محافظهكاران اولين صدراعظم زن آلماني را به پيروزي رساندند. آنگلامركل با كسب اكثريت آرا توسط حزب دموكرات مسيحي ميرود كه قدرت را از گرهارد شرودر تحويل بگيرد. اما جالب آنجاست كه اين بار حزب دموكرات مسيحي مجبور به ائتلاف با سوسيال دموكراتها به رهبري حزب شرودر است تا بتواند با تشكيل دولت ائتلافي، آلمان را رهبري كند و اگر اين ائتلاف صورت نگيرد آنگاه شرودر بار ديگر خواست قدرت را اعاده خواهد كرد، گوآنكه شايد اين امر بعيد به نظر برسد و به احتمال قوي مركل صدراعظم آتي خواهد بود.
آنچه در اين انتخابات بيش از موارد ديگر مورد توجه شش حزب عمده آلمان بود، وضعيت ركود اقتصادي اين كشور بود. مركل معتقد بود كه ركود و بيكاري دو رقمي در زمان شرودر مستقيما نتيجه سياستهاي چپگرايانه سوسياليستها است. سرخها نيز به اين نتيجه رسيده بودند و به همين علت هم بود كه شرودر در مبارزات انتخاباتي خود سخن از «اصلاحات اقتصادي» راند. اما از منظر راستها، اين اصلاحات فريبي بيش نبود. آنان ميانگاشتند كه تنها راه خروج از ركود اقتصادي، بازگشتن از ديدگاههاي سوسياليستي است كه به هيچ روي مطمح نظر شرودر و حزبش نبود. مركل با آن چهره همواره ناخندانش در آخرين نطق انتخاباتي خود با شور و هيجان خاصي از ليبراليسم و اصالت فرد و آزاديهاي آن دفاع كرد و راه خروج از ركود اقتصادي آلمان را در اين گزاره يافت.
از منظر وي، تقدس فردي آنچنان است كه دولت نميتواند و نبايد با مالياتهاي سرسامآور اين حوزه را مورد طعنه قرار دهد و از همين رو سياست كاهش مالياتها كه برآمده از اين اصل مترقي است، مورد تاكيد او قرار گرفت.
كاهش مالياتها به معناي آن است كه دولت ميخواهد حوزههاي فردي را از دست ناپاك خود در امان گذارد و به همين دليل با منطق محافظهكاران همخواني ندارد. اما اين راهبرد سياسي نه تنها برآمده از تفكر ليبراليستي مركل است، بلكه شايد راهي صحيح براي تسكين درد ركود باشد. كاهش مالياتي با جهشدار كردن مصرف باعث ميشود تا تقاضاي كل افزون شده و اقتصاد را از بند ركود رهايي دهد.
از سوي ديگر مركل در طول مبارزات انتخاباتي خود از وجوه و ريشههاي مذهبي نيز سخن راند تا به تمامي نماينده حزب متبوع خود (دموكرات مسيحي) باشد و نشان دهد كه محافظهكاران چه در آمريكا باشند و چه در آلمان يا در هر نقطه ديگر جهان، ريشههاي مذهبي خويش را به فراموشي نخواهند سپرد و ارتباط ميان اين دو را در عمل و تئوري به منصه ظهور خواهند رساند.بيترديد چانهزني چپها با راستها براي حضور در دولت و تشكيل كابينه ائتلافي برسرپستهايي خواهد بود كه شايد آنچنان تاثيري بر سياستگذاريهاي راستها نخواهد داشت و اگر چه در عمل دولت ائتلافي تشكيل ميشود، اما رويكردهاي دولت آتي آلمان به تمامي ميبايست برآمده از خطمشي ليبرالهاي دموكرات مسيحي باشد.
آنچه براي ما ايرانيان اهميت دارد، آن است كه يكي از طرفهاي مذاكرهكننده هستهاي، بيش از گذشته از منظر اعتقادي و سياسي به ايالات متحده نزديكتر شده است، امري كه به وضوح هم از اعتقادات فكري حزب دموكرات مسيحي آلمان برميآيد و هم با نگاهي به موضعگيريهاي مركل در اين مبارزات انتخاباتي مشهود است.
در واقع اگر چه با تغيير عضو آلماني تيم مذاكره كننده، آنها نيز تمايل دارند اندكي بر موضعگيري ديپلماتيك پافشاري كنند و اين حاشيه امني براي تهران خواهد بود كه حتي در كوتاه مدت پرونده خود را در شوراي امنيت نبيند، اما ورود راستگراي جديد در تيم اروپايي، باعث آن است كه مطالبات طرف مقابل تهران بسيار بالاتر از سطح كنوني رود و در اين صورت عملا ورود محافظهكاران آلماني در اين عرصه باعث آن ميشود كه رسيدن به نتيجهاي مطلوب براي تهران كمي دشوار گردد.