با امید و آرزوی سلامتی اکبر گنجی ، حرکتها و قلمها به محاق رفته و میروند و به انتظار مینشینند.
هر چند اکبر گنجی و شرایط خاص حاکم بر مبارزه او ، ثابت کردند میتوان همین زمان را نیز به شدت رادیکال نمود، ولی فعلاٌ زمان ، زمان زندگی آتش نیست .
به عبارت دیگر همانطور که در کالبدشکافی ترس و چگونگی از بین رفتن محافظه کاری های سه گانه مطرح شد ، مبارزه سیاسی اکبر گنجی خط شکن در هر سه مسیر بود و میشد .
ضمن آنکه باید عنوان کرد با عقلانیت مبارزه سیاسی، اینبار فضای سرکوب "ويژه" و "فوق العاده" برای آزادی اکبر گنجی شکل نگرفت و مبارزین سیاسی در مسیر بدون بازگشت ، حرکت نکردند و اینبار سوزاندند ولی سوزانده نشدند .
با کنار آمدن حکومت با اکبر گنجی ، رفته رفته شور و شوق قلمها و زبانها ، به گوش و چشمهای حساس تبدیل خواهند شد و همه به نوعی لحظه شماری مشغول میشوند :
1- اگر حکومت به وعده خود با اکبر گنجی پایبند ماند و او هم با توانایی و سلامتی موثر آزاد شد ،آنگاه همین شرایط از او میخواهند که آتش را در زیر خاکستر پنهان کند، به عبارت دیگر وضعیت مطلوب ، دیگر از اکبر گنجی نمیخواهد که باز هم به مبارزه جدی بپردازد ، و تنها باید بداند ، که سکوتش ممکنست برابر باشد ، با خاموشی همیشگی ، یعنی اگر با سکوت از دیدگان سیاسی ، پنهان شد یکی از همین برادران مثلاٌ از سر شور فکری و در واقع همان دستورات ، جان گنجی را میتواند به خطر بیندازد .
ولی همانطور که بارها توسط اکثر افراد بیان شد ، او باید بماند برای فردای ایران ، زمانی که دلسوزی و دانایی و محبوبیت او به کار حتی دوران پس از این سلطان ، آید که با این شرایط دیکتاتوری باز هم در راهست (به سر فصلهای مهم آن در "سومین ، چهارمین و پنجمین نتایج تحریم" توجه کنیم)
بنابراین بهترست او دیگر اینگونه نور خود سوز راه حقیقت نباشد ، هر چند به نماد سرکوب و ترس نیز نباید تبدیل نشود.
این کم هزینه ترین راه سلامتی او برای همین لحظه و فرداست ، مگر همه از خانواده تا داخل و خارج ، حتی به نوعی خودش برای همین دل نسوزاندند ؟
پس بایستی آن زحمت را ارج نهاده و با عقلانیت طوری پیش رفت که گنجی هر چه زودتر آزاد شود .
2- اگر حکومت به وعده خود عمل نکرد چه؟
البته بخاطر نرفتن سیاست به راه بدون بازگشت ، یکباره این فضای آرام و ساکت مانند آواری بر سرشان خراب خواهد شد و دلیل همین کنار آمدن آنها نیز با او چیزی به جز این نبوده است .
3- اگر با سلامت موثر از این وضعیت خارج نشود چه ؟
البته شرایط امروز میگویند در حال حاضر دارای این سلامت هست ولی اگر مالیخولیای قدرت او را به نوعی (خدای ناخواسته) زمین گیر نماید ، آنگاه آوار سنگین تر خواهد شد و اکبر گنجی به مانند تابلویی زنده ، همه دوست دارانش را که حکومت متوجه شد کم هم نیستند ، به حرکت وا میدارد .
اکبر گنجی در آن شرایط بر خلاف سعید حجاریان ، به تابلوی سرکوب تبدیل نخواهد شد ، چرا که بر خلاف افکار دوستش که ضاربان را بخشید و بنوعی فراموش کرد ، گنجی تا پای مرگ پیش نرفت تا تفنگ پر قدرت را فعلاٌ ببخشد و حتی فراموش کند.
پس به امید آزادی و سلامتی اکبر گنجی ، همه مینشینند تا حکومت عزرائیل! را هم در حد توانش به شکل و خواسته و ناخواسته کنترل کنند ،همان کاری که برای سلطان و مطلقه های دیگر میکند ولی برای سید احمد خمینی و... خیر....