بنام خداوند جان و خرد
پس از سال ها دوری و انتظار، و تحمل سختی های بسیاری که بابت عقاید انسان دوستانه همسرم متحمل شدیم، اینک نوبت به آزادی او فرا رسیده است. - یعنی دوم مردادماه 1384 - اینک نوبت به آن رسیده تا فرزندانم به وجود پدر در خانه شادمانی کنند. هرچند معلوم نیست این سرورو شادمانی تا چه زمان ،فرزندانم را سرشار خواهد نمود.اگر چه از آزادی او من هم به عنوان یک همسر خوشحال و خرسندم ،اما با وجود ،حتی یک زندانی سیاسی در زندان های کشور این سرور کمرنگ و کمرنگ تر میگردد.
چگونه می توان خوشحال بود وقتی هنوز می شنویم آقایان گنجی یا محمدی در اعتصاب غذا بسر میبرند؟ چگونه میتوان از این آزادی خرسند بود وقتی می شنویم فرزندان زرافشان و طبرزدی ، داوودی ،داراب زند و ساران ها و... هنوز چشم انتظار پدرانشان هستند؟ و چطور می شود از این رهایی مسرور شد وقتی چشمان اشک بار و غمزده مادران چشم انتظار فرزند را می بینیم و می شنویم. وقتی جوانانی چون سنجری ، جاوید تهرانی ،سیستانی، ماسوری، کلبی ، دلدار ، بختیاری ، عبادی ، پیران ، شاهین نیا ، شریعت پناه و... – وبسیار کسانیکه از دایره شناخت بنده دور می باشند – همچنان در زندان ها بسر می یرند. واقعیت این است که این سرور ها لحظه ای است.تا به امید آزادی یکایک زندانیان عقیدتی و سیاسی نشست.به این امید که دیگر عباسقلی نژادها راه به زندان نیابند،به این امید که روزی فرا رسد تا زندانی سیاسی نداشته باشیم.و هزاران امید و آرزو برای رسیدن به روزهای بهتر.
به اطلاع دوستان و همفکران همسرم وهم میهنان میرساند که به بهانه آزادی امید عباسقلی نژاد در نظر داریم تاخواهان آزادی کلیه زندانیان سیاسی در سرتاسر کشور ، اول از خداوند و سپس از مجامع حقوقی داخلی وبین المللی گردیم. به همین دلیل از خانواده های این نوع اززندانیان ومدافعان ،و...دعوت می نمائیم.
همچنین بدین وسیله از کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که تاکنون در دفاع و حمایت از ما و سایر زندانیان سیاسی برخواسته تشکر و قدر دانی مینمائیم.
EMAIL: [email protected]
خانواده عباسقلی نژادَ