شنبه 29 مرداد 1384

در حاشيه انتخاب احمدي نژاد، علي آقا

1- تقدير از خاتمي

چگونه است كه خاتمي، سمبل مقابله با ناطق نوري و نماينده اصلاح طلبي، در پايان رياست جمهوري اين چنين مورد تشويق و تفقد خامنه اي، شوراي تشخيص مصلحت، و مجلس قرار گرفته و لوح افتخار دريافت مي كند؟
جنتي در نماز جمعه 14 مرداد 84 مي گويد : «خاتمي با وجود فشارهاي بسياري كه مي خواست وي را روياروي نظام و رهبري قرار دهد، زير بار اين فشارهاي سنگين نرفت و ما از آقاي خاتمي و دولت وي قدرداني و تشكر مي كنيم». خامنه اي نيز در مراسم تجليل و قدرداني از خاتمي مي گويد : « بارزترين خصوصيت آقاي خاتمي در اين دوران، مايوس كردن دشمناني بود كه انتظار داشتند رئيس جمهور رو در روي نظام قرار گيرد اما آقاي خاتمي مقاومت نمود و فشارهاي بسياري را نيز تحمل كرد».
قدرداني و ستايش راهبران و اركان نظام از خاتمي تعارف ساده نيست، بلكه ناشي از خوش خدمتي فردي است كه در چهار سال اول رياست جمهوري توانست با استفاده از شيوه مغلطه آخوندي و با سياست يكي به نعل و يكي به ميخ، مخالفت عمومي با نظام را منحرف كرده و آنرا به مجاري كاذب (اصلاح طلبي، مردمسالاري ديني و غيره) هدايت كند. در دوره دوم رياست جمهوري نيز از هيچ كوششي براي مهار نارضايي ها و كوبيدن نعل به نمادهاي آزادي وخواست هاي مردم فرو گذاري نكرد. پر واضح است كه خاتمي طي اين 8 سال، در خاموش كردن مخالفين و سرپوش نهادن بر نارضايي هاي مردم بسيار موفق تر از سازمانهاي امنيتي عمل كرد، و لذا بيش از هركس لياقت دريافت لوح افتخار را دارد. با اينهمه، برگزاري انتخابات مجلس هفتم، بزرگترين خيانتي است كه خاتمي در قبال مردم ايران مرتكب شد. در اين انتخابات كه همزمان با سفر پرنس شارل به ايران انجام گرفت، خاتمي به حمايت از نظامي برخاست كه كسب هرگونه مشروعيت از طريق انتخابات را از دست داده بود و مورد آماج انتقادات داخلي و خارج قرار داشت، در شرايطي كه اكثريت وزرا و معاونين در صدد كناره گيري خود انگيخته و سردمداران رژيم نيز دست و پاي خود را گم كرده بودند .چنانچه در اين بحران، خاتمي به خواست مردم و همكاران خود ارج مي نهاد و از استعفاي ايشان حمايت مي كرد، چرخ دولت از كار افتاده و همچون انقلاب نارنجي اوكراين، زمينه براي رفراندمي كه خواست عمومي مردم بود فراهم مي گرديد. در اينصورت، خاتمي از اينكه توانسته براي اولين بار در تاريخ ايران، امكان تعيين سرنوشت و تغييرات بدون خونريزي را فراهم كند بر خود ببالد. با طفره رفتن آگاهانه و خاموش كردن چنين موقعيت تاريخي، خاتمي مسئول مستقيم هر خوني است كه بعد از اين براي تغييرات سياسي ايران ريخته شود. بعد از اين، چنانچه خارجيان در سرنوشت مملكت دخالت مستقيم كنند، و يا اينكه كودتاي سياسي و جنگ داخلي در ايران رخ دهد، كه مسلما بر خلاف خواست دروني مردم است، نتيجه مستقيم اين خطاي بزرگ تاريخي و ناديده گرفتن خواست مشترك مردم در آن مقطع خاص مي باشد.

2- شير بي يال و دم و اشكم

احمدي نژاد وقتي شهردار تهران شد، حل مشكل چاله چوله هاي تهران در ظرف چهل و پنج روزه را به عنوان اولين هدف خود مطرح كرد. بررسي نتايج اين اقدام عام المنفعه چند مطلب را روشن مي سازد: اول، در منطق شهردار جديد، وصله و پينه كردن خيابانهاي تهران بر بررسي معضلات اساسي ساختار شهر تقدم دارد. دوم، اين انتخاب ساده گرا و عوام گونه، حكايت از تفكرو روشي ايست كه در شعارهاي انتخاباتي نيز تجلي مي يابد. سوم، اين اقدام، توانايي و ميزان عزم و جزم واقعي آقاي احمدي نژاد را در حل يكي از ابتدايي ترين نيازهاي مردم، كه دولت متولي آن است، نشان مي دهد. نتيجه آنكه، پس از سپري شدن چند سال از مديريت او در شهرداري و علي رغم وام خارجي، چند بيل آسفالت و چند روكش به خيابانها اضافه و چند تل زباله در مبدا تفكيك گرديد. نويسنده اين سطور، نيز مانند باقي اتومبيل داران، براي بار چندم نزديك به يكصد هزار تومان خسارت جلوبندي و تعمير جعبه فرمان اتومبيلي را پرداخت كه از خيابانهاي ترميم شده تهران استفاده مي كند.
اقدام ديگر آقاي احمدي نژاد، كه نشانگر طرز تفكر و مديريت سطحي گراي اوست، طرح تدفين چند شهيد در ميادين تهران مي باشد. مخالفت كروبي، رئيس مجلس ششم، در تبديل تهران به قبرستان شهدا باعث گرديد كه اين طرح جاي خود را به استقرار چند قنبل و بارگاه شير آب، كه اسامي چند شهيد بربالاي آن نوشته شده، بدهد. يكي ديگر از تصميمات او، حل مشكل ترافيك منطقه شمال تهران بود كه همزمان با برپايي نمايشگاههاي بين المللي تشديد مي گرديد. او تهديد كرد كه نمايشگاه را پلمب و تبديل به پارك اختصاصي خواهران كند، اما اين طرح نيز تحت فشار وزارت صنايع و وزارت بازرگاني به سرنوشتي مانند ساير اقدامات دچار گرديد.
شعارها و برنامه هاي انتخاباتي احمدي نژاد نيز درراستاي چنين سطحي نگري در برنامه و قشري گري در افكار اوست : «در سالهاي اخير تلاش شد[ه است] كه نقش دين در جامعه، سياست و حكومت كمرنگ شود. اسلام، بنيان فرهنگ و تفكر ايراني است و هويت ما مبتني بر دين است. اگر دين تضعيف شود، هويت ما تضعيف خواهد شد. [با انتخاب من] نقش ايمان در عرصه هاي مختلف فعاليت هاي علمي، صنعتي، هنري، منش اجتماعي و سياست هاي مختلف آشكار مي شود ... من به دنبال تشكيل دولت اسلامي هستم و تفاوت دولت اسلامي با دولت هاي گذشته اعتقاد به تماميت اسلام و اداره كشور با راه هاي اسلامي است ... من كابينه خود را از افراد پاك، و ولايت-محور انتخاب مي كنم ... جناح هاي سياسي بايد در خدمت مردم باشند و جناح بازي معني ندارد.» آيت اله خزعلي در تاييد او مي گويد : « اسلام ما كم رنگ شده بود ولي احمدي نژاد پشتيبان اسلام و روحانيت است.»
حمايت افرادي چون مصباح يزدي - فتوا دهنده قتل نويسندگان غير مذهبيئ - از احمدي نژاد نيز نه فقط به سابقه همكاري با او با برمي گردد، بلكه خطوط فكري مشترك اين جناح را عيان مي سازد : «ايشان جزء اساتيد بسيجي دانشگاه علوم و صنعت بود و در جلسه هاي ما هم شركت مي كرد. البته من قبلا از زماني كه ايشان استاندار اردبيل بود، با او آشنا بودم ... [آقاي احمدي نژاد] شما بايد نقش هادي مردم را داشته باشيد، نه اينكه مردم شما را راهنمايي كنند.»
سخنراني احمدي نژاد در مراسم تنفيذ نمونه ديگري است از فقدان آگاهي رئيس جمهور جديد از ابتدايي ترين اصول سياست و درك مباني اختلاف طبقاتي : «دولت با اتكا به فرهنگ ديني و ملي كه اساس آن بر عشق و محبت استوار است تمام هم و غم خود را در ترويج روحيه برادري، محبت و همبستگي بين اقشار مختلف مردم، صرفنظر از قوميت، دين ، مذهب و جغرافيا بكار خواهد بست».
بعد از انتخاب نيز احمدي نژاد همچنان به كلي گويي و شعارهاي مردم پسندانه خود ادامه مي دهد اما، برنامه و تكليفي كه حاكمان و برندگان واقعي انتخابات براي او و قوه مجريه در نظر گرفته اند بمراتب مشخص و دقيقتر بيان شده است. شاهرودي ،رئيس قوه قضائيه در مراسم تحليف در مجلس، برنامه ذيل را براي او مطرح مي سازد : « اين قوه در جايگاه نظارت بر حسن اجراي قوانين، تامين عدالت و آزادي هاي مشروع ... تاكيد بر شروع اصلاحات از دستگاه ها و مسئولان دولتي و اداري، توسعه عدالت، سلامت اداري، ارتقاي سطح معيشت ملت، بهبود امور زير بنايي در اقتصاد كشور، پيگيري تداوم سياستهاي ضد فساد و تلاش براي افزايش جلو هاي ناب اسلامي در ساحت فرهنگ ... اين تحليف يك سوگند شرعي است كه بايد با قصد جدي،صادقانه و با عزم بر اجراي مفاد آن ادا شود». در اين گفتار، وظيفهء قوه مجريه به يك عامل ساده اجراي احكام و نقش آن نيز به زير مجموعه اي از ساير قوا تقليل داده شده است.
جنتي هم در نماز جمعه 14 مرداد 84، براي دولت وظيفه و برنامه تعيين مي كند : «به شما مردم عزيز كه موفق شديد چنين فردي را انتخاب كنيد كه مقام معظم رهبري او را دانشمندي داراي تجربيات فراوان خطاب كردند تبريك مي گويم ... سخنراني آقاي احمدي نژاد در مراسم تنفيذ بسيار جامع و كامل است ... مشخص است كه در فرصت كم، دولت نوبنياد كه در آن چهره هاي جديد بر سر كار خواهند آمد، نمي تواند مشكلات بزرگ كشور را همچون بيكاري،گراني و فقر حل كند ... مديراني كه بيشتر به فكر خود بوده اند تا خدمت به مردم، بايد تصفيه شوند.»
مصباح يزدي اظهار مي كند : « دولت آينده نويد دهنده احياي اسلام است. قرآن كريم از رئيس جمهور آينده نظام اسلامي مي خواهد كه در رأس برنامهء خود، اقامهء نماز و ساير احكام الهي و تقويت امر به معروف و نهي از منكر را قرار دهد به طوري كه در پايان دوره رياست جمهوري در صد نماز گزارن افزايش چشمگيري يابد و فريضه امر به معروف و نهي از منكر احيا شده باشد.» عجيب است كه بزعم قانون اساسي مورد استناد حضرات، هركس بخود اجازه مي دهد كه آشكارا و در هر زمان كه اراده كند، خود را قيم دولت دانسته و براي قوه مجريه تعيين تكليف كند.
جمهوري اسلامي، 26 تير 1384، فتواي خامنه اي در مورد ريش تراشي و استفاده از كراوات را مجددا مطرح مي سازد: « تراشيدن ريش حرام است علي الاحوط و از پوشيدن كراوات اجتناب شود»
با اين توصيفات، جاي تعجب نخواهد بود كه شعار مقابله با عقب ماندگي فرهنگي و اجتماعي احمدي نژاد جاي خود را به رعايت ظواهر اسلامي همچون آستين بلند در ادارات، دخالت در پوشش بانوان، نماز اجباري در مدارس، روشن كردن بلندگوي مساجد و ريشهاي نيم تراشيده داده است، و شعار مهرورزي در ادارات جايگزين اصلاح قوانين گردد. در زمينه اقتصادي نيز، توزيع چند كوپن و رشوه مالي به مردم براي مقابله با مشكل معيشت و محروميت زدايي كافي بنظر مي رسد. با توجه به سوابق آقاي احمدي نژاد، بيش از اين نيز نمي توان ازو انتظار داشت. انتخاب اين بسيجي ساده گرا بجاي افراد نظامي همچون قاليباف و لاريجاني كه برنامه هاي اقتدارگرايانه براي خود در نظر داشتند، از سوابق فرمانبرداري او نشئات مي گيرد. احمدي نژاد، خاطرهء رياست جمهوري رجايي در دوران حيات خميني را تداعي مي كند، با اين اختلاف كه رجايي دست و پا چلفتي تر بود و تجربه مسئوليتي غير از شغل معلمي نداشت. آن مرحوم حتي نفهميد چرا كشته شد!
در مهار بلند پروازي هاي انتخاباتي احمدي نژاد همين بس كه با اعاده حيثيت از رفسنجاني و آقازاده ها، تمام رشته هاي تنيده او براي مبارزه با فساد اقتصادي پنبه گرديد، روياي مشابه محاكمه يوكوست نفتي در روسيه، هنوز براي ايران ناپخته است. در مراسم تنفيذ و تحليف نيز كت و شلوار و كفش نو بپاي او پوشاندند. كابينه مشتمل بر همقطاران بسيجي بي سواد و بدون تجربه او نيز تاكنون با تمسخر مواجه و خامنه اي از او مي خواهد كه از هرگونه شتابزدگي پرهيز كند!

3- ماجراجويي هسته اي، هدف يا وسيله؟

از افتخارات ديگر خاتمي مي توان رشد چشمگير مافياي قدرت و ثروت در چند سال اخير را ذكر كرد. در برخي موارد، اين نهاد ها آنچنان قدرتي دارند كه مي توانند در مقابل دولت عرض اندام كرده و پروژه هاي كلان كشوري را با بن بست مواجه سازند. مخالفت با اجراي قرارداد ترك سل در زمينه مخابرات، بستن فرودگاه بين المللي كه تحت قرار داد شركت تاو تركيه مي خواست آغاز بكار كند، لغو قرارداد استات اويل سوئدي، قرار داد نفتي با شركت هاليبرتون آمريكا، مقابله با قرارداد امضا شده با لوگان و ال-90 فرانسه، و غيره، نمونه هايي از دخالت افراد و نهادهايي است كه از طريق اهرم هاي قدرت سعي دارند منافع خود را بر كل جامعه تحميل كنند. يكي از اين ارگان ها، سپاه پاسداران است كه نه فقط ده ها اسكلهء غير قانوني (آزاد!) و فرودگاهي را براي فعاليت هاي تجاري خود در اختيار دارد، بلكه پيمانكار بسياري از پروژه هاي ساختماني، تأسيساتي و صنعتي كشور است. در اين رقابت فشرده ميان سپاه، آستان قدس، بنياد مستضعفان، و افرادي چون رفسنجاني، ناطق نوري، و غيره، تحميل چند وزيرنظامي در كابينه خاتمي ديگركفايت نكرده است، و طي انتخابات رياست جمهوري هفتم و با دخالت آشكار سپاه، چهار كانديد نظامي به مصاف رفسنجاني و كروبي فرستاده مي شوند. پيروزي احمدي نژاد، روياي حاكميت اليگارشي نظامي- صنعتي مشابه شوروي را به واقعيت نزديكتر كرد.
دو مؤلفه ديگر اين استراتژي نظاميان را همراهي مي كند : اول، تكيه بر مذهب به عنوان ايدئولوژي جذب مردم توأم با استقرار فرهنگ پليسي ونهادهاي شبه نظامي در عرصه اجتماع. فرماندهء سپاه پاسداران در 4 /5/84 13 اعلان مي كند كه « تا پايان سال 88 تعداد بسيجيان كشور به 15 ميليون نفر (9 ميليون برادر و 6 ميليون خواهر) افزايش مي يابد».
دوم، برنامه هسته اي كه نه فقط غرور نظامي گري برخي را ارضاع مي كند، بلكه بعنوان وسيله اي براي تظاهر به دفاع از منافع ملي و اهداف برتري جويانه در منطقه بكار گرفته شده است.
تبليغاتچي هاي حكومت به خوبي واقفند كه توان هسته اي ايران، بدون همكاري خارجي، نه فقط امكان رشد ندارد، بلكه در مقابل دشمنان فرضي كنوني نيز قادر نخواهد بود به عنوان نيروي بازدارنده عمل كند. هارت و پورت دستيابي به تكنولوژي پيشرفته و جنگ دون كيشوت گونه عليه غرب نيز همچون ماجراي گروگانگيري سفارت آمريكا، در اصل ابزاري است براي گرفتن امتياز از غرب در راستاي حفظ نظام و حاكميت شيعيان در منطقه. اتفاقي نيست كه همزمان با شاخ و شونه كشيدن از سر گيري غني سازي اورانيوم، حافظ اسد و سيد حسن نصراله دبير كل حزب اله لبنان، به ايران دعوت مي شوند (اواسط مرداد 84) تا با رئيس بنياد شهيد، با كميته امداد امام خميني، با خامنه اي و با احمدي نژاد به مذاكره بنشينند. شاهرودي هدف از اين دعوت را بصراحت بيان مي كند : «با ظهور برخي جريانات افراطي و خواهان اعمال غير انساني (بخوانيد عمليات شهادت طلبانه) و مغاير با اصول مترقي اسلام، لازم است تمام گروه ها و جريانات اسلامي پاي بند به اسلام ناب و اصيل(؟) ضمن محكوم كردن جريانات افراطي و مخل صلح و آرامش در سطح جهان، اسلام واقعي را به همگان معرفي كنند».
در اين تاكتيك دولبه، از يكطرف ايران با تبليغ موضع گيري هسته اي در برابر غرب، سعي دارد توان خود را برخ كشورهاي همجوار كشيده و رهبري شيعيان منطقه را بدست آورد و از سوي ديگر، با منزوي كردن و مقابله با افراطيون مذهبي و همسو با آمريكا، براي حفظ ثبات در منطقه تلاش مي كند، ثباتي كه بمعناي برسميت شناختن و حمايت غرب از حاكميت شيعيان است. كمك هاي لجيستيك به عراق (سيمان، تيرآهن، برق) و بازسازي فرودگاه نجف و كمك به بازسازي شهرهاي مذهبي نيز جلوه هاي ديگري از اين تلاش هستند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اروپا ممكن است بخاطر منافع سرشار خود در ايران و ترس از بحران افزايش قيمت نفت، به اين بازي تن داده و با عقب راندن خط قرمز هسته اي و حقوق بشر در ايران موافقت كند، اما آيا آمريكا و اسرائيل نيز حاضر هستند در دراز مدت، كمك ايران براي مقابله با افراطيون فلسطيني و عراقي را پذيرفته و آب به آسياب رژيمي بريزند كه بدفعات قول و قرارهاي خود را زير پا گذاشته است؟ آيا بصلاح ايشان نيست كه همانند اقدام عليه قذافي، سياست خود را با سرجانشاندن افراطيون ايران شروع كنند؟
انتقال حكومت از خاتمي به احمدي نژاد به معناي گسستگي در سياست هاي نظام نيست، بلكه تلاشي است براي يكسان سازي مديريت در جامعه و قوام بيشتر در مقابله با تهديدهاي خارجي و مخالفين و موافقين مزاحم داخلي. در كوتاه مدت، يكپارچگي و مديريت شبه نظامي مي تواند عامل تقويت نظام گردد، اما در دراز مدت، نظام و دين اسلام ناچار است، به علت حذف واسط هاي ضربه گير تنش هاي اجتماعي (همچون خاتمي)، بطور مستقيم درگير بحران هاي داخلي و خارجي گردد، و لذا آسيب پذيرتر خوهد شد

علي آقا، تهران

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'در حاشيه انتخاب احمدي نژاد، علي آقا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016