امروز آقای سيد محمد علی دادخواه وکيل مدافع شوهرم برهان ديوارگر برای ديدن پرونده و ملاقات برهان و کار وکالتنامه وارد سقز شد. دادستان شعبه ٢ دادگاه سقز در کمال تعجب به بهانه اينکه هنوز تکليف پرونده برهان روشن نيست اجازه ملاقات و ديدن پرونده را به او ندادند. مقامات محترم همچنين مانع ديدار و ملاقات آقای دادخواه با موکل خود شد. اين هم از حقوق بشر در جامعه ما.
امروز در زمان ملاقات در جلو زندان آماده شدم و تلفنی چند لحظه با شوهرم صحبت کردم. متاسفانه طبق معمول اجازه ملاقات حضوری به من ندادند. از برهان در مورد اينکه چه اتهاماتی را به او زده اند سوال کردم. برهان گفت که ايشان را به جرم عضويت در کميته پيگيری ايجاد تشکلهای آزاد کارگری، عضويت در تشکل کارگران بيکار و دبير کانون کودکان سقز و همچنين دلايل پرونده قبلی مبنی بر مراسم مستقل کارگری در اول مه ٨٣ دستگير و زندانی کرده اند.
کل شواهد حاکی از آن است که شوهرم را شکنجه کرده اند و نميگذارند کسی او را ببيند. هر نوع حقوقی از او سلب شده است از جمله وکيلش هم نتوانست او را ملاقات کند.
تا کنون و در جواب به نامه های من تعدادی از تشکلهای کارگری و نهادهای انسان دوست به دستگيری و زندانی کردن برهان اعتراض کرده اند. ضمن تشکر از اين اتحاديه و نهادها بار ديگر از همگی ميخواهم که به اين بی عدالتی و حق کشی اعتراض کنيد. آخر کجای دنيا ميشه چنين قوانينی يافت که بدون مجوز کسی را شبانه از خونه بيرون کشيد و زندانی کرد. هر نوع ديدار زن و بچه اش را مانع شد و تازه اجازه ديدن پرونده و ملاقات او را از جانب وکيل مدافعش را هم مانع شد. اين است حقوق مردم و شهروندان ستمديده در اين جامعه؟ اين است تمام عدالتخواهی حاکم بر اين مملکت؟
اين است حقوق ما شهروندان کارگر و زحمتکش؟ آيا با اين اوصاف حق من ستمديد که هم شوهرم را بدون دليل و بدون مجوز قانوی دستگير و زندانی کرده اند و هم با اين کار لقمه نان بخور نمير بچه خرد سالم را هم قطع کرده اند، اين نيست که با تمام وجودم فرياد بزنم که قبول اين همه بی عدالتی و اين همه بی حرمتی ننگ است؟