o بالاخره دولت آمریکا به آقای حداد عادل رئیس مجلس و هیئت همراهش که برای شرکت در کنفرانس روسای پارلمانهای 150 کشور جهان عازم نیویورک بود ویزا نداد و آنها را ممنوع الورود کرد. آقایان، همگی توهین شده ( به بیان آقای آصفی سخنگوی وزارت خارجه) عصر سه شنبه 15 شهریور از فرودگاه برگشت داده شدند و چمدانهایشان که بارگیری هم شده بود دوباره به آنها پس داده شد و فرش قرمز که با عجله پهن شده بود جمع شد.
من بی اختیار یاد هزارها ایرانی می افتم که در این بیست و پنج سال تا فرودگاهها رفتند ولی بعلت ممنوع الخروج بودن اجازه سوار شدن به هواپیما به آنها داده نشد. من ایرانی هیچ احساس توهینی به خودم بعلت ویزا ندادن به حداد عادل نکردم بلکه خوشحال هم شدم. «همیشه شعبان یک بار هم رمضان»!.
o اما از همه جالب توجه تر مسئله خروج با عجله تر خانم مهرانگيز مروتی نماينده خلخال و آقای محسن يحيوی نماینده بروجرد بود که عضو همین هیئت بودند. این دو نفر از آنجا که قبلأ ویزاهایشان را برای رفتن به نیویورک گرفته بودند صبح همان روز با عجله تهران را با هواپیمای عادی ترک کردند تا دچار محظور ویزا دادن یا ندادن به رئیس مجلسان نشده و بهر حال سری هم به ینگه دنیا زده باشند. نکته جالب اینجاست که کنفرانس مربوط به روسای پارلمانها است و سرکار خواهر مروتی و برادر یحیوی قرار بوده در سایه آقای حداد عادل سیاحتی هم بکنند و دلی از عزا در آورند. بهر حال معلوم میشود ویزای آمریکا در نفس خود بهانه زداست و ویزا گرفتن در ایران مشکلی شده است که دیگر وزیر و وکیل هم نمی شناسد!
o آیت الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان رهبری که امام جمعه شهر قم هم هست هر گاه باین یا آن مناسبت دستش به بلندگو میرسد حرفهائی را میزند که نگارنده این سطور را بیاد یکی از حکمت های مردمی مان انداخته و بی اختیار میگویم حضرت آیت الله مشکینی نجنب که گنجی!
آقای مشکینی در اجلاس مجلس خبرگان سه شنبه 15 شهریور در نطق افتتاحیه اش گفت: «اصول و قوانين زندگي ما نشأت يافته از خدا و خلق است و اين برخلاف قوانين كشورهاي ديگر جهان است كه نشأت يافته از مردم و حاصل فكر الكليستها است.» مشکل واقعی با آقای مشکینی مشکل « فهم» است. او نمی فهمد که چه میگوید و نمی فهمد که اهانت به همه مردم و همه قانونها اعتباری برای او و رژیمش نمی آورد.
حکایت « نجنب که یک گنجی!» که روایتی از آن هم در مجموعه « امثال و حکم » مرحوم علی اکبر خان دهخدا آمده به این شرح است:
میگویند در روزگاران قدیم حاکمی حکم کرده بود کسانی که از دروازه شهر وارد میشوند اگر نقصی در اعضای بدن آنها وجود داشته باشد باید به دروازه بان مالیات نقص عضو بپردازند تا اجازه ورود آنها به شهر داده شود. برای مثال بابت چلاق بودن دو تومان و کور بودن چهار تومان گرفته میشده. روزی دروازه بان تازه واردی را میبیند که لنگ لنگان از دور میآید. دروازه بان با خود میگوید این دو تومان!. مسافر نزدیکتر که میرسد دروازه بان میبیند طرف علاوه بر اینکه لنگ است و باصطلاح می شلد یک دست هم ندارد. دروازه بان میگوید اینهم دو تومان دیگر، شد چهار تومان!. مسافر بازهم نزدیک تر که میشود معلوم میشود یک چشمش هم کور است، دروازه بان میگویدحالا شد هشت تومان پس او را صدا میزند که عمو بیا جلو عوارضت را بده اما طرف نمیشنود ، معلوم میشود او کر هم هست پس سعی میکند با اشاره او را بطرق خود بکشد که معلوم میشود او کور هم هست . دروازه بان به طرف او میرود تا با حرف زدن عوارض را از او بگیرد ولی طرق جواب هم نمی دهد و معلوم میشود لال است و دندان هم در دهان ندارد. دروازه بان فریاد میزند عمو جان نجنب که گنجی!
چند نمونه دیگر از « گنج » ما آیت الله مشکینی بخوانیم
- در 22 خرداد 1383 بعد از انتخابات مجلس هفتم: « تشکر ویژه از حضرت بقیة الله (عج) دارم که وقتی هفت ماه پیش در شب قدر فرشتگان الهی لیست اسامی نمایندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آنها را به حضرت دادند، حضرت هم همه آنها را امضاء کردند .»
- در نماز جمعه ششم شهریور 1384 قم میگوید «اينكه آمريكا مرتب از موضع قدرت با كشورهاي ديگر از جمله ايران سخن ميگويد، نشانه عجز اين كشوراست. »
- طی سخنانی در خطبه های نماز جمعه 16 اردیبهشت 1384 قم خواستار حضور همه جانبه مردم در پای صندوق های رای شد و گفت: «کسی که پای صندوق های رای نیاید مثل کسی است که برای یاری امام حسین(ع) به کربلا نرفت و کسی که رای سفید در صندوق رای انداخت مثل کسی است که تیرهوایی وبی فایده انداخته است ، کسی که رای صحیح به صندوق انداخت مثل کسی است که امام حسین(ع) را در کربلا یاری نمود.»
...... رییس جمهور آینده معاون های پاک و مومنی را برای خودش انتخاب کند و اسیر معاونینش نباشد.»
- و در نماز جمعه بعدی قبل از « انتخابات » رئیس جمهور در درک بسیار عظیمی از انتخابات میگوید:« كاندیداهای ریاستجمهوری یك نفر را از بین خودشان انتخاب كنند تا رئیسجمهور با رای بالایی انتخاب شود.»
حالا به نظر شما نباید خطاب به آیت الله مشکینی فریاد بزنیم: « عمو جان نجنب که گنجی!»؟!