dr Frank Barnaby, author of "How to Build a Nuclear Bomb", pers comm.


10. See Jonathan Medalia, 8th March 2004. Robust Nuclear Earth Penetrator Budget Request and Plan, FY2005-FY2009. Congressional Research Service – The Library of Congress; Mark Townsend, 16th June 2002. Secret Plan for N-bomb Factory. The Observer; Richard Norton-Taylor, 18th June 2002. MoD Plans £2bn Nuclear Expansion. The Guardian.


11. Eg Geoff Hoon, 24th March 2002. The Jonathan Dimbleby Show, ITV 1

در همين زمينه:

Copyright: gooya.com 2016