دوشنبه 4 مهر 1384

وقتي "مرتد"ها عزيز مي شوند، حسين باستاني، روز

[email protected]
۴ مهر ۱۳۸۴

ديدار هفته پيش محمود احمدي نژاد با ايرانيان مقيم آمريکا، در روزهای بعد، در رسانه هاي محافظه کاران بازتاب گسترده اي يافت. بازتابي که عمدتاً، با ادعاي "توجه به ايرانيان ساکن خارج" و تبليغ در مورد "تلاش هاي رئيس جمهور و همفکرانش براي جذب آنها" صورت مي گرفت.

البته، اگر حقيقتاً اين رويکرد جريان سياسي حامي رئيس جمهور، نشان دهنده تغيير نگرش نسبت به ايرانياني باشد که در خارج از کشور زندگي مي کنند، بايد از آن استقبال کرد. اما واقعيت آن است که سوابق قبلي جريان مزبور اين ايرانيان، از نوعي هستند که فراموش کردن آنها، به سادگي امکان پذير نخواهد بود.

از ميان خاطرات متعدد مربوط به اين موضوع در سال هاي گذشته، مرور يکي از آنها مناسبت بيشتري دارد: خاطره زماني که رئيس جمهور قبلي [سيد محمد خاتمي]، همچون محمود احمدي نژاد، نخستين سفر خود را به نيويورک انجام داده و در جريان اين سفر، براي نخستين بار نشستي دوستانه را با ايرانيان مقيم آمريکا برگزار کرده بود. در اين نشست، خاتمي موضع رسمي دولت خود را مبني بر فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي بازگشت ايرانيان علاقمند به اقامت در داخل کشور اعلام کرد. آن هم بلافاصله پس از آن که دولت وي، لايحه "عفو عمومي" را – براي تسهيل فرايند بازگشت هموطنان – تقديم مجلس کرده بود.

در چنين فضايي، در جلسه ديدار با رئيس جمهور، "پنج تن از ايرانيان ساکن آمريکا طي سخناني آمادگي جامعه ايراني مقيم آن کشور را براي سرمايه گذاري علمي و اقتصادي در ايران اعلام کردند." [جهان اقتصاد، 16 شهريور 79]... و در اين زمان بود که ناگهان تريبون هاي يک جريان سياسي خاص [همان جرياني که در جريان سفر محمود احمدي نژاد به آمريکا، با ايرانيان مقيم خارج مهربان شده بود] واکنش هايي غير منتظره نسبت به ايرانيان ساکن آن سوي آب ها نشان دادند.

مطابق معمول، نخستين حمله را، روزنامه کيهان آغاز کرد. کيهان درست در فرداي روز برگزاري جلسه خاتمي با ايرانيان مقيم آمريکا، به صراحت نسبت به هر گونه احتمال تصويب لايحه دولت توسط مجلس- در مورد تسهيل بازگشت ايرانيان به کشور- هشدار داد: "بعيد به نظر مي رسد قانوني در مجلس به تصويب برسد که همه انقلاب و انقلابيون را بدهکار کساني قرار دهد که علاوه بر ابراز دشمني با اين نظام، در روزهاي سخت حادثه از کشور گريختند و با پناه بردن به بيگانه مشغول خوشگذراني و عياشي شدند ... اجراي طرح مذکور مي تواند کشور را با مخاطره امنيتي مواجه کند." [سرمقاله کيهان، 16 شهريور79]

يک روز بعد، نوبت به ارگان جمعيت مؤتلفه اسلامي [17 شهريور 79] رسيد که هموطنان دگرانديش مقيم خارج را به سادگي به سه گروه تقسيم کند: "1- تروريست ها؛ 2- افرادي که تروريست نيستند، اما "مزدور بيگانه" هستند؛ 3- افرادي که اصلاً سياسي نيستند اما اهل "فساد" و "ابتذال" و "فحشا" محسوب مي شوند: "ضد انقلاب فراري از ايران ... عده اي از آنها کار تروريستي نکرده اند، اما از نظر اقدامات فرهنگي و اجتماعي و سياسي مزدوري بيگانگان را کرده اند ... جمعي از آنها کار سياسي ندارند اما دچار انواع و اقسام فسادها و ابتذال ها و فحشا شده اند."

دو روز بعد، اين بار نوبت روزنامه جمهوري اسلامي [19 شهريور79] بود که حتي پيشنهاد "محاکمه" ايرانيان دگرانديش مقيم خارج را بدهد که به زعم اين روزنامه، "مزدور" و "خائن" بودند: "افراد مزدور و خائن در صورتي که حاضر باشند تن به محاکمه قانوني بدهند، مي توانند به وطن برگردند ... مردم به کسي رأي مي دهند که به مجلس برود تا مجرمان و خائنان به کشور را از تعقيب قانوني معاف کند؟" ... و اين داستان تا به آنجا ادامه مي يافت که به فاصله اندکي پس از ديدار خاتمي با ايرانيان در نيويورک خبر مي رسيد: "رئيس جمهور در پي سفر به آمريکا، کميسيون ويژه اي را مسؤول رسيدگي و رفع موانع و ايجاد رابطه با ايرانيان مقيم آمريکا کرده، اما کار شکني برخي مقام هاي ذينفوذ خارج از هيأت وزيران موجب شده تا علي رغم پي گيري هاي مکرر دفتر رياست جمهوري هيچ اقدامي در اين زمينه صورت نگيرد." [همبستگي، 5 آبان 79]

آموزنده آن که حتي پس از منتفي شدن هر گونه "احتمال" ايجاد تسهيلات براي بازگشت ايرانيان مقيم خارج از کشور، همچنان تريبون هاي محافظه کاران تا مدت ها دنباله موضوع را رها نمي کردند و در اين مسير، حتي از حمله مستقيم به "نخبگان" ايراني مقيم ساير کشورها نيز ابايي نداشتند: "نخبگان يا مغزها، همان روشنفکراني هستند که با افکار وابسته خود، جامعه را دچار ناهنجاري هاي فکري، تئوريک و عملي مي کنند. دغدغه ملي "نخبه دوستان" و فداييان مغزهاي فراري را مي توان در شعار "ايران براي ايرانيان"، به کنکاش نشست، يعني بازگرداندن فراريان اعم از مجرم يا فراري به کشور و پيشگيري از فرار پيروان آنها ... کرنش در برابر "مغزهاي فراري" موج سازي ديگري است تا عناصر تجديد نظر طلب مرتد و کافر را در کنار معاند و محارب به حلقه خودي ها وارد کنند." [ارگان انصار حزب ا...، 21 دي 79] ... و قس علي هذا

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

نهايت آن که با توجه به چنين سوابقي، وقتي جرياني سياسي که در گذشته، ايرانيان ساکن ساير کشورها را "مرتد"، "کافر"، "مجرم"، "خائن"، "مزدور"، "عياش"، "آلوده به فحشا" و ... مي دانسته، به ناگهان در جريان سفر محمود احمدي نژاد به آمريکا، نسبت به اين ايرانيان مهربان مي شود، لابد يکي از دو احتمال زير رخ داده است: نخست، جريان مزبور به اشتباه بودن ديدگاه هاي گذشته خود در مورد هموطناني که در ايران زندگي نمي کنند، پي برده است. دوم، تغيير لحن اين جريان، چيزي جز يک "بازي تبليغاتي" براي زمان سفر رئيس جمهور محافظه کار به آمريکا نيست.

قضاوت در مورد ميزان مقبوليت هر يک از دو احتمال فوق را، به خوانندگان مي سپاريم.

در همين زمينه:

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'وقتي "مرتد"ها عزيز مي شوند، حسين باستاني، روز' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016