از بهمن 57، هنگا میکه بزرگترین سوء تفاهم سیا سیی ِ تاریخ ِ اخیر بوقوع پیوست و حکومتی اسلامی در اواخر قرن بیستم قدرت را در ایران بدست گرفت، نقشه سیاسی منطقه و جهان در هم ریخته شد.
این دگرگونی و تحّول ِنامیمون در کشوری بوقوع پیوست که نظام حاکم ِ بر آن، از لحاظ سیاسی کاملاً تثبیت شده بنظر میرسید و ازجنبه نظامی نیز جزء کشورهای قدرتمند جهان بحساب میامد.
بقدرت رسیدن خمینی و اسلامی شدن ِ نظام پادشاهی در ایران، چون ُشّکی گزنده، جریانات و نیروهای اسلامی موجود در کشورهای منطقه را که در حاشیۀ حکومتها قرار داشته و نقشی مهم و اساسی ایفا نمی کردند، بیکباره از خوابی طولانی بیدار کرد.
آنها بناگاه در برابر این سوأل، که اگر خمینی با دستی "خالی" ، نظام سلطنتی 2500ساله ای را سرنگون کرده و قدرت را در دست گرفته است، چرا ما نتوانیم، قرار گرفتند. و از همان زمان، کک ِ سمج ِ حرکتهای اسلامی، در تنبان ِ گشاد ِکشورهای منطقه رها گردید.
حیات 26ساله جمهوری اسلامی در ایران، بروشنی وابستگی ِ تنگاتنگ آن را با جنگ و بحران وعدم ثبات سیاسی منطقه و جهان نشان میدهد. نظامی که بلحاظ ماهیت ِ سیاسی- ایدئولوژیکی خویش، فاقد هر گونه استراتژی مشخص و برنامه های دراز مدت بوده، و برای ادامه حیات ِ خود، تاکتیک ِ جهیدن ِ از یک بحران به بحرانی دیگر را برگزیده است.
بحران هسته ای امروز نیز، که رژیم آن را آگاهانه و زیرکانه به این مجرا کشانده است، دقیقاً درراستای همین تاکتیک بنا شده است.
عاجز بودن نظام حاکم بر ایران ازبرطرف کردن ِ خواسته ها و نیازهای جامعه و معضلاتی که شهروندان ایرانی روزانه درگیر آنند، نیز با بهره برداری رژیم از این بحرانها، توجیه میشوند.
نگریستن ِ به شرایط و موقعیت ِ سیاسی منطقه، با گذاردن عینک جمهوری اسلامی بر چشم، جای تعّللی در تهیه و دستیابی به سلاحهای هسته ای باقی نمیگذارد. واین امری است ضروری و اجتنب ناپذیر برای رژیم.
بحران اتمی کره شمالی این درس را آموخته است که با در اختیار داشتن سلاح اتمی، میتوان از موضعی برتر با این چالش ها و تهدیدها برخورد کرد.
اگر چه سنگ بزرگ نشانه نزدن است، ولی در بسیاری از موارد در دست داشتن آن، موجب وحشت دیگران میگردد. حال اگر این سنگ در دست فردی نیمه دیوانه و نا متعادل قرار گیرد، هیچ اتفاقی قابل پیش بینی نخواهد بود.
در اینجا روی سخن با هموطنانی میباشد که تحت تأثیر احساسات ِناسیونالیستی و تبلیغات دروغین رژیم، مبنی بر دست یابی به فّن آوری هسته ای، جهت تأمین انرژی لازم پس از به اتمام رسیدن منابع طبیعی کشور، قرار گرفته اند و آب به آسیاب رژیم می ریزند.
اگر این ادعای جمهوری اسلامی را که فقط جهت رفع نیازهای انرژی کشور، پس از خاتمه منابع نفت و گاز، در صدد دستیابی به انرژی هسته ایست بپذیریم، بایستی بیشتر کشورهای جهان که ازاین منابع طبیعی بهره ای نبرده اند، سالها پیش اقدام به دست یابی به انرژی هسته ای میکردند!!
بیش از دو سوم وسعت پهناور کشورمان از مناطق گرمسیر کویری و آفتاب خیز تشکیل شده است. چرا از انرژی خورشیدی که هزینه ای بمراتب کمتر داشته و مشکلات و خطرات آلوده گی، نشت مواد رادیواکتیو و زباله های اتمی نیز بدنبال ندارد، استفاده نمی گردد؟
برای پی بردن به نیّات واقعی رژیم جهت دست یابی به فن آوری هسته ای، نیازی به گمانه زنی و شک وتردید نمیباشد. نگاهی کوتاه به عملکردهای این رژیم در 26 سال گذشته، خود گویای واقیعت هاست.
چگونه این بیرق بدستان اسلامی بناگاه نگران کمبود انرژی کشور در دراز مدت گردیده اند، در حالیکه از بر آورده ساختن ِ نیازهای ضروری و روزانه مردم غافل و عاجزند؟
برای نجات جان صد ها هزار انسان، بر اثر زلزله ها ئی که میتوانند هر لحظه در تمامی نقاط کشور بوقوع بپیوندند، چه برنامه های امدادی کوتاه و دراز مدت تدارک دیده اند؟ اگر کمکهای تحسین برانگیز مردم ایران و یاری کشورهای دیگر نمیبود، اجساد قربانیان ِ زلزله بم همچنان در زیر آوارها مانده بودند.
برای مبارزه و پیشگیری از آلوده گی کشنده هوا و معضل ترافیک در تهران و شهرهای بزرگ چه چاره ای اندیشیدند، جز آنکه ماهانه ده ها هزار خودرو جدید وارد بازار نمایند؟
چه برنامه کوتاه یا دراز مدتی جهت اشتغال میلیونها جوان فارغ التحصیل از دانشگاه ها تدارک دیده اند، جز آنکه دانشگاه های آزادشان که سالانه مبالغ هنگفتی جهت شهریه از دانشجویان میطلبد، همچون قارچ در سراسر کشور سبز شده، و فارغ التحصیلانی را که نه اشتغال و نه چشم انداز روشنی در انتظارشان است به خیل بیکاران میافزاید.
برای مبارزه با اعتیاد(که خود عامل اصلی توزیع مواد آن هستند)، فحشا، ایدز و دیگر نا هنجاری های اجتماعی چه برنامه کوتاه یا دراز مدتی ارائه کرده اند؟
آیا بهتر نبود که بجای صندوقهای گدائی خیریّه، که همچون علفهای هرز، بر سر هر کوی و برزنی سبز شده اند تا خرده پولهای ملّت را، با توّهم ِ برآوردن ِ حاجاتشان از جیب شان بربایند، سطل های زباله نصب میکردند تا به ادعای واهی " النظا فت و من الایمان" شان کمی نزدیکتر می گشتند؟
این آقایان در کدام امام زاده خواب نما گشتند، که بناگاه علیرغم تمامی معضلات ذکر شده، دل نگران کمبود برق امّت در بیست، سی سال آینده گردیده اند؟
هموطنانمان در قسمت های جنوبی کشور، که این منابع عظیم نفت و گاز از آنجا به یغما میرود و میلیونها دلار آن از جمله خرج حزب الله در جنوب لبنان میگردد، در گرمای طاقت فرسای تابستان، ساعت ها بدون آب و برق بسر میبرند. آنها امروزه چه بهره ای از این منابع طبیعی برده اند که فردا از انرژی هسته ای آقایان ببرند؟
میلیونها نفر از هموطنان ِمناطق کرد نشین مان، چه بهره و نصیبی از این منابع بی کران برده اند، که ناگاه به فکر تأمین انرژی آینده آنها افتاده اند؟
این دم خروسها تعدادشان آنچنان زیاد گشته که عبای گل و گشاد آقایان قادر به پنهان کردن همه آنها نیست!
عدم موفقیت امریکا درعراق و نبود چشم اندازی روشن برای آینده این کشور از یک طرف، و افزایش تلفات نیروهای امریکائی و همچنین هزینه های سرسام آور ناشی از این اقدامات، از طرفی دیگر، افکارعمومی مردم امریکا و دیگر کشورها را برعلیه این اقدامات بر انگیخته است.
با توجه به این واقعیات، بعید و غیر منطقی بنظر میرسد که امریکا خود را مجدداً درگیر جنگی وسیع و دامنگیر در ایران نماید که عواقب آن، خصوصاً بدلیل موقعیت استراتژیکی ایران، غیر قابل پیش بینی خواهد بود. به همین جهت، اقدامات بعدی آنها تلاش در جهت تحریم اقتصادی ایران خواهد بود که این اقدام نیز مانعی در راه دست یابی رژیم به نیروی هسته ای ایجاد نکرده و تنها عواقب زیانبار اقتصادی برای مردم بدنبال خواهد داشت. در نتیجه حمله هوائی به تأ سیسات و مراکز هسته ای ایران در دستور کار قرار خواهد گرفت که این اقدام کاملاً با اهداف و تاکتیکهای جمهوری اسلامی مطابقت خواهد داشت:
حمله به تأسیسات نظامی و مراکز هسته ای ِ ایران، خطر و تهدیدی جدی برای کل نظام ایجاد نکرده، بلکه عواقب زیانبار آن متوجه هموطنانی است که در نزدیکی این تأسیسات زندگی میکنند. از طرفی دیگر رژیم از این حملات، برای مظلوم نمائی در رابطه با جهان ِ خارج و سیاست بین المللی خود استفاده کرده و با ایجاد فضائی همچون دوران جنگ ِ با عراق، سرکوب، فشار و اختناق را مجدداً درداخل ِ کشوربرقرارخواهد کرد و در سایه این بحران همچنان به حیات ِ خود ادامه خواهد داد.
مسئله بسیار مهم و حیاتی در این میان، امنیت و حفاظت این نیروگاه هاست. بروز هر حادثه ای، چه در نتیجه حملات هوائی و چه بعلت بروز اشکالات فنّی و تکنیکی فاجعه آمیز خواهد بود وعوارض ناشی از آلوده گی و نشت مواد رادیو اکتیو غیر قابل پیش بینی میباشد.
ادعاهای مضحک و بی پایه رژیم، مبنی بر اینکه کارشناسان و متخصصان ِ ایران اسلامی، کنترل کامل بر این تأ سیسات داشته و از بروز هر پیش آمدی جلو گیری خواهند کرد، انسان را به یاد تبلیغات ِ آنها در جریان جنگ با عراق میاندازد که مدعی شده بودند، جهاد سازندگی لوازم یدکی هواپیما های جنگی F 14 را تولید کرده که 60 درصد از مشابه خارجی آن بهتر است!! بعدها آشکار گردید که باند رفسنجانی- محسن رضائی با همکاری فریدون قربانی فر، دلاّل اسلحه مقیم امریکا، قطعات یدکی هواپیما ها و دیگر وسائل نظامی را با بیش از سه برابر قیمت اصلی آنها، از طریق اسرائیل، و در حالیکه فریاد ِ گوشخراش مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل ِ امّت حزب الله، فضای کشور را آلوده ساخته بود در فرودگاه مهرآباد به برادران تحویل میدادند.
کشور سوئد با سالها تجربه و دانش در فن آوری هسته ای و بهره وری از مدرن ترین امکانات در این زمینه، سال گذشته، برای جلوگیری احتمالی از وقوع حادثه ای، ودر معرض خطر قرار گرفتن ِ شهروندان خود، اقدام به بستن نیروگاه ِ اتمی " بارسه بک" در جنوب کشور کرده است. و این در حالی است که این نیروه گاه، برق و انرژی قسمت بزرگی از جنوب این کشور را تأمین میکرده است و اکنون آنها ناچار به خرید برق از کشور همسایه، دانمارک شده اند.
در حالیکه این حضرات با بهره گیری از امکانات و دانش ِ کشورعقب افتاده (ولی مسلمانی)همچون پاکستان، بی صبرانه در انتظار ساختن بمب های اتمی نشسته، و خود را برای جنگ های خندق و خیبر و آماده میسازند!
با آویختن آیات "وان یکاد" بر سر در ِ این نیروگاه ها، نمی توان امنیت و حفاظت آنها را تأمین نمود! کفگیر ِ بهره وری از امداد های غیبی نیز سرانجام روزی به ته ِ دیگ خواهد خورد، و آنوقت است که " سیّد" علی میماند و حوضش!!
ما ایرانیان بدلیل سرخوردگی های شدید در بیست و چند سال گذشته، و خدشه دار شدن و جریحه دار گردیدن ِ غرور ملّی مان، برای سر بلندی دوباره، تشنه پیروزی هستیم وبهمین جهت، حتی موفقیّت های کوچک ِ تیم های ملّی کشورمان، ذوق و شوقی بزرگ در میانمان ایجاد میکند. اما اشتباه فاحشی را مرتکب گشته ایم، اگر دست یابی نیروی هسته ای توسط رژیم را بحساب ِ پیروزی ملّت گذاشته از آن حمایت کنیم. بلکه با این عمل ادامه حیات رژیم جمهوری اسلامی را با واگذاردن ِ برگهای برنده ای در دستانش هموار کرده ایم! و این به معنای سپردن شمشیر بدستان ِ زنگی مستی است که سر از پا نشناخته و کافر و مسلمان را از دم تیغ خواهد گذراند.
م. هدایت
[email protected]