پنجشنبه 17 شهریور 1384

مردم از احمدي‌نژاد مهرورزي نمي‌خواهند! رسول جعفريان، بازتاب

يک مرور درست و واقع‌بينانه بر آنچه در انتخابات اخير رياست‌جمهوري گذشت، بايد نشان دهد كه رمز و راز تغييري که در نظام سياسي ـ اجرايي کشور ما پديد آمد، بر پايه چه اصول ثابت و متغييري ايجاد شد.

نگارنده اولين كسي بود كه در يادداشتي در همين رسانه، پيروزي آقاي احمدي‌نژاد را تبريك گفت، اما پرسش اين است که چه شد، آقاي هاشمي رفسنجاني با آن همه سابقه و حمايت‌هاي بي‌دريغ از سوي احزاب و گروه‌هاي چپ و راست و روحانيون برجسته، تنها ده ميليون رأي آورد و يک جوان يک‌لاقبايي که بيشترين تجربه سياسي او، سه سال استانداري اردبيل و دو سال اداره شهرداري تهران بود، هفده ميليون رأي.

در اين‌باره، حدس و گمان‌هاي مختلف زده شده است که شايد مرور آنها براي درک درست شرايط موجود و آنچه که در آينده پيش خواهد آمد، مهم باشد.
پرسش مهم اين است که از ديد مردم، تفاوت اين دو کانديدا در چه چيزهايي بود؟

بايد گفت؛ اين قبيل فرافکني‌ها که فلان دسته و گروه و بسيج و غيره در انتخابات تأثير گذاشته‌اند، نمي‌تواند اصل و اساس اين انتخاب و اين را که چه اصولي بر آن حاکم بوده است، زير سؤال ببرد. اگر در اين كشور، بسيج بتواند هفده ميليون رأي درست کند، ما واقعا بايد از قدرت آن شگفت‌زده شويم. به نظرم من، داستان، آن نبود و در آينده هم بسيج و ديگران بايد بدانند که داستان چنين نخواهد بود.

مرور بر اين بحث‌ها به خاطر زنده کردن داستان انتخابات نيست. بلکه براي اين است که بدانيم کليد اصلي اين تغيير در کدام نکته نهفته است و مهم‌تر اين‌که آيا آقاي احمدي‌نژاد و دوستان او در کابينه، به اين نکته توجه خواهند کرد يا نه؟

در ميان عواملي که به انتخاب آقاي احمدي‌نژاد کمک کرد، مي‌توان به مسائل متعددي اشاره کرد؛ مثلا همين که مردم از اشرافيت رويگردان بوده و علاقه به ساده‌زيستي داشتند، بدون شک يک عامل مهم است. تلقي جامعه ـ درست يا غلط ـ اين بود كه کانديداي برابر احمدي‌نژاد، به اشرافيت بيشتر تمايل دارد تا ساده‌زيستي.

عامل ديگر اين بود که احمدي‌نژاد به رغم آن‌که در لباس روحاني نيست، اما حس ديني نيرومندتري داشته و بيش از طرف مقابل، علاقه‌مند است تا دين جدي گرفته شود. اصلا بحث بر سر درستي يا نادرستي اين نگاه مردم نيست. بلکه بحث بر سر تصور مردم در اين‌باره است. بسياري از کساني هم که به آقاي هاشمي تمايل داشتند، حس مذهبي شديدي داشتند اما به هر روي، در ميان عامه مردم، اين تصور جدي بود که جناح احمدي‌نژاد، مکتبي‌تر عمل خواهند کرد.

در حال حاضر، آقاي احمدي‌نژاد و شماري از اطرافيانش، روي مسئله «عدالت» تکيه مي‌کنند و تصورشان بر اين است که شعارهاي عدالت‌خواهانه آنان، مردم زيادي را به سمت‌وسوي آنان کشاند. اين مسئله تا حدودي درست است اما اگر کسي تصور مي‌کند اين تمام ماجراست، اشتباه مي‌کند.

آقاي احمدي‌نژاد و اعضاي کابينه، اين روزها هرجا سخنراني مي‌کنند، از «عدالت» سخن مي‌گويند. گاهي هم کلمه «مهرورزي» به آن اضافه مي‌شود. اين دو کلمه، يعني «عدالت» و «مهرورزي» شاه‌بيت سخنان گروه آقاي احمدي‌نژاد است.

بگذريم از اين‌که تصوير و تفسير «عدالت» طي سي سال گذشته براي متفکران ما هم، محل اختلاف بوده است، اما به نظر نويسنده اين سطور، حقيقت ماجراي انتخابات، صرفا در رعايت عدالت نيست. البته رعايت عدالت، هميشه به صورت يک اصل کلي مهم و بسيار هم مهم است. اما در اينجا، ماجرا چيز ديگري بود.

اگر مروري بر مطالب طرح‌شده توسط آقاي احمدي‌نژاد و دوستانشان در دوره انتخابات داشته باشيم، خواهيم ديد که مشکل يا به عبارتي مسئله‌اي که آن زمان طرح شد، بيش از آن‌که عدالت باشد، مديريت کشور بود. بحث بر سر استفاده بهينه از سازمان اداري کشور و زنده کردن آن بود؛ وزير بايد شب‌ها دير به خانه برود، وزير علوم بايد در دانشگاه بخوابد، مديران بايد پروازي نباشند، سازمان‌هاي مربوط به شيلات بايد به نواحي ساحلي بروند و هزاران شعار ديگر که سازمان اداري کشور را مخاطب قرار داده بود.

حس مردم هم که هر روز با کم‌کاري و بي‌مديريتي و نالايقي و ناواردي مديران و زيردستان آنان به اصول کار، روبه‌رو بودند، دقيقا همين بود. آنان تنها تجربه‌اي که از آقاي احمدي‌نژاد داشتند، رعايت عدالت توسط او در شهرداري نبود. مردم به جز ساده‌زيستي و تواضع، شناختي که از وي داشتند آن بود که شبانه‌روز در شهرداري کار مي‌کرد، از مديرانش کار مي‌کشيد و اجازه نمي‌داد کاري روي زمين بماند.

آقاي احمدي‌نژاد!
مشکل کشور، دانشگاه‌ها، وزارتخانه‌ها، سيستم اداري، نبود مديريت درست، تحصيل‌کرده، فني، کارآمد و متعهد است. پول‌پرستي، آفت آنان شده و همه به دنبال منافع شخصي هستند. حس کار و فعاليت کردن، 10 درصد آنچه که براي اصلاح اين نظام لازم است، نيست. ساعت کار مفيد غالب کارمندان و معلمان و ... بيش از يک ساعت نيست، آموزش‌وپرورش، نيروي درست تربيت نمي‌کند، دانشگاه، نيروي کارآمد تربيت نمي‌کند، سخت‌گيري لازم علمي و عملي در کار نيست و هزاران مشکل ديگر.

به هر سازمان، نهاد و اداره‌اي که سر بزنيد، به جز موارد استثنايي، آنها را فلج مي‌بيند. آدم فلج، راه مي‌رود، اما کشان‌کشان. سيستم حکومتي ما به اين روز افتاده و از زمان رژيم سابق همين‌طور بوده است. سال‌ها طول مي‌کشد، تصميم بگيرند؛ ماه‌ها طول مي‌کشد، عمل کنند و بعد هم که دست به کار مي‌شوند، شبانه‌روز کار نمي‌کنند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

مردم بايد ببييند که شهرداري براي ساخت يک راه، سه شيفت کار مي‌کند. اداراتي که مشکلات دارند، دو شيفت بايد کار کنند. مواردي که مراجعه‌کننده هست، بايد تا آخرين ساعات، براي حل‌وفصل مشکل مردم بمانند.

مشکل کشور، «عدالت» نيست، يا دست‌کم، همه آن «عدالت» و «مهرورزي» نيست. مشکل، کم‌کاري، بي‌لياقتي و ناکارآمدي سيستم معلول، فلج و ضعيف ما و نبود نظارت است؛ اگر يک مهندس، خطايي مرتکب شود، کسي او را از کار اخراج نمي‌کند. اگر دستگاه تحت اختيار يک وزير، اشتباه فاحشي را مرتکب شود، کسي آن وزير را از کار نمي‌اندازد.

آقاي احمدي‌نژاد!
شما به خاطر تجربه مديريت سر کار آمديد. اين‌که وزراي انتخابي شما، کارآمدي لازم را دارند يا نه، بحث ديگري است که بايد در مقام عمل ثابت شود. اما اگر اين کابينه، ضعيف هم باشد، بايد مشاوران و معاونان نيرومندي در کنار آنان گماشته شود. «سرعت‌عمل» و «دقت» دو رکن اساسي است و بايد بر پايه آن، امتياز و حقوق داده شود. مردم، محتاج بذل و بخشش نيستند و الّا آقاي هاشمي را که در آخرين شب‌هاي پيش از انتخابات، وعده سهام ميليوني به مردم داد، را انتخاب مي‌کردند. مردم، اهل کار مي‌خواهند. کسي که کمتر حرف بزند، کمتر مصاحبه کند و بيشتر کار بکند. مصاحبه کردن و حرف زدن زياد، کار را برعکس مي‌کند. مردم عقل دارند و عمل را مي‌بينند.

اکنون بايد خطاب به آقاي رئيس جمهور گفت: زماني که مردم احساس کنند، کارهاي کشور روي قاعده و با سرعت و دقت و در کمترين زمان ممکن انجام مي‌شود آن روز، روز پيروزي آقاي احمدي‌نژاد و کابينه اوست.

در همين زمينه:

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'مردم از احمدي‌نژاد مهرورزي نمي‌خواهند! رسول جعفريان، بازتاب' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016