شنیدن سخنان اخیرمحمود احمدی نژاد در مورد محو اسرائیل از نقشه جهان و جهان بدون آمریکا یادآور شعارهای پوچ سالهای اول انقلاب و جنگ بود، شعارهائی چون : صدور انقلاب به سراسر جهان ،فتح کاخ کرملین و کاخ سفید ، راه قدس از کربلا می گذرد و ... شعارهائی که هرگز جامه عمل به تن نکردند وخیالاتی بیش نبودند که ازذهنی بیمارناشی میگردید.
در هفته گذشته با انتشار سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس جهان بدون صهیونیزم بار دیگر سیاست خارجی ایران دچار بحران گردید و دور تازهای از تهاجمات دیپلماتیک علیه ایران آغاز شد.
اظهارات خام محمود احمدینژاد واکنش دولتهای غربی را بر انگیخت و در پی آن کشور اسرائیل خواستار اخراج ایران از سازمان ملل گردید. دبیر کل سازمان ملل ازاظهارا ت رئیس جمهور ایران ابراز ناخشنودی نمود و شورای امنیت سازمان ملل این اظهارات را محکوم کرد.
دیگر کشورها هم به نوعی این اظهارات را محکوم نمودند ،گرچه بیزاری از اسرائیل و صهیونیزم در جهان عرب کمتر ازایران نیست اما کشورهای عربی از سخنان احمدی نژاد استقبالی نکردند و به آن واکنش جدی نشان ندادند . صائب عریقات، مسئول مذاکرات صلح در تشکیلات خودگردان فلسطینی در گفتگو با بی بی سی گفت: ایران بهتر است به جای اینکه اسرائیل را از نقشه جهان محو کند، کمک کند تا فلسطین بر نقشه جهان ظاهر شود.
دستگاه دیپلماسی ایران سرگردان از اظهارات رئیس جمهوری در ابتدا برای تعدیل اظهارات رئیس جمهور و کاهش تنش در روابط بین الملل اعلام نمود که ایران اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و سرانجام وزارت امور خارجه اقدام به صدور بیانیهای نمود، این بیانیه تاکید بر تعهدات ایران به منشور سازمان ملل متحد که بخشی از آن احترام کامل به موجودیت کشورهای عضو از جمله اسرائیل است.این اقدام دیر هنگام وزارت امور خارجه جهت دادن اطمینان به جامعه جهانی بود که ایران به هیچ وجه قصد ندارد علیه اسرائیل وارد عمل شود.
اگر چه بعد از انقلاب ایران کشور اسرائیل را به رسمیت نشناخته است و همواره شعار نابودی اسرائیل از بوقهای تبلیغاتی رژیم ایران سرداده شدهاست وگروهها و اشخاص غیر مسئول خواستار نابودی اسرائیل بودهاند وجز کمکهای مالی و نظامی به شبه نظامیان فلسطینی اقدامی دیگر نشدهاست ،اما در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی و محمد خاتمی با چنین لحنی از ضرورت نابودی اسرائیل سخن گفته نشد. و اظهارات اخیر رئیس جمهوری منتصب تازگی دارد.اگرجمهوری اسلامی مشکل پرونده هستهای را با جامعه بینالمللی نداشت و روابط ایران با غرب در یک حالت عادی بود کسی توجهی به اظهارات محمود احمدینژاد نمیکرد و جامعه جهانی اظهاراتی از این نوع را فقط شعار تلقی میکرد.
در شرایط حاضر که روابط ایران با غرب بخاطر فعالیت های هستهای ایران به تیرگی گرائیده و مذاکرات هستهای ایران با اتحادیه اروپا به بن بست رسیده ودرماه آتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر تشکیل جلسه میدهد تا در مورد ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت تصمیم بگیرد ، اظهارات احمدی نژاد بهانه مناسبی بودبرای کشورهائی چون آمریکا و اسرائیل که خواستار ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت هستند.
برای آقای محمود احمدینژاد عرصه کلان سیاسی ناشناخته است و ایشان با اظهارات ناپخته خویش باردیگر در روابط بینالملل ،دیگر کشورها را به چالش طلبید، هرچندسخنرانی های پیشین ایشان بعد از تسخیر کاخ ریاست جمهوری و در مجمع عمومی سازمان ملل جای تامل دارد . براستی بی دانشی و کم تجربگی ایشان در مسائل سیاسی منجر به چنین اظهاراتی از سوی وی گردیده یا اینکه این اظهارات از قبل برنامه ریزی و دیکته( از سوی مدرسین مدرسه حقانی) شده است؟ آیا با توجه به رویاروئی نزدیک ایران و غرب در خصوص فعالیتهای هستهای ، جمهوری اسلامی خود را اماده این مقابله می کند؟ آیا رئیس جمهور ایران با ابراز این سخنان قصد حمایت کشورهای اسلامی و مخالف اسرائیل را در جهان دارد تا در بحران هستهای تنها نماند؟
در هر حال چه سخنرانی آقای احمدینژاد از روی جهل یا عمد باشد این اظهارات خدمت بزرگی به کسانی بود که خواستار شدت عمل و سختگیری در مورد ایران می باشند و شادمانی پنهان آنها از این مسئله کاملا روشن است.آقای احمدی نژاد ، مراد وی(شیخ مصباح) وحامیان ایشان باید بدانند که سیاستهای جهانی دنیای امروز را قدرتهای بزرگ بین المللی تعیین میکنند نه شعارهای پوچ .