دوشنبه 11 مهر 1384

شجاعت صلح، عليرضا حقيقی، روز

"این قعطنامه(۵۹۸) یاد اور توافقات ننگین ورسای است وایران به هیچ وجه آن را نخواهد پذیرفت "[ از اعلامیه وزارت امور خارجه، مرداد۱۳۶۶،یازده ماه قبل از قبول قطعنامه پايان جنگ هشت ساله]

انچه باعث شد ايران، عليرغم اين موضع گيری تند و راديکال علیه فعطنامه ۵۹۸ - که علاوه بر مواضع وزارت امور خارجه، در اظهارات اکثر مقامات سیاسی از جناحهای مختلف آن زمان نیز مشاهده می شود، و امکان هرگونه مصالحه ای را مسدود کرده بود - چند ماه بعد قعطنامه را پذيرا شود، به تغییر معادلاتی در سطح جبهه ها، موقعيت اقتصادی داخلی و نيز حضور و اقدامات نظامی نيروهای امريکايی در منطقه برمی گشت. همین واقعیت مقامات تصميم گيرنده را در مقابل گزینه حفظ نظام و ادامه درگيری و جنگ با عراق قرار داده بود . با توجه به شعارهای تندی که علیه سازش و سازشکاران سر داده شده بود ، تنها رهبرفقید انقلاب بود که شجاعت ابراز پذيرش صلح وقبول مسئولیت در ميان مقامات را داشت، زیرا در فضای رادیکال ان زمان این کار از فرمان برای ادامه جنگ به مراتب دشوارتر بود.

با آنکه ایشان، دو ماه قبل از آن در پاسخ به انتقادات مهندس بازرگان که پرسیده بود تا چه زمانی جنگ امتداد پیدا خواهد کرد؟ بر روی تدوام جنگ تا آخرين نفر، آخرين منزل و آخرين قطره خون تأکيد کرده بود. اما مصلحت کلی نظام مانع از ان نشد که ایشان از تغییر نظر کلی نظام در این باره خودداری کند.

در اجلاسی که با حضور همه مقامات بلند پایه نظام ،برای تصميم گيری در مورد چگونگی پذیرش قعطنامه تشکيل شد، بعد از قرائت نامه امام خمينی در مورد ضرورتهای دلايل پذيرش قطعنامه، آقای خاتمی که در ان زمان ریاست تبلیغات جنگ را به عهده داشت با شک و دو دلی اظهار داشت اگر قطعنامه صلح را بپذيريم بعداً" پاسخ تاريخ" را چه بدهيم؟ زيرا تا همين هفته ماشعارتا آخرين سنگر، تا اخرین نفر را مطرح می کرديم و سمينار برای آن برگزار کرديم. پاسخی که از سوی یکی از افراد ذی نفوذ به آقای خاتمی داده شد، آن بود که حالا عجالتا " تاريخ" را فراموش کنيد و برای معضلی که نظام با آن روبروست پاسخی بیابید.

اکنون نيز مقامات مسئول ايرانی بزعم برخی بايد فکر کنند می خواهند صرفا برای تاریخ پاسخ مناسبی داشته باشند و يا با بهره گیری از توان ملی و امکانات دیپلماتیک وپرهيز از افزايش تنش، که کلیت و وحدت کشور را از جنبه های مختلف به خطر می اندازد، بر چالشی که ایزان با ان روبروست فایق آیند؟

از تجربه دیپلماسی ما در ارتباط با عراق درسهای زیادی می توان در بحران هسته ای کنونی اموخت. در آن زمان با آنکه عراق متجاوز بود، اما از جنبه دیپلماتیک ما فقط توانستیم سوریه (آن هم با دادن چند میلیارد دلار نفت مجانی ) را با خود همراه سازیم. و نظام بین المللی با آنکه حق با ما بود ،از عراق جانبداری می کرد . و دستاورد دیپلماسی ما اجماع دنیا بر علیه مابود. زیرا هنوز معادلات بیر حمانه نظام بین المللی را نیاموخته بودیم.

تنها پس از صلح بود که ماهیت تجاوز کارانه و جنایتکارانه رژیم صدام حسین در تجاوز به کشورهای دیگر اشکار شد. به خوبی معلوم بود در پس شعارهای رادیکالی که ما سر می دادیم نظام تبلیغاتی بین المللی ، اجازه نمی داد حقیقتی اشکار شود.

مذاکره وهمکاری یا تهدید و رویارویی

در دیپلماسی جنگ با عراق، این تجربه تا ریخی به خوبی آموخته شد که لحظات برد و پیروزی در نبرد دایمی نیستند و اگر از ان لحظات برای تحقق صلح استفاده نشود و صرفا با انها دامنه آمال و آرزوها را گسترش دهیم، در حوزه ملی می تواند خسارتهای جبران ناپذیری بر جای بگذارد

اکنون چالش ایران و آمریکا در حوزه هسته ای به مراحل حاد خود نزدیک می شود . آمریکا مدعی است که" این کشور راه همکاری ومذاکره را انتخاب کرده و ایران راه رویارویی و تهدید را در پیش گرفته است". نماینده آمریکا در آزانس بین المللی انرزی اتمی مدعی است" اگر دولت ایران به تعهدات بین المللی خود احترام بگذارد و ازادی ومدارا را پاس بدارد، دوستی بهتر از امریکا نخواهد داشت"۲. ظاهر و طنین این عبارات آشتی جویانه است و از اراده ای مصمم برای سرنگونی جمهوری اسلامی حکایت نمی کند واز عبارت محور شرارت فاصله گرفته است . هرچند آمریکا سخن از مذاکره می زند، اما برخلاف مورد کره شمالی مایل نیست در مذاکره با ایران شرکت کند و صرفا ایران را به سمت مذاکره با سه کشور اروپایی دعوت می کند . خانم کوندالیزا رایس بدون هیج استدلال موجهی گفته بود امریکا ضرورتی برای حضور در این مذاکرات احساس نمی کند.

اما مقاما ت ایرانی که در بی اعتمادی کامل نسبت به نیات آمریکا به سر می برند، اکنون فرصت مناسبی برای ازمون مواضع صلح طلبانه آمریکا به دست اورده اند.

استراتژی مذاکره با همه کشورها

از بندهای پيشنهادی ايران، برای مصالحه هسته ای که در سخنرانی رئيس جمهور در سازمان ملل و نيز آقای دکتر لاريجانی در جمع ايرانيان مقيم آمريکا مورد تأکيد قرار گرفته بود، مذاکره با تمام کشورها در مورد مسأله هسته ای است. دکتر لاريجانی در پاسخ به اين سوال نگارنده که آيا اين " همه کشورها " که بدون شرط ذکر شده و قید تخصیص ندارد شامل آمريکا هم می شود، پاسخ داد: بله، اگر مذاکره هدف و چارچوب داشته باشد.
و در پاسخ مجدد به این سوال که چرا این موضوع از سوی ایران اعلام نمی شود تا موضع آمریکا سنجیده شود، چون اروپا نشان داده که فاقد تو انایی در دادن امتیازاتی است که دلنگرانیهای ایران را در حوزه های مختلف را بر طرف سازد، وی تأکيد کرد که مشکل آمريکا با ايران مشکل مذاکره نيست، بلکه آنها قصد دارند از هر نوع دستيابی ايران به تکنولوژی پيشرفته اعم از هسته ای و غيرهسته ای جلوگيری کنند. ايشان معتقد بود پيشنهاد مذاکره از سوی ايران می تواند در چنین شرایطی از سوی آمريکا به عنوان ضعف تلقی شود.

واقعیت این است که اگر پيشنهاد مذاکره را ايران بعد از حمله آمريکا به عراق داده بود که آمریکا مغرور از فتح برق آسای بغداد بود ، می توانست با چنين تفسيری روبرو شود، اما نبايد فراموش کرد که آمريکا نيز با مشکلات و بحرانهای متعددی در حيطه بين المللی و داخلی روبروست، و از اين بابت موقعيت بسيار خوبی برای ايران فراهم آمده است. اتخاذ چنین موضعی هرچند ممکن است با چنین تفسیری از سوی آمریکا روبرو شود، اما در واقع در آوردگاه تبلیغاتی، ایران موضع معقولانه تری را اتخاذ کرده است. و تبلیغاتی را که مایل است نشان دهد ایران باعث شکست مذاکرات دیپلماتیک بوده است خنثی می سازد.

دولتمردان ایران نباید هراسی از تغییر موضع خود داشته باشند، سلوک ومنش در حوزه اخلاقیات فردی که افراد را متصلب ویا سازش ناپذیر جلوگر میسازد و تحسین دیگران را به همراه دارد، نباید به حوزه سیاست عمومی که انعطاف و سازش جزو ضرورتهای اولیه ان به شمار میرود تعمیم داده شود

راه های خروج از بحران

از این منظر ،ايران بايد از موضع انفعالی خارج شده و آمريکا را در برابر آزمون صلح طلبی قرار دهد. ايران می تواند در مرحله نخست با اعضای دائمی شورای امنيت و سپس با آمريکا مستقيماً مذاکره کند. بعد از عذرخواهی خانم البرايت( فوریه ۲۰۰۰)، و قبل از حمله آمريکا به افغانستان( اکتبر۲۰۰۰)، اکنون فرصت طلایی دیگری برای ايران فراهم آمده است که از موضع عزت و مصلحت بر سر دل نگرانی هايش با آمريکا مذاکره کند. چنین تصمیمی علاوه براینکه جناحهای جنگ طلب در آمریکا را به انزوا خواهد کشانید، از جنبه روانی در بازار بورس و اقتصاد ایران که اکنون با بحران روبروست، تاثیر مثبتی بر جای خواهد گذاشت. در حالی که تداوم سیاست کنونی، باعث افزایش جنگ تبلیغاتی علیه ایران، و نیز افزایش فشارها علیه ایران خواهد شد.

طبيعی است که فشارهای بين المللی نمی تواند منجر به تغيير نظام شود، اما می تواند منابع قدرت ايران را تحديد کند، و اين برای جامعه ای که بعد از سالهای طولانی جنگ و بحران، به لطف افزايش قيمت نفت، تحولات بين المللی و واقع بينی سياسی در داخل، امکان جهش در موقعيت منطقه ای خود را پيدا کرده است، چندان مناسب نيست و دولت حاضر را از دستیابی به همه اهداف معنوی، که در صدد کسب انهاست، باز خواهد داشت.

انچه که اکنون مهمترین چالش میان ایران و امریکا در حوزه هسته ای محسوب می شود به مسئله غنی سازی برمی گردد، هرچند اتخاذ سیاست پیشبرد غنی سازی به هر قیمت از سوی مسئولین تکرار می شود. اما بنظر می رسد که این امکان وجود دارد که ایران موضع انعطاف پذيرتری به خود بگیرد. زیرا ایران بدنبال بازی برنده- برنده است و معتقد است آمریکا بدنبال بازی برنده- بازنده است.

تحقق بازی برنده- برنده در وضعیت کنونی که مذاکرات به بن بست رسیده، نیازمند آن است که ایران پیشنهاد مشخص خود را در مورد اینکه تحت چه شرایطی و اخذ چه امتیازاتی حاضر است برنامه تعلیق را داوطلبانه تمدید کند، بطور صریح روشن سازد. زیرا اگر این امتیازات این امکان را به ایران بدهد که با لغو تحریم آمریکا،بخشهای دیگر اقتصادی و تکنولوژیک خود را سریعا ً ارتقاء دهد و در عین حال دغدغه های امنیتی اش نیز برطرف شود آنگاه محاسبات ایران می تواند تغییر کند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دولتمردان ایرانی دائما بر بعد ملی این پرونده تاکید می ورزند ، طبیعی است ارتقاء تکنولوزیک ایران بر قدرت و اهمییت استراتژیک ملی می افزاید . اما برخی معدود جناحهای سیاسی بر این باورند که اگر در حل این پرونده بتوانیم در مقابله با آمریکا وغرب ، پیروز شویم و روی آنها را کم کنیم ، دیگر مخالفین داخلی حساب کار خودشان را خواهند کرد. طبیعی است که این چنین فکری به ابعاد ملی قضیه نمی اندیشد. به همان اندازه که قدرت تکنولوزیک ، باعث غرور و افتخار ملی است،در عین حال نماد صلح طلبی و حیثیت بین المللی ایرانیان نیز دارای چنین اهمیتی است .

این پرونده آن گاه می تواند جنبه ملی به خود بگیرد که اکثریت مردم ایران احساس کنند دولت ار هر کوششی برای صلح فروگذار نمی کند . وشجاعتش برای تحقق صلح به اندازه صلابت و پایداریش برای مقاومت ودفاع است. اعلام امادگی ایران برای مذاکره با آمریکا ، توجیه لازم را در افکار عمومی ایجاد می کند و چنین اعلام می شود که ایران راه مذاکره و گفتگو را به جای تهدید و رویارویی انتخاب کرده است، و دولتمردان اسیر شعارهای سیاسی نشده، به سرنوشت وموقعییت شهروندان، بیش از هر چیز دیگری می اندیشند. دولتمردان با اتخاذ چنین روش خواهند گفت که در این مسیر حاضرند ابروی خود را با خدا معامله کنند. در پیامد چنین رفتاری است که شهروندان هزینه های سیاسی- اقتصادی این مسیر را خواهند پذیرفت.

۱-در عهد نامه صلح ورسای، طرفهای پیروز جنگ جهانی اول علیه طرفهای مغلوب تصمیماتی غیر عادلانه و تحقیر امیز اخذ کردند و انها را مجبور به قبول ان توافقات کردند .

۲-گفتگوی مریم احمدی با گریگوری شولته نماینده آمریکا در اژانس بین المللی اتمی، رادیو فردا

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'شجاعت صلح، عليرضا حقيقی، روز' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016